اگرواکولوژی
اگرواکولوژی
کشاورزی زیستی (کشاورزی ارگانیک، طبیعی یا آلی)، نوعی کشاورزی است که در تولید و فرآوری محصولات آن از کودهای شیمیایی، سموم، هورمونها و دگرگونیها و دستکاریهای ژنتیکی استفاده نشود و همه مراحل تقویت زمین، کاشت و برداشت با استفاده از نهادههای طبیعی (همچون کود زیستی، کمپوستها، حشرات سودمند، ریزاندامگان کارآ یا EM ) باشد.كشاورزي ارگانيك سيستمي توليدي است كه سلامت خاك، اكوسيستم ها و انسان را پايدار مي سازد و بر فرايند بوم شناسانه، تنوع زيستي و چرخه هاي سازگار با شرايط محلي تكيه دارد[۱]. فراوردههای کشاورزی زیستی در کشور ما با نام محصولات سالم و در کشورهای اروپایی وامریکایی با نام کشاورزی زیستی (به انگلیسی: Organic farming) و یا کشاورزی بیولوژیک (Bio) شناخته میشود. کشاورزی زیستی، یک سیستم مدیریتی جامعی است که کمیت و کیفیت محصولات از تولید تا فرآوری و انتقال به مصرف کننده، سلامت خاک، گیاه، حیوان، انسان، میکروارگانیسمها، محیط سیاره زمین بعنوان یک موجود زندة واحد، اصول اکولوژوکی، محیط زیست، اصول عدالت و روابط اجتماعی، احترام به مخلوقات و اصول پایداری زیستی در آن مد نظر است.
|
|
|
کود دارای انواع بسیاری مختلفی است که هر کدام دارای خصوصیات مختص به خود میباشد .
محتوی کربن خاک براساس کود دهی در صورتیکه تناوب مورد کشت برای سیستم زراعی بصورت غله و علوفه تکرار شود: محتوی کربن خاکی که با کود دامی تغذیه شدهاست بسیار بیشتر از سیستمهای دارای کود دهی شیمیایی و بدون کود بوده همچنین روند افزایش آن آشکار است. طبق نمودار زیر کشاورزی زیستی ترتیب کربن و مواد معدنی و حشرات سودمند مانند کرم خاکی و ریزاندامگان(میکروارگانیسم ها) در خاک بسیار بیشتر از کشاورزی رایج است.
جنبههای اقتصادی کشاورزی زیستی: یک نظام کشاورزی پایدار، طبق تعریف باید جواب گویی نیازهای نسل کنونی، بدون مخاطره انداختن نیازهای نسل آینده باشد، ضمن این که بایداز نظر اقتصادی برای کشاورزان و جامعه به طور کلی پایدار و امکان پذیر باشد. کشاورزان زیستی با کشت چندین محصول در یک زمان که اغلب با دامداری همراه است تنوع شغلی خود را افزایش میدهند. تنوع، مخاطرات اقتصادی را کاهش میدهد و باعث خودکفایی در زمینه عناصر غذایی، تغذیه دام، مواد آلی خاک و انرژی میشود.
بسیاری از کشاورزان با تجربه زیستی، عملکرد محصولشان برابر یا بالاتر از متوسط عملکرد نظامهای کشاورزی رایج است. تفاوت بین متوسّط عملکردها، نه تنها عملیات زراعی متفاوت بلکه تفاوت مهارتها را نیز نشان میدهد. اختلاف عملکرد به نوع محصول بستگی دارد. گیلفور وگالدن (۱۹۹۹)عملکرد محصولات در مزارع زیستی و رایج را در مرغزارهای شرقی [ایالات متحده] مقایسه نمودند. عملکرد گندم، جو و یولاف زیستی ۷۵ ٪ عملکرد محصولات در نظامهای رایج بود. متوسّط عملکرد نخود فرنگی، کلزا و کتان زیستی حدود ۵۰٪ متوسّط عملکردهای رایج بود.در محصولات باغی، عملکردهای زیستی اغلب کمتر از عملکردهای رایج است.
در این منطقه اگر چه مقدار نیتروژن خاک کافی بود، امّا فسفر و گوگرد مزارع زیستی کم بود و ممکن است عامل کاهش عملکرد محصول بوده باشند. بیشترین در دوره گذار از کشاورزی رایج به زیستی وجود دارد. طی این دوره پاداش و یارانهای وجود نداشته و عملکردها پائئی هستند. گاه کشاورزان میتوانند یارانه اندکی برای تولید در دورهٔ گذار از طریق فروش محصول باقیمتی بیشتر از قیمتهای رایج ولی کمتر از قیمتهای گواهی شده زیستی دریافت کنند. طی مراحل اولّیه گذار، برخی از کشاورزان افت عملکردهای تا حدود ۳۰ ٪ گزارش کردهاند. با گذشت زمان، عملکردها طی سالهایی که تحت مدیریت زیستی هستند افزایش مییابد، به طوری که کشاورزان تجربه به دست آورده و خاک حاصل خیز میشود. برخی کشاورزان دریافتهاند که برای افزایش مجدد عملکرد تنها به چند سال زمان نیاز است. این امر بیشتر در مورد کشاورزانی صادق است که در گذشته نیز حداقل نهادهها را بکار می بردهاند. دیگر کشاورزان که به علف کش ها، کودها و آفت کشها وابستگی زیادی داشتهاند، دریافتهاند که زمانی طول میکشد تا عملکردهایشان افزایش یابد و به ثبات برسد. پدیده گرم شدن جهانی به طور فزایندهای الگوهای آب و هوایی غیرقابل پیش بینی را بوجود آورده است. مزارع زیستی زمانی که در معرض تنش خشکی، گرما، بارندگی مفرط یا هوای سرد خارج از فصل قرار میگیرند، عملکرد بالاتری نسبت به محصولات رایج دارند. هم چنین محصولات زیستی مقاومت بالاتری به آفات و بیماریها دارند.
هزینه تولید در مزارع زیستی بدلیل استفاده کمتر از نهادههای خارجی، کمتر از مزارع رایج است. خرید کودهای مصنوعی وآفت کش در این نظام وجود ندارد هزینه علوفه خریداری شده، دامپزشکی و تعویض دام نیز کمتر است. علاوه بر این کشاورزان زیستی هزینه کمتری را برای استهلاک سرمایه گذاریهای مربوط به نهادههایی نظیر ابزارهای ماشین و تجهیزات پرداخت میکنند. رویهمرفته هزینه نهادهها در مزارع زیستی کمتر است. چالش اصلی کشاورزان زیستی کنترل علفهای هرز است. علفهای هرز عامل محدود کننده تولید در مزارع زیستی هستند و کشاورزان زیستی نسبت به دیگر عملیات مدیریّتی، زمان و هزینه بیشتری را صرف کنترل علفهای هرز می کنند. در کشاورزی زیستی، روشهای مکانیکی و دیگر روشهای مدیریّتی جایگزین علف کشها شدهاست. خاک ورزی برای کنترل علفهای هرز پس از سبز شدن گیاه، به شکل سطحی و غیر عمیق انجام میشود تا خاک فشرده نگردد. برخی عقیده دارند که علفهای هرز سبب افزایش نیاز به شخم و هزینههای آن میگردد. در عمل، این تصور صحیح نیست. کشاورزان زیستی با بهبود ساختمان خاک واعمال مدیریّت مناسب دریافتهاند که نسبت به نظامهای رایج، به خاک ورزی کمتری نیاز است. درآمد خالص مزرعه به نظر می رسد درآمد خالص مزارع زیستی کمی بیشتر از مزارع رایج باشد. به طورکلی مخارج کمتر بوده و درآمد بیشتر است (به دلیل وجود یارانه ما به التفاوت قیمت محصولات زیستی نسبت به محصولات رایج).
این ما به التفاوت بسته به محصول وزمان متفاوت است. صنعت زیستی به سرعت در حال تغییر است که این امر منجر به عدم ثبات قیمتها می گردد. به عنوان مثال ما به التفاوت بالا برای یک محصول می تواند برخی کشاورزان رابه سمت تولید و پرورش آن محصول هدایت کند. دراین حالت بازار اشباع شده و قیمت کاهش پیدا می کند. برخی معتقدند که با گذشت زمان، ما به التفاوتها به ثبات میرسد. در یکی از مطالعات نشان داده شد که کشت گندم دوروم، گندم نرم زمستانه و یونجه در مزارع زیستی، حتی بدون پرداخت ما به التفاوت، سود بیشتری فراهم میکنند. در شرایط پرداخت ما به التفاوت گندم دوروم، کتان، گندم سیاه، چاودار پاییزه ویونجه، درآمد زاترین محصولات با یکدیگر یک تناوب پایدار زیست محیطی واقتصادی تشکیل میدهند. در مقایسه محصولات مزارع زیستی و رایج در(کانادا)، کشت لوبیا و ذرت برای کشاورزان زیستی، حتی بدون پرداخت ما به التفاوت، سود بیشتری داشت. غلات پاییزه در مزارع زیستی در مقایسه با مزارع رایج، سود کمتری داشت. سود ناخالص در تمام محصولات در مزارع زیستی بیشتر بود.در گاوداریهای انتاریو، درآمد خالص نظامهای زیستی، ۵۲٪ بیشتر از نظامهای رایج بود(شولوبی ۱ و همکاران، ۱۹۹۹). قیمت بالای محصولات زیستی با کاربرد محصولات کم ارزش تر در تناوب، خنثی میشود. کودهای سبز محصولات مرتعی که به نظر میرسد توانایی بهبود خاک را دارند، بازده اقتصادی بالایی ندارند. کشت مخلوط روشی است که محصولات کم ارزش را در تناوب جای میدهد، ضمن اینکه محصولات باارزش نیز در مزرعه پرورش داده میشود. تناوب زراعی باعث کاهش مخاطرات نیز میشود. با کشت چند محصول به طور همزمان، درآمد مزرعه در مقابل نوسانات قیمت بازار و یا کاهش عملکرد بیمه خواهد شد. به نظر میرسد صنعت زیستی، نه تنها در کانادا به سادگی نمیتواند در حد کفایت، گسترش یابد تااز نظر تقاضا برای آیندهای روشن راضی کننده باشد. بنابراین باید تعداد بیشتری کشاورزان، عرضه کننده گان نهادهها و صنایع تبدیل مواد غذایی را در جهت کشاورزی زیستی تشویق کنیم.
تقاضا برای مواد غذایی زیستی، نه تنها در کانادا، بلکه در امریکای شمالی، ژاپن و اروپا به سرعت رو به افزایش است. این رشد فزاینده باعث نوسان قیمت در بازار شدهاست. به عنوان مثال، در برخی بازارها، تقاضاهای بسیار ویژهای در زمینه کیفیت محصول وجود دارد که سال به سال تغییر میکنند. صنعت زیستی هنوز در حال گسترش است و زیر ساختهای نظامهای حمل و نقل، عمده فروشی و توزیع در مراحل اولیّه شکل گیری است. برخی کشاورزان کنترل بازار را در اختیار دارند. بعضی از آنها اتحادیههای بزرگ و برخی تعاونیهای کوچک را تشکیل دادند که امکانات فرآوری و عملآوری را دارند. کشاورزان اگر بخواهند از ما به التفاوت قیمت برای محصولاتشان استفاده کنند، باید محصولی با کیفیت بالا تولید نمایند که این امر مستلزم اقدامات زیادی است. زمانی که محصولات بر اساس قرار دادهای منعقد شده با کارخانجات محصولات زیستی تولید میشوند، لازم است که کشاورزان تضمین نمایند که نوع واریته و کیفیت محصول مطابق نیازهای خریداران خواهد بود. بیشتر کشاورزان درخواهند یافت که بخشی از محصولاتشان مطابق نیازهای خریداران یا استاندارها نبوده و در بازار محصولات رایج، فروخته خواهد شد و یا اینکه برای تغذیه دام مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
استانداردهای در کشاورزی زیستی شامل اصول و قواعد، پیشنهادات و ضرورتهایی هستند که باید در کلیه مراحل تولید فرآوری و انتقال محصول به مصرف کننده رعایت شوند. و کشاورزان باید همواره آماده بازرسی مزرعه باشند.
کشاورزی زیستی سیستمی است که در صورتیکه از طرف مردم و دولت و نهادهای غیر دولتی به آن توجه شود میتواند منجر به حفاظت و حاصلخیزی خاک در بلند مدت سلامت و تولید بالای محصولات گیاهی و دامی، بالابردن کیفیت و اهمیت غذایی، اثرات مثبت اجتماعی، بازار مناسب و صرفه اقتصادی گردد. خوشبختانه در سالهای اخیر اقداماتی اساسی از طرف بخش خصوصی در ایران انجام گرفته است.
اصول طراحی فضای سبز در محیط های مسکونی

تحولات
انقلاب صنعتی در جهان باعث گردید که شهرها از نظر فضای سبز خارج از الگوی
ارگانیک قبلی که پاسخگوی نیازهای اکولوژیک بود، تکوین یابد. در تعریف کنونی فضای
سبز شامل آن بخش از مناطقی می شود که دارای گیاهان و یا هر گونه سبزینگی اعم از
درختان، گلها و چمن ها را در بر داشته باشد.
تاثیرات
گیاهان در بهسازی شرایط زیست:
یک
هکتار فضای سبز در سال 2500 تا 3000 کیلوگرم اکسیژن تولید می کند که این
مقدار به طور متوسط اکسیژن مورد نیاز 10 نفر را طی یک سال تامین می نماید. برخی
گیاهان مانند گردو، کاج، اکالیپتوس، افرا و زبان گنجشک موادی را در فضا منتشر می
کنند که موجب عدم رشد و مرگ و میر برخی از باکتری ها، قارچ ها و تک سلولی ها می
شود. گیاهان از طریق اکسیژنه کردن و رقیق کردن هوا، آلودگی های آن را کنترل می
نمایند و همچنین ذرات گرد و غبار را کاهش می دهند و به این خاطر است که می توان آن
را ریه های تنفسی شهر نامید، همچنین درختان نقش موثری در جذب سرب هوای آلوده شهرها
دارند و می توانند مناطق مسکونی و کانونهای تمرکز انسانی را در برابر آن حفظ کنند.
کاهش
ردیفهایی از برخی درختان می تواند جلو صداهای آزاردهنده و گوش خراش را تا حدی
گرفته و خطر آن را پایین بیاورد، همچنین ترکیبی از درختچه ها و پوشش زمین وقتی که
به صورت مجموعه ایی مناسب از گیاهان جاذب صدا در آیند موجب کاهش صدا می شوند. انبوهی
از درختان، چرمی بودن برگها و خمش پذیری شاخه ها اجازه می دهد که صداهای ناهنجار
جذب درختان شوند. «پوشش گیاهی خیلی بهتر و ارزان تر از موانع انسان ساخت، مانند
دیوار در کاهش صدا نقش دارند.» (هاریسون، 1974)
پیشنهادات
برای کاهش صدا:
1. بهترین گونه های درختان: افرا، اقاقیا، چنار و
سرو شیراز، کاج ترا و کاج تهران
2. بهترین ترکیب گونه ها: افرا، اقاقیا و چنار یا
ترکیب بیشتری از گونه های با برگ پهن تر و یا میزان صمغ بیشتر
3. فاصله فضای سبز به عنوان حایل بین فرستنده صدا
و خانه های مسکونی، هر قدر عرض پیاده رو بعد از خط میانی سبز بیشتر باشد اثر کاهش
صدا بیشتر است.( بیش از 15 متر)
4. بهترین شکل زمین: زمین شیب دار
5. ارتفاع و تراکم درختان: ارتفاع بیشتر
گیاهان
و به ویژه درختان به صورت دیواره های سبز می توانند باعث تقلیل نور خیره کننده و
انعکاس نوری گردند. یکی از این راهها به وسیله جایگزینی و ارتفاع های متفاوت
گیاهان می توان تشعشع نور را به هنگام روز و شب کنترل نمود.
چهار
بخش از گیاهان مانع فرسایش خاک می شوند که شامل موارد زیر می گردد :
1. برگ های متراکم
2. شاخه های متراکم
3. چند تنه بودن درخچه ها
4. ریشه های افشان
تاثیر
گیاهان برای کنترل شرایط اقلیمی خرد :
در
تمام مناطق گرم و خشک زمین، منافع تاثیر اقلیمی حتی کمترین پوشش گیاهی ، کاملا
قابل توجه است. تجربه نشان داده است که سه درخت سایبان دارد در بخش های شمالی،
جنوبی و غربی خانه های مسکونی به خنک هوا کمک می کند به نحوی که هزینه استفاده از
وسایل خنک کننده را به نصف کاهش می دهند.
درخت
باید در جایی کاشته شود که سایه آن، در گرم ترین روز سال روی قسمت بیشتری از
ساختمان و خانه قرار گیرد. پوشش گیاهی وقتی نزدیک یا مجاور اتاق قرار داشته باشد، اولا
گرمای تابشی را جذب می کند و از انعکاس آن به داخل اتاق جلوگیری می کند و ثانیا
جریان خفیف هوایی که از میان شاخ و برگ درخت می گذرد خنک شده و به داخل اتاق می
رود.درختان می توانند در مقابل باد در محیط های شهری همچون مانع و سپر عمل کرده و
جهت محافظت از بادهای زمستانی در محیط های مسکونی کاشته شوند و به این خاطر هر چه
مانع بلند تر و بهتر باشد، باد پناه آن بیشتر است.
چون
جهت وزش باد در فصول مختلف سال تغییر می کند، موانع گیاهی را می توان طوری برگزید
که به عنوان باد شکن و در تابستان، هادی جریان هوا به محطه مورد نظر باشد. درختان
همیشه سبز که تا زمین شاخه دارند، معمولا در طول سال بیشترین تاثیر را در کنترل
باد دارند. اساسا گیاهان، باد را با انسداد مسیر و منعکس کردن و
بالاخره تصفیه کردن کنترل می کنند. ذکر این نکته ضروریست که جریان هوای سرد از
سوزنی برگان عبور نمی کنند و پهن برگان جریان هوا را از خود عبور داده و آن را
تصفیه می کنند. اگر مانع از درختانی تشکیل شده باشد که دارای ارتفاع زیاد و تاج
فاصله دار از زمین باشد، باد در یک جا تجمع کرده و گرد باد ایجاد می کنند به این
خاطر ترکیبی از گونه ها و اندازه های مختلف گیاهان در قلمرو باد شکن، سطح رویین
ناصافی ایجاد می کند که در کنترل باد موثر تر است. هر چه عمق باد شکن بیشتر باشد
از طول منطقه محافظت شده می کاهد. در این حالت لابلای شاخ و برگ درختان کمترین
سرعت باد جریان خواهد داشت.
یکی
از طرق تامین کمبود رطوبت برای کاهش دمای هوا در مواقع گرم، استفاده از تعرق پوشش
های گیاهی نظیر سطوح چمن یا درختان است. گیاهان پناهگاهی ضد باران نیستند، ولی در
بارندگی خفیف کمی محافظت ایجاد می کنند. می توان در معابر و قسمتهایی که سطوح
همیشه سایه یا گرمای کمی دارند قسمتهای پر سایه را به باغچه و فضای سبز اختصاص داد
که به این ترتیب از عمر یخ ها کاسته می شود.
تاثیر
و کاربرد گیاهان در معماری:
با
توجه به شکل و حجم انفرادی و انبوه هر گونه و ترکیب حجم ها و شکل های گونه ها،
گیاه می تواند به عنوان یک فرم معماری موثر فضا را بسازد. درختان گسترده و سایه
دار می توانند حالت سقف و سایه بان داشته باشند، برای ایجاد فضای مسقف سبز می توان
از گیاهان رونده به کمک نگاه دارنده ها و داربستها استفاده کرد. بوته ها و درخچه
ها حصاری، سطح را مانند دیوارهای یک فضای مشخص تعریف و فضا را محدود می کنند. از
پوشش گیاهی می توان به عنوان یک مانع استفاده کرد و جدایی فضاهای عملکردی با حفظ
ارتباط بصری را ایجاد نمود و این مسئله با ایجاد پرچین ها امکان پذیر است. کاشتن
جهت ایجاد حفاظ، پنهان کردن مناظر نازیباست طوری که باقی چشم انداز به مناظر مقبول
انسان، باز است. کاشتن جهت ایجاد محوطه خصوصی، جدا کردن یک بخش از محیط برای
استفاده ویژه است. به طور کلی برای ایجاد محیطی محفوظ و برای پوشاندن مناظر،
ارتفاع گیاه باید حداقل 2 متر باشد. ارتفاع نهایی گیاهان یکی از ملاحظات مهمی است
که در تعیین کارایی آنها در معماری باید در نظر گرفته شود.
1. ارتفاع قوزک پا برای پوشاندن زمین
2. ارتفاع زانو برای جهت دادن و راهنمای مسیر
3. ارتفاع کمر برای کنترل عبور و مرور و حصارهای
جزئی
4. ارتفاع سینه برای تقسیم فضا
5. ارتفاع بالاتر از دید برای محصور کردن محوطه
های خصوصی
ترکیب
گیاهان در یک محیط یک ساختار فضایی را به وجود می آورد که این ساختار فضایی نتیجه
خصوصیات توپوگرافی، مجموعه گیاهی بوده که در کنار یکدیگر ویژگی های فضایی یک محیط
سبز را به وجود می آورند. ویژگی های گیاهان در ایجاد ساختار فضایی مطلوب به خصوص
در محیطهای مسکونی بسیار زیاد است در واقع گیاهان در یک محیط مسکونی ایجاد جذابیت
نموده و کیفیت آن را در کنار افزایش امکان جذب بالا می برند.
گیاهان
را برای کمک به کنترل ترافیک می توان به کار برد تا هم به زیبایی طبیعت افزوده و
هم عبور و مرور دوچرخه و موتورسیکلت و عابران را کنترل نماید. درختان به عنوان
تعیین کننده مسیر در امر کنترل ترافیک بیش از حصار یا سیم کشی در هدایت راهها
موثرند.
ضوابط
کلی در مورد استقرار درخت در خیابان:
1. درختان باید به صورت یک در میان و در طرفین
قرار گیرد (بدین صورت که درختان دو طرف دقیقا مقابل هم قرار نگیرند بلکه به صورت
یکی در مقابل دو درخت قرار گیرند.)
2. درختان باید در فاصله منظم بدون توجه به حد
زمین قرار بگیرند، این امر به خیابان ظاهری متفاوت می دهد.
3. فاصله درختان از یکدیگر بسته به گونه و خصوصیات
رشد حداقل 750 سانتیمتر باشد.
4. برای یکپارچگی و هماهنگی درختان در یک محل باید
آنها را همزمان کاشت.
5. تمامی درختان در یک خیابان باید از یک نوع باشد
مگر موارد خاص در نظر باشد.
6. فاصله بعضی درختان به طور نمونه نارون، بلوط
سفید 1500 سانتیمتر، درخت سیاره ایی افرا 1350 سانتیمتر، افرای قرمز 1200 سانتیمتر.
7. از شکل و ارتفاع درخت می توان برای تعیین و
مشخص کردن انواع خیابانها استفاده نمود. اغلب مردم تفاوتهای جزئی در نوع درختان را
تشخیص نمی دهند، برای موفقیت در مشخص کردن خیابانها باید تفاوت نوع درختان بارز
باشد.
8. در مواردی که حدود جغرافیایی مشخص برای محله
وجود نداشته باشد، انواع مشخص درخت و الگوهای مشخص می تواند به ایجاد هویت کالبدی
خاص کمک کند، که خود موجب شکل گیری ارگانهای محلی خواهد بود.
9. یک مرکز خرید محلی را می توان با استفاده از
تابلوهای خاص، استفاده هماهنگ از سایبان و یا کاشت متراکم گلهای رنگارنگ به صورت
استثنایی در آورد.
10. ارزشهای
زیبایی گیاهان از یک گیاه تنها به دست نمی آید، بلکه از هم آمیزی عوامل منظر مانند
تپه ها و پستی و بلندی هاست که به محیط زیست زیبایی می بخشد.
11. استفاده
مناسب از درختان به عنوان عوامل زنده و جایگزین مواد مصنوعی در شرایط فعلی امری
کاملا ضروریست. علاوه بر آن گیاهان از نظر بسیاری از ویژگی ها و عملکردها بر مصالح
و مواد مصنوعی برتری دارند. به ویژه از نظر زیبایی شناسی غیر قابل جانشین هستند.
12. کاشت
درختان و درخچه ها در شهرها گروه خاصی از جانوران ، از جمله پرندگان مختلف را نیز
وارد محیط نموده و آن را از حالت سکون و بیروح خود خارج می کند.
مبانی
طراحی فضای سبز :
مبانی
طراحی شامل اصول کلی طراحی فضای سبز است
که ویژگی های کاربردی عوامل و امکانات مورد نیاز برنامه و شرایط لازم را برای
پاسخگویی به نیازهای روانی و اجتماعی قشرهای جامعه و نیز پاره ایی از عوامل فرعی
دیگر را دیکته می کند. به طور کلی می توان مبانی طراحی فضای سبز را در محیط های
مسکونی تابع عوامل زیر دانست :
1. از گیاهان می توان برای هدایت دید ناظر به صحنه
های مختلف طیعت استفاده شود.
2. در مواقعی که بخواهند به گل و گیاه خاص، تشخص
متمایز از بقیه بدهند از گلدان استفاده می کنند.
3. در جایی که مقیاس کوچک است (مثل حیاط منازل
مسکونی کوچک) فاصله و دامنه دید کم است. ÷س قوه ادراک و بینش مقدار زیادی تغییر می
کند. لذا در مقیاسهای کوچک جزئیات بیشتری از گیاهان تک تک دیده می شود و کوچکترین
دگرگونی در رنگ گل و یا برگ، خیلی زود به چشم می خورد.
4. یکی از اهداف مهم در طراحی فضای سبز ،
آفرینش کیفیتی است که بین تجربه و احساس انسان و المان های بزرگ اطراف ما، پلی
تعبیه نماید.
5. یکی از اصلی ترین ارزشهای درختان این است که
برای ساختمان ایجاد مقیاس می کنند.
6. مناظر زیبای طبیعت هرگز متقارن نیستند، ولی
توازنی بین دو سوی محور برقرا است، این تقارن را تقارن نظری می نامند. برای ایجاد
فضای طبیعی و زیبا همیشه باید توازن را در نظر داشت و تقارن نظری کامل به وجود
آورد.
7. امروزه بیشتر معماران منظر، راه حل ناتقارن را
در ایجاد توازن و تعادل توصیه می کنند
بسم الله الرّحمن الرّحیم
درود خدا و رسولش بر امام خمینی(ره) و تمامی شهیدان
اسلام
این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخت
ه شده نیست.امام خامنه ای(مد ظله العالی)
فرارسیدن دهه مبارک و پر افتخار فجر را خدمت امام
عصرعجل الله تعالی و رهبر
انقلاب امام خامنه ای و به تمامی فجر آفرینان و
ملت شریف ایران تبریک
عرض می کنیم.
طراحی فضای سبز........


آموزش تصویری آبنمای سنگی کوچک:

بسم الله
سه سخن شیطان به موسی(ع(
1-اگر به خاطرت گذشت که چیزی به کسی بدهی در دادن آن تعجیل کن والا تو را پشیمان میکنم
2-با زن بیگانه در جای خلوت منشین و الا تو را به زنا می اندازم.
3-هر گاه غضب بر تو مستولی شد جای خود را تغییر ده و الا تو را به فتنه می اندازم
بخدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال
من خورشید مال تو ... ".
ارزوهاتو یه جا یادداشت کن
و یکی یکی از خدا بخواه
خدا یادش نمیره
ولی تو یادت می ره
اون چیزی که امروز داری
ارزو ی دیروزت بوده!!!


خدای من !!!
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی …
میان این دو گمم !!!
هم خود را و هم تو را آزار میدهم …
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی....
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسانها جست و جو نکن خدا آنجا نیست
خدا را در خانه اش هم جستجو نکن وقتی دلت همراهت نیست خدا هم آنجا نیست
پس خدا کجاست؟
خدا آنجاست در جمع عزیزترینهایت
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که بر لب می نشانی
خدا در جشن وسروری است که به پا می کنی
او در جایی است که همه شادند
او در عطر خوش نان است ....
هرچه عمق خراشهای وجودمان بيشتر باشد
خدا برای پـــــر کردن آن بيشتر در وجودمان جای ميگيرد...
بترسید از گناه در حضور شاهــــــــــد
آن هم شاهــدی که؛
فردا خودش قاضــــــــــــــــــــی است
خدایا :
خواهش که هیچ...
التماست می کنم...
دو راهی های زندگیم را بردار...
من همان یک راه را هم شاید اشتباه بروم.......

مبارزه بيولوژيك با آفات گياهي
مقدمه:
در کشورهای مختلف جهان، رشد روز افزون حمعیت موجب نیاز غذایی شدید گردیده که سبب شده انسان در جهت تولید بیشتر محصولات کشاورزی اقدام نماید . انسان همواره از دیرباز با مشکل آفات وبیمارهای گیاهی برای تولید محصولات کشاورزی مواجه بوده وبرای حفظ محصول تولیدی خود به روشهای مختلف با آفات نباتی مبارزه کرده است . با ظهور سموم شیمیایی مختلف تولید وعرضه آن تشویق کشاورزان به استفاده بیش از حد سموم روزبه روز بر وسعت سمپاشی علیه آفات نباتی افزوده شده ویعلت تاثیر سریع سموم کنترل در آفت ومصرف آسان آن ،بدون آینده نگری وتوجه به اثرات سوء مخرب آن بر محیط زیست وانسان ،مصرف سموم شیمیایی بیش ازحد صورت گرفته است . در مدت زمان کوتاهی آثار سوءمصرف بی رویه سموم شیمایی برروی انسان وسایر جانداران، آبهاومحیط زیست آشکار گردیده وضمن از بین رفتن حشرات مفید ودشمنان طبیعی آفت ومقاوم شدن افات نباتی مقابل سموم نه تنها انسان در کنترل آفات موفق نشده بلکه سلامتی انسانها نیز به خطر افتاده است وبا آثار با قیمانده غیر مجاز سموم روی محصولات کشاورزی روز به روزبرشمار قربانیان سموم شیمیایی افزوده شده وبیماری های صعب العلاج نظیرسرطان ، نازاییها،ومسومیت های حاد ومزمن و... از پی آمدهای استفاده بی رویه از سموم بوده است.
بالتوري سبز زنبور براكون
با پیدایش روش مبارزه بیولوژیکی وبکار گیری روشهای تلفیقی در مبارزه با افات نباتی اعم از کنترل زراعی مکانیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی میزان مصرف سموم شیمیایی کاهش یافته وروشهای غیر شیمیایی مبارزه با آفات آغاز شده است .بر این اساس در کشور ما نیز کار شناسان کشاورزی با استفاده از روشهای مبارزه بیولوژیک در قالب مدیریت تلفیقی اقدام به کنترل آفات نباتی در مزارع برنج ،گندم پنبه ، سویا وباغات نموده وبا حمایت از دشمنان طبیعی آفات از قبیل : کفشدوزک , بالتوری , کنه های شکار گر همچنین تکثیر وپرورش حشرات مفید – زنبور تریکوگراما وبراکون با آفات محصولات زراعی مبارزه نموده اند. در منطقه مغان نیز طرح مبارزه بیولوژیک با آفات آغاز شده وکار پرورش ،تکثیر ورها سازی حشره مفید زنبور تریکوگراما وبراکون به منظور کنترل آفات کرم غوزه پنیه ودانه خوار سویا وساقه خوار ذرت صورت گرفته واز طرف کشاورزان پنبه کار ؛ سویا کار وذرت کار منطقه مغان نیز مورد استقبال واقع شده وروز به روز بر تعدا دکشاورزان متقاضی بیولوژیک افزوده میشود
كفشدوزك هفت نقطه اي زنبور تريكو گراما
روشهای مبارزه بیولوژیک:
مبارزه بیولوژیک یعنی استفاده از دشمنان طبیعی (عوامل بیولوژیک )برای کاهش جمعیت یک افت که شامل چند گروه اند ومهمترین آنها عبارتند از :
1- میکرو ارگانیسمها شامل ویروس ،باکتری وقارچ بوده که باعث آلودگی عامل خسارت زا شده واز این طریق آفت را ازبین می برند.
2- پرداتورها یا شکارگرها: این عوامل مستقیماًاز آفت تغذیه وآن را ازبین می برند مثل حشره مفید کفشدوزک که آفت شته را ازبین می برد.
3- پارازیت یا انگها: این عوامل بیولوژیک با تخم گذاری روی بدن آفت از آن تغذیه وبدین طریق آفت از بین می رود ، مثل زنبور براکون که لارو کرم غوزه را ازبین می برد.
4- پاراز یتوئیدها: این دسته انگلها از طریق تخم گذاری روی تخم آفت آنها را ازبین میبرند مثل زنبور تریکو گراما که با تخم گذاری روی تخم کرم غوزه آنرا ازبین می برد.این حشرات مفید (زنبور براکون – زنبور تریکو گراما ) از طریق تکثیر در کارگاه پرورش حشرات مفید (انسکتاریوم )به کشاوزران عرضه وبدین ترتیب جمعیت آنان در طبیعت با رها سازی این زنبور ها زیاد میشود.
5- روش ژنتیکی: مثل تکنیک نر عقیمی که با رها سازی حشره عقیم وجفت گیری با حشره ماده جمعیت آفت کاهش می یابد .
6- استفاده از فرمون ها: استفاده از تله های فرمونی که نوعی ماده شیمیایی جلب کننده هستند ودر تعیین زمان خسارت آفت موثرند فرمرنها شامل فرمون جنسی وفرمون تجمعی هستند که بوسیله فرمون جنسی ازطریق جلب حشرات نر وصید آنها جمعیت نیز کاهش می یابد
اجرای طرح مبارزه بیولوژیک با آفات پنبه، سویا وذرت:
در این طرح که باهدف کاهش مصرف سموم شیمیایی وبه منظور حمایت از حشرات مفید وافزایش جمعیت دشمنان طبیعی آفت صورت می گیرد ،در منطقه مغان در مزراع پنبه وسویا وذرت وبرای کنترل آفات کرم غوزه پنبه،کرم دانه خوار سویا وکرم ساقه خوار ذرت از دونوع ماده بیولوژیک با عنوان زنبور تریکو گراما جهت پارازیت تخم آفت وزنبور براکون جهت پارازیت لارو آفت استفاده می شود .با سر کشی به مزارع پنبه ،سویا وذرت وبررسی آفت ونمونه برداری از جمعیت آفت وتعیین زمان مناسب رها سازی کار مبارزه با افات محصولات زراعی بارهاسازی حشره مفید در مزراع صورت می گیرد . البته جهت پیش آگاهی وتعیین زمان تخم ریزی پروانه آفت بااستفاده ازتله نوری وتله فرمونی نیزاقدام می شود. در ابتدا جهت پارازیت تخم آفت از زنبور تریکو گراما در یک یادو مرحله بسته به در صد تخم اقدام به رها سازی زنبور می گردد .بدین منظور از کارتهای تریکو گراما که روی هریک از آنها مقدار 2%گرم زنبور استفاده وبه فاصله هر10متر یک عدد کارت روی بوته پنیه یا سویا قرار می گیرد . بعد از قراردان کارتها به فاصله 24 تا 48 ساعت زنبورهای تریکو گرامادر مزرعه پخش می شود وبلافاصله شروع به پارازیت نمودن تخم آفت می کند وبدین ترتیب تخم آفت از بین می رود واز این طریق جمعیت آفت کاهش یافته وجمعیت زنبور تریکو گراما افزایش می یابد .زنبور براکون دومین ماده بیولوژیک است که در مزراع پنبه ،سویا وذرت رها سازی می شوند؛
از بين رفتن تخم توسط زنبور تريكوگراما نصب تريكوكارت در مزرعه
این زنبور نسبتاًقوی وفعال بوده ،دارای قدرت پارازیت بالا میباشد .زنبور ماده برا کون لارو آفت راپیداکرده و پس از فلج یا کشتن آن اقدام به تخم ریزی روی لارو نموده وآن را ازبین می برد که بدین منظور از لیوانهایی که داخل هریک از آنها 200عدد زنبور براکون است وبرای هر هکتار 5عدد لیوان (1000عدد زنبور براکون ماده )استفاده میشودکه با ازبین بردن لارو آفت مانع خسارت محصول میشود .عملیات رها سازی زنبور تریکوگراما وبراکون در مزراع پنبه ،سویا وذرت در منطقه مغان بسته به جمعیت آفت وتعدادنسل های آفت بطور متوسط 3تا 4 بار در طول دوره رشد محصول صورت میگیرد.
مبارزه بیولوژیک با آفات گامی موثر در کاهش مصرف سموم وحفظ محیط زیست می باشد . برای موفقیت درمبارزه بیولوژیک با آفات گیاهی با کارشناسان کشاورزی مشورت کنید
تهیه وتنظیم از: سلیمان اصغری کارشناس ارشد ترویج وآموزش کشاورزی
مزايايي كشت گلخانه اي :
1- افزايش توليد در واحد سطح (به عبارت ديگر 10 برابر هواي آزاد ) به اين معني كه مثلا در مورد خيار توليد 20 كيلو گرم خيار در هر متر مربع در گلخانه به جاي توليد 2 كيلوگرم در همان يك متر مربع در هواي آزاد
2- توليد بيش از يك محصول در سال (كه در مورد خيار توليد سه بار در سال و همچنين در مورد گوجه فرنگي توليد دو بار در سال ممكن مي باشد )
3- افزايش كيفيت محصول توليدي (كه با كنترل دقيق و بهتر آفات و بيماري ها با روش هاي كنترل بيولوژيكي و كاهش مصرف سموم كه باعث افزايش كيفيت محصول و افزايش صادرات و حفظ محيط زيست مي شود )
4- صرفه جويي در مصرف آب (با روش آبياري تحت فشار )
5- استفاده از اراضي غير قابل كشت با سيستم هيدرو پونيك (مانند گلخانه هاي پرورش سبزي در كيش )
6- عدم وابستگي توليد به شرايط محيطي و امكان بازار يابي مناسب و تنظيم برتامه كشت مطابق با نياز بازار (مثلا در مورد خيار طوري برنامه تنظيم شود كه زمان برداشت اواخر اسفند ماه باشد )
7- تواوم كار و توليد محصول در تمام فصل هاي سال با توجه با امكان كنترل عوامل محيطي و تنظيم شرايط مورد نياز گياه
8- ايجاد فرصت هاي شغلي مناسب براي جوانان و كار آموختگان كشاورزي و استفاده از اوقات فراغت كشاورزان در فصل هاي پاييز و زمستان
معايب كشت گلخانه اي :
1- هزينه اوليه آن زياد است و قسمت عظيم اين هزينه صرف احداث گلخانه مي شود كه البته در صورت سود مند بودن محصول توليدي اين هزينه حداكثر در سه سال برگشت داده مي شود .
2- نياز به مراقبت دايمي (برخلاف كشت در هواي آزاد كه با مراقبت كمتر ميتوان به سود قابل توجهي دست يافت) در كشت گلخانه اي حتي لحظه اي غفلت ميتواند خسارت جبران ناپذيري وارد كند (مثلا كاهش شديد دما در گلخانه در يك شب سرد زمستاني مي تواند باعث نابودي كامل محصولات گلخانه اي شود)
اهداف كشت گلخانه اي :
1) توليد محصول در محلي كه در آن محصول توليد نمي شود
2) تولد در زماني كه كشت محصول در هواي آزاد غير ممكن است .
در صورت تصميم به كشت گلخانه اي چه بايد كرد؟
1- مشخص كردن بازار فروش sell your crope before planting) ) بايد مشخص شود محصول توليد در كجا به فروش خواهد رسيد
2- تعيين زمان هاي مختلف سال از نظر ميزان فروش محصول توليدي , زمان كسادي و اشباع بازار , و زمان خلاء و نياز شديد بازاز
3- تعيين نوع و ويژگي محصول مورد نياز كه مورد پسند مصرف كننده همان منطقه باشد (مثلا توليد كوجه فرنگي ريز يا درشت , توليد فلفل زرد,سياه ويا ....)
4- جمع آوري اطلاعات هواشناسي منطقه مورد كشت (ميانگين ده ساله حداقل دما در سرد ترين شب سال و ميانگين حداكثر دما در گرم ترين روز سال ,ميانگين ده سال بارندگي , تعداد روز هاي آفتابي, روز هاي ابري , روز هاي يخبندان , ....)
5- تعيين جهت هاي جغرافيايي و جهت وزش باد هاي غالب در منطقه
6- نوع خاك از نظر بافت , ساختمان , PHخاك , ECخاك و عناصر پر مصرف و كم مصرف , ميزان آهك , ظرفيت تبادل كاتيوني ,و....
7- وضعيت آب منطقه از نظر كمي و كيفي كه براي هر متر مربع بستر خاكي گلخانه حدود يك متر مكعب آب بايد در دسترس باشد و نيز بايد مواد حل شده جامد در آب مانند بيكربنات سديم , كلر , فلور آب , در حد مطلوب باشد
8- مسافت گلخانه تا بازار مصرف
9- دستمزد كارگر در منطقه مورد احداث گلخانه
10-جمع آورياطلاعات علمي در مورد كاشت داشت و برداشت و آفات بيماري ها و انبار داري محصول مورد كشت
11-بازديد از گلخانه هاي اطراف جهت جمع آوري اطلاعات علمي و تجربي آنان به منظور جلوگيري از تكرار اشتباه ديگران و .
کی می شود ظهور کنی تاکه بشنوند خلق جهان کلام تو یا صاحب الزمان
روشنی بخش شام تار بیا دل بی صبرراقراربیا
صاحب تیغ ذوالفقاربیا جان به لب آمده بیامهدی
ای امید همه بیامهدی
به گلوی بریده ی اصغر به تن پاره پاره اکبر
به دو دسته فتاده از پیکر دربر علقمه بیا مهدی
یوسف فاطمه بیا مهدی