اثر حاصلخیزی خاک در کشت زعفران   عملیات به زراعی زعفران ( به طور خلاصه ) : با توجه به اینکه اصلاح نبات زعفران از طرق به نژادی امکان پذیر نیست لذا برأی بازدهی بیشتر محصول و ارتقا کمی و کیفی ان باید به عوامل زیر متوصل شد:

 1. زمین انتخاب شده برأی کاشت زعفران باید حاصلخیز بوده و غنی از مواد غذای و الی باشد.

 2. پیازهای درشت و سالم عاری از هر گونه بیماری و الودگی برأی کشت مزرعه انتخاب شود.

 3. ردیف کاری به جای کپه کاری نتیجه بهتری می دهد و عملیات ماشینی را در داخل مزرعه سهل و اسان می کند.

 4. از پیاز های خشک کن و محافظت شده در شرایط خشک و خنک و تهویه شده استفاده شود.

 5.  در هنگام استراحت تابستانی گیاه زعفران از ابیاری ان خودداری شود.

 6. در عمق کاشت پیاز ها دقت شود که در مناطق سرد سیر 15 ـ 20 سانتی متر و در مناطق معتدل 10 ـ 15 سانتیمتر کمتر نباشد.

 7. حتی الامکان در موقع خواب تابستانه با علف های هرز مبارزه شود.

 8. چون هر ساله پیازها به سطح خاک نزدیکتر می شوند افزودن لایه ای معادل 2 ـ 3 سانت متر از کود و خاک و خاکستر سبب حفاظت بیشتر پیازها از تنش های محیطی شده و در عین حال مواد مغذی بیشتری به گیاه می رسد.

 9. به هنگام تهیه زمین از اضافه کردن کود های حیوانی به همراه کودهای شیمیایی لازم که قبلا به مقدار و زمان مصرف ان اشاره شده مایقه ای نشود.

 10. پس از ابیاری سله شکنی زمین ضرورت کامل دارد تا گلها به اسانی بتوانند از خاک بیرون ایند منتهی باید دقت کرد که عمق سله شکنی طوری نباشد که به پیازهای زعفران اسیب برسد.

 11.مبارزه با جوندگان به خصوص انواع موشها از اهمیت زیادی برخوردار است هرگونه سهل انگاری در این خصوص باعث از بین رفتن محصول و استقرار موشها در زمین می گردد. خرگوش و جوجه تیغی از جمله جانورانی هستند که از پیازهای زعفران تغذیه می کنند.

 12.برداشت گل در ساعات اول روز ( 4 ـ 9 صبح ) موقعی که گلها به صورت غنچه باشند باید انجام گیرد.

 13.در خشک کردن گلها باید دقت شود تا رنگ و عطر دلپذیرزعفران محفوظ بماند.

14.بهترین روش خشک کردن زعفران روش توسینگ یا خشک ردن اسپانیایی است که به وسیله هیتر و الک نسوز انجام می شود.

 15.بالاخره زعفران باید در ظروف در بسته فلزی چوبی قلع دار یا شیشه ای در دار از نور و رطوبت و حرارت نگهداری شود.

   چندی از راهای افزایش حاصلخیزی خاک :

   نقش ازت در گیاهان و حاصلخیزی خاک : ازت جز ساختمان کلروفیل بوده و در اثر کمبود ان گیاه به زردی می گراید که این زردی ابتدا از برگهای پایینی و مسن شروع می شود . کود اوره دارای 46 در صد ازت می باشد.

 از ترکیب امونیاک و گاز کربنیک به دست می اید و در صد ازت ان دو برابر ازت سولفات امنیوم می باشد.

 شبدر قادر به تثبیت ازت از طریق همزیستی با ریزو بیوم است. مصرف کود های ازتی جذب فسفر توسط گیاه را افزایش می دهند. کودهای ازتی به دلیل حلالیت زیاد از ابشوئی تلف شده بنابراین کودهای ازتی را هرچه نزدیکتر به زمان کاشت و زمانی مه نیاز گیاه به ازت زیاد است مصرف شود . معمولا کودهای ازته مقداری هنگام کاشت و مقداری به صورت سرک و پس از کاشت مصرف می شود . کود ازتی با افزایش میزان شاخ و برگ و تعرق و نازک کردن اپیدرم حساسیت گیاه به بیماری را افزایش می دهد.

 سولفات امونیوم دارای 21% ازت و 24 % گوگرد می باشد. کود ازتی که بعد از گل دادن به غلات داده می شود مقدار پروتئین دانه را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد و بدین ترتیب کیفیت نانوایی را بهبود می بخشد. بیشتر ازت خاک در مواد الی خاک وجود دارد که به تدریج تجزیه شده و به فرم معدنی در می اید.

 ازت به دو فرم NH4+  و انیونی NH3- از خاک به وسیله گیاهان جذب می شود. عامل محدود کننده تولیدات کشاورزی ی ـ ازت  زیرا معمولا میزان ازت خاک کمتر از مقدار مورد نیاز گیاه برأی تولید حداکثر محصول می باشد. کمبود عنصر ازت میزان اسید امینه علوفه را کاهش می دهد.ازت عنصر اساسی برأی ساخت اسید امینه و پرو تئین است.ازت معدنی در خاک به صورت هاک ازت عنصری ، ازت نیتراتی ، ازت امونیاکی و ازت الی وجود دارد.

 تاثیر ازت در مقاومت گیاه به سرما ـ مقاومت گیاه را کاهش می دهد. زیرا باعث پر اب شدن سلولها و نازک شدن دیواره سلولی می شود.در مناطق پر باران و خاک سبک مصرف کود ازته در چند نوبت توصیه می شود چون به دلیل بارندگی زیاد و نفوذ پذیری زیاد خاک سبک احتمال شستشوی ازت در این شرایط زیاد است و باید ازت را در چند نوبت به خاک اضافه کرد.

تلفات ازت در خاک های کشاورزی:

 با وجود اثرات مفید کودهای شیمیایی در افزایش تولید محصولات مختلف زراعی و باغی در صورتی که استفاده از کودها به همراه اگاهی و علم و چگونگی کاربرد انها نباشد نتیجه حاصله چندان مطلوب نخواهد بود . در زمانهای گذشته متخصصان و پژوهشگران علم گیاهی غالبا نمی توانستند که از مجموع کودهای ازته و ازت معدنی شده خاک فقط 50 % مورد استفاده گیاه قرار می گیرد،و ممکن است ازت به صورت گاز از خاک خارج و یا این که با اب ابیاری و باران از خاک خارج شود. منبع اصلی ازت برأی گیاهان مواد الی خاک می باشد که از باقیمانده حیوان و گیاهان قبلی حاصل شده و به طور طبیعی و یا در نتیجه عمل انسان به خاک  داده شده است.

معمولا کشت و کارهای صحیح و اصولی مقدار قابل توجهی از ازت را توسط گیاه از خاک خارج می شود با افزودن کودهای الی و باقیمانده گیاهی به خاک برگردانده می شود.

اگر کود دامی تازه به صورت جامد یا مایع بلافاصله به داخل خاک برده شود نگرانی از بابت از دست رفتن ازت وجود نخواهد داشت .

در حال حاضر توصیه جهت حفظ تعادل ازت خاک ان است که بقایای گیاهی ،کود حیوان و کود سبز به زمین داده شود تا هم ازت خاک متعادل شود و هم مواد الی خاک باعث بهبود خواص فیزیکی خاک شود.

البته این توصیه ای عام نیست به عنوان مثال زیر خاک کردن بقایای گیاهی در نواحی که بیماری و افتی غالب وجود داشته باشد توصیه نمی شود. حفاظت و افزایش بازده ازت موجود در خاک در درجه اول بستگی به حفاظت خاک از عوامل فرسایشی کم کردن تلفات به علت شستشو و ممانعت از تشکیل تکیبات ازتی فرار در خاک خواهد داشت.

 در ارتباط با فرسایش و جلوگیری از ان متاسفانه در کشور ما اقدامات موثری انجام نشده و پر شدن سدها، جاری شدن سیل و پیشروی کویر و شنزارها معضلات و دشواری های فراوانی  موجب شده است ، هر اینه در ایان جلوی صدمات فرسایش گرفته شود،طبق براوردها زیان اقتصادی تلفات ازت نصف خواهد شد.

در ایران میزان تلفات به خصوص در نواحی مرطوب شمال ایران قابل توجه می باشد، در نواحی که مقدار بارندگی در حدود یک متر و بیشتر است ازت خاک می تواند تا اعماق بیشتر از عمق نفوذ ریشه مهاجرت کند.

 در این نواحی که خاک در اواخر پاییز یخ زده نیست بیشترین تلفات ازت انجام می گیرد. زیرا باران فراوانی باریده و درجه حرارت أتقدر نیست که تعرق و تبخیر تاثیر زیادی در مجموع اب خاک داشته باشد . در این وضعیت می توان با داشتن پوشش گیاهی که کربن انها زیاد است ( به مانند خانواده غلات ) از ازت خاک قبل از شستشو استفاده کرد.

   در نواحی خشک تلفات ازت ناچیز است مگر در محصولاتی که ابیاری فراوانی نیاز دارند. برنج از جمله محصولاتی است که تلفات ازت در ان قابل توجه بوده و روش های کشت و کار برنج راهایی برأی تقلیل و کاهش تلفات ابشویی باق نمی گذارد . در نواحی خشک نیز قسمت اعظم تلفات ازت در فصل بارندگی و در غیبت و فقدان پوشش گیاهی صورت می گیرد.

کشاورزان مجبورند جهت تامین نیاز گیاهان مقادیر بیشتری کود استفاده نمایند. البته ازدست دادن این مقدار ازکود نه تنها باعث اتلاف هزینه های بسیار زیادی می شود بلکه بخاطر وجود بیوره و همچنین تشکیل نمکها و کمپلکس های دیگر در خاک، کاهش راندمان خاک و آلودگی شدید آن ( سفت شدن خاکها) و آلودگی منابع زیر زمینی آب را نیز بدنبال دارد.

 از طرفی با توجه به نقش ارزشمند گوگرد در کشاورزی خصوصا در کشور ما که بیش از نود درصد از زمینهای کشاورزی آهکی و با pH بالا بوده و این مسئله با عث کاهش راندمان جذب عناصر ریز مغذی که از اهمیت بالایی در رشد و نمو گیاهان برخوردار می باشند،استفاده از کودهای اوره با پوشش گوگردی از هر دو جهت باعث افزایش راندمان کشاورزی کشور خواهد شد. همچنین با توجه به فرآیند اوره با پوشش گوگردی با تغییر پارامتر های عملیاتی و شرایط فرآیندیو استفاده از سیلنت های مختلف، امکان تولید محصولات اوره با پوشش گوگردی با درصدهای مختلف گوگرد و سرعت انحلالهای متفاوت وجود دارد و همانطور که از نمودارهای ارائه شده مشخص است استفاده از اوره با پوشش گوگردی با حداقل کیفیت ( حداکثر سرعت انحلال هفت روزه) به مراتب مفیدتر و کاراتر از اوره ( با سرعت انحلال پنجاه ثانیه ای) می باشد.

 لذا با توجه به تاکید وزارت محترم جهاد کشاورزی در خصوص کاربرد گسترده گوگرد ، استفاده از کود اوره با پوشش گوگردی با در صد پوشش های متفاوت ( سرعت انحلالهای متفاوت) به تنهایی و یا بصورت مخلوط با اوره جهت تامین بموقع ازت مورد نیاز گیاه در دوره رشد از کاربرد اوره مناسب تر خواهد بود.

 این مسئله اگر بصورت دقیق بررسی و براساس نوع کشت و نیاز های آن در طی دوره رشد( نیاز هر گیاه به عناصر مغذی متفاوت است)، شرایط آب و هوایی منطقه و آنالیز دقیق خاک اعمال گردد ، باعث افزایش چشمگیر راندمان محصولات کشاورزی ، بهبود کیفی خصوصیات خاک ، جلوگیری از آلودگی منابع آب و کاهش مصرف اوره می گردد و باتوجه به پرداخت یارانه جهت کود اوره از لحاظ اقتصادی کمک بزرگی به اقتصاد کشور خواهد شد.

 لذا لزوم ترویج و آشنایی کشاورزان با کود اوره با پوشش گوگردی و همچنین تعیین استاندارهای لازم جهت تولید و مصرف آن در سطحی وسیع در نقاط مختلف کشور و با توجه به نوع کشت ضروری بنظر می رسد. ( پس استفاده از کود اوره با پوشش گوگردی برأی افزایش ازت ، و افزایش حاصلخیزی خاک می باشد . )   خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی : × خصوصیات فیزیکی : خاک ها از سه فاز  حالت جامد ، مایع ، و گاز هستند . مطالعه فیزیکی این سه فاز ، فیزیک خاک نام دارد و مشتمل بر موارد زیر می باشد : -  دانسیته و تخلخل -  بافت -  ساختمان -  رنگ -  نگهداری و حرکت اب در خاک هر چند بیشتر این خصوصیات خاک از مواد مادری ان به ارث می رسند ولی بعضی تلاشهای انسانی می توانند برخی از این  خصوصیات را تغییر دهند به طوریکه حاصلخیزی خاک تامین شود . ساختمان ودوری که در خاک دیده می شود یک نمونه از خاکی است که نمک هاک سدیمی زیادی دارد . محصولات که در چنین خاکهایی رشد می کنند مشکلات فراون نفوذ پذیری ریشه های گیاهی را خواهند داشت .

 خصوصیات شیمیایی خاک:

 مطالعات مربوط به خواص شیمیایی خاک به خصوصیات شیمیایی خاک که بستگی به ترکیب معدنی ، مواد الی و محیط دارد می پردازد . همان طور که می دانیم ، واکنش هاک شیمیایی هنگامی رخ می دهند که مواد یا ترکیب و یا تجزیه شوند به طوریکه با مواد اولیه از نظر ماهوی تفاوت دارند . واکنش ها در حین انجام یا انرژی از دست می دهند یا انرژی خواه هستند . مواد جدید وقتی به وجود می ایند که پیوند های بین اتمها یا یونها تشکیل می شود ، پیوندهای شکسته می شوند و یا وقتی اتمها ارایش جدیدی به خود می گیرند . یونها اتمهایی هستند هستند که به واسطه از دست دادن یا گرفتن الکترون ها باردار شده اند ، مثبت یا منفی . یمنهای با بار مخالف همدیگر را جذب می کنند ، در حالیکه یونها ی با بار یکسان همدیکر را دفع می کنند . یک مثال ساده ترکیب اکسیژن و هیدروژن و تشکیل اب است . فهم شیمی خاک در فهم تشکیل خاک و حاصلخیزی نقش مهم دارد . چگونگی شکسته شدن سنگها و کانی ها و تبدیل انها به ترکیبات جدید برأی درک چگونگی هوا دیدگی و فرسایش خاک ضروری است . نیز چگونگی تبدیل و تشکیل مواد معدنی خاکها منجر به حاصلخیزی بهتر و روشهای برتر ازمایشهای خاک منجر می شود . هر کانی دارای قالیت و حلالیت و همچنین مقاومت به هوادیدگی منحصر به فرد مس باشد . در کانی هاک مشابه ، ذرات کوچکتر سریعتر حل می شوند به علت اینکه دارای سطح تماس ( در واحد جرم ) بیشتری هستند و این سطح در معرض فرایند هوا دیدگی می باشند.

اثر کود بیو لوژیک در حاصلخیزی خاک : ارزش کود بیولوژیک به دلیل سه خاصیت مهم ان است : تغذیه ای و شیمیایی ( از نظر میکرو ارگانیزم خاک ) و خواص فیزیکی و بهبود خواص بیولوژیک این نوع کود وقتی به خاک داده می شودمانند یک کود NPK  عمل می کند ( 25% ـ 5%25% ) . یعن رای هر مقدار 25 کیلو ازت و 5 کیلو پتا اکسید فسفر و 25 کیلو پتاس فورا در اختیار گیاه قرار می دهد ولی مهمتر ان است که همین مقدار ازت و پتاسیم و 20 کیلو پنتا اکسید فسفر نیز در طول مدت طولانمی به تدریج ازاد و اماده جذب گیاه می شود . غیر از سه عنصر پر مصرف اصلی ، مقادیر چشمگیری از عناصر دیگر از جمله منیزیم و گوگرد و اهن و روی و مس وبر و غیره  در اختیار گیاه گذاشته می شود.

چگونگی اثر منیزیم در حاصلخیزی خاک:

منیزیم یکی از عناصر تشکیل دهنده کلروفیل است . و وجود ان برأی تشکیل کلروفیل در گیاهان ضروری است . منیزیم جزء ساختمان کلروفیل است و ماده محرکه انزیمهاست . مثلا  اگر منیزیم مقدارش در علوفه کم باشد مقدار منیزیم خون حیوان از سطح بحرانی پائین امده و حیوان عارضه ای به نام گیجی علف رنج می برد . منیزیم جزء عناصر پر مصرف می باشد.

    این کود از نظر تولید شدن   به کود بیولوژیک در حال حاضر در هیچ کشور دنیابه این روش تولید نمی شود زیرا به صورت اکتری هاک مفید این نوع کود تولید می شود و چون این نوع کود خاک های کشاورزی را سفت نمی کند و تبادلات هوا زدگی بین خاک و هوا صورت می گیرد و اب باران در زمین فرو رفته که خود باران دارای مقادیر زیاد نیتروژن می باشد.

  اثر طرح پخش سیلاب بر نفوذ پذیری و حاصلخیزی خاک:   کمبود آب در مناطق خشک و نیمه خشک یک معضل عظیم و بحرانی می باشد.

 در حال حاضر این مشکل به شکلهای گوناگونی این مناطق را تهدید می کند. راههای مختلفی جهت مبارزه با این معضل وجود دارد که کشورهای درگیر به روشهای مختلف و با مدیریت های گوناگون با آن برخورد می کنند.

   روش بیو تکنولوژی و جدید برای حاصلخیزی زمینهای کشاورزی:

   استفاده از کپسول های بیو لوژیکی با نام BIODEGRANDABILI در خاک سبب حاصلخیزی سریع زمینهای کشاورزی میشود براساس گزارش خبر گذاری انسا از رم ، استفاده از کپسول یاد شده سبب حاصلخیز ماندن زمین های کشاورزی برأی مدت زمان طولانی و جلوگیری از رویش علف های هرز می شود . با پاشیدن این کپسول پودر بر روی زمن های کشاورزی می توان باعث حاصلخیزی خاک شد . استفاده از این کپسول نیز باعث بهبود کیفیت محصولات برداشت شده از زمین می شود و محیط را برأی پرورش گیاهان اماده تر می کند . این روش توسط برخی از کارشناسان بخش کشاورزی در ازمایشگاه بر روی خاک های مناسب کشاورزی مورد POZZUL CNRDI شیمی مورد بررسی و ازمایش قرار گرفت . ( مثلا : برأی کشت زعفران که نباید خاک علف هرز داشته باشد مفید است ).

  نقش مواد الی در افزایش سطح حاصلخیزی خاک و تغذیه گیاه:

 اهمیت حاصلخیزی خاک: حاصلخیزی خاک توصیف کننده توانایی و قابلیت خاک برای تامین شرایط رشد پایا، بهینه و مطلوب گیاه است. در گذشته حاصلخیزی خاک، صرفاً تامین نیاز عنصری NPK بوده است. پس از آن اهمیت ماده آلی مورد توجه قرار گرفت و سرانجام بحث ریزمغذیها مطرح شد. سپس سیستم دینامیکی زیستی (Biodynamic System) مورد بررسی قرار گرفت که توسط دانشمندی آلمانی به نام Roudolph Steuner ارائه شد و کشاورزی به عنوان یک سیستم پایدار درون اکوسیستم معرفی گردید و نام آن از واژه یونانی »بیو« که به معنی» انرژیزیستی«  است، گرفته شده است. در این سیستم جانوران به عنوان یک قسمت از اکوسیستم کشاورزی در نظر گرفته شدهاند. استانداردهای بیودینامیک محدودتر از کشاورزی آلی بود و در کشاورزی بیودینامیک متدهایی شبیه به هومیوپاتی کنونی رایج بوده است و سرانجام بحث کشاورزی آلی مطرح شد (Smith ، 2002). هر چند استفاده از کودهای معدنی ظاهراً سریعترین و مطمئنترین راه برای تامین حاصلخیزی خاک به شمار میرود، لیکن هزینه های زیاد مصرف کود، آلودگی و تخریب محیط زیست و خاک، نگرانکننده است. بنابراین، استفاده کامل از منابع گیاهی غذایی قابل تجدید موجود )آلی و بیولوژیکی ( به همراه کاربرد بهینهای از مواد معدنی، نقش مهمی در جهت حفظ باروری، ساختمان و فعالیت حیاتی خاک ایفا میکند.

در ایران با اقلیم غالب خشک و نیمه خشک نه تنها خاکها عموماً از نظر مواد آلی فقیر بوده) کمتر از یک درصد ( بلکه به جهت بالا بودن دما، ثابت نگهداشتن و حفظ مقدار ماده آلی خاک بسیار دشوار میباشد.

 مواد الی خاک یکی از اجزاء بسیار مهم ان است که به طور مستقیم و غیر مستقیم تغذیه گیاه ، رشد و تولید محصول را تحت تاثیر قرار می دهد . علاوه بر آن با توجه مشکل یارانه ای کودهای شیمیایی، هدف دستیابی به افزایش عملکرد هکتاری، علاوه بر ترمیم مواد آلی خاکها میباشد که مستلزم حمایتهای عملی دولت و نیازمند عزم ملی میباشد چرا که علاوه بر ترویج فرهنگ مصرف کودهای آلی در کشاورزی، نیاز به تولید انبوه این کودها میباشد.

 سلامت و کیفیت خاک: مواد آلی به علت اثرات سازندهای که بر خصوصیات فیزیکی) پایداری خاکدانهها (، شیمیایی )افزایش ظرفیت نگهداری عنصری ( و بیولوژیکی) اکتیویته بیوماس میکروبی (دارد، به عنوان رکن باروری خاک شناخته شده است. به طور خلاصه نقش ماده آلی در تامین سلامت و کیفیت خاک را میتوان به شرح زیر بیان داشت:

 1ـ منبع کربن و انرژی برای میکروارگانیسمهای خاک

 2ـ منبع عناصر غذایی نظیر نیتروژن، گوگرد، فسفر و …  3ـ پایداری و نگهداری ذرات خاک به عنوان خاکدانه یا خاک واحد و کاهش خطر فرسایش خاک

 4ـ توسعه تخلخل خاک و افزایش ظرفیت نگهداری هوا و آب و تسهیل توسعه و رشد ریشهای

 5ـ حفظ و ابقای عناصر غذایی و جلوگیری از هدررفت آنها با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) و ظرفیت تبادل آنیونی (AEC)

 6ـ جلوگیری از فشردگی و تراکم خاک با پائین نگهداشتن وزن مخصوص ظاهری و ممانعت از ایجاد قشرها و پوستههای سخت، ترک و گسل

 7ـ افزایش قابلیت خاکورزی و تغییر در خصوصیات خاک مثل کاهش چسبندگی، افزایش نفوذپذیری و نرمی خاک

 8ـ ابقای کربن از اتمسفر و دیگر منابع

خواص شیمیایی خاک:

 1ـ کلوئیدهای خاک: کلوئیدهای خاک از بخشهای فعال شیمیایی خاک میباشد که شامل رس، هوموس و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشند. کلوئیدها دارای بار منفی هستند و مجموع این بارهای منفی ظرفیت تبادل کاتیونی نامیده میشود. CEC مبین مقدار کاتیون ابقا شده در 100 گرم خاک (آون خشک ( میباشد که بر حسب سانتی مول در کیلوگرم (Cmol/kg) بیان میشود. جدول یک میزان CEC کلوئیدهای خاکی آلی و برخی رسهای لایهای نشان داده شده است. جدول 1- مقادیر CEC چند کلوئید خاکی در مقایسه با ماده آلیهوموس (Brady، 1990) کلوئید خاکی CEC (Cmol/kg) هوموس 300 ورمیکولیت 120 اسمکتایت 90 میکای ریزدانه 25 کائولینیت 5 اکسیدهای آبدار 3   میزان جذب کاتیونی تابعی از بار، اندازه و غلظت کاتیون است. اگر دو کاتیون همبار باشند، کاتیون واجد شعاع بزرگتر، قویتر جذب میشود زیرا کاتیونهای بزرگتر، شعاع آبگیری کوچکتری دارند. CEC در تمام خاکها تابع میزان رس، نوع رس، مادة آلی، pH  و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشد.

 علاوه بر تاثیر مواد آلی در ویژگیهای شیمیایی، از اثرات مهم این مواد تامین عناصر غذایی و برقراری توازن تغذیهای میباشد. عدم مصرف مواد آلی در اراضی زراعی باعث لطمات غیر قابل جبرانی در حاصلخیزی خاکها میشود. متاسفانه مصرف کودهای آلی در جامعه کشاورزی ما، تقریب به بوته فراموشی سپرده شده است. علیرغم دشواریهای اجرایی، وزارت جهاد کشاورزی برای نیل به کشاورزی پایدار، در نظر دارد تهیه مواد آلی را مورد توجه و حمایت قرار دهد. خوشبختانه منابع تامین کودهای آلی در ایران دارای تنوع زیادی است و شامل کودهای حیوانی، کمپوست حاصل از بقایای شاخه و برگ گیاهان، کمپوست حاصل از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حاصل از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچ خوراکی، از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حاصل از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچ خوراکی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات دخانیات و چای خشک کنی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات قند، کمپوست حاصل از تخمیر زباله های شهری، شاخه های هرس شده چای، خرما، کمپوست حال از تخمیر فاضلاب شهری، کمپوست حال از ضایعات حاصل از ضایعات نیشکر، کودهای آلی حاصل از ضایعات بسته و پودر استخوان و سایر مواد مشابه که علاوه بر اصلاح نسبت کربن به ازت، غلظت عناصر غذایی مورد استفاده گیاهان زراعی را افزایش میدهد.

 كود دهي:

تخصيص كود به ارضي زعفران كاري بايد بر اساس تجزيه خاك و ميزان مواد آلي و نسبت كربن به ازت خاك انجام گيرد. در ايران بسته به جنس زمين و عادات زارعين از20 تا 80 تن كود گاوي پوسيده در هكتار مصرف مي گردد. افزايش عملكرد گياه زعفران در رابطه با نسبت كربن به ازت خاك واكنش بسيار مثبتي را نشان مي دهد. بنابراين در مصرف ازت و كودهاي آلي بايد دقت كافي داشت زيرا مصرف بيش از حد كودهاي ازته باعث برهم زدن نسبت كربن به ازت خاك (C/N) گرديده و عملكرد زعفران كاهش مي يابد.                           

خاكهاي كلسيم دارجهت رشد زعفران بسيار مناسبند و كودهاي دامي به دليل پتاسيم زياد جهت رفع احتياجات اين گياه استفاده مي گردد. همچنين خاكهاي بسيار حاصلخيز به دليل افزايش رشد سبزينه اي كشت زعفران مناسب نيستند.

بهترين توصيه كودي در مرحله داشت مصرف 100 كيلو گرم اوره قبل از آبياري دوم و پس از برداشت گل مي باشد و مصرف بيش از آن حتما باعث كاهش محصول مي گردد و يا مي توان يك نوبت كود كامل با غلظت 7 در هزار در اسفند ماه مصرف نمود و يا فقط 25 تن كود گاوي پوسيده به همراه خراش اوليه به زمين اضافه نمود.



تاريخ : دوشنبه سی ام تیر 1393 | 15:7 | نویسنده : قاسم |

آزمون خاک یکی از شناخته شده‌ترین و دقیق‌ترین روش‌های تعیین نیاز کودی گیاهان است و قدمت طولانی دارد. معمولاً قبل از کشت هر نوع گیاهی، از خاک مزرعه در آزمایشگاه نمونه‌برداری می‌کنیم.

مقدمه
در این مقاله بحث روش آزمون خاک را بیان می کنیم.
آزمون خاک یکی از شناخته شده‌ترین و دقیق‌ترین روش‌های تعیین نیاز کودی گیاهان است و قدمت طولانی دارد. معمولاً قبل از کشت هر نوع گیاهی، از خاک مزرعه در آزمایشگاه نمونه‌برداری می‌کنیم. سپس با تجزیه شیمیایی خاک، نتایجی کسب و بر اساس آن قضاوت می‌کنیم.


مراحل آزمون خاک
آزمون خاک دارای چهار مرحله اساسی است که به شرح ذیل آمده است :

1– نمونه‌برداری؛
2– تجزیه شیمیایی؛
3– تفسیر نتایج؛
4– توصیه کودی.


نمونه‌برداری
مرحله نمونه‌برداری یکی از مراحل مهم و حساس آزمون خاک بوده، بطوریکه دقت و صحت نتایج آزمون خاک تا حدود زیادی وابسته به مرحله نمونه‌برداری است. به عبارت دیگر با تهیه یک نمونه‌ی درست، به نتایج خوبی از آزمایش خاک می‌رسیم. برای بدست آوردن یک نمونه‌ی درست و واقعی نکاتی را در نمونه‌برداری باید رعایت کرد.


نکات مهم در نمونه‌برداری
- خاک با ماده خاصی آلودگی نداشته باشد؛
- نمونه از محلی برداشت شود که معرف کل منطقه باشد؛
- عمق نمونه‌برداری بسته به نوع گیاه فرق می‌کند؛
- برای هر نمونه، اطلاعات مورد لزوم یادداشت شود؛
- نمونه‌ها باید در هوای آزاد خشک شوند.
1- معمولاً در مزرعه‌ها و باغ‌ها محلی برای جمع‌آوری کود حیوانی در نظر می‌گیرند که نیاید نمونه‌برداری از آنجا صورت گیرد.

2- نمونه باید از محلی برداشت شود که معرف کل منطقه باشد. نمونه باید حتی‌المقدور بصورت نمونه مرکب تهیه شود. به عبارت دیگر از چند منطقه زمین نمونه تهیه شود و پس از اینکه نمونه‌ها با هم مخلوط شدند از مجموع آن‌ها یک نمونه برای آزمایشگاه آماده شود.

3- عمق نمونه‌برداری بسته به نوع گیاه و محصول کشت شده دارد. چنانچه ریشه گیاه سطحی باشد گرفتن نمونه از عمق ۰ تا ۳۰ سانتیمتر یا ۰ تا ۲۵ سانتیمتر کفایت می‌کند. اما در خصوص درخت یا درختچه‌ها که ریشه عمیقی دارند، باید از خاک تحت‌الارض نمونه برداشت. نمونه‌برداری یک بار به عمق ۰ تا ۳۰ سانتیمتر و بار دیگر به عمق ۳۰ تا ۶۰ سانتیمتر انجام می‌گیرد.

4- باید زمان نمونه‌برداری، محل نمونه‌برداری، تاریخ نمونه‌برداری و نام شخص نمونه‌بردار یادداشت شود.

5- قبل از آوردن نمونه‌ها به آزمایشگاه، باید در هوای آزاد روی یک مقوا پهن و خشک شوند و به این اصطلاحاً خاک هوا خشک می‌گویند. سپس نمونه‌ها را برای آزمایشگاه می‌برند در آنجا یکسری اطلاعات اولیه از باغدار گرفته می‌شود. مثلاً در فرم‌های مخصوص، اطلاعاتی مانند نام نمونه ‌بردار، نام باغدار مزرعه، نام ده یا شهر، تاریخ نمونه‌برداری، محل دقیق نمونه‌ برداری و خصوصیت آب آبیاری (چاه، منبع آب یا ...)، نوع محصول کشت شده یادداشت می‌شود. مشکالاتی که باعث شده است که باغدار یا تولید کننده، نمونه را برای آزمایش بیاورد نیز یادداشت می‌شود. اینکه آیا علائم گفته شده روی گیاه هم مشاهده می‌شود؟ و همچنین تاریخچه مصرف کود، نوع کود و زمان مصرف آن نیز از جمله اطلاعاتی می‌باشد که باید از باغدار پرسیده و یادداشت شوند.

تجزیه شیمیایی
بعد از اینکه فرم با کمک زارع تکمیل شد و نمونه تحویل گرفته شد نمونه را کوبیده و از الک دو میلی‌متری عبور داده و آن را برای مرحله دوم یعنی تجزیه شیمیایی آماده می‌کنیم.
تجزیه شیمیایی باید بوسیله روش‌های استاندارد صورت بگیرد. یعنی برای اندازه گیری هر عنصر غذایی یک روش استاندارد و شناخته شده وجود دارد مثلاً فسفر خاک را با روش اُلدسن و ازت را با روش کلدال یا عناصر کم مصرف را با روش DTPA اندازه گیری می‌کنند.


مرحله تفسیر نتایج
مرحله‌ی قضاوت روی اطلاعات بدست آمده است. تفسیر نتایج آزمون خاک به روش‌های مختلفی می‌تواند انجام بشود که عبارتند از:

1– غلظت بحرانی؛
2– حد کفایت عناصر غذایی

غلظت بحرانی حدی از غلظت عنصر غذایی است که بالاتر از آن گیاه نسبت به مصرف کود عکس‌العمل نشان نمی‌دهد ولی پائین تر از آن، گیاه نسبت به مصرف کود عکس‌العمل مثبت نشان می‌دهد.به عبارت دیگر، غلظت بحرانی، غلظتی است که در آن حداکثر ۹۰ تا %۹۵ عملکرد داشته باشیم. اگر غلظت از آن حد کمتر شود کاهش عملکرد و رشد مشاهده می‌شود. بعد از اینکه نتایج را تفسیر کردیم و یا داده‌ها به مقادیر کم، متوسط، خوب و زیاد طبقه‌بندی شدند به مرحله توصیه کودی می‌رسیم.


توصیه کودی
با استفاده از نتایج آزمون خاک توصیه کودی را انجام می‌دهیم. اگر فسفر قابل جذب خاک تجزیه شده، ۱۰ میلی‌گرم در کیلوگرم باشد بوسیله‌ی مصرف کود می‌توان 5 میلی‌گرم کمبود فسفر را جبران کرد (با توجه به اینکه غلظت مناسب عنصر فسفر برای مثلاً رشد گیاه پامچال PPM 15 یا 15 میلی‌گرم در کیلوگرم است).


مبنای توصیه کودی
- بدانیم چه مقدار عنصر در خاک داریم؛
- این عناصر چه مقدار باید باشند و؛
- ما به‌التفاوت آن از طریق مصرف کود تأمین می‌شود.



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 12:25 | نویسنده : قاسم |

به‌کارگيري فناوري‌نانو در صنعت کشاورزی

تحقيقات دانشگاه Lehigh آمريکا نشان مي‌دهد که نانو پودرها مي‌توانند به عنوان ابزاري مناسب براي پاک‌سازي خاک‌هاي آلوده و آب‌هاي زيرزميني مورد استفاده واقع شوند. شايد مشکل هزار ميليارد دلاري آب‌هاي زيرزميني آمريکا که داراي 150 هزار مخزن زيرزميني (اين منابع در منطقه ممنوعه‌اي واقع شده‌اند که داراي ضايعات خطرناک است) و تعداد زياد گورستان‌هاي زباله، معدن‌هاي ممنوعه و مناطق صنعتي است، با کمک اين نانوذرات حل شود. نانوذرات آهن موجب اکسيده و درهم شکستگي ترکيبات آلوده کننده - مانند تري‌کلرواتن، تتراکلريد کربن، ديوکسين‌ها و PCB‌ها شده و آنها رابه ترکيبات کربني با درجه سميت بسيار پايين‌تر تبديل مي‌کند. تحقيقات ديگري در مرکز فناوري‌ نانوبيولوژيکي و زيست محيطي (CBEN) نشان داده است که ذرات نانومقياس اکسيد آهن در پاکسازي آب‌هاي زيرزميني از آرسنيک (چيزي که بر آب مصرفي بسياري از کشورهاي در حال توسعه تأثير دارد و براي آن راه حلي کاراتر از اين وجود ندارد) مؤثر هستند. (Peterson, 2002).



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 | 12:35 | نویسنده : قاسم |
ظهور کشاورزی پایدار:
به طور کلی (Sheferd 1998) معتقد است که در زمینه توسعه روستایی چهار تحول و پیشرفت نظری عمده صورت گرفته است که عبارتند از: 1- توسعه کشاورزی پایدار 2- نهادها و موسسات پایدار محلی 3- دگرگونی بنیادی در رهیافت های مبتنی بر پروﮊه 4- دیدگاههای مربوط به جنسیت .
همانطور که در بالا اشاره شد در بستر این تغییر پارادایم در توسعه روستایی بحث پایداری در کشاورزی حضوری جدی یافت ، بطوریکه امروزه یکی از جنبه های مهم در توسعه پایدار ، کشاورزی پایدار است . در زمینه کشاورزی علت اصلی ظهور پایداری را می توان در تاریخ اجرای برنامه های انقلاب سبز و کشاورزی مدرن و انتقادات وارد بر آن جستجو نمود . به طوریکه در اکثر قریب اتفاق مناطقی که در آنها فناوری های انقلاب سبز تولید را افزایش داده بوند ،اثرات زیست محیطی و اجتماعی معکوسی پدید آمده است.از جمله این مشکلات عبارتند از:
آلودگی آب از طریق آفت کشها ، نیتراتها، از دست رفتن خاک و تلفات دام ، صدمه زدن به حیات وحش ،اختلال در زیست بومها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب آشامیدنی .
آلودگی مواد غذایی و علوفه دامی با بقایای آفت کشها ، نیتراتها و آنتی بیوتیکها .
خسارت به مزرعه و منابع طبیعی از طریق آفت کشها ،که باعث صدمه زدن به کشاورزانی که مشغول به کاراند و عموم مردم و نیز اختلال در زیست بوم ها و زیان رساندن به حیات وحش می شود .
آلودگی جو با آمونیاک ،اکسید ازت ،متان و مواد حاصل از سوختن که در کاهش ازن نقش دارند و گرم شدن زمین .
استفاده مفرط از منابع طبیعی که باعث کاهش آب زیرزمینی و زیان به گیاهان خوراکی وحشی و رستنگاهها و نیز موجب کاهش ظرفیت آنها در جذب مواد زاید می شود و همچنین باعث ماندابی شدن و افزایش شوری می گردد.
تمایل به استاندارد کردن و تخصصی کردن کشاورزی با روی آوردن به رقمهای جدید بذر که موجب از دست رفتن رقمها نﮊادهای سنتی می شود .
خطرهای بهداشتی جدید برای کارگران در صنایع شمیایی کشاورزی و عمل آوری مواد غذایی (Pretty ، 1995 ).
Sheferd ( 1998 ) انتقادات وارد بر انقلاب سبز را که در نتیجه بستری را برای معرفی مفهوم پایداری در کشاورزی فراهم آورد به شرح زیر بر می شمارد: نا برابر یهای جغرافیایی ،نا برابری های اجتماعی - اقتصادی ،نا برابری در اشتغال و دستمزد ها،تضادها و اختلاف ،بر هم خوردن امنیت غذایی و به خطر افتادن سلامتی انسانهاو محیط زیست ..تحقیقات متعدد دیگری نیز نگرانی ها درباره نقش منفی کشاورزی سنتی و انقلاب سبز را بر محیط زیست گزارش کرده اند ( Agabaje & et al ، 2001 ) ، ( Rasull ، Tapa ، 2003 ) ، ( Leeuwise ، 2004 ) ، ( Gamon & Scofield ، 1998 ) .
در مقاله تعریف و اجرای کشاورزی پایدار به افزایش انرﮊی مصرفی در هر بوشل محصول تولیدی از جمله (انرﮊی برای تولید مواد شیمیایی و ماشین آلات ) در مقابل کاهش ذخایر انرﮊی نیز به عنوان نگرانی حاصل از فعالیتهای تولیدی حاصل از انقلاب سبز اشاره شده است.
در ادامه اشاره می کند که نسبت انرﮊی خروجی به ورودی به طور تصاعدی حالت نا مطلوبتری یافته است به طوری که از میزان 3 در دهه 1940 به کمتر از 8/1 تا دهه 1980 کاهش داشته است و راهبردهای کاربری اراضی با استفاده از انرﮊی های متمرکز نا محدود را در بلند مدت پایدار نمی داند (سال؟و نویسنده ) . یکی از هزینه های کاملا پنهان کشاورزی انقلاب سبز و مدرن سوختهای فسیلی است که باید برای بالا نگه داشتن سطح بازده مصرف شوند به طوریکه برای تولید هر کیلوگرم غله در شرایط انقلاب سبز پر نهاده 3تا10 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود در حالیکه این میزان در کشاورزی پایدار 5/0 تا 1 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود (Pretty ، 1995 ).


برچسب‌ها: كشاوزي پايدار

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 12:11 | نویسنده : قاسم |

 


برچسب‌ها: اگرواكولوژي ايران

تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 14:43 | نویسنده : قاسم |

کشاورزی پایدار


برچسب‌ها: کشاورزی پایدار

تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 12:26 | نویسنده : قاسم |

چگونگی اعمال خاک­ورزی حفاظتی در مناطق خشک

برگردان نکردن خاک و حفظ بقایای گیاهی در سطح در صورت عدم اعمال مدیریت صحیح می­تواند موجب بروز موانعی در کشت محصول بعدی گردد. وجود زياد علفهاي هرز، يكي از مشكلات مشاهده شده در سيستم خاك‌ورزي حفاظتي مي‌باشد. دانه‌هاي باقي‌مانده محصول قبلي و بذور علفهاي هرز به علت حفظ بقاياي گياهي در سطح خاك و عدم برگردان ‌‌شدن خاك،  شرايط مساعدی براي سبزشدن در اين روش خاك‌ورزي را دارند. اين مشكل در تناوب غلات با محصولات رديفي به علت ريزش بذور غلات از كمباين و قرار گرفتن در ترک­های زمين و سبز شدن سریع تر آنها نسبت به محصول اصلی بیشتر مشاهده می­گردد.

علاوه بر آن حفظ بقايای گیاهی در سطح خاك در خاك‌ورزي حفاظتي در طي كشت‌هاي متوالي به خصوص در مناطق با نظام دو كشتي كه فرصت كمتري براي پوسيدن‌ بقايا وجود دارد، تجمع بقاياي گياهي در سطح را به دنبال خواهد داشت. حجم زياد بقاياي گياهي در سطح خاك، خطر ابتلا به بيماريها و حمله آفات را افزايش مي‌دهد. در این پروسه عمل کاشت و مبارزه با علفهاي هرز با افزايش حجم بقايا به مرور زمان مشکل مي­گردد.

همچنین متفاوت بودن شکل بستر کاشت در دو محصول متوالی (بستر  پشته‌اي و مسطح) از موانع دیگردر اعمال روش حفاظتی می باشد. بطور مثال غلات در برخی استانهای کشور بصورت مسطح و ذرت بر روي پشته‌ كاشته مي‌شود. بنابر این برای اعمال خاک­ورزی حفاظتی نیاز به یک مدیریت خاص می­باشد که بتواند مشکلات اشاره شده را تا حد زیادی کاهش دهد. مطالعات و آزمایش­های انجام شده در ایران مشخص نموده که در بین روش های مختلف مدیریتی که در دنیا در دست اجرا است روش خاک­ورزی پشته­ای با شرایط مناطق خشک ایران تطابق بیشتری دارد


برچسب‌ها: خاک ورزی

تاريخ : شنبه چهاردهم تیر 1393 | 11:21 | نویسنده : قاسم |

تعريف و اصول اصلی کشاورزی ارگانيک

اتحاديه بين‌المللی جنبش کشاورزی ارگانيک (ايفوم)[3] بعنوان يک سازمان بين‌المللی مستقل در سال 1972 با هدف گسترش کشاورزی ارگانيک تشکيل شد که مقر آن در کشور آلمان می‌باشد و بيش از 780 عضو از 108 کشور جهان دارد. بنا به تعريف ايفوم، کشاورزی ارگانيک نوعی نظام کشاورزی است که اساساً بر منابع توليد محلی متکی بوده و فعاليت آن بر حفظ تعادل اکولوژيکی و توسعه مطلوب فرايندهای بيولوژيک استوار است، بنابراين حاصلخيزی خاک و تنوع زيستی و پايداری، اجزاء کليدی سيستمهای کشاورزی ارگانيک محسوب می‌شوند. در سيستمهای توليد ارگانيک از مصرف مواد شيميايی مصنوعی (مانند کودهای شيميايی معدنی، آفت‌کشها شيميايي، هورمونها، داروها و مواد افزدونی) در روند توليد جلوگيری شده و به جای آنها از جايگزينهايی مانند کودهای دامی، کمپوستها و ديگر کودهای آلی، آفت‌کشهای غير شيميايی مانند عصاره گياهان، دشمنان طبيعی، و استراتژيهای کنترل بيولوژيکی[4] و نيز از روشهای مديريتی زراعی، فيزيکی و مکانيکی برای کنترل آفات، امراض و علقهای هرز استفاده می‌شود. البته بايد به اين نکته توجه نمود که کشاورزی ارگانيک تنها به معنی عدم استفاده از کودها و آفت‌کشهای شيميايی در نظام‌های توليدی نيست بلکه در آنها رعايت استانداردهای بين‌المللی و ملی خاص توليدات ارگانيک نيز ضروری می‌باشد. کشاورزی ارگانيک که از سالهای 1960 و 1970 بعنوان يک کشاورزی کاملا خاص مطرح بوده و دارای روشهای ويژه‌ای می‌باشد در سالهای اخير تقريبا در تمام کشاورهای جهان به طور گسترده و روزافزونی مورد توجه قرار گرفته است. آنچه در کشاورزی ارگانيک مطرح است نگاهی جامع به مجموعه‌ای از کارکردها است که هدف از آن تنها کسب محصول صرفاً اقتصادی نيست و عملکرد مفهومی فراتر از مفهوم رايج آن، به عنوان تنها بخشی از کارکرد يک بوم نظام کشاورزی، را در برمی‌گيرد. در همين چارچوب در بوم نظامهای کشاورزی ارگانيک در حقيقت کسب عملکرد بيشينه تنها هدف نيست، بلکه عملکردی پايدار و چند منظوره مورد نظر است که از جنبه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، زيست محيطی و فنی قابل حصول و قابل توجيه باشد. در دنيا هر روزه کشاورزان بيشتری به سيستمهای توليدی ارگانيک روی می‌آورند، طی سالهای 1985 تا 2003 هر سال سطح زير کشت محصولات ارگانيک افزايش يافته است. اين روند افزايشی در سالهای اخير شديدتر بوده به طوری که در سال 2009 سطح زير کشت اين محصولات به بيش از 35 ميليون هکتار رسيده است. عليرغم توجه روزافزون جهانی به سيستمهای کشاورزی ارگانيک و با وجود ويژگيهای خاص کشاورزی، جغرافيايی، اقليمی، فرهنگی، تاريخی، اجتماعی و همچنين منابع غنی و متنوعی که در کشور بزرگ ايران وجود دارند، متاسفانه هنوز اين نوع سيستم توليدی پايدار در نظامهای کشاورزی ايران عملا جايگاهی ندارند. به عبارت ديگر گرچه چنين نگرشی از سابقه بسيار طولانی در تمدن توليد مواد غذايي ايران برخوردار است ولی در قالب نوين آن در کشور ما کمتر از دو دهه است که تنها مطرح شده است. خوشبختانه هم‌اکنون زير ساخت‌های ضروری برای تحکيم بخشيدن به چنين نگرشی کاملا فراهم است و در دانشکده‌های کشاورزی کشور نه تنها دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا در رشته کشاورزی بوم سازگار داير شده است، بلکه حجم قابل ‌ملاحظه‌ای از مقالات علمی که در حال حاضر در نشريات رايج علمی- پژوهشی کشاورزی منتشر می‌شود، بر همين مبنا است.

 


 

[1]- Organic Agriculture

 

[2]- Conventional Agriculture

 

[3]- International Federation of Organic Agriculture Movements (IFOAM)

 

[4]- Biological control strategies

 

 


برچسب‌ها: ارگانيك

تاريخ : دوشنبه نهم تیر 1393 | 12:59 | نویسنده : قاسم |
 آفت كشها اغلب تركیبات شیمیایی هستند كه برای محیط طبیعی نامطلوب هستند.از این رو سبب از هم گسیختگی ساختار اكوسیستم در سطوح مختلف از خاك و موجودات میكروبی آن تا حیوانات عالیتر می گردند.از هم گسیختگی اكوسیستم ،ممكن است مستقیما ناشی از سمیت این تركیبات باشد;اما این قبیل اثرات معمولا خیلی خطرناكتر می باشند و می توانند باعث از همگسیختگی زنجیره های غذایی ،‌تضعیف سیستمهای ایمنی یا اغتشاش در پیامهای شیمیایی كه اكثر میكرو ارگانیسم با یكدیگر مبادله میكنند ، شود. ایجاد تغییرات در نحوه عملی و رغتار موجودات ، می تواند در حد اثرات سمی ، حائز اهمیت باشند.به عنوان مثال ، علف كشهایی كه حاوی جز فعال فسفونیل ساركوسین هستند ، سبب اغتشاش در رفتار كك آبی(water flea) می شوند. كك آبی برای پیدا كردن غذای خود متكی به تركیب شیمیایی ساركوسین است كه در جریان تجزیه مواد آلی تولید می شود، فسفونیل ساركوسین كه یك ماده شیمیایی مشابه است ، باعث سردرگمی كك آبی می شود و منجر به عدم واكنش آن به ساركوسین می گردد. از این رو مانع از آن می شود كه این موجود بتواند منابع غذایی بالقوه را تشخیص دهد. این مسئله نهایتا به از هم گسیختگی زنجیره غذایی می انجامد.

 
اثرات آفت کش ها
 

** یكی از علل روند رو به تزاید انواع حساسیتها و سایر بیماریها ، تجمع بقایای آفت كشها در مواد غذایی مورد استفاده انسان می باشد. در حال حاضر ، این گونه معظلات بسیار مورد توجه می باشند.

 

 

 

** برخی از آفت كشها منجر به بروز سرطانهایی نظیر سرطان خون در كودكان و ناهنجاریهای مادر زادی می شوند ،و تنها تولید و كاربرد معدودی از این آفت كشها ، ممنوع شده است.كاربرد برخی از آفت كش ها نظیر T-2,4,5 در تعدادی از كشورهای اروپایی ، ممنوع اعلام شده است.

 

 

 

** بسیاری از آفت كشها برای انسان مستقیما سمی می باشند ، و ممكن است از طریق كار كردن با آنها و یا در نتیجه مصرف مواد غذایی آلوده ،‌سبب مسمومیت شوند. بر اساس برآورد كمیته اقتصادی –اجتماعی سازمان ملل در آسیا و اقیانوسیه در سال 1983 ، سالانه دو میلیون نفر در این دو قاره در نتیجه كاربرد آفت كشها مسموم می شوند، كه از این میان 40000 نفر تلف می شوند.

 

 

 

** سنتز آفت كشها، باعث رها سازی آلاینده ها در محیط می شود: دولت ها از طریق وضع قوانین و استانداردهای محیطی دقیقتر ، در برخی موارد از طریق ممنوع كردن آفت كشهای موجود ، بویژه در كشورهای در حال توسعه تدریجا فعالیت در زمینه كاهش مشكلات و مسائل ناشی از آفت كشها را آغاز نموده اند.

 
برخی آفت كشها با از بین بردن میكرو ارگانیسمهایی كه كنترل آفات خاكزی و عوامل بیماری زا را به عهده دارند ، سبب از هم گسیختگی اكوسیستم خاك می شوند
 

به عنوان مثال ، دولت اندونزی اخیرا 57 آفت كش مختلف را پس از معرفی به بازار به دلیل امكان مشكل زایی بیشتر در مقایسه با تاثیر آنها در كنترل آفت زنجیره قهوه ای برنج (brown plant hopper) ممنوع نمود. مشخص شده است كه عنكبوت گرگی و شكارچیان طبیعی دیگر ، در كنترل این آفت موثر تر می باشند اما آنها نیز در اثر آفت كشها از بین می روند. در حال حاضر، بر مدیریت تلفیقی آفات (كنترل آفات با استفتده از روشهای مختلف شیمیایی ، بیلوژیكی، زراعی، ‌فیزیكی، و غیره به طور توام) ،‌بیشتر تاكید می شود.

 
اثرات آفت کش ها
 

كمسیون اروپا ، دولت انگلستان را موظف به تعیین حداكثر سطح مجاز بقایای آفت كشها ( البته تنها در برخی مواد غذایی) و ممنوع كردن آفت كشهایی نظیر آلدرین (Aldrin)  و دیلدرین(Dieldrin)  كه سالها پیش از این بایستی ممنوع می شدند، كرده است. این گونه محدودیتها ، مشكلات عدیده ای را در راه تولید سموم و تركیبات شیمیایی جدید برای تولید كنندگان این تركیبات بوجود آورده است.

 

 

 

 

 

آفت كشها و ظهور مشكلات جدید برای زارعین

 

یك جنبه مهم از مسائل ناشی از كاربرد آفت كشها ، از بین رفتن شكارچیان طبیعی می باشد كه حقیقتا مشكلات مضاعفی را برای زارعین ، به دنبال دارند. در حال حاضر ، مساله افزایش مقاومت در برابر آفت كشها نیز به خوبی درك شده است . به منظور كنترل لكه قهوه ای و پوسیدگی فوزاریومی طوقه در غلات ، در ابتدا تبلیغات گسترده ای بر روی قارچ كشهای MBC  كه به همین منظور به كار می روند ، صورت گرفت، اما در حال حاضر ، واقعا این سموم بی تاثیر می باشند. چنین به نظر می رسد كه این مساله در نتیجه مقاوم شدن نژاد های این قارچ ها در اثر انتخاب طبیعی باشد.

 

 

 

البته ، آفت كشها به طرق نامشهود متعدد ، مشكلاتی را برای زارعین به وجود می آورند:

 

** در نتیجه كاربرد علف كشها ، گیاهانی كه میزبان شكارچیان می باشند ، حذف می گردند.

 

** برخی آفت كشها با از بین بردن میكرو ارگانیسمهایی كه كنترل آفات خاكزی و عوامل بیماری زا را به عهده دارند ، سبب از هم گسیختگی اكوسیستم خاك می شوند.

 

** برخی علف كشها مستقیما با افزایش معضل آفات در ارتباطند، به عنوان مثال ماده مؤثره علف كش دیالات (Diallate)  سبب افزایش شیوع نماتد در چغندر قند می شود.

 

** برخی قارچ كشها از طریق افزایش فعالیت آنزیم آلفا آمیلاز دارای اثر نامطلو بی بر كیفیت نانوایی گندم می باشند.

 

** مه اشی آفت كش، می تواند تاثیر نامطلوبی بر محصولات مجاور داشته باشد.


برچسب‌ها: ارگانيك

تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد 1393 | 12:4 | نویسنده : قاسم |



تاريخ : چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 | 12:47 | نویسنده : قاسم |

كشاورزي پايدار



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 | 11:43 | نویسنده : قاسم |

مقدمه:
هدف کشاورزی ارگانیک، ضمن حفاظت از حاصلخیزی خاک، افزایش تولید محصول با کمترین تکیه بر استفاده از مواد شیمیائی است.

استفاده از کودهای شیمیائی به اندازه زیاد و به‌کارگیری بی‌رویه آفت‌کش‌های شیمیائی باعث آلودگی آب، هوا و خاک می‌شود. طی این فرآیند آفت‌های موجود نسبت به سموم شیمیائی مقاوم شده و آفت‌های جدیدی نیز ظاهر می‌شوند. سلامتی خاک نیز در این روند تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و مقدار قابل جذب بعضی از ریزمغذی‌ها مانند روی، مس و آهن پس از مدتی در خاک کاهش می‌یابد. در اثر این عوامل تولید کشاورزان هر ساله کمتر می‌شود. چگونه ممکن است که بتوانیم بدون آلوده کردن آب، خاک و هوا همیشه عملکرد زیادی از محصولات کشاورزی به‌دست بیاوریم؟ پاسخ این سؤال احتمالاً در کشاورزی ارگانیک نهفته است.
● کشاورزی ارگانیک چیست؟
هدف کشاورزی ارگانیک، ضمن حفاظت از حاصلخیزی خاک، افزایش تولید محصول با کمترین تکیه بر استفاده از مواد شیمیائی است. در واقع هدف این سیستم کشت، حفظ و نگهداری منابع می‌باشد. به بیان دیگر کشاورزی ارگانیک نگرشی علمی و نوین به آن چیزی است که اجداد ما به آن عمل می‌کردند.
در این روش کشت، کاربرد موادشیمیائی به حداقل موردنیاز خود کاهش یافته است. در عوض تولید محصول به نگهداری و استفاده از منابع موجود در مزرعه اصولی (عملکرد زیاد) و بدون آلوده‌سازی آب، خاک و هوا می‌باشد. دستیابی به این هدف به یک نگرش چندجانبه و به‌کارگیری چندین روش مختلف تولید نیاز دارد.
● مدیریت تلفیقی عناصر غذائی
برای حفظ مواد آلی و زندگی موجودات زنده از جمله کرم خاکی از روش‌های شخم حفاظتی استفاده کنید. به‌جای اینکه بقایای محصولات زراعی را بسوزانید و یا دور بریزید آنها را به کمپوست تبدیل کنید. هر سال حداقل ۲ تا ۳ تن کمپوست در هر هکتار به‌دست می‌آید. هر دو تا سه سال یک بار به مزرعه کود سبز بدهید. برای مثال می‌توانید شاخ و برگ نازک گیاه Glirieida و یا سایر درختان خانواده پروانه‌آسا را هنگام شخم زمین زراعی به خاک اضافه کنید. این عمل می‌تواند نیاز به کودهای شیمیائی را کاهش داده و یا از بین ببرد. از شاخ و برگ گیاهان خانواده پروانه‌آسا به‌عنوان کود سبز استفاده کنید.
کمبودهای غذائی خاک را (براساس آزمایش شیمیائی خاک) با اضافه کردن مواد معدنی نظیر سنگ‌های فسفره، گچ و پیریت ترمیم کنید. به‌جای سعی در نابودی علف‌های هرز، جمعیت آنها را بدون به‌کارگیری روش‌های شیمیائی کنترل کنید.
● مدیریت تلفیقی آفت‌ها و بیماری‌های گیاهی
در کشاورزی ارگانیک به‌جای استفاده از سموم شیمیائی برای نابودی کامل آفت‌ها، با استفاده از روش‌های مختلف و عملیات گوناگون، جمعیت آنها را کنترل می‌نمایند (به‌نحوی که خسارت آنها به زیر سطح زیان اقتصادی کاهش یابد).
این عملیات عبارتند از:
- بعد از برداشت محصول خاک را زیر و رو کنید تا آفت‌ها آشکار شوند.
- جوی‌ها و علف‌هائی را که پناهگاه آفت‌ها می‌باشند، تمیز کنید.
- از رقم‌های محصولات مقاوم به آفت‌ها استفاده کنید.
- گیاهان زراعی را در زمان مناسب کشت کنید.
- از بذرهای سالم استفاده کنید.
- تراکم بوته در هکتار را افزایش دهید تا چنانچه تعدادی از گیاهان به‌وسیله آفت‌ها و بیماری‌های خاکزی از بین رفتند به جمعیت ایده‌آل گیاهان لطمه‌ای وارد نشود
- توده‌های تخم آفت‌ها و لارو کرم برگخوار و سوسک‌های بالغ را با دست جمع‌آوری و نابود کنید.
- از تله‌های نوری استفاده کنید.
- از چسب‌های مخصوص روی تنه درختان میوه استفاده کنید تا آفت‌ها نتوانند از آنها بالا روند.
- از حشرات شکارچی و پارازیت و همچنین عوامل کنترل‌کننده بیولوژیکی مانند Bacillus thurigensis استفاده کنید.
- در صورت نیاز سعی کنید فقط از آفت‌کش‌های گیاهی نظیر چریش، محصولات Karanj معروف به (rotenone) به پیتروم استفاده کنید.



● مدیریت تلفیقی آب و خاک
آبیاری را به‌گونه‌ای انجام دهید که از اتلاف آب، فرسایش خاک و آبشوئی مواد غذائی جلوگیری شود.
● برای نیل به این مقصود:
- آبیاری محصول را فقط وقتی‌که لازم است انجام دهید و فقط به مقدار نیاز گیاه آبیاری کنید. برای این‌کار می‌توان مزرعه را به چند قسمت تقسیم کرد و هر قسمت را جداگانه آبیاری کرد.
- از آب دادن اضافی اجتناب کنید تا از آبشوئی موادغذائی به خارج از منطقه ریشه جلوگیری شود.
- سطح مزرعه را هموار و مسطح کنید.
- جداره کانال‌های آبرسانی را سیمانی کنید تا از نشت آب و اتلاف موادغذائی جلوگیری شود.
- به‌وسیله ساختن کانال و آب‌انبار نسبت به ذخیره‌سازی آب برای استفاده در آینده اقدام کنید.
- با زدن شخم در امتداد خطوط تراز و استفاده از کاه و کلش به همراه سله‌شکنی می‌توان تبخیر از سطح خاک را کاهش داده و آب را در داخل خاک ذخیره کرد.
●روش‌های تهیه کمپوست
تهیه کمپوست یعنی چه؟
تهیه کمپوست یک سلسله فرآیندهای بیوشیمیائی است که طی آن میکروارگانیسم‌ها، مواد آلی زاید، بقایای گیاهی، ضایعات آشپزخانه، فضولات دامی و ادرار را به کمپوست که یک ماده اصلاح‌کننده خاک است، تبدیل می‌کند. محصول نهائی این فرآیند یک کود آلی پوسیده و یکنواخت است که سرشار از موادغذائی و سیاه‌رنگ است.
● مزایای استفاده از کمپوست
- موادغذائی را تأمین می‌کند.
- فعالیت‌های میکروبی را تشدید می‌کند که موجب می‌شود موادغذائی خاک آزاد شوند و مورد استفاده گیاه قرار گیرند.
- نیاز به کودهای شیمیائی را که گرانقیمت و بالقوه برای محیط‌زیست زیانبار می‌باشند، کاهش می‌دهد.
- مقدار کربن آلی و ازت خاک را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود که خصوصیات فیزیکی اصلاح شود. این پدیده عکس‌العمل خاک نسبت به کودهای شیمیائی را بهتر می‌کند و عملکرد محصول را افزایش می‌دهد.
- ساختمان خاک را اصلاح می‌کند و باعث بهبود زهکشی خاک و انجام عملیات شخم در آن می‌شود.
- ظرفیت ذخیره‌سازی رطوبت خاک را افزایش می‌دهد.
- با اصلاح ساختمان خاک به کاهش فرسایش بادی کمک می‌کند.
● انتخاب محل مناسب برای تهیه کمپوست
محل تهیه کمپوست شما باید دارای خصوصیات زیر باشد:
۱. به راحتی قابل بازدید و بازرسی باشد.
۲. در جای بلندی قرار گرفته باشد تا دچار آب‌گرفتگی نشود.
۳. نزدیک محل دامداری و منابع آب باشد.
۴. از جاده دور باشد تا از آلودگی‌های سربی و سایر فلزات سمی که به‌نوبه خود می‌توانند با آلوده‌سازی محصولات غذائی، سلامتی انسان و دام را به خطر بیندازد، در امان باشد.
کمپوست و کودهای دامی منابع اصلی بذر علف‌‌های هرز می‌باشند بذر علف‌های هرز می‌توانند تا حدودی در مقابل تجزیه میکروبی مقاومت کنند. بنابراین فقط از کمپوست و کودهای دامی کاملاً پوسیده و مزرعه خود استفاده کنید.


برچسب‌ها: هدف کشاورزی ارگانیک

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 | 9:29 | نویسنده : قاسم |

چرا جنگلها و مراتع حائز اهميت هستند


سرانجام هفته منابع طبيعي امسال هم سپري شد. اگر چه انتظار اين بود كه قدري بيشتر از جنبه هاي حائز اهميت جنگلها و مراتع در بخش هاي خبري صدا و سيما و يا تريبونهاي نماز جمعه سراسر كشور به سمع و نظر مردم مي رسيد ولي طبق معمول اگر هم مسئولين صحبتي كردند بيشتر به جنبه هاي كارهاي اجرايي حال و آينده پرداختند در این وبلاگ لازم ديدم شمه اي از فوايد اين منابع پر اهميت را براي خوانندگان خوب و عزيز اين تارنما مرور كنم.

پاره اي از فوايد بيشمار جنگلها و مراتع:   

1ـ كنترل آبهاي سطحي و تغذيه آبهاي زيرزميني:

هر هكتار جنگل قادر است سالانه 500 تا 2000 متر مكعب آب را در خاك نفوذ دهد  كه اين مقدار به مراتب بيشتر از زمينهاي غير جنگلي است. به طور مثال براي نفوذ يك ليتر آب در اراضي جنگلي پهن برگ 7 دقيقه و 40 ثانيه، در زمين كشاورزي 46 دقيقه و 46 ثانيه و در محيط خارج از جنگل 4 ساعت و 26 دقيقه و 40 ثانيه وقت لازم است. در عرض يك ساعت در  زمين جنگل پهن برگ 4/8 ليتر، در زمين كشاورزي 29/1 ليتر و در محيط خارج از جنگل 22/0 ليتر آب وارد خاك مي شود يعني خاصيت نفوذپذيري خاك جنگل هاي پهن برگ 40 برابر بيشتر از خاك زمين غير جنگلي مي باشد.. از طرفي درصد تبخير در سطح زمينهاي جنگلي بعلت خنكي هوا و بالا بودن رطوبت و كمتر تابيدن نور آفتاب و نبودن باد شديد بسيار كمتر از منطقه غير جنگلي مي باشد.. در آمريكا ارزش سالانه جنگل هاي دولتي را از لحاظ ذخيره آب 300 ميليون دلار و درامد آنرا از محل گردشگاهها و پارك هاي جنگلي 40 ميليون دلار تخمين مي زنند در صورتيكه از محل فروش چوب سالانه فقط 23 ميليون دلار بدست آمده است

2ـ مبارزه با آلودگي هوا:

آلودگي هوا چه درمناطق شهري بوسيله وسايل دود زا و كارخانجات و ساير منابع آلوده كننده و چه در مناطق بياباني در اثر حركت و جآبجائي ماسه ها و گرد و غبار بوسيله باد وجود دارد. مواد سمي موجود در هواي شهرها فقط از لوله اگزوز ماشينها و يا دودكش كارخانه هاي داخل شهر خارج نمي شود بلكه بادهايي كه از اطراف مي وزند سبب مي گردند كه گرد و غبار و گازهاي كارخانه‌هاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت مواد سمي هواي مناطق مسكوني بيافزايند. درختان در جلوگيري و كاهش آلودگي هوا كه در بالا ذكر شد نقش اساسي دارند. بطور مثال یک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 میلیون متر مکعب گاز کربنیک هوا را جذب کرده است تا بتواند این مقدار چوب را تولید کند. همچنین درختان باد حامل ذرات ريز را شانه مي كنند و مي‌توانند در هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان كاج، گردو، پيسه آ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوكاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشك و داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي كنند كه باعث از بين رفتن بسياري از باكتريها و قارچ هاي تك سلولي و برخي از حشرات مضر مي شود اين ماده را توكين ( Tukin ) در سال 1956 فيتونسيد ناميده است. اين مسئله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستان‌ها، ‌مدارس و اماكن  عمومي را بخوبي گويا مي سازد.

3ـ مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك:

جنگل به كمك شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي كاهد و از طريق ريشه گياهان، خاك را حفظ مي كند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشك شدن خاك كه از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين مي‌رود. در مناطقي كه پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي كه در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جآبجايي آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاك مي رسند. از طرفي بقاياي نباتي كف جنگل و مراتع همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند و بدينوسيله خطر شتشوي خاك از بين رفته و خاك حفظ مي شود. در تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در يكي‌ از ايالت‌هاي‌ آمريكا (New Hampshire) ثآبت‌ شده‌ است‌ كه‌ پس‌ از بريدن‌ درختان‌ يك‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هكتار 95 كيلوگرم‌ ازت‌ نيتراتي‌ و 89 كيلوگرم‌ كلسيم‌ را از بين‌برده‌ است‌ در حاليكه‌ در يك‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ ميزان‌ ازت‌ نه‌ تنها از بين‌ نرفته‌ بلكه‌ در هر هكتار2 كيلوگرم‌ نيز به‌ ميزان‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. اين‌ مقدار ازت‌ از باران‌ دريافت‌ شده‌ است‌. همچنين‌كلسيم‌ از بين‌ رفته‌ بسيار كم‌ بوده‌ و مقدار آن‌ 7 كيلوگرم‌ در هكتار بوده‌ است‌.

4ـ جلوگيري از سرو صداي محيط:

يكي از آثار نامطلوب صنعت ايجاد سرو صدا در مناطق مسكوني است كه در اثر تراكم جمعيت، وسايط نقليه موتوري، كارخانه ها و وسايل و ماشين آلات ساختماني و ساختمان سازي توليد مي شود. اگر اقدامات لازم در جهت كمتر نمودن سر و صدا در شهرهاي صنعتي بزرگ و نزديك فرودگاه ها انجام نگيرد، مي تواند ناراحتي‌هاي عصبي و روحي ببار آورد. علاوه بر اقدامات فني لازم براي جلوگيري از سرو صداي محيط، جنگل كاري و ايجاد فضاي سبز در داخل شهرها و اطراف مناطق صنعتي و فرودگاهها به ميزان قابل ملاحظه اي از سرو صدا مي‌كاهد .

5ـ تفرجگاه براي انسان:

جنگل و پارك و فضاي سبز در داخل و اطراف شهرها به مردم خسته از زندگي ماشيني و سر و صداي محيط اين امكان را مي دهد كه بتوانند ايام فراغت را در اين مكان به استراحت و تفريح بپردازند و بچه ها از آپارتمان بيرون آيند و جهت تقويت فكر و بدن خود در محيطي آرام و با هوايي سالم به بازي بپردازند. طبيعت همواره با زيبائي هاي خود نظر انسان را به خود جلب مي نمايد و گياهان يكي از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمار مي روند. هر انسان از مشاهده طبيعت سرسبز جنگلها و مراتع لذت مي برد و با ديدن گل هاي زيباي طبيعي با رنگ هاي دلفريب كه از دل خاك سر بر آوده است به عظمت و رحمت خالق سبحان پي مي برد و شكر نعمتهاي بيكرانش را بجا مي آورد. بسياري معتقدند كه جنگل در سبك موسيقي و نقاشي افراد تاثير خاصي دارد و بسياري از هنرمندان و اهل ادب از مناظر زيباي طبيعت در ايجاد اثر خود الهام مي گيرند.

 6ـ تعديل آب و هواي يك منطقه:

وجود رسنتي ها، بخصوص جنگل در تعديل حرارت محيط موثر است و حرارت روزانه سطح زمين را متعادل مي كند و باعت اعتدال آب و هوا مي گردد، زيرا در تابستان قسمتي از انرژي حرارتي خورشيد را جذب نموده و باعث تقليل حرارت زمين مي‌گردند و در زمستان به منزله روپوشي براي آن به شمار رفته و مانع از دست دادن حرارت آن مي گردند.  از اين گذشته تبخير ناچيز و بالا بودن رطوبت نسبي هوا در داخل جنگل نيز به اين امر كمك مي كنند.

7ـ تلطيف هوا:

جنگل ها و مراتع و به طور كلي گياهان سبز در نتيجه عمل كربن‌گيري مرتباً گاز كربنيك هوا را كه در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اكسيژن را كه يك ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. بررسی های انجام شده نشان داده است هنگام کربن گیری درختان، از 264 گرم انیدرید کربنیک هوا مقدار 192 گرم اکسیژن آزاد می شود از این نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن (اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند. در مجموع حدود 60 درصد از اكسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تامين اكسيژن مورد نياز جانداران از فوايد مهم جنگل و فضاي سبز مي باشد.

8- جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌:

‌ پوشش‌ گياهي‌ از نوع‌ بوته‌اي‌ يا بالشتكي‌ سطوح‌ ناهمواري‌ ايجاد كرده‌ وخطر سقوط‌ بهمن‌ را كاهش‌ مي‌دهد. لذا در نقاطي‌ كه‌ حتي‌ براي‌ ورزش‌ اسكي‌ استفاده می شود، بهتر است‌ هم‌ محل‌ اسكي‌ و هم‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ آن‌ را با گونه‌هاي‌ مرتعي‌ نوع‌ بوته‌اي‌ وبالشتكي‌ تقويت‌ كرد. در مناطق‌ بهمن‌ خيز براي‌ جلوگيري‌ از خطرات‌ ناشي از آن‌ در محلهاي‌ آغاز حركت‌ توده‌هاي‌ برفي‌ اقدام‌ به‌ جنگل‌كاري‌ مي‌شود. معمولاً جنگل‌كاري‌ در روي‌ خطوط‌ تراز و با ايجاد بانكت‌ صورت‌ مي‌گيرد.


برچسب‌ها: چرا جنگلها و مراتع حائز اهميت هستند

تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 | 10:31 | نویسنده : قاسم |

خاک ورزی تلفیقی

  در خاک ورزی حفاظتی مخلوط کردن حجم زیادی از بقایا با لایه سطحی مخصوصاً در نظام دو کشتی ممکن است باعث بروز عوارض ناشی از کمبود ازت در خاک گردد و با توجه به فقر خاکهای ایران از نظر مواد آلی ممکن است نیاز به مصرف کودهای ازته را افزایش دهد. این امر ممکن است آلودگی های زیست محیطی و افزایش هزینه تولید را در برداشته باشد. بنابراین برای ارائه یک سیستم پایدار در مرحله نخست  بایستی مواد آلی خاک را به تدریج با اعمال روش های تلفیقی افزایش داد. بدین معنی که در سالهــای اولیه می تــــــوان روش خاک ورزی حفاظتی را بصورت تناوبی با روش برگردان کردن خاک بکار گرفت. برای این منظور در سال اول پس از کاشت غلات بر روی پشته ها ی 70 تا 90 سانتی متری و برداشت محصول، کاشت محصول دوم در تابستان با روش حفاظتی (خاک ورزی پشته ای) انــــجام می پذیرد.

روش حفظ بقایای گیاهی در سطح و کشت مستقیم درون بقایا با حداقل بهم خوردگی خاک می تواند روش جایگزینی برای سوزاندن بقایا بخصوص در کشت تابستانه باشد. با اعمال این روش می توان از مزیت های مالچ سطحی بقایا مانند حفظ رطوبت خاک، تعدیل درجه حرارت، صرفه جویی در انرژی مصرفی و پیش رس کردن محصول بعدی به علت کاهش زمان عملیات تهیه زمین بهره برد. لیکن عدم پوسیدن بقایا در طول تابستان بخصوص در مناطق خشک  با نظام دو کشتی تجمع آنها را در محصول بعدی به دنبال خواهد داشت این امر ضمن آنکه عملکرد ماشین کاشت را مختل می سازد می تواند منجر به افزایش آفات و بیماریهای گیاهی گردد. بنابراین در کشت پاییزه بهترین مدیریت بقایا مدفون کردن آن با گاوآهن برگردان دار در عمق 20-25 سانتی متری خاک می باشد. در این روش محلول پاشی بقایا با ازت قبل از برگردان کردن جهت پوسیده شدن سریعتر توصیه می گردد.

با اعمال تناوبی روش نگهداری بقایا در سطح خاک در فصل تابستان و مدفون کردن آنها در فصل پاییز ضمن جلوگیری از مصرف بیش از حد کودهای ازته و علف کش ها و حفظ عملکرد مورد انتظار کشاورزان می توان به افزایش مواد آلی خاک و صرفه جویی در مصرف آب دو شکل اساسی زراعت در مناطق خشک  دست یافت.

            با اعمال این روش تلفیقی در طی چند سال و افزایش میزان مواد آلی و موادغذایی در خاك به خصوص افزایش ازت قابل دسترس گیاه در خاك می توان خاک ورزی حفاظتی را برای چند محصول ادامه داد و برگرداندار کردن خاک را هر چند سال یک بار انجام داد.

تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 7:55 | نویسنده : قاسم |

استرالیا کشوری با 28 میلیارد دلار صادرات کشاورزی

استرالیا با مساحتی بالغ بر 850/686/7 ششمین کشور بزرگ جهان پس از روسیه، کانادا، چین، ایالات متحده آمریکا و برزیل است و تنها کشوری می باشد که یک قاره کامل را پوشش می دهد. این کشور که 50 درصد بزرگتر از کل اروپا و 4/6 برابر بزرگتر از ایران می باشد، از لحاظ تنوع آب و هوایی، وجود حیوانات خاص٬ گونه های مختلف گیاهی و جانوری و همچنین محیط زیست مقام چهاردهم را در کشورهای مختلف داراست. بنا بر گزارش بانک جهانی، این کشور در سال ۲۰۰۵، از نظر تولید ناخالص داخلی یا GDP در رده پانزدهم جهان قرار داشته و نیز بر اساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل متحد از نظر شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۶، سومین کشور توسعه یافته دنیا به حساب می آید. استرالیا کشوری توسعه یافته با اقتصاد متکی بر بازرگانی و کشاورزی است و در سال های اخیر سرمایه گذاری های بسیاری در بخش های زیر بنایی مانند آموزش، سلامت، حمل و نقل و کشاورزی کرده است. بخش کشاورزی استرالیا پس از معدن مهمترین بخش صادراتی این کشور است و کشورهای چین، ژاپن، کره جنوبی و آمریکا از مهمترین شرکای تجاری آن محسوب می شوند.

 

    کشاورزی در استرالیا

    استرالیا از لحاظ زراعت و کشاورزی جزو5 کشور اول جهان محسوب می شود. البته بومیان اولیه استرالیا کشاورز نبودند، بلکه شکارچیانی بودند که از طریق شکار حیوانات به زندگی خود ادامه می دادند. استرالیا قبل از آغاز جنگ های جهانی توانست اقدامات لازم برای رسیدن به جایگاهی جهانی در صادرات محصولات کشاورزی را انجام دهد. این کشور در فاصله زمانی 1901 تا آغاز جنگ جهانی اول مزارع گندم خود را به دو برابر گسترش داد. در هنگام جنگ جهانی دوم نیز «انجمن گندم استرالیا» تاسیس گردید تا نیازهای زمان جنگ را تامین و همچنین قیمت ها را ثابت نگاه دارد.

استرالیا  با فضاهای گسترده، تخصص فنی،و اقلیم متنوع، محصولات  کشاورزی، شیلات و جنگلی گسترده ای را تولید می کند و آنها در سطح بین المللی بعنوان محصولات عاری از آفت و بیماریهای کشاورزی شناخته شده اند.قرارگیری استرالیا در نیمکره جنوبی،موقعیتی را ایجاد کرده است که بتواند محصولات غیر فصل را برای بازار آسیا،اروپا و آمریکا  تولید کند.

این سرزمین حاصلخیز بیش از 25000 گونه گیاهی دارد که از آن ها برای مصارف خوراکی و دارویی استفاده می شود و این در حالی است که در سراسر اروپا تنها 17000 گونه گیاهی وجود دارد. کمی بیماری و آفت در استرالیا باعث شده محصولات کشاورزی و دامی استرالیا جایگاه بسیار مطلوبی در بازار جهانی صادرات به عنوان محصولاتی «تمیز، سبز و تازه» داشته باشند. کشاورزی در این کشور یکی از صنایع اصلی محسوب می شود که اشتغال حدودا پانصد هزار نفر در بخش کشاورزی و صنایع مرتبط با آن، خود نشان دهنده پویایی این صنعت در استرالیاست.

در حال حاضر درآمدهای ناشی از صدور محصولات کشاورزی 3 درصد تولید ناخالص داخلی GDP را تشکیل می دهد. این در حالی است که تا اواخر دهه 1950، صادرات کشاورزی در حدود 80 درصد درآمدهای این کشور را تشکیل می داد، ولی این آمار بعد از اینکه دولت استرالیا تصمیم به متنوع سازی درآمدهای اقتصادی خود گرفت، کاهش یافت. با این حال استرالیا انواع گوناگونی از محصولات کشاورزی و دامی را تولید می کند و در حدود 80 درصد از تولیدات کشاورزی خود را صادر می نماید. محصولات عمده صادراتی استرالیا نیشکر٬ پنبه٬ غلات٬ گوشت گاو٬ پشم گوسفند و گوشت شترمرغ است.

    دامداری در استرالیا

    این سرزمین از لحاظ دام بسیار غنی است. بیش از 140 میلیون راس گوسفند در مراتع و مزارع استرالیا وجود دارند. پشم گوسفند استرالیایی از لحاظ کیفیت و کمیت در جهان اهمیت خاصی دارد و یک منبع صادراتی و اقتصادی برای این کشور محسوب می شود. به این ترتیب می توان افزود که استرالیا بزرگترین صادرکننده پشم در جهان است. البته بعد از کشف این سرزمین توسط اروپاییان بود که صنعت پشم تبدیل به بزرگترین تجارت تاریخ استرالیا شد. صنعت پشم همچنان از مهمترین صنایع این کشور محسوب می شود و بخش عظیمی از درآمدهای اقتصادی استرالیا از طریق صادرات پشم به سایر کشورهای جهان به دست می آید. این اصطلاح عامیانه همچنان در بین ساکنان بومی این کشور رایج است که «استرالیا روی پشم گوسفند نشسته است».

استرالیا همچنین بیش از 24 میلیون راس گاو دارد و یکی از بزرگترین تولید کنندگان گوشت گاو است این کشور در سال 2004 میلادی بعد از برزیل به عنوان دومین صادر کننده گوشت گاو شناخته شد و در بخش صادرات پوست و گوشت گاو نیز جزو بزرگترین صادرکنندگان دنیا می باشد.

·  هر استرالیایی، سالانه بطور متوسط 2/36 کیلوگرم گوشت مصرف می کند.

· استرالیا اخیرا 65 درصد کل تولید خود را صادر کرده است.

· استرالیا عاری از بیماری جنون گاوی( BSE) و بیماری پا و دهان ((FMD است و دارای طرح قرنطینه ای سختی است تا اطمینان یابد که وضعیت عاری از بیماری حفظ شود.

·  حجم کل صادرات گوشت گاو استرالیا در 05-2004 تقریبا 9/4 بیلیون دلار استرالیا بود.

· حجم کل صادرات دام زنده صادراتی در 05-2004 تقریبا 464 میلیون دلار استرالیا بود.

با توجه به این پتانسیل در تولید دام بنابراین این کشور در تولید لبنیات و فرآورده های دامی هم حرفی برای گفتن دارد بطوری که حجم صادررات لبنیات استرالیا سالانه معادل 2 بیلیون دلار می باشد ، استرالیا توانسته بازار بسیار بزرگی برای تولید شیر خود در جهان ایجاد کنند و سالانه معادل 50 درصد تولید خودش را به دیگر کشورهای جهان صادر می کند. این کشور توانسته 16 درصد صادرات لبنیات جهان را به خود اختصاص دهد و در جایگاه سوم در بین کشورهای صادر کننده قرار گیرد. این کشور بیشترین صادرات لبنیات را به کشورهای مالزی، عربستان، فیلیپین، ژاپن و سنگاپور را دارد.

از سوی دیگر این کشور با بهره برداری از امکانات آبی و منابع عظیم زیستی توانسته از عمده تولید کنندگان و صادرکنندگان محصولات دریایی باشد این کشور با داشتن منابع بسیار تمیز آبی و در واقع مزارع بسیار غنی تولید محصولات دریایی مقام بسیار خوبی در بین صادر کنندگان محصولات شیلات را به خود اختصاص دهد بطوری که توانسته سالانه 266000 تن محصولات دریایی تولید کند. استرالیا سالانه 2/2 بیلیون دلار محصولات دریایی به دیگر کشورهای جهان صادر می کنند. با توجه به این حجم تولید این کشور توانسته سالانه 65/1 بیلیون دلار محصولات دریایی را به کشورهای هنگ کنگ و ژاپن و دیگر کشورهای آسیایی صادر کند .

اگر کمی دقت کنیم تمامی این کشورها خود از تولید کنندگان بنام این صنعت هستند و عمده رژیم غذایی آنها محصولات دریایی است حال با توجه به این موضوع کشور استرالیا با تنظیم کردن سیستم مدیریتی و کیفیت بسیار بالای محصول توانسته بازار این کشورها را به خود اختصاص دهد.

 

    ویژگی های خاص محیطی و جانوری

    استرالیا کشوری با شرایط جغرافیایی و آب و هوایی مخصوص به خود است. قسمت مرکزی استرالیا خشک و سوزان است ولی قسمت های شرق و جنوب شرقی این کشور مرطوب، معتدل و بسیار حاصلخیز هستند. با این حال در این سرزمین جنگل های وسیعی دیده می شود که سبب خوش آب و هوایی و تنوع گیاهی و جانوری شده است. به طور کلی در این قاره، عجیب و غریب ترین حیوانات و گیاهان دیده می شود. کانگورو یک حیوان منحصر به فرد است که فقط در استرالیا زندگی می کند و زیستگاه اصلی آن در استرالیاست. برآورد شده که بیش از 40 میلیون کانگورو در این سرزمین یافت می شود. شترمرغ نیز یکی دیگر از گونه های جانوری استرالیاست که از گوشت٬ پر و تخم آن استفاده می شود. همچنین کوالا حیوان جالب دیگری است که فقط در استرالیا یافت می شود.

    اهمیت وزارت کشاورزی

    وظیفه اصلی «وزارت کشاورزی، شیلات و جنگلبانی» استرالیا، راهبری سیاست های کشاورزی این کشور و همچنین کمک به کشاورزان و سایر صنایع دست اندرکار تهیه محصولات کشاورزی و دامی برای تهیه محصولات با کیفیت تر و رقابتی تر می باشد. البته حفظ جایگاه جهانی محصولات کشاورزی استرالیا، برداشتن موانع از سر راه تجارت محصولات کشاورزی و اطمینان حاصل کردن از کیفیت محصولات وارداتی یا صادراتی از اولویت های کاری وزارت کشاورزی در استرالیا محسوب می گردد.

 وزارت کشاورزی برای دولت استرالیا یکی از وزارتخانه های بسیار مهم محسوب می شود. زیرا کشاورزی در سه دهه گذشته دو برابر در استرالیا رشد داشته و ارزش محصولات زراعی آن دو برابر در این مدت افزایش داشته است. کشاورزی از آن جهت برای استرالیا وزارتخانه ای کلیدی محسوب می شود که بدانید صادرات محصولات کشاورزی 22 درصد مجموع صادرات این کشور را به خود اختصاص داده است. هر چند که این کشور از لحاظ زراعت و کشاورزی جزو5 کشور اول جهان محسوب می شود، ولی جالب است که بدانید حمایت دولتی از بخش کشاورزی در استرالیا کمتر از میانگین اعضای «سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه» است و حتی یارانه های تعلق گرفته به بخش کشاورزی بسیار پایین هستند. تعرفه محصولات کشاورزی در این کشور پایین است به طوریکه میانگین آن 4/1 درصد می باشد. با این حال دولت این کشور در مواقعی نظیر خشکسالی و سایر بلایای طبیعی از کشاورزانش به خوبی حمایت می نماید. بطور مثال پنبه که یکی از محصولات اصلی این کشور می باشد دارای کیفیت بسیار بالایی در سطح جهان است.

این کشور در سالهای05-2004 صادرات پنبه معادل 771 میلیون دلار استرالیا  داشته است و عمده بازار صادرات پنبه استرالیا به کشورهای اندونزی، تایلند، کره جنوبی ، ژاپن و چین بوده .

 

    چالش های آینده بخش کشاورزی در استرالیا

    هر چند که استرالیا از موقعیت های بسیار مطلوبی برای کشاورزی و دامداری برخوردار است، ولی آینده ی بخش کشاورزی این کشور با چالش هایی بسیار جدی نظیر خشکسالی مواجه می باشد. مبارزه با خشکسالی، مدیریت آب، شوری بخش وسیعی از اراضی مرکزی این کشور و همچنین تصمیم گیری در خصوص پرورش یا عدم پرورش محصولات غذایی ژنتیکی از چالش های بخش کشاورزی استرالیا محسوب می شود.

    خشکسالی: خشکسالی یک چالش اصلی برای کشاورزان استرالیایی است. استرالیا به خاطر شرایط آب و هوایی و همچنین شرایط جغرافیایی خاص خود، دارای دوره های متناوب خشکسالی است. گاهی میزان خشکسالی در این کشور آنچنان شدید می شود که تاثیرات بسیار نامطلوبی بر روی میزان تولید محصولات کشاورزی و دامی می گذارد که در این خصوص می توان به کاهش پیدا کردن میزان تولید گندم استرالیا به نصف در خلال سال های 2003– 2002 اشاره کرد. از آنجایی مدیریت منابع آبی کلید عمر کشاورزی و تولید محصولات زراعی است، محققان این کشور سعی در ابداع روش هایی برای تولید محصولات کشاورزی با استفاده از کمترین میزان آب هستند. این تلاش ها از آن جهت برای بخش کشاورزی استرالیا حائز اهمیت است که دانشمندان پیش بینی کرده اند گرم شدن کره زمین سبب افزایش خشکسالی در بیشترین مناطق تولید محصولات کشاورزی در جنوب استرالیا می شود. نتیجه بررسی هایی که به تازگی صورت گرفته نشان داده است که دو سوم‎ کشاورزان‎‎ این کشور بر اثر خشکسالی‎ آسیب‎ دیده‎اند.62 درصد از کشاورزان‎‎ سراسر این کشور که‎ وضعیت آنها تحت‎‎ بررسی‎‎ قرار گرفته، گفته اند که سرمایه‎ خود را بر اثر خشکسالی شدیدی‎ که‎‎‎‎‎ در بیست‎‎‎ سال‎ گذشته بی سابقه بوده از دست داده اند. دولت، گروه های‎‎‎ کشاورزی و مراکز اقتصادی استرالیا تصویر سیاهی‎ از آثار خشکسالی،‎ بر صنعت‎ کشاورزی‎ این‎ کشور ترسیم‎ کرده‎اند. اداره‎ کشاورزی‎‎ و منابع‎ اقتصادی استرالیا پیش بینی کرده که در صورت حل نشدن مشکل خشکسالی،‎ این معضل بر رشد تولید ناخالص‎ داخلی‎‎‎ این‎ کشور در آینده تاثیر خواهد گذاشت.

    ‎شوری و اسیدی شدن زمین: شوری آب و خاک منجر به کاهش تولید محصولات کشاورزی می شود. به همین علت دست اندرکاران بخش کشاورزی استرالیا مدت هاست در تلاشند تا با به کارگیری روش های مناسب و افزایش کیفیت آب، عوارض ناشی از شوری آب های زیرزمینی و خاک استرالیا را معکوس نمایند. چالش دیگر بخش کشاورزی استرالیا، اسیدی شدن خاک در گذر زمان است. برخی فعالیت های کشاورزی و همچنین تعدادی از محصولات سبب افزایش خاصیت اسیدی خاک می شوند که این مساله می تواند غنای زمین کشاورزی را کاهش داده و منجر به کمی تولید محصولات کشاورزی گردد. این در حالی است که اسیدی شدن خاک نیز مانند شور بودن خاک می تواند به طور جدی استفاده از زمین های کشاورزی را محدود نماید.

    حیوانات وحشی: حیوانات وحشی و علف های هرزه تاثیرات نامطلوبی بر روی کشاورزی و دامداری در استرالیا دارند. علف های هرزه با تغذیه منابع غذایی زمین، حاصلخیزی خاک را کاهش می دهند و حیوانات وحشی نیز عاملی برای انتقال انواع بیماری ها به سایر حیوانات هستند. وجود تعداد زیادی از حیوانات وحشی در استرالیا علاوه بر اینکه سبب وارد آمدن خسارات زیادی به کشاورزان و دامداران استرالیایی شده، همچنین سبب شده که تلاش های صورت گرفته برای ریشه کنی بیماری حیوانات به نتیجه مطلوبی نرسد. جالب است که بدانید بلندترین حصارهای جهان در استرالیا قرار دارد. حصار «دینگو» در مرکز «کویین لند» حدود 5531 کیلومتر طول و 1/8 متر ارتفاع دارد. این حصار در دورتادور مراتع گوسفندان و شترمرغ ها ساخته شده است تا آنها از دسترس حمله انواع حیوانات وحشی به دور باشند.

     پاکسازی زمین: بومیان استرالیایی برای هزاران سال از طریق کاشت بوته ها و از علف های هرز برای جذب حیوانات به این مناطق برای شکار آنها استفاده می کردند. هنگامی که اروپاییان وارد استرالیا شدند و بومیان را از چمنزارها بیرون راندند، به سبب بی توجهی آنها میزان رشد درختچه ها و علف های هرز در خاک استرالیا بیشتر گردید. علف های هرز خاک را نابود می کنند، روند فرسایش خاک را سرعت می بخشند و همچنین باعث کاهش گوناگونی کاشت محصولات کشاورزی می شوند. البته این مساله امروز بسیار بدتر از گذشته شده زیرا علف های هرز بخش وسیعی از خاک استرالیا را پوشانده است.

    درباره وزیر کشاورزی استرالیا

    در حال حاضر «پیتر مک کوران» تصدی وزارت کشاورزی، شیلات و جنگلبانی استرالیا را بر عهده دارد. او در جولای سال 2005 میلادی در این سمت ابقا شد. وی در یک خانواده کشاورز متولد شده و هم اکنون نیز به همراه همسرش در فعالیت های دامداری دست دارند. او بعد از فارغ التحصیلی از رشته های قانون و هنر در دانشگاه ملبورن به عنوان وکیل مدافع یک شرکت مشغول به کار بود تا اینکه در سن 27 سالگی و در سال 1983 در پارلمان استرالیا انتخاب گردید و برای هشت دوره نماینده مجلس بود. اولین سمت وزارت مک کوران در سال 1996 و وزارت علوم و تکنولوژی استرالیا بود. در سال 1998 نیز متصدی وزارت هنر گردید و بعد از انتخابات سال 2001 مجددا به سمت وزارت علوم منصوب گردید. در سال 2004 در سمت وزارت امور شهروندی و فرهنگی منصوب گردید تا اینکه در سال 2005 به عنوان وزیر کشاورزی استرالیا انتخاب شد. مک کوران در خصوص اهمیت وزارت کشاورزی استرالیا می گوید: درآمد صادرات کشاورزی سالانه 28 میلیارد دلار می باشد و بدون کشاورزی، ما این منبع درآمد عظیم را از دست می دهیم.

   

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 | 13:50 | نویسنده : قاسم |
تعریف کشاورزی پایدار:

تلاشهای بسیاری برای تعریف پایداری به طور تجريدي صورت گرفته است. مفهوم كشاورزي پايدار از سال 1987 رايج شد ، ولي قبل از آن نيز در دهه 1940 به صورت مترادف با اصطلاحاتي چون كشاورزي ارگانيك ، طبيعي ، اكولوژيك و كم نهاده بكار برده مي شد. البته مفهوم و مضمون توسعه پايدار كه كشاورزي پايدار نيز بخشي از آن محسوب مي شود تنها متعلق به دوران معاصر نيست . به نحوي كه بعضي تاريخچه آن را به نيوتن ، جان لاك ، توماس جفرسون و چارلز داروين و حتي به آسياي قديم نيز نسبت مي دهند . اما همانطور كه گفته شد واژه پايداري به دنبال پيامدهاي اقتصادي ، اجتماعي و بالاخص زيست محيطي فعاليتهاي انسان مورد استفاده قرار گرفت  . از هنگام تعریف کمیسیون برونت لند (Brount Land ) از توسعه پایدار در سال 1987 حداقل بیش از 80 تعریف ابداع شده است که هریک تفاوتهای ظريفی با دیگری دارد و بر ارزشها ، اولویتها و هدفهای خاصی تاکید می کند (Pretty ، 1995 ، 1998) . واﮊه كشاورزی پایدار ، از دیدگاه افراد مختلف معانی مختلفی دارد؛ که بستگی دارد به حیطه علاقه و سابقه آنها. کشاورزان ، متخصصان محیط زیست ، حافظان منابع طبیعی و ساکنان روستایی همگی علائق و نگرانی های متفاوتی دارند و بنابراین کشاورزی پایدار را به صور مختلفی تعریف می کنند ؛ بنابراين تعریف واحدی برای کشاورزی پایدار وجود ندارد.

اهداف کشاورزی پایدار:

اهداف کشاورزی پایدار ارتباط نزدیکی با تعاریف آن دارند و در واقع جمع بندی این تعاریف می باشند . یک برنامه کشاورزی پایدار موفق در بر گیرنده هفت هدف زیر می باشد:

فراهم کردن امنیت غذایی همراه با افزایش کمی و کیفی آن ضمن در نظر گرفتن نیاز های نسلهای بعدي ؛

حفاظت از منابع آب،خاک و منابع طبیعی؛

حفاظت از منابع انرﮊی در داخل و خارج از مزرعه ؛

حفظ و بهبود سود آوری کشاورزان ؛

حفظ نیروی حیات جامعه روستایی ؛

حفظ تنوع زیستی ؛

به طور کلی همه اهداف كشاورزي پايدار را در قالب پنج اصل كلي زير بيان مي كند :

همسو نمودن فعاليت هاي كشاورزي با فرايندهاي اكولوژيكي

بكارگيري فناوري ها مناسب و اتخاذ يك مديريت صحيح و معقول در روند توليدات كشاورزي

عدم بكارگيري نهاده ها و مواد شيميايي كه براي محيط زيست وسلامت بشر و حيوانات خطرناك هستند

افزايش توليد محصولات كشاورزي با بهره گيري از پتانسيل بيولوژيكي و ژنتيكي گونه هاي مختلف

استفاده عاقلانه از منابع و حفظ واحياي منابع تجديد شونده و غير قابل تجديد

در مقاله توسعه پايدار كشاورزي ، مؤلفه ها و شاخص ها، اهداف كشاورزي پايدار را موارد زير مي داند :

افزايش ارزش محصولات كشاورزي بويژه محصولات كشورهاي فقير

كاهش آثار زيست محيطي در بخش كشاورزي .

 

تاریخجه کشاورزی پایدار:

در اوايل قرن 20 كشاورزي در ايالات متحده كه در مراحل صنعتي شدن خود قرار داشت بين جوامع روستايي و تغييرات به اصطلاح افراطي ناشي از صنعب خاك سطحي به علت فرسايش خاك تخريب مواد ارگانيك، تجمع نمك، كاهش حاصلخيزي خاك، چرخه مجدد مواد آلي آبهاي زيرزميني در اثر نفوذ حاصلخيز كنندهها اشاره كرده بود. همچنين در دهه 1980 اتحاد بينالمللي حفاظت از طبيعت (iucn) مفهوم پايداري را پيشنهاد 2000 بحث پايداري در توليد را مطرح كرد. در سال 1984 كميته كشاورزان انجمن پژوهشي ملي آمريكا يك زير كميته تحت عنوان نقش روشهاي كشاورزي آلترناتيو در توليد كشاورزي مدرن تأسيس نمود.

 

 

شخم در کشاورزی پایدار

 

عمل زير و رو کردن خاک به منظور اصلاح فيزيکي آن را «شخم» مي گويند. با انجام عمل شخم، شرايط محيطي براي جوانه زدن بذر و رشد و نمو گياه فراهم مي شود. همچنين خاک هاي قسمت هاي زيرين خاک به سطح آمده و به تدريج به عمل خاک زراعي افزوده مي گردد.

شخم در بين ايرانيان از جايگاه خوبي برخوردار است اما شخم زياد باعث فرسايش خاك ميشود و بايد توجه داشت كه شخم بيش از حد نه تنها باعث فرسايش مي شود بلكه باعت ايجاد يك لايه سخت در زير خاك شخم خورده مي شود ( شخم با گاو آهن برگرداندار )

شخم زدن بيشتر در مناطق كوهستاني و مناطقي كه داراي خاكي سخت مي باشند بيشتر و رايج تر است و كشاورزان براي مقابله با سختي خاك و نرم كردن آن اقدام به شخم زدن آن هم به صورت مكرر مي كنند.

اكنون شخم در اكثر كشورهاي پيشرفته در حال كم شدن مي باشد به طوري كه در كشورهاي پيشرفته در حال حاضر شخم حفاظتي در دستور كار كشاورزان قرار گرفته و كشاورزان با استفاده از اين روش شخم راندمان محصول خود را افزايش و ظريب خسارت را به خاك و استخراج مواد عالي  و همچنين فرسايش خاك را به طور قابل ملاحظه اي كاهش داده اند.

بايد توجه داشت اگر عمليات خاكورزي از نظر زمان وعمق به طور دقيق انجام نشود باعث خسارتهايي نيز در بستر خاك و بوجود آمدن لايه اي سخت در خاك مي شود.



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 12:56 | نویسنده : قاسم |

مشكلات خاک­ورزی مرسوم در اثر استفاده از گاو‌آهن­برگردان‌دار

1- كلوخه‌اي‌شدن خاك

            خشك ‌بودن خاك در مناطق خشك به علت محدوديت منابع آب در زمان شخم از يك ‌سو و نياز به تسريع در كشت محصول بعدي از سوي ديگر موجب انجام عملیات خاك‌ورزي در رطوبت نامناسب مي‌شود كه اين امر سبب ايجاد كلوخه‌هاي بزرگ و سخت مي‌گردد. وجود كلوخه‌هاي بزرگ و سخت بعد از انجام شخم يكي از موانع كشت مكانيزه محصولات زراعي مي‌باشد.

2- نياز به وقت و انرژي زياد

            استفاده از گاو‌آهن برگردان‌دار براي انجام عمليات خاك‌ورزي نياز به وقت و انرژي زياد دارد، يعني سرعت انجام كار اين گاو‌آهن كم و میزان مصرف انرژی آن زياد است. علاوه بر اين در مناطق خشك عمليات آماده‌سازي بستر بذر جهت كشت مكانيزه محصولات به علت كلوخه‌هاي ايجاد شده بعد از شخم، زمان و انرژي مورد نیاز برای تهیه بستر بذر را افزایش داده كه از مشخصات اين روش خاك‌ورزي در مناطق خشك مي‌باشد.

            مطالعات انجام شده در منطقه ای از اصفهان در خاکی با رطوبت متوسط 11 درصد نشان داد كه شخم با گاوآهن برگردان‌دار در عمق 20 سانتي­متري و آماده‌سازي بستر بذر با 2 بار ديسك زدن و كاشت با خطي كار با يك تراكتور با قدرت متوسط  (MF-285) به 25 ليتر سوخت و 8 ساعت زمان به ازاي يك هكتار نياز دارد. البته بايستي توجه داشت كه معمولاً عمليات خاك‌ورزي بخصوص در فصل تابستان در رطوبت پايين‌تر انجام مي‌گردد، كه اين امر زمان انجام خاك‌ورزي و سوخت مصرفي را افزايش مي‌دهد

3- هزينه زياد

            به طور متوسط حدود يک دوم تا يک سوم هزينه­های ماشيني محصولات زراعي در ايران مربوط به عمليات خاك‌ورزي مي‌باشد. در صورت حذف يا كاهش این عمليات مي‌توان به كاهش هزينه عمليات ماشينی كمك كر

4- تخريب ساختمان خاك

            انجام عمليات خاك‌ورزي به روش رایج، کاری سنگین و پر هزینه است به طوري‌ كه حدود 1000 مترمكعب خاك توسط گاوآهن برگردان‌دار (به عمق 20 و عرض كار 100 سانتي متر) در يك ساعت جابجا مي‌شود. این میزان جابجایی خاک براي شخم يك هكتار زمين زراعي حدود 3500 مترمكعب مي­باشد. انجام عمليات تكميلي در آماده‌سازي بستر بذر (خاك‌ورزي ثانويه) و مبارزه با علفهاي هرز(ماشين‌هاي وجين‌كن) نيز شدت عمليات خاك‌ورزي را افزايش داده كه اين امر در طي ساليان متوالي باعث تخريب ساختمان خاك و جلوگيري از تشكيل خاكدانه‌ها خواهد شد.

5- به هم‌زدن تسطيح زمين

          استفاده از گاوآهن برگردان‌دار نياز به راننده تراکتوری ماهر دارد، تا بتواند تنظیمات آن را رعایت کند. عدم رعایت این تنظيمات  به مرور باعث به هم زدن تسطيح اراضي شده است. يكي از دلایل پايين­بودن راندمان آبياري، ناهمواريهاي ايجاد شده در اثر استفاده از گاو‌آهن برگردان‌دار می­باشد. هر چند عمليات زراعي با گاوآهن برگردان‌دار شرايط فيزيكي مناسب از نظر تهويه‌ و نگهداری آب را فراهم مي‌سازد ولي آبياري­های سنگين که به علت عدم تسطيح اراضي و کلوخه­ايي بودن سطح خاک قبل از رسيدن گیاه به مرحله توسعه ريشه صورت مي‌گيرد شرايط فيزيكي ايجاد شده بعد از خاک­ورزی را از بين برده و خاك به شرايط اوليه خود قبل از شخم برمي‌گردد.

6- مصرف زياد آب

          کمبود آب يكي از مشکلات زراعت در مناطق خشك و نيمه‌خشك مي‌باشد. هر روشي كه بتواند در حفظ رطوبت خاك و افزايش کارایی آبياري كمك كند منجر به افزايش سطح زیر کشت محصولات زراعي در اين مناطق خواهد شد. كاهش شدت تبخير به خصوص در فصل تابستان، با نگهداری بقاياي گياهي در سطح يا نزديك سطح خاك مي‌تواند به حفظ رطوبت خاك كمك كند. خاك‌ورزي مرسوم به علت عدم امكان مديريت بقاياي گياهي در سطح يا نزديك سطح خاك، شرايط محیطی را براي حفظ رطوبت خاك فراهم نمي‌سازد. شخم رایج، باعث آمدن خاك مرطوب زيرين به سطح و اتلاف رطوبت ذخيره شده  خاک مي‌گردد. همچنین افزايش زبري سطح خاک پس از عمليات خاک­ورزي مرسوم عامل کاهش راندمان آبياري می باشد.

 

7- فرسايش بادي و آبي

          همانطوركه قبلا ذكر شد تهیه بستر کاشت به روش خاك‌ورزي مرسوم عملياتي سنگین مي‌باشد كه باعث جابجايي زياد ذرات خاك و پودر شدن آنها مي­گردد. خشك‌ بودن خاك در فصل تابستان در مناطق خشك و شخم آن با گاوآهن برگردان­دارباعث بوجود آمدن كلوخه‌هاي بزرگ مي ‌شود، نرم‌كردن اين كلوخه‌ها جهت كشت مكانيزه نياز به تردد زياد ادوات خاك­ورزی ثانويه دارد كه منجر به پودرشدن ذرات خاك و جابجايي آنها با جريان  باد مي­گردد که فرسايش بادي را به دنبال دارد. در سال­هاي اخير به منظور تسريع در عمليات خاك‌ورزي ثانويه اقدام به واردات و ساخت كمبينات‌، روتوتیلر و سیکلوتیلر و ترويج آن در داخل كشور شده است ولي استفاده از اين ادوات فعال‌ به علت شرايط خشك خاک باعث افزایش شدت فرسايش بادي گرديده­است و افزايش غبار محلي در هواي شهرهاي مجاور اين اراضي را به همراه داشته است. همچنين ذرات پودر شده خاک در سيستم خاک­ورزي مرسوم در اثر آبياري سطحي جابجا شده و تجمع ذرات در قسمتهاي گود زمين را به همراه دارد. اين تجمع ذرات ريز سله بستن سطحي و فرسايش آبي را در مناطق شيب­دار به دنبال دارد. فرسايش خاكهاي زراعي در مناطق خشك  باعث نابودی و غیر قابل استفاده بودن خاک برای نسل‌هاي آينده می شود.

 

 

8- كاهش مواد آلي خاك و آلودگي هوا ناشي از سوزاندن بقاياي گياهي

            بقاياي محصولات زراعي معمولا توسط كشاورزان یا از مزرعه خارج­ می شوند یا مورد چراي دام قرار می گیرند و یا سوزانده مي‌شوند. وجود بقاياي گياهي پس از برداشت محصولات زراعي، کار با تراکتور جهت شخم را (به علت عدم درگیری مطلوب چرخ­هاي عقب با خاک ) مشکل ساخته و حرکت تراکتور را مختل مي­سازد. کشاورزان برای رفع مزاحمت بقایای گیاهی راحت­ترين روش يعني سوزاندن آنرا انتخاب می­کنند.

 سوزاندن بقاياي گياهي که يكي از منابع تأمين مواد آلي خاك مي‌باشد. باعث فقيرتر شدن خاك مناطق خشك از مواد آلي و رسيدن ميزان آن به کمتر از يک درصد در خاک­های ایران شده­است و به طور کلی آلودگي­های زیست محیطی، تصادفات جاده‌اي و كاهش حاصلخيري خاك از عوارض سوزاندن بقاياي گياهي مي‌باشد.

9- ایجاد لایه سخت در کفه شخم

استفاده مداوم از گاوآهن برگردان­دار در تهیه بستر بذر در یک عمق ثابت و تماس تیغه آن با این قسمت خاک به تدریج یک لایه سخــــــت و غیر قابل نفوذ در زیر کف شخم ایجاد می­گردد که ممکن است مشکلاتــــــی در نفوذ و تغــــذیه ریشه گیاه ایجاد نماید شکستن این لایه سخت با ادواتی نظیر زیر شکن بعد از چندین سال توصیه می­گردد که هزینــــــه اضافی در بر خواهدداشت.

            به نظر مي‌رســـد باتوجه به شرايط اقليمـــي در مناطق خشك و نيمــــــه خشــــــك و وجود مشکلاتی نظير محدوديت منــــــابع آب، فقيربودن خـــاك‌هاي اين مناطـــق از مواد آلي و آسيـــب‌پذير بودن ساختمان آنها و معايب دیگر اشاره شده در استفـــاده از خاك‌ورزي مرســــــوم، لزوم توجـــه به خاك‌ورزي حفاظتي به عنوان يك سيستـــم جايگـــزين بايستـــي مورد توجـــه كشـــاورزان قرار گيرد.



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 | 8:34 | نویسنده : قاسم |

مقایسه کود ها با یکدیگر:

انواع کود:

۱- کود شیمیایی

۲- کود دامی

۳- کود سبز یا ورمی کمپوست

03

در ابتدا به مزایای این کود ها می پردازیم که هر یک چه مزایایی را در بردارند :

۱- کود شیمیایی:

-  قابلیت دسترسی برای تهیه مناسب

- سبب افزایش میزان تولید در زمان بسیار کوتاه می‌شود.

- سبب افزایش تولید شده

- فاقد هرگونه آلودگی است

- باقی مانده مواد مغذی در محصولات ندارد

- سبب افزایش تولید شده

- انبارداری آن ساده است

- قابلیت بسته بندی آسان و فاقد آلودگی

۲- کودهای دامی:

- قابلیت دسترسی ساده دارد.

- موثر در بهبود کیفیت خاک است.

- سبب افزایش تولید محصول می‌شود.

۳- کود سبز (بیولوژیک) دسترسی ساده

- سبب بهبود کیفیت خاک می‌شود.

- سبب افزایش تولید شده

- انبارداری آن ساده است.

و حال میرسیم به معایبی که کودها می توانند داشته باشند

۱- کود شیمیایی:

       باعث سفت شدن خاک می‌شود.

        باعث تغییر کیفیت خاک می‌شود (شور شدن و آلودگی خاک)

        باعث افت کیفیت محصولات می­شود. (جذب عناصر غیر ضروری در گیاه)

        باعث آلودگی آبهای سطحی و کشاورزی می‌شود.

        ایجاد بیماریهای حاد و مزمن

۲- کودهای دامی (سنتی):

        وجود انواع ویروسها و میکروارگانیسم‌های عنصر (عوامل بیماریها)

        افزایش هزینه تولید با گرفتن کارگر جهت وجین باغات و مزارع برای مبارزه با علف هرز

        نیاز به استفاده از سموم آفتکش جهت کنترل میکروارگانیسم‌های مضر موجود کود دامی

        انبار داری سخت

       ایجاد بوهای مشمئز کننده

        انتقال بیماری‌های مشترک با دام

۳-کود سبز (بیولوژیک و آلی):

       بالا بودن قیمت به ازای هر کیلو در مقایسه با سایر کودها

        امکان دسترسی محدودتر نسبت به سایر کودها

در جدول زیر خلاصه ای از حر های بالا را به صورت مرتب مشاهده می فرمایید

نوع کود

محاسن

معایب

کود شیمیایی

قابلیت دسترسی برای تهیه مناسب

سبب افزایش میزان تولید در زمان بسیار کوتاه می‌شود.

انبارداری ساده

باعث سفت شدن خاک می‌شود.

باعث تغییر کیفیت بافت خاک می‌شود (شور شدن و آلودگی خاک)

باعث افت کیفیت محصولات شود (جذب عناصر غیر ضروری در گیاه)

باعث آلودگی آبهای سطحی و کشاورزی می‌شود.

ایجاد بیماریهای حاد و مزمن را به همراه دارد

کودهای دامی:

قابلیت دسترسی ساده دارد

موثر در بهبود کیفیت خاک است

سبب افزایش تولید محصول می‌شود.

- وجود انواع ویروسها و میکروارگانیسم‌های عنصر (عوامل بیماریها)

- افزایش هزینه تولید با گرفتن کارگر جهت و جین مزارع

- نیاز به استفاده از سموم آفتکش جهت کنترل میکروارگانیسم‌های مضر موجود کود دامی

- انبار داری سخت

- ایجاد بوهای مشمئز کننده

- انتقال بیماری‌های مشترک با دام

کود سبز (بیولوژیک و آلی)

سبب بهبود کیفیت خاک می‌شود

فاقد هرگونه آلودگی است

باقی مانده مواد مغذی در محصولات ندارد

سبب افزایش تولید شده

انبارداری آن ساده است

قابلیت بسته بندی آسان و فاقد آلودگی

بالا بودن قیمت به ازای هر کیلو در مقایسه با سایر کودها

امکان دسترسی محدودتر نسبت به سایر کودها

۴- ورمی کمپوست چیست؟

نوعی کود سبز است که از مواد زاید آلی به کمک ارگانیسم‌های مفید تهیه می‌شود. این کودها دانه بندی شده بوده و این موضوع بزرگترین حسن برای تقویت بیولوژیک خاک محسوب می‌شود. دارای عناصر مغذی لازم و کافی برای تولید محصول مناسب و سالم است.

۵- مزایای ورمی کمپوست نسبت به سایر کودهای سبز چیست؟

ورمی کمپوست دارای نسبت کربن به نیتروژن مناسب‌تری نسبت به سایر کودهای سبز است در نتیجه شرایط جذب عناصر مغذی توسط گیاه سهل تر و فراهم تر است. همچنین این ترکیب دارای pHخنثی است و استفاده زیاد آن تاثیر منفی از کیفیت خاک و گیاه ندارد، این ترکیب فاقد بو بوده و ناخالصی آن نسبت به سایر کودهای سبز خیلی کمتر است.

۶- ورمی کمپوست چه قابلیتهای کاربردی دارد؟

جهت تولید همه گونه گیاه مورد استفاده بوده و شرایط میکروارگانیسم‌های مفید در خاک‌ها را بهبود می‌بخشد. مواد موجود در بافت ورمی کمپوست بگونه‌ای است که مانع حضور آفات در خاک شده و داشتن حساسیت دور کنندگی مانع حضور برخی آفات خاکستری و حشرات مکنده خسارت زا خصوصا در محیطهای حساس مانند گلخانه‌ها می‌شود.

۷- مواد متشکله ورمی کمپوست چیست؟

حاوی کلیه عناصر مغذی و ریز مغذی برای رشد گیاهان می‌باشد. جدول ذیل نشان دهنده ترکیبات شیمیایی است که در انالیز نمونه‌های تولید شرکت بدست آمده است.

۷/۵

۵/۵

۴/۰۲%

۰/۴%

۱۹۳/۷  P.Pm

درصد۱۴۹۳۲ P.PM

111/6

درصد۰/۹۰۰۴

۴۱۹/۱

PH                          :

EC (ds/m)              :

Organic Carbon             :

Nitrogen (dryweight)    :

Phosphorus (dryweight):

Potasium (dryweight) :

Zinc                         :

Fe                            :

Mn                           :

 




تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 9:21 | نویسنده : قاسم |

خشکسالی به دوره ای از زمان اطلاق می شود که عرضه رطوبت در آن زمان در سطح مشخصی کمتر از حد مورد انتظار شرایط معمول آب و هوایی باشد و به طور کلی خشکسالی را از نظر جوی،کشاورزی و ... مورد بحث قرار می دهند.

شاید از خود بپرسیم آیا پیشرفت در زندگی بشر موجب شده تا با پدیده خشکسالی برخوردی متفاوت با یک بالی غیرمترقبه کنیم؟ بدون شک خشکی بعنوان یک پدیده آب و هوایی ممکن است هرچند گاهی رخ دهد اما آیا در طول دوره های خشکی گذشته برنامه های موفقیت آمیزی اجرا شده است؟ آیا از بی تدبیریهای گذشته درس آموخته ایم؟ شواهد نشان می دهد که جامعه تمایلی برای برنامه ریزی جهت مقابله با خشکسالی یا پیش بینی آن نداشته است.

خشکسالی به دوره ای از زمان اطلاق می شود که عرضه رطوبت در آن زمان در سطح مشخصی کمتر از حد مورد انتظار شرایط معمول آب و هوایی باشد و بطور کلی خشکسالی را ازنظر جوی، هیردولوژی و کشاورزی مورد بحث قرار می دهند وبعضی نیز اصطلاح خشکی از منظر جامعه شناسی (Sociologicaldrough) را معرفی کرده اند که در آن آب قابل دسترس کمتر از حد مورد انتظار جهت فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی است بطور کلی خشکسالی از دو جزء تشکیل شده است.

1- جزء آب و هوایی که منجر به کاهش بارش و آب قابل دسترس می شود.

2- جزء تقاضا برای مصرف آب.

معمولا دولت ها در برخورد با پدیده خشکسالی عمده فعالیت خود را جزء دوم یعنی کاهش تقاضا برای مصرف اب متمرکز می کنند. با این حال اگر چه برنامه ریزی دولتها برای مواجه شدن با پدیده خشکسالی می تواند تا حد زیادی موثر باشد اما قبل از هرگونه برنامه ریزی باید مشکلات اساسی که مانع اجرای فعالیت موردنظر می شود را شناسایی کرد. مقاله مورد نظر به بحث درباره این عوامل در مدیریت خشکسالی پرداخته و مباحثی همچون شناسایی نشانه های خشکسالی جهت برنامه ریزی موانع عمده برنامه ریزی برای خشکسالی و راهکارهای برنامه ریزی را مورد بررسی قرار می دهد.

 مقدمه

نگرش انسان به آب به فراوانی آن بستگی دارد اگر فراوان باشد ازنظر برخی موهبتی الهی تصور می شود که در هر زمان و به هر مقصودی آزادانه می توان از آن بهره مند شد اگر کمیاب باشد به کالایی بس ارزشمند مورد توجه عموم و مساله ای برای ستیزه و حتی جنگ، بین استفاده کنندگان آن تبدیل می شود. تمدنهای گوناگون نسبت به آب، طیفی از نگرشها بین ان دو کران داشته اند حقیقت تلخی که با آن روبرو هستیم این است که برکات ناشی از آب به یکسان بر جهان ارزانی نگشته اند و از این رو در بسیاری از نقاط جهانی با پدیده خشکسالی روبرو هستیم از ابتدای تاریخ خشکسالی بخشی از تغییرات آب و هوایی محیط ما بوده است و بقا بشریت گواهی است بر ظرفیت تحمل پذیری او در چنین پدیده آب ود هوایی اولین گزارشات مربوط به کوششهای بشر برای مبارزه با خشکسالی در داستان حضرت یوسف در انجیل آمده است که در آن فرعون مصر به یوسف مامویت داد تا اولین برنامه های مبارزه با خشکسالی را تهیه و اجرا کند. شاید از خود بپرسیم ایا پیشرفت در زندگی بشر موجب شده تا با پدیده خشکسالی برخوردی متفاوت با یک حادثه غیرمترقبه داشته باشیم؟ بدون شک خشکی به عنوان یک پدیده آب و هوایی ممکن است هرچند گاهی رخ دهد اما در طول دوره های خشکی گذشته برنامه های موفقیت آمیزی اجرا شده است؟ آیا از بی تدبیریهای گذرشته درس آموخته ایم؟ شواهد نشان می دهد که جوامع تمایلی برای برنامه ریزی جهت مقابله با خشکسالی یا پیش بینی آن نداشته اند. به نظر می سد همیشه بجای برخورد پیشگیرانه و برنامه ریزی قبلی با خشکسالی اقدام به واکنشهای مقطعی می کنیم و مهمترین عملی که همه منتظر آن هستیم این است که باید انتظار باران بکشیم خشکسالی به دوره ای از زمان اطلاق می شود که عرصه طوبت در آن زمان در سطح مشخصی کمتر از حد مورد انتظار شرایط معمول آب و هوایی باشد.

بطور کلی خشکسالی از دو جزء تشکیل شده است جزء آب و هوایی که منجر به کاهش بارش و آب قابل دسترس می شود و جزء تقاضا برای مصارف آب معمولا دولتها در برخورد با پدیده خشکسالی عمده فعالیت خود را در جزء دوم یعنی کاهش تقاضا برای مصرف اب متمرکز می کنند. قبل از هرگونه برنامه ریزی جهت برخورد با خشکسالی باید مشکلات اساسی که مانع اجرا فعالیتهای مورد نظر می شود را شناسایی کرد.

موانع برنامه ریزی کارآمد برای خشکسالی

اگرچه برنامه ریزی دولتها برای مواجه شدن با پدیده خشکسالی می تواند تا حد زیادی موثر باشد، اما قبل از هرگونه برنامه ریزی باید مشکلات اساسی که مانع اجرای فعالیتهای موردنظر می گردد را شناسایی کرد. پنج مانع عمده که باید مورد بررسی قرار گیرند عبارتند از:

شفافیت خشکسالی، تصادفی بودن خشکسالی، پدیده خشکسالی، هزینه ها و ضررهای خشکسالی و ملاحظات سیاسی

1- شفافیت سازی تعریف خشکسالی

برنامه ریزان و مدیران سوانح غیرمترقبه بر این باورند که پدیده هایی همچون خشکسالی کاملا شفاف و بر همگان روشن سات اصولا برنامه های لازم جهت کاهش اثرات اغلب سوانح طبیعی امری مشکل است زیرا شدت و دوره بازگشت این حوادث ناشناخته اند اگر چه تخصص چندانی برای تعیین زمان سیل، آتشفشان یا زلزله لازم نیست با این وجود عدم اطمینان قابل توجهی در مورد زمان شروع و ختم پدیده خشکسالی وجود دارد. از طرفی خشکسالی یک حادثه آنی نیست بلکه نوعی پدیده تدریجی است. بحث درباره برنامه ریزی خشکسالی و مدیریت منابع آب تعریفی از اجزا تشکیل دهنده خشکسالی است. عدم صراحت و شفافیت در تعریف می تواند یک عامل اساسی در اینکه جرا برنامه ریزی برای خشکی و مدیریت منابع اب آنچنانکه شایسته است مورد توجه قرار نگرفته باشد.

2- تصادفی بودن خشکسالی

ازنظر تاریخی، تا زمانیکه خشکسالی منجر به کمبود شدید آب نشود، توجه دولتها به آن جلب نمی شود بیشترین مانع برای برنامه ریزی کمبود آب حاصل از خشکسالی، تصادفی بودن این پدیده است خشکسالی به عنوان یک امر مسلم باقی خواهد ماند و فقط دوره و شدت آن نامعلوم است بنابراین عقلانی است که برای کاهش هزینه ها و عوارض خشکسالی برنامه ریزی مناسب انجام داد.

3- پدیده خشکسالی

مانع دیگر در راه برنامه ریزی خشکسالی در ماهیت این پدیده نهفته است. خشکسالی می تواند بهترین سیاستها و برنامه ریزیها را غیرعملی سازد مگر آنکه افراد هر جامعه در برخورد با این پدیده به یک توافقی در بینخود برسند یا اینکه از طرف دولت مجبور به انجام برنامه های مورد نظر شوند. افرادی که خشکسالی را تجربه می کنند، دارای اختیارات محدودی برای مقابله با آن هستند و مقابله جمعی توسط تمامی افراد (چه آنها که خشکسالی را تجربه کرده اند و چه آنها که تجربه نکرده اند) بهترین راه حل را ارایه می دهد.

4- هزینه ها و عوارض خشکسالی

عدم اطلاع عمومی از ضرر و زیانهای خشکسالی یکی دیگر از دلایلی است که علاقه مندی برای برنامه ریزی خشکسالی را کاهش می دهد عموما تصور بر این است که میزان ضررهای ناشی از خشکی کمتر از سوانح غیرمترقبه (که معمولا واضح تر و در دوران کوتاهتری اتفاق می افتد) است. در مقام مقایسه ضررهای خشکسالی در زمان طولانی تری توزیع می شود. زمانیکه به ضررهای واقعی خشکسالی پی برده شود، این ضررها می تواند ضررهای ناشی از حوادث غیرمترقبه را ناچیز جلوه دهد. برای مثال در استرالیا بین سالهای 1975 - 1945 ضررهای خشکسالی چهار برابر ضررهای ناشی از دیگر سوانح طبیعی غیرمترقبه بوده است. بهعلاوه تمامی هزینه های ناشی از خشکسالی کاملا مشخص و تعریف شده نیست. اثرات اجتماعی خشکسالی و هزینه های مربوط به آن و چگونگی نفوذ اثرات آن در سراسر جامعه و اینکه در نهایت چه کسانی را تحت تاثیر قرار می دهد باید بهتر شناخته شود. ضررهای غیرمستقیم ناشی از خشکسالی بسیار بیشتر از ضررهای مستقیم آن هستند اما بدلیل ماهیت پراکندگی و کمرنگی آنها امکان تشخیص و ارزیابی آنها مشکل است و اغلب ناشناخته می ماند اصولا تصادفی بودن خشکسالی و کاهش سریع علاقه مندی عمومی به مسایل خشکسالی بعد از شروع یک بارش باران و منابع محدود برای برنامه ریزی تعیین ضررهای غیر مستقیم حاصله از خشکی را کمتر ضروی می سازد و تا زمانیکه هزینه ها و ضررهای پراکنده و کم رنگ خشکسالی تعیین و مشخص نشوند، مسئولان و تصمیم گیرندگان، آگاهی همه جانبه ای از ضررهای خشکی نخواهند داشت.

5- ملاحظات سیاسی

در بعضی از کشورها ملاحظات سیاسی مانع از درک واقعیات و مسایل خشکی و اعلام به موقع به مردم و در نتیجه مانع از تهیه و تدوین برنامه های لازم برای روبرو با این پدیده می شود. این ملاحظات می تواند به صورت محلی و در داخل یک کشور یا در ابعاد بین المللی و به منظور اهداف خاص سیاسی صورت پذیرد. بنابراین لازم است به منظور برخورد صحیح با پدیده خشکی و به حداقل رساندن ضررهای آن، هرگونه ملاحظات سیاسی چه در ایجاد سازمانهای وابسته، تعیین مسئولان و مدیران مربوطه، زمان اخطار، عمومی، نظارت بر اجرای برنامه های پیشنهادی و چگونگی هزینه کردن اعتبارات تخصیص یافته، تهیه و تدوین قوانین اضطراری و برآورد صحیح از میزان خسارات مستقیم و غیرمستقیم خشکسالی از بین برود.

چهارچوب اصلی جهت برنامه ریزی:

مسئولیت مدیریت منابع آب در هنگام خشکسالی که توسط دولت تعیین می شود، لازم است به نحوی گسترش یابد که اقدامات مورد نظر به موقع صورت پذیرد. هرچند افزایش بازوهای اجرایی دولت برای حوادث غیرمترقبه همچون خشکسالی، قابل پیش بینی است، با این وجود کارهای مورد نظر توسط استانها در درجه اول معمولا با سازماندهی عملیات مدیریتی در حوزه اختیارات خود شامل نشان دادن عکس العمل به یک واقعه غیرمترقبه پس از اتفاق افتادن است تا اینکه فعالیتهای را به عهده گیرند که برای کاهش ضررهای قبل از وقوع حادثه باشد.

راهکاری برنامه ریزی:

ارایه دهندگان مدلهای استفاده از آب‌ (4)، پنج فاکتور زیر را مورد تاکید قراردادند که شامل: شناسایی مشخصه های خشکسالی، معرفی حدود اختیارات دولت، چگونگی آگاه ساختن مردم، روشهای کاهش مصرف آب و حفظ درآمد و نظارت بر مصرف کنندگان آب هستند.

این فاکتور ممکن است پاسخی به سوالات زیر باشد:

خشکسالی چه موقع به وقوع می پیوندد؟

در صورت بروز خشکسالی، چه کسی مسئولیت مدیریت آن را بر عهده می گیرد؟

چگونه باید مردم را آگاه ساخت؟

چگونه باید حق آبها را کاهش و میزان مصرف آب را تعدیل دارد؟

و چگونگی اطمینان از کاهش مصرف آب.

نداشتن پاسخ مناسب به هریک از سؤالات فوق از جدی بودن مدیریت موثر برنامه ریزی آب خواهد کاست هریک از این راهکارها را می توان مورد بررسی قرار داد.

شناسایی مشخصه های خشکسالی:

از آنجائیکه تصمیم گیری در مورد آغاز یا خاتمه شرایط خشکی تا حدی مشکل به نظر می رسد، باید به منظور جلوگیری در اجرای مدیریت منابع آب، از مشخصه های خشکسالی استفاده کرد. هنگامیکه این مشخصه ها تعیین شود، مصرف کنندگان آب می توانند برنامه لازم را تهیه و در مورد سرمایه گذاریهای آینده تصمیمگیری کنند. علایم نشان دهنده خشکسالی باید دقیق و مشخص باشد تا در تصمیمگیری ایجاد ابهام نکند. مشخصه های مختلفی را می توان جهت اعلام بروز شرایط خشکی مورد استفاده قرارداد که شامل شاخصه های شدت خشکی (شاخص پالمر)، میزان رواناب در نهرها، داده های آماری در مورد میزان بارش مورد نیاز، درجه شوری آب رودخانه ها، پتانسیل مخرب بعضی آبها برحیات وحش و ماهیها و وضعیت موجود آبهای زیرزمینی است. (5)

برای بعمل آوردن هریک از مراحل خشکی سه نشانه از پنچ نشانه های خشکی، نشان دهنده سطح خشکی است. نشانگرهای خشکی نباید پیچیده باشد به نحوی که موجب عدم اطمینان در تعیین هریک از مراحل خشکسالی شود. برای مثال اگر بارندگی و ذخایر سطحی دو علامت خشکی هستند، تصمیم در مورد عملی کردن طرحهای مورد نیاز، در زمانیکه بارندگی کمتر از حدمعمول و ذخایر آب در حالت معمول هستند، مشکل خواهد بود. هنگامیکه فقط یک منبع آب وجود داشته باشد وجود یک نشانگر خشکی نیز کافی به نظر می رسد. برای مثال وقتی تنها منبع آب یک شهر، ذخیره های سطحی باشد، طرحهای مدیریت منابع آب هنگامی فعال خواهد بود که حجم ذخیره منبع (برحسب درصد فصلهای عادی) از مقدار مشخصی کمتر شود.

یک معیار لغزنده برای نشان داندن مشخصه های خشکسالی، میتواند بطور نموداری و بصورت ذخیره منبع که با منحنی میزان ذخیره منبع تعیین می شود، باشد. هنگامیکه میزان واقعی ذخایر به منطقه هشدار خشکی می رسد، برنامه کاهش تحویل آب از حوزه به نقاط مختلف اجرا می شود. زمانیکه آبهای زیرزمینی یکی از منابع اصلی عرضه آب باشد، می توان از علایم خشکی بر مبنای آبهای زیرزمینی استفاده کرد.

اغلب برنامه های مدیریت منابع آب، مراحل ترتیب یافته پیشرفت خشکی را با میزان معینی از کاهش مورد نظر هماهنگ کرده اند. در آمریکا، اداراتی که دارای برنام مدیریت آب هستند به این نتیجه رسیده اند که امکان وقوع خشکسالی در فصل پاییز کمتر است و اما اگر این امکان روی دهد، امکان آنگاه خشکی توسعه یافته و شدیدتر شود، زیاد است. (2)

تعیین و انتخاب مسئولین دولتی:

تعیین یک واحد مسئول دولتی که دارای یک قدرت برنامه ریزی برای شرایط خشکسالی باشد، قبل از وقوع خشکسالی یکی از نکات حیاتی جهت مهیا شدن برای مدیریت منابع آب در دوران خشکی است.

به این منظور لازم است واحد تعیین شده فوق از قدرت اجرایی و اختیارات لازم جهت اعلام وقوع خشکسالی و تغییر الگوی مصرف آب برخودار باشد. میزان اختیارات مسئول این واحد نیز باید دقیق و شفاف باشد.

عدم شفافیت لازم در حدود اختیارات میتواند باعث ایجاد شرایطی شود که مقامات ذیربط برای اجتناب از برخورد با گروههای مردم، تصمیمات خود را به تاخیر اندازند و این تاخیر موجب کاهش حفاظت کمی وکیفی از منابع آب می شود.

اخطار بروز خشکسالی:

هنگامیکه بروز شرایط خشکسالی، مدیریت جدید منابع آب را می طلبد، لازم است فورا مردم را از شرایط جدید آگاه ساخت. این اخطار باید شامل اطلاعات لازم برای کاهش مصرف آب، زمان اجرای آن و قابلیت و راهکاری لازم باشد. چگونگی اعلام حالت خشکسالی به مردم باید بر اساس وضعیت محلی بوده و مسایل اقتصادی نیز در آن مدنظر قرار گیرد.

کاهش مصرف آب و حفظ ساختار اقتصادی:

وجود یک سیستم تعیین اولویتهای مصرف آب قبل از وقوع خشکسالی ضروری است به نحوی که هریک از مصرف کنندگان آب قبل از بروز خشکی از برنامه های محدودسازی مصرف آب مطلع شوند.

همچنین اگر ادارات، صنایع و بنگاههای تجاری، قبل از بروز خشکسالی از برنامه های کاهش مصرف آب آگاه باشند، می توانند برنامه های اضطراری خود را برای کاهش مصرف آب تنظیم و تدوین کنند. بدون شک کاهش مصرف آب، کاهش درآمد عرضه کنندگان آب را بدنبال دارد. این کاهش درآمد در زمانی به وقوع میپیوندد که هزینه های مقابله با خشکسالی به بیشترین میزان خود می رسد. درصورت عدم وجود یک صندوق ذخیره مالی یا حساب بانکی اضطراری خشکسالی، عرضه کنندگان آب باید نرخ آب بها را افزایش داده یا یک قیمت اضافی را در شرایط جدید اعمال کنند. استفاده از عوارض خشکسالی مزیت بیشتری نسبت به افزایش آب بها دارد. مثلا اعمال عوارض خشکسالی برای مسئولین راحتر بوده و میزان افزایش درآمد از این طریق قابل پیش بینی است. این نوع افزایش موقتی قیمت برای مصرف کنندگان آب مقبولیت بیشتری دارد و قابل درک است زیرا فقط در شرایط اضطراری اعمال می شود و ترس از ادامه افزایش نرخ آب را برای جبران کاهش درآمد در دوران خشکی پس از رفع آن از بین می برد.

چگونگی نظارت بر رعایت برنامه مصرف کنندگان آب:

تجربه نشان داده است که کاهش بیش از 25 - 20 درصد میزان آب را نمی توان بادرخواست داوطلبانه دست آورد. (6) به نظر نمی رسد که نوعی توافق همگانی در مورد اینکه مقررات قانونی صرفه جویی آب یا افزایش آب بها و عوارض خشکسالی راههای موثرتری برای کاهش مصرف آب نسبت به آنچه از طریق صرفه جویی داوطلبانه حاصل می شود باشند. بعضی از مدیران سازمانهای آب، از خود آنها یا گروهای مدافع منابع آب صورت می گیرد. با این حال دادن اختیارات لازم به مامورین و مسئولین دولتی جهت نظارت برحسن اجرای برنامه های ویژه خشکسالی، ضروری است.

حقیقیت بسیار مهم آن است که کمبود آب به عنوان یکی از موارد آسیب پذیری زیست محیطی پدیده جدیدی نیست و کشاورزان در نواحی گرمسیری و خشک همواره با چنین کمبودی زندگی کرده و مکانیسم سازش و کنار آمدن خود را با طبیعت و شیوه های بقایشان را ابداع کرده اند. آنچه در محدوده پایداری یا تداون پذیری، موضوع جدیدی تلقی می شود، تاثیر افزایش چگالی جمعیت است که مردم سرزمینهای خشک جهان با آن مواجه اند. (7)   

برگرفته از وبلاگ اقای مسلم ابدالی

 

مراجع

1- yevjevich, V., Drought research conference on drought research need, Colorado state university, 1977.

2- Walker, W., and others Management of water for Drought Conditions Virginia water Research center, 1986.

3- Heathcode, R.L., Drought mitigation in Australia P.P.255-237, 1986.

4- King D.B, and others Model water use act with Comments

University of Michigan P.P.533-614, 1958.

5- Hrezo, M.S., and Bridgeman, P.G. Drougtht planning into water resources management Natural Resources journal P.141-167, 1986.

6- California Department of water Resources Urban drought guidebook, 1988.

Falkenmark, H.and others Water scarcity: an ultimate constraint in third work Development Report 14, university of Linkoping, 1990



تاريخ : سه شنبه پنجم فروردین 1393 | 11:13 | نویسنده : قاسم |

جایگاه توسعه پایدار کشاورزی در برنامه‌های توسعه ایران

 نگاهی به وضعیت کنونی کشاورزی در عرصة جهانی به وضوح گویای این مسئله است که قابلیت دوام سیستم­های فعلی تولید محصولات کشاورزی، به طور چشمگیری مورد چالش قرار گرفته است. بدین­سان، توجه به توسعه پایدار کشاورزی به عنوان یکی از مهم­ترین ضرورت­های زندگی امروز بشر مطرح است. کشور ما نیز همگام با سایر کشورها، چند صباحی است که توجه به مقوله توسعه پایدار کشاورزی را در رأس امور خود قرار داده است. توجه به توسعه پایدار کشاورزی در تمامی برنامه­ها به نحوی از انحاء لحاظ شده است. لیکن ضریب توجه به شاخص­های توسعه پایدار کشاورزی بسیار ناچیز و در بهترین وضعیت نیم بوده است. از طرفی در بین برنامه­ها، در محتوای برنامه­ی پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور (1394-1390) بیشترین میزان توجه و تأکید بر مقوله توسعه پایدار کشاورزی شده است. پس از آن برنامۀ چهارم دارای بالاترین میزان توجه به مقوله یاد شده بوده است. برنامه­ی اول توسعه پس از انقلاب علیرغم این که مقارن با دوران شکل ­گیری رویکرد توسعه پایدار کشاورزی در عرصه جهانی بوده و ملاحظات زیست محیطی آن نیز کمتر ارزشیابی گردیده، اما در جایگاه سوم قرار دارد که دلیل اصلی آن تاکید بیشتر بر شاخص ­های اقتصادی و به سبب آثار جنگ تحمیلی و دوران بازسازی پس از آن بوده است.

در مجموع ارزشیابی محتوای برنامه­ های توسعه می ­توان گفت هر چند وضعیت کلی محتوای برنامه­ها حاکی از روند رو به رشد توجه و تأکید بر مقوله توسعه پایدار کشاورزی است اما بر مبنای اصول یکپارچه­ نگری، بررسی­ نشان می­دهد که در محتوای برنامه ­های توسعه به طور همسان و برابر، ابعاد سازنده توسعه پایدار کشاورزی مورد توجه واقع نشده است. به گونه ­ای که توجه و تأکید بر ابعاد اقتصادی و زیست محیطی بیش از بعد اجتماعی توسعه پایدار کشاورزی می­باشد. از این رو در صورت تدوام این جریان، امکان تحقق مطلوب و همه­جانبه توسعه پایدار کشاورزی دور از دسترس می­نماید. امری که با توجه به شرایط خاص کشور، فرهنگ اسلامی و جنبه چند بعدی بودن مفهوم توسعه پایدار قابل توجیه نخواهد بود.



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 | 12:46 | نویسنده : قاسم |

کاهش بیش از ۳۰ هزار تنی سموم شیمیایی طی چند سال اخیر اقدامی در جهت کشاورزی پایدار و تعادل طبیعی است.

 

معاون فنی سازمان حفظ نباتات کشور در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) با اعلام این مطلب گفت: بیش از ۶۰ سال است که مصرف سم در ایران رایج شده است، به‌گونه‌ای که در گذشته مصرف ۵۷ هزار تن بود، اما امروزه شاهد کاهش مصرف به ۲۰ تا ۲۱ هزار تن هستیم.

دکتر محمدجواد سروش افزود: از آنجا که مضرات مصرف سم و کودهای شیمیایی بر محیط زیست به اثبات رسیده است، استفاده از روش‌های بیولوژیک و غیرشیمیایی در دستور کار وزارت جهاد کشاورزی و سایر ارگان‌های ذی‌ربط رسیده است.

وی خاطرنشان کرد: حذف سموم و کودهای شیمیایی به یک‌باره امکان‌پذیر نیست، زیرا علف‌های هرز، بیماری‌ها و آفاتی وجود دارند که ناگزیر به مصرف سم هستیم.

سروش ادامه داد: کاهش مصرف سموم شیمیایی و جایگزینی آفت‌کش‌ها با انواع غیرشیمیایی آن در دستور کار است، به‌گونه‌ای که ۱۱ میلیون هکتار مبارزه شیمیایی در کشور اجرایی شده و یک میلیون و ۱۰۰ هزار هکتار که معادل ۱۰ درصد کل سطح است، مبارزه غیرشیمیایی و بیولوژیک می‌شود.

وی تصریح کرد: متوسط جهانی مبارزه غیرشیمیایی و بیولوژیک پنج درصد عنوان شده، در حالی که در ایران در ۱۰ درصد انجام می‌شود.

 

استفاده از IPM به رقم ۲۵ درصدی می‌رسد

معاون فنی سازمان حفظ نباتات کشور یادآور شد: مطابق برنامه پنجم توسعه، باید روش‌های غیرشیمیایی گسترش پیدا کند، به‌گونه‌ای که استفاده از روش IPM (مبارزه تلفیقی آفات) در سطح ۲۵ درصد عنوان شده است.

سروش تأکید کرد: در راستای ثبات اکوسیستم پایدار، ابتدا باید محصولاتی که امکان استفاده از روش‌های غیرشیمیایی در آنها وجود دارد را در اولویت قرار دهیم که در این راستا سبزی و صیفی در دستور کار است.

وی اظهار داشت: استفاده از BT که نوعی باکتری است، عصاره‌های گیاهی و انواع تله‌ها در حال حاضر استفاده می‌شوند.

 

حذف یک‌باره سموم امکان‌پذیر نیست

معاون فنی سازمان حفظ نباتات کشور همچنین گفت: مبارزه بیولوژیک یکی از راه‌های حمایت از محیط زیست است، زیرا باید به‌گونه‌ای باشد که حشرات مفید آسیب نبینند.

سروش در ادامه افزود: در بسیاری از محصولات همچون، زیتون، انار، مرکبات و گوجه‌فرنگی با وجود آفت سم‌پاشی انجام نمی‌شود و با روش‌های غیرشیمیایی نسبت به مبارزه آفات اقدام می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: هدف، حرکت به سمت کشاورزی پایدار است و تعادل طبیعی باید برقرار شود.

سروش ادامه داد: حذف پنج سم پرخطر در سه‌ساله اخیر اقدام مناسبی به سمت کشاورزی پایدار بوده که ۱۸ آفت‌کش غیرشیمیایی با منشاء معدنی جایگزین آنها شده است.

وی تصریح کرد: نمی‌توان یک‌باره به سمت حذف سموم و کودهای شیمیایی حرکت کرد و باید این اقدام به مرور انجام شود.

منبع: http://keshavarznews.ir



تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 9:14 | نویسنده : قاسم |

 مقـدمـه‌ :

استفاده‌ از سموم‌ و كودهاي‌ شيميايي‌ در مزارع‌ عليرغم‌ بازدهي‌ اوليه‌ خوبي‌ كه‌ از خود نشان ‌مي‌دهد اما عملاً در درازمدت‌ اثرات‌ سويي‌ برجا مي‌گذارد. همچنين‌ به‌دليل‌ علاقه‌ زارعين‌ به‌ مصرف‌كودهاي‌ شيميايي‌، استعمال‌ كودهاي‌ آلي‌ كه‌ جهت‌ بهبود خصوصيات‌ فيزيكي‌، شيميايي‌ و بيولوژيكي‌ خاك الزامي‌ مي‌باشد، در اكثر موارد به‌ بوته‌ فراموشي‌ سپرده‌ شده‌است‌ كه‌ اين‌ امر سبب ‌تراكم‌ و فشردگي‌ خاكهاي‌ زراعي‌ گشته‌ و نفوذپذيري‌ آنها را كاهش‌ مي‌دهد. تداوم‌ اين‌ روند و افزايش‌ مصرف‌ بي‌رويه‌ كودهاي‌ شيميايي‌ تخريب‌ هرچه‌ بيشتر ساختمان‌ خاك‌، كاهش‌ شديد در مقدار مواد آلي‌ ـ به‌دليل‌ نسبت‌ C/N پايين‌ ـ و نهايتا افزايش‌ وزن‌ مخصوص‌ خاكهاي‌ زراعي‌ را سبب‌شده‌است‌. همزمان‌ با تداوم‌ اين‌ روند غلط، يعني‌ كاهش‌ مصرف‌ كودهاي‌ آلي‌ و افزايش‌ مقدار كودهاي‌ شيميايي‌ در واحد سطح‌، مشكل‌ بعدي‌ كه‌ خواه ‌ناخواه‌ مطرح‌ مي‌گردد عدم‌ رعايت‌ تناسب ‌عناصر غذايي‌ در خاك‌ و در نتيجه‌ اثرات‌ سوء آن‌ در گياهان‌ زراعي‌ است‌ (ملكوتي‌ 1374).

با پيشرفت‌ فنّاوري‌ كشاورزي‌، كشورهاي‌ پيشرفته‌ توانسته‌اند با بكارگيري‌ روشهاي‌ طبيعي‌ ضمن‌ جلوگيري‌ از تخريب‌ زمينهاي‌ كشاورزي‌ با اصلاح‌ و تقويت‌ آنها، بازدهي‌ و سودآوري‌ زمينها را نيز افزايش‌ دهند. يكي‌ از روشهاي‌ معمول‌ كه‌ چند دهه‌ است‌ در دنيا متداول‌ گرديده‌ و ساليان‌ قبل‌كارهاي‌ اساسي‌ و پايه‌اي‌ آن‌ در ساير كشورهاي‌ جهان‌ بنيان‌ گذاشته‌ شده‌است‌، استفاده‌ از كرمهاي‌خاكي‌ به‌صورت‌ مستقيم‌ و غيرمستقيم‌ مي‌باشد. اين‌ جانوران‌ با انجام‌ تغيير و تبديلات‌ فيزيكي‌ و مكانيكي‌ مفيد بر روي‌ خاك‌ (مستقيم‌) و همچنين‌ با افزودن‌ بيوهوموس‌ حاصل‌ از فعاليت‌هاي‌ حياتي ‌كرم‌هاي‌ خاكي‌ به‌ زمين‌هاي‌ زراعي‌ (غيرمستقيم‌) حاصلخيزي‌ خاكها را چندين‌ برابر نموده‌ و اصلاح‌ آن ‌را در كوتاهترين‌ زمان‌ ممكن‌ ميسر مي‌سازند (Zicsi 1975).

خلاصه‌ حاضر نتيجه‌ مطالعات‌ و بررسيهاي‌ به‌عمل‌ آمده‌ توسط جمعي‌ از محققان‌ زيست‌شناسي‌ و كشاورزي‌ كشور بوده‌ و سعي‌ براين‌ است‌ كه‌ فوايد استفاده‌ از كرمهاي‌ خاكي‌ در رسيدن‌ به‌ يك‌كشاورزي‌ پايدار بيان‌ گردد.

 

 اثرات‌ كرمهاي‌ خاكي‌ بر روي‌ خاكهاي‌ كشاورزي‌

1ـ اثرات‌ بيولوژيك‌:

اصلاح‌ خاكهاي‌ كشاورزي‌ توسط كرمهاي‌ خاكي‌ به‌ دو صورت‌ انجام‌ مي‌گيرد: يا از طريق‌ افزودن ‌كرم‌ بطور مستقيم‌ به‌ خاك‌ و يا با افزودن‌ مدفوعات‌ آنها كه‌ همان‌ بيوهوموس‌ است‌. هوموس‌ كرمهاي ‌خاكي‌ را كرمي‌‌كمپوست ‌(1) مي‌نامند و آن‌ عبارت ‌است‌ از فضولات‌ كرمهايي‌ كه‌ از زباله‌ شهري‌، كودگاوي‌، لجن‌ فاضلاب‌ خانگي‌ و يا هر ماده ‌آلي‌ ديگر تغذيه‌ كرده‌باشند.

يكي ‌از اعمال‌ مهم‌ كرمهاي‌ خاكي در اين‌ است‌ كه‌ بطور غريزي‌ باكتريهاي‌ غيرهوازي‌ و قارچها را كه‌ حضور آنها نامطلوب‌ مي‌‌باشند، مي‌‌خورند و مانع‌ از تكثير آنها در محيط مي‌‌گردند همچنين‌ از بذر علفهاي‌ هرز نيز تغذيه‌ مي‌‌نمايند. آنها مواد آلي‌ را به‌ ذرات‌ خيلي‌ ريز خرد كرده‌ و فعاليتهاي‌ ميكروبهاي‌ مفيد را به ‌سبب‌ افزايش‌ سطح‌ كود، بالا مي‌برند. اطراف‌ اين‌ مواد به‌هنگام‌ دفع‌ از بدن‌ كرم‌، غشايي‌ پوشيده ‌مي‌شود كه‌ به‌ معدني‌ شدن‌ و آزادسازي‌ تدريجي‌ موادغذايي‌ كرمي‌‌كمپوست‌ حاصل‌ كمك‌ مي‌كند(فرمحمدي‌ 1374).

دانشمندان‌ كشف‌ كرده‌اندكه‌ باكتريهايي‌ كه‌ توسط كرمهاي‌ خاكي‌ پرورش‌ مي‌يابند از دسته ‌ازتوباكترها بوده‌ و قادرند ازت‌ را تثبيت‌ و فسفر را قابل‌دسترس‌ سازند. همچنين‌ قادرند انواع ‌ويتامينها و هورمونهاي‌ گياهي‌ را توليد نمايند كه‌ به‌همراه‌ فضولات‌ آنها دفع‌ مي‌گردد. كرمي‌كمپوست‌ از نظر كيفيت‌ معادل‌ بهترين‌ هوموس‌ خاك‌ است‌ كه‌ به‌وسيله‌ عوامل‌ طبيعي‌ توليد مي‌شود. كيفيت‌ كرمي‌‌كمپوست‌ به‌ نوع‌ غذا يا زباله‌اي‌ كه‌ كرمها تغذيه‌ كرده‌اند، بستگي ‌تام‌ دارد، كرمي‌كمپوستها گرچه‌ اندك‌ تفاوتي‌ جزئي‌ باهم‌ دارند اما در تجزيه‌ همگي‌ آنها مقادير زيادي‌ كلسيم‌، پتاسيم‌، سديم‌ و اسيدفسفريك‌ محلول‌ ديده‌ مي‌شود. بيشتر ازت‌ موجود در كرمي‌‌كمپوست‌ به‌ شكل ‌آلي‌ مانند اوره‌، اسيداوريك‌ و اسيدهوميك‌ بوده‌ و باقيمانده‌ آن‌ به‌صورت‌ آمونيم‌ و نيترات‌ است‌. اين‌كود حاوي‌ مقادير زيادي‌ هورمونهاي‌ گياهي‌ مي‌باشد. كرمي‌‌كمپوست‌ در خواص‌ فيزيكي‌، شيميايي‌ و بيولوژيك‌ خاك‌ تأثير به‌سزايي‌ دارد، زيرا داراي‌ عناصر غذايي‌ بسيارغني‌ بوده‌ (مانند ازت‌) كه‌ آنها را به‌تدريج‌ در اختيار گياه‌ قرار مي‌دهد اين‌ نكته‌ از نظر حاصلخيزي‌ خاك‌ بسيار پراهميت‌ است‌. همچنين‌ چندين‌ برابر وزن‌ خود، آب‌ در درون‌ ذراتش‌ ذخيره‌ كرده‌ و نهايتا دانه‌بندي‌ و قدرت‌ نگهداري ‌موادغذايي‌ موردنياز گياهان‌ را فراهم‌ مي‌نمايد(Edward 1983).

 

2ـ اثرات‌ مكانيكي‌ و فيزيكي:

اين‌ اثرات‌ بسيار زياد و مشهود مي‌باشد كه‌ در اينجا ما عمده‌ترين‌ آنها را به‌شرح‌ ذيل‌ بيان‌ مي‌نمائيم‌:

 

2ـ1 ـ اختلاط ذرات‌ خاك:

گونه‌هاي‌ حفار كرم‌خاكي‌ در فرآيند اختلاط نقش‌ اصلي‌ را به‌عهده‌ دارند و اين‌ كار را در دو مرحله‌ انجام‌ مي‌دهند. در مرحله‌  اول‌ با بلع‌ مخلوطي‌ از ذرات‌ آلي‌ و معدني‌ باعث‌ تشكيل‌ و ازديادكمپلكسهاي‌ آلي‌ ـ معدني‌ خاك‌ مي‌گردند. بدين‌ ترتيب‌ كه‌ بخش‌ عمده ‌آن‌ از طريق‌ مواد سيماني‌ آلي‌ و غيرآلي‌ ايجاد مي‌شود و ممكن‌ است‌ از طريق‌ پلهاي‌ الكترواستاتيك‌ بين‌ ذرات‌ با بارمنفي‌ و كاتيونهايي‌ نظير كلسيم ‌نيز به‌وجود آيد. بعلاوه‌ تشكيل‌ اين‌ كمپلكسها ميداني‌ از يونهاي‌ فلزي‌ را به‌وجود مي‌آورد كه‌ در خاك‌ نگهداري‌ شده‌ و درنتيجه‌ عوامل‌ طبيعي‌ و يا آبياري‌ شسته‌ نمي‌شوند.

در مرحله‌ دوم‌، كرمهاي‌ خاكي‌ حفار از يك‌طرف‌ ذرات‌ ريزآلي‌ ـ معدني‌ را از بخشهاي‌ عميق‌تر پروفيل‌ خاك‌ به‌ سطح‌ آن‌ منتقل‌ نموده‌ و از طرف‌  ديگر قطعاتي‌ از مواد آلي‌ را از سطح‌ خاك‌ به‌ داخل‌حفرات‌ خود مي‌كشند و بااين‌ عمل‌ دوجانبه‌ بر روي‌ مواد آلي‌ و معدني‌ از تجمع‌ لايه‌ هوموس‌ مول‌تجزيه‌شده ‌در سطح‌ جلوگيري‌ كرده‌ و آن‌ را در قسمتهاي‌ پايين‌ پروفيل‌ خاك‌ توسعه‌ مي‌دهند (كريمي‌دردشتي‌ 1364).

كرمهاي‌ خاكي‌ در حين‌ حمل‌ ذرات‌ و دانه‌هاي‌ خاك‌ از يك‌ بخش‌ پروفيل‌ به‌ بخش‌ ديگر آن‌ موادغذايي‌ كم‌ محلول‌ را نيز  انتقال‌ داده‌ و پس ‌از تغيير شكل‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ قابل‌ استفاده‌ گياهان‌ باشد در اختيار آنها قرار مي‌دهند.

 

2ـ 2 ـ تشكيل‌ خاك‌ دانه‌ و ازدياد پايداري‌ خاك:

به‌ گفته ‌محققان‌ كه‌ فضولات‌ كرمهاي‌ خاكي‌ داراي‌ خاك‌ دانه‌هايي‌ مقاومتر از خاك‌ محيط آنها هستند. مقاومت‌ خاك‌دانه‌ها، بسته‌ به‌ گونه‌ و نوع‌ محيط‌زيست‌ و تغذيه‌ كرمهاي‌ خاكي‌ متفاوت‌ است‌(گيلد 1955)(1). نظريه‌ ساخت‌ خاك‌دانه‌ها بدين‌ شرح‌ است‌ كه‌ ذرات‌ معدني‌ درحين‌ عبور از روده ‌كرم‌خاكي‌ توسط سيماني‌ از ترشحات‌ مواد آلي‌ به‌ يكديگر متصل‌ مي‌گردند. (باختين‌ و پولسكي‌1950)(2)(3)

فرضيه‌ ديگر آن‌ است‌ كه‌ تشكيل‌ خاك‌دانه‌ مي‌تواند ناشي‌ از بوجود آمدن‌ هومات‌ كلسيم‌ باشدكه‌ در نتيجه‌ تركيبات‌ ترشحي‌ غدد آهك‌ دوست‌ و مواد آلي‌ تجزيه‌شده‌ در روده‌ كرمهاي‌ خاكي‌ بوجود مي‌آيد. سلولهاي‌ اپيدرم‌ بدن‌ كرم‌ خاكي‌ در محل‌ تماس‌ بدن‌ با خاك‌ دالانهاي‌ حفرشده ‌موكوپروتئيني‌ به‌شكل‌ غشايي‌ نازك‌ ترشح‌ مي‌كنند كه‌ موجب‌ پايداري‌ ذرات‌ خاك‌ مي‌گردد.

 

2 ـ 3 ـ حفاري‌ و بالا آمدن‌ خاك‌ تحت‌الارض:

يكي‌ از اعمال‌ مهم‌ كرمهاي‌ خاكي‌ در خاك حفر دالانها و كانالهاي‌ افقي‌ و عمودي‌ است‌ كه‌ نحوه‌پراكندگي‌ و عمق‌ آنها برحسب‌ گونه‌هاي‌ كرم‌خاكي‌ متفاوت‌ مي‌باشد، شبكه‌ راههايي‌ كه‌ به‌وسيله‌ اين ‌موجودات‌ به‌وجود مي‌آيد از طرفي‌ شامل‌ دالانهايي ‌است‌ كه‌ بلافاصله‌ زيرسطح‌ خاك‌ ايجاد شده‌ و به‌وسيله‌ راههاي‌ خروجي‌ متعدد به‌ سطح‌ خاك‌ مربوط مي‌شوند و از طرف‌ ديگر شامل‌ دالانهايي‌عميق‌، ساده‌ و كم‌ و بيش‌ عمودي‌ مي‌باشد. بعضي‌ از گونه‌هاي‌ كرم‌ خاكي‌ مانند آلوبوفوراكاليگنوزا (4) (مايلند كه‌ در قسمت‌ سطحي‌ خاك‌ بوده‌ و تا حدود 33 سانتيمتري‌ پايين‌ رفته ‌در حالي‌كه‌ گونه‌هاي‌ ديگري‌ از سرده‌هاي‌ نوكتورناوترستريس‌ (5) تا عمق‌ 1/5 ـ 2 متري‌ نيز مي‌توانند در خاك‌ نفوذ كنند.

 

2ـ 4 ـ باروري‌ و حاصلخيزي‌ خاك:

كرمهاي‌ خاكي‌ درنتيجه‌ فعاليت‌ خود باعث‌ تحرك‌ يونها در سطح‌ و عمق‌ پروفيل‌ خاك ‌مي‌گردند و به‌عبارت‌ ديگر هدايت‌الكتريكي‌ خاك‌ را با اين‌ عمل‌  افزايش‌ مي‌دهند. در اين‌ مرحله‌ آنها با ترشح‌ مواد شيميايي‌ مي‌توانند برخي‌  از عناصر غذايي‌ پايه‌ موجود  در خاك‌ را از حالت‌ تثبيت‌ خارج‌نموده‌ و به‌ شكل‌ قابل ‌جذب‌ گياه‌ تبديل‌ نمايند. اين‌ فرآيند توسط كرمهاي‌ خاكي‌ به ‌دو صورت‌ مستقيم‌ و غيرمستقيم‌ انجام‌ مي‌گيرد. مثال‌ تأثير مستقيم‌ آنها، معدني‌شدن‌ ازت‌ است‌ اين‌ عنصر كه‌ معمولا به ‌شكل‌ كمپلكسهاي‌ آلي‌ غيرقابل‌ استفاده‌ براي‌ گياه‌ و��ود دارد، پس‌از عبور از لوله‌ گوارش‌ كرمهاي‌خاكي‌ ابتداء به‌ آمونياك‌ و سپس‌ به‌ نيتريت‌ و نيترات‌ تبديل‌ مي‌گردد. مثال‌ تأثير غيرمستقيم‌ كرمهاي‌خاكي‌ در ازدياد حاصلخيزي‌ خاك‌، افزايش‌ فعاليت‌ ميكروارگانيسمها و جانوران‌ خاكزي‌ و در نتيجه‌ توليد مواد محرك‌ رشد نظير ويتامينها به‌ويژه‌ ويتامين‌ B12 است‌.

 

3ـ تأثيرات‌ شيميايي‌ بر خاك:

3ـ 1 ـ تجزيه‌ بيولوژيك‌  و تهيه‌ عناصر لازم:

كرمهاي‌ خاكي‌ تأثيرات‌ قابل‌توجهي‌ در تجزيه‌ مواد زائد و باقيمانده‌هاي‌ گياهي‌ دارند.(Chulze  1986). نسبت‌ كربن‌ به‌ ازت‌ C/N در  مواد حياتي‌ كه‌ به‌خاك‌ اضافه‌ مي‌شوند خيلي‌ مهم‌ است‌ زيرا گياهان‌ نمي‌توانند نيتروژن‌ معدني‌ را جذب‌ كنند مگراينكه‌ اين‌ نسبت‌ 1 به‌ 12 يا كمتر باشد.كرمهاي‌خاكي‌  از مواد زائد و لاشبرگها به‌تدريج‌ استفاده‌ كرده‌ و نسبت‌ C/N مواد را طي‌  متابوليسم‌خود كاهش‌ مي‌دهند كه‌ اين‌ امر اساسا به‌وسيله‌ سوختن‌ كربن‌ درطي‌ تنفس‌ بدست‌ مي‌آيد. از طرفي‌چون‌ فضولات‌ كرمهاي‌خاكي‌ شامل‌ توليدات‌ متابوليسمي‌ است‌ بخشي‌ از ازت‌ موجود در آن‌ به‌شكل‌ املاح‌ آمونيوم‌ يا اوره‌ و احتمالا اسيداوريك‌ مي‌باشد كه‌ درصورت‌ وجود تهويه‌ مناسب‌  در محيطزيست‌ كرمها اين‌ مواد به‌سهولت‌ تبديل‌ به‌ نيترات‌ مي‌شوند. بنابراين‌ ازت‌ معدني‌ در مواد دفعي‌، بيشتر از ازت‌ معدني‌ در مواد بلعي‌ مي‌باشد. معمولا مواد دفع‌شده‌ و يا برگردانده‌ شده‌ از دهان‌ كرم‌ نسبت‌ به‌ خاك‌ اوليه‌ داراي‌ املاح‌ محلول‌ كلسيم‌ كل‌، پتاسيم‌، منيزيم‌ و كلسيم‌ قابل‌ تبديل‌ و فسفر قابل‌ جذب‌ بيشتري‌ هستد. اكثر كساني‌ كه‌ روي‌ تغذيه‌ معدني‌ قابل ‌دسترس‌ گياه‌ آزمايش‌ مي‌كنند گزارش‌ داده‌اند كه‌ خاكهاي‌ شامل‌ كرم‌خاكي‌ به‌طوركلي ‌داراي‌ ظرفيت‌ تبادل‌ يوني‌ بالاتري‌ هستند.

وجود كرمها در افزايش‌ مقدار ازت‌ خاك‌ بسيار مؤثر است‌. اين‌ جانوران‌ مقدار زيادي‌ مواد ازته‌ ترشح‌ مي‌كنند كه‌ تقريبا نيمي‌ از آن‌ به‌صورت‌ مواد لزج‌ موكوپروتئيني‌ است‌ (قبلا گفته‌ شد) و نيمي‌ديگر به‌ حالت‌ مايعي‌ است‌ كه‌ داراي‌ آمونياك‌ اوره‌ و احتمالا اسيداوريك‌ مي‌باشد و از منافذ نفريدي‌ ترشح‌ مي‌گردد. تمام‌ اين‌ مواد ازت‌دار يا محلول‌ بوده‌ و يا به‌سرعت‌ به‌وسيله‌ ميكروفلورخاك‌ به شكل‌ محلول‌ تبديل‌ مي‌شوند. بعلاوه‌ چون‌ حدود 54 تا 72 درصد وزن‌ خشك‌ بدن‌اين‌ كرمها را پروتئين‌ تشكيل‌ مي‌دهد مقدار قابل‌ توجهي‌ ازت‌ درضمن‌ تجزيه‌ اجساد آنها به‌خاك‌اضافه‌ مي‌شود محاسبه‌شده‌ كه‌ جسد هر كرم‌ مرده‌ مي‌تواند به‌اندازه‌ 10 ميلي‌گرم‌ نيترات‌ توليد كند، بدين‌ ترتيب‌ جمعيتي‌ تركيب‌ يافته‌ از 3/4 3 ميليون‌ كرم‌ خاكي‌ در هرهكتار مي‌تواند رقمي‌ معادل‌ 217كيلوگرم‌ نيترات‌ در هر هكتار به‌وجود آورد و اگر متوسط سن‌ هر كرم‌ را تقريبا يكسال‌ فرض‌ نمائيم ‌امكان‌ افزايش‌ نيترات‌ ساليانه‌ از جمعيت‌ كرمهاي‌ خاكي‌ وجود دارد.

 

3ـ 2 ـ اثرات‌ :PH 

تأثير ديگر كرمها در خواص‌ شيميايي‌  خاك‌، تغيير در PH آن‌ است‌، گزارشاتي‌ كه‌ تاكنون ‌بدست‌ آمده‌ حاكي‌ از آنست‌ كه‌ كرمهاي‌ خاكي‌ در يك‌ دامنه‌ وسيعي‌ از PH  خاك‌ زندگي‌ مي‌كنند ولي ‌معمولا در خاكهاي‌ سنگين‌ و داراي‌ زهكش‌ نامناسب‌ كمتر وجود دارند و درصورتي‌ كه‌ مقدار كلسيم ‌قابل ‌جذب‌ آنها در خاك‌ زياد باشد مقداري‌ از كلسيم‌ را به‌وسيله‌ غدد مخصوص‌ و به‌كمك‌ Co2 محيط به ‌صورت‌ كربنات‌ كلسيم‌ درآورده‌ و به ‌اين‌ ترتيب‌ سبب‌ حذف‌ مقداري‌ از گازكربنيك‌  موجود در اتمسفر خاك‌ مي‌گردند. معمولا PH موادي‌ كه‌ از دستگاه‌گوارش‌ كرم‌ مي‌گذرند به‌حدود خنثي‌ نزديك‌ مي‌شود. اين‌ موضوع‌ ممكن‌ است‌ در نتيجه‌ ترشحات‌ آهكي‌ بعضي‌ از غدد داخلي‌ و يا مجموعه ‌ترشحات‌  روده‌اي‌ كرم‌، و يا به‌دليل‌ توليد مقادير زياد مواد قليايي‌ ناشي‌ از آمونياك‌ موجود در محيط معده‌ آنها باشد. كرمهاي‌ خاكي‌ PH در حدود 7 را براي‌ زندگي‌ كردن‌ ترجيح‌ مي‌دهند و به‌همين‌ دليل ‌فعاليت‌ و تعداد آنها در خاكهاي‌ خنثي‌ و قليايي‌ بيش‌از خاكهاي‌ اسيدي‌ است‌. محدودبودن‌ كرمهاي‌خاكي‌ در خاكهاي‌ اسيدي‌ را اغلب‌ دراثر كمبود يون‌ كلسيم‌ دراين‌ قبيل‌ خاكها دانسته‌اند. همچنين‌ ثابت‌شده‌است‌ كه‌ كرمهاي‌ خاكي‌ به‌يون‌+Hبسيارحساس‌ هستند و به ‌همين‌ دليل‌ PH خاك‌ يك‌ عامل مهم‌ انتشار آنهاست‌ و بر روي‌ جمعيت‌ كرمهاي‌ خاكي‌ و هم‌ بر روي‌ تعداد افراد و هم‌ در تعداد انواع‌گونه‌ها اثر مي‌گذارد و اين‌ اثرات‌ مي‌توانند ازطريق‌ مقايسه‌ نتايج‌ بدست‌آمده‌ از نمونه‌برداري‌ ازجاهاي‌ مختلف‌ با خاكهاي‌ شناخته‌ شده‌ اثبات‌ گردد. بطوركلي‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ گونه‌هاي‌ كمتري‌ درخاكهاي‌ اسيدي‌ با PH زير 5 نسبت‌ به‌ خاكهاي‌ قليايي‌ و خنثي‌ زندگي‌ مي‌كنند.

 

3ـ 3 ـ اثرات‌ حشره‌كشها و آفت‌كشها:

كرمهاي‌ خاكي‌ نسبت‌ به‌ آفت‌كشها حساس‌ نيستند و مي‌توانند در خاكهايي‌ كه‌ شامل‌ مقاديرزيادي‌ از آفت‌كشهاي‌ مهم‌ هستند زندگي‌ كنند و با عبوردادن‌ خاكهاي‌ آلوده‌ از ميان‌ روده‌ خود اين‌مواد را به‌تدريج‌ به‌ درون‌ بافتهاي‌ بدن‌ خود جذب‌ كنند. اين‌ موضوع‌ از لحاظ اكولوژي‌ و زنجيره ‌غذايي‌ مهم‌ است‌ زيرا كرمهاي‌ خاكي‌ به‌وسيله‌ بعضي‌ از انواع‌ پرنده‌ها، دوزيستان‌ و پستانداران ‌خورده‌ مي‌شوند و درنهايت‌ غلظت‌ اين‌ مواد در بدن‌ مصرف‌كنندگان‌ نهايي‌ بيشتر از همه‌ تجمع‌ مي‌يابد. گزارشات‌ حاكي‌ از آنست‌ كه‌ مقادير باقيمانده‌ حشره‌كشها ازقبيل‌ Organochlorin و ياDDT در انواع‌ گوناگون‌ كرمهاي‌ خاكي‌ به‌ يك‌ ميزان‌ غلظتشان‌ در بافتهاي‌ بدن‌ آنها بالا نمي‌رود. بيشترين‌ غلظت‌ در گونه‌  A.Chlorotica يافت‌ شده‌ كه‌ يك‌ نوع‌ كرم‌ خاكي‌ كوچك‌ بوده‌ و در سطح ‌خاك‌ زندگي‌ مي‌كند اين‌ مواد در گونه‌هاي‌ با جثه‌ بزرگتر مانندA.Longa  و L.Terrestris  كمتر مشاهده‌ مي‌شود و احتمالا اين‌ مقادير بيشتر با عادات‌ و محل‌ زندگي‌ كرمهاي‌خاكي‌ ارتباط مستقيم‌ پيدا مي‌كند. علاوه‌ بر اين‌ بعضي‌ از آفت‌كشها و حشره‌كشها مانند O.Chlorin و  O.Phosphorusمي‌توانند در بدن‌ كرم‌ خاكي‌ تجزيه‌ شده‌ و به‌ ساير مواد شيميايي‌ تبديل‌ شوند. (Cooke 1982)

با توجه‌ به‌ اين‌ مطالب‌ مي‌توان‌ عنوان‌ نمود كه‌گونه‌ هاي‌ كرمهاي‌خاكي‌ موجود در يك‌ خاك‌ را مي‌‌توان‌ بعنوان‌ معرف‌ نمونه‌ و خصوصيات‌ آن‌ مورد استفاده‌ قرار داد(گيلارف‌ 1965)(6) شاخص(‌ (Indicator مناسبي ‌براي ‌خاكهاي‌ كشاورزي‌ مي‌باشند زيرا با آناليز بدن‌ آنها مي‌توان‌ به‌ ميزان‌آلودگي‌ شيميايي‌ و يا سموم‌ موجود در خاك‌ دست‌ يافت‌.

 

بحـث‌ و نتيجـه‌گيـري‌:

فعاليت‌هاي‌ كرم‌هاي‌ خاكي‌ اين‌ اطمينان‌ را به‌وجود مي‌آورد كه‌ ذخاير هوموس‌ و مواد غذايي‌ خاك ‌همواره‌ بطور مناسب‌ بازسازي‌ خواهد شد. همچنين‌ كرمهاي‌ خاكي‌ به ‌صورت‌ مؤثري‌ جهت‌ افزايش‌ حاصلخيزي‌ در خاك‌هاي‌ با كيفيت‌ كم‌ و اراضي‌ كم‌ بازده‌ مي‌توانند مورد استفاده‌ قرار گيرند كه‌ اين‌ مسئله‌ در كشور ما يك‌ نياز اساسي‌ است‌. امروزه‌ ارزش‌ اقتصادي‌ و كاربردهاي‌ فراوان‌ كرمهاي‌ خاكي ‌علاوه‌ بر اصلاح‌ خاك‌، در تغذيه‌ ماهيها، پرورش‌ طيور و در توليد كمپوست‌ با تبديل‌ ضايعات ‌محصولات‌ كشاورزي‌، مواد آلي‌ زائد، زباله‌ها و ... موردتوجه‌ قرار گرفته‌است‌ (فرمحمدي‌ 1374).با توجه ‌به‌ اهميت‌ كرم‌هاي‌ خاكي‌ و توانائيهاي‌ اين‌ جانور و همچنين‌ نياز كشاورزي‌ و صنايع‌ وابسته ‌به ‌آن‌ در كشور ما با پرورش‌ اين‌ جانوران‌ مفيد مي‌توان‌ بطورخلاصه نتايج‌ زير دست‌ يافت‌:

الف‌ـ اصلاح‌ خاكهاي‌ كشاورزي‌، عمل‌ كرمهاي‌ خاكي‌ در خاك‌ و اثرات‌ فيزيكي‌، مكانيكي‌، شيميايي‌ و بيولوژيك‌ كه‌ به‌ تفصيل‌ آورده ‌شد و همچنين‌ افزودن‌ بيوهوموس‌ توليد شده‌ به‌ خاكهاي ‌كشاورزي‌ باعث‌ افزايش‌ ميزان‌ نگهداري‌ آب‌ در خاك‌، افزايش‌ هوادهي‌ خاك‌، تقويت‌ خاك‌ از نظر عناصر كمياب‌ و عوامل‌ محدود كننده‌، از بين‌ بردن‌ ميكروارگانيسمهاي‌ مضر (بيماريزا براي‌ انسان‌) و در مقابل‌ تقويت‌ باكتريهاي‌ مفيد (مانند ازتوباكتريها) مي‌باشد كـه‌ نتيجه‌ بارز اين‌ امر جلوگيري‌ از شستشوي‌ خاك‌ سطحي‌ و فرسايش‌ خاك‌ توسط باد مي‌باشد.

ب‌ـ باروري‌ و حاصلخيزي‌ خاك‌:كرمهاي‌ خاكي‌ در نتيجه‌ فعاليت‌ خود باعث‌ تسريع ‌تحرك‌ يونها در سطح‌ و عمق‌ پروفيل‌ خاك‌ مي‌گردند، بدين‌ معني‌ كه‌ آنها با ترشح‌ مواد شيميايي ‌مي‌توانند برخي‌ از عناصر غذايي‌ پايه‌ موجود در خاك‌ را از حالت‌ تثبيت‌ خارج‌ نموده‌ و به شكل‌ قابل ‌جذب‌ گياه‌ تبديل‌ كنند. اين‌ فرآيند نيز به ‌دو صورت‌ مستقيم‌ و غيرمستقيم‌ انجام‌ مي‌گيرد مثال ‌تأثير مستقيم‌ آنها معدني ‌شدن‌ ازت‌ است‌. اين‌ عنصر كه‌ معمولا به ‌شكل‌ كمپلكس‌هاي‌ آلي‌ غيرقابل ‌استفاده‌ گياه‌ در خاك‌ وجود دارد پس‌ از عبور از لوله‌ گوارش‌ كرمهاي‌ خاكي‌ ابتداء به‌ آمونياك‌ و سپس‌ به‌ نيتريت‌ و نيترات‌ تبديل‌ مي‌گردد. تأثير مستقيم‌ كرمهاي‌ خاكي‌ در ازدياد حاصلخيزي‌ خاك‌، افزايش‌ فعاليت‌ ميكروارگانيسمها و جانوران‌ خاكزي‌ و درنتيجه‌ توليد مواد محرك‌ رشد نظير ويتامينها به ‌ويژه‌ ويتامين‌ B12  است‌.

ج‌ـ افزايش‌ عملكرد محصولات‌ كشاورزي‌ بخصوص‌ در كشت‌هاي‌ متراكم ‌(1) در بررسي‌هاي‌ به ‌عمل‌ آمده‌ در اين‌ زمينه‌ بسته‌ به‌ نوع‌ كشت‌، افزايشي‌ بين‌ 25 تا 200 درصد مشاهده‌ گرديده‌ كه‌ اين ‌امر  از نظر اقتصادي‌ بسيار مهم‌ بوده‌ و براي‌ بهبود وضعيت‌ اقتصادي‌ كشاورزي‌ ارزشمند مي‌باشد.

دـ كاهش‌ مصرف‌ كودهاي‌ كشاورزي‌: كاهش‌ واردات‌ اين‌ مواد از خارج‌ كشور كه‌ به ‌عبارت‌ ديگر باعث‌ جلوگيري‌ از خروج‌ ارز مي‌شود. اين‌ امر همچنين‌ باعث‌ مي‌گردد كه‌ ميزان‌ ورود مواد شيميايي‌ و سمي‌ به‌ درون‌ خاك‌ و همچنين‌ جذب‌ قسمتي‌ از اين‌ موادسمي‌ توسط گياه‌ به‌ مقدار قابل ‌توجهي‌ كاهش‌ يابد.

هــ حفاظت‌ محيط زيست‌ با جلوگيري ‌از آلودگي‌ خاك‌، آب‌ و توليدات‌ كشاورزي‌، مواد شيميايي‌ كه‌ به‌ عنوان‌ كود در زمين‌هاي‌ كشاورزي‌ به‌ كار مي‌رود به ‌دليل‌ داشتن‌ تركيبات‌ خاص‌، عمدتاً داراي‌ نيمه ‌عمر بيولوژيك‌ بالا بوده‌ و درخاك‌ سريع‌ تجزيه‌ نمي‌شوند و اين‌ امر باعث‌ جذب‌ آنها از طريق‌ ريشه‌ توسط گياهان‌ زراعي‌ شده‌ و در نقاط مختلف‌ بافتهاي‌ گياهي‌ مانند برگ‌، ساقه‌ و ميوه‌ انباشته‌ مي‌گردد و با مصرف‌ آن‌ توسط مصرف‌كنندگان‌ ثانويه‌، يك‌ بزرگ‌نمايي‌ بيولوژيك‌ از موادسمي‌ در بدن‌ مصرف‌كنندگان‌نهائي‌ خواهيم‌ داشت‌ (بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ قسمت‌ اعظمي‌ از كودهاي‌ شيميايي‌ در هنگام‌ آبياري‌ سنتي‌، شسته ‌شده‌ و وارد آب‌ رودخانه‌ها، تالابها و... مي‌شوند و بدين‌ترتيب‌ باعث‌ آلودگي‌ آنها گردند).

وـ برخي‌ از محققين‌ براين‌ عقيده‌اند كه‌ گونه‌هاي‌ كرم‌ خاكي‌ موجود در يك‌ خاك‌ را مي‌توان‌ به ‌عنوان‌ معرف‌ تيپ‌ و خصوصيات‌ آن‌ خاك‌ مورد استفاده‌ قرار داد (Edward 1977).

منبع: وبلاگ http://yashilakin.blogfa.com/ نوشته شده توسط آقاي سیامک یزدانی



تاريخ : پنجشنبه هشتم اسفند 1392 | 14:18 | نویسنده : قاسم |




جهت مشاوره رايگان كشت و پروش قارچ صدفي در منزل با ما تماس بگيريد


تاريخ : چهارشنبه هفتم اسفند 1392 | 11:17 | نویسنده : قاسم |

کشاورزی آلی

 

کشاورزی زیستی (کشاورزی ارگانیک، طبیعی یا آلی)، نوعی کشاورزی است که در تولید و فرآوری محصولات آن از کودهای شیمیایی، سموم، هورمون‌ها و دگرگونیها و دستکاری‌های ژنتیکی استفاده نشود و همه مراحل تقویت زمین، کاشت و برداشت با استفاده از نهاده‌های طبیعی (همچون کود زیستی، کمپوستها، حشرات سودمند، ریزاندامگان کارآ یا EM ) باشد.كشاورزي ارگانيك سيستمي توليدي است كه سلامت خاك، اكوسيستم ها و انسان را پايدار مي سازد و بر فرايند بوم شناسانه، تنوع زيستي و چرخه هاي سازگار با شرايط محلي تكيه دارد[۱]. فراورده‌های کشاورزی زیستی در کشور ما با نام محصولات سالم و در کشورهای اروپایی وامریکایی با نام کشاورزی زیستی (به انگلیسی: Organic farming) و یا کشاورزی بیولوژیک (Bio) شناخته می‌شود. کشاورزی زیستی، یک سیستم مدیریتی جامعی است که کمیت و کیفیت محصولات از تولید تا فرآوری و انتقال به مصرف کننده، سلامت خاک، گیاه، حیوان، انسان، میکروارگانیسم‌ها، محیط سیاره زمین بعنوان یک موجود زندة واحد، اصول اکولوژوکی، محیط زیست، اصول عدالت و روابط اجتماعی، احترام به مخلوقات و اصول پایداری زیستی در آن مد نظر است.

کشاورزی زیستی در کاپای کالیفرنیا
13-09-01-kochtreffen-wien-RalfR-02.jpg

نخستین دلیل مهم برای تقاضای جهانی محصولات زیستی، وجود مزه بهتر، خواص غذایی بیشتر و طبیعی این محصولات نسبت به محصولات تولید شده در سیستم زراعی رایج و محصولات اصلاح شده‌است. مطالعات نشان می‌دهد ارزش غذایی و ویتامینها در غالب محصولات زیستی و اصلاح نشده بسیار بیشتر از محصولات سیستم رایج است از این جمله می‌توان به محتوی بیشتر ویتامیهایی مانند ویتامین B ویتامین C، ویتامین E و لیکوپن و مواد معدنی همچون منیزیم، آهن و روی در محصولات باغی مانند گوجه فرنگی و وجود آنتی‌اکسیدانها و اسیدهای آمینه مفید در سایر محصولات اشاره کرد.

  • دلیل دیگر تقاضا برای این محصولات سازگاری زیست محیطی این محصولات چه از فرایند تولید تا انتقال به مصرف کننده و نیز سیستم جامع اکولوژیکی مدیریت این مزارع است که حداقل آسیب زیست محیطی و حداکثر سازگاری آن با سیستم‌های طبیعی را در بر دارد.
  • یک دلیل دیگر برای درخواست تولید فراورده‌های زیستی در سطح دنیا، وجود باورهای اخلاقی و دینی است که این باورها محیط زیست را بعنوان محیطی برای پرورش نسل‌های گذشته حال و آینده و به جهت تولید غذا برای نسل‌های مختلف در نظر می‌گیرد و هر گونه صدمه زدن به آن را از لحاظ اخلاقی و یا مذهبی را محکوم می‌کند.

نیاکان ما کشاورزی را به شکل زیستی آن انجام میدادند ولی رشد جمعیت و تقاضای بیشتر پس از جنگ جهانی، تقاضا برای مواد غذایی بیشتر شد و انسان حریصانه به کودهای شیمیایی روی آورد. روند استفاده از کودها و سموم شیمیایی سبب آلودگی خاک و اسیدی سازی آن و آلودگی آب‌ها زیر رمینی و آبهای روان (آب رودخانه ها، آب پشت سدها و سپس دریاها و اقیانوس ها) شده است به شکلی که فضاهایی به وسعت چند کیلومتر مربع در اقیانوسها دیگر هیچ موجود زنده‌ای زندگی نمی‌کند و آن را به اصطلاح فضای مرده می نامند. خوشبختانه از سال ۱۹۸۵ میلادی که نخستین برآورد از مزارع زیستی و سطح زیرکشت آن در دنیا صورت گرفت تاکنون تعداد زیر کشت مزارع زیستی در دنیا روند صعودی داشته و این نشان دهندة تقاضای روزافزون برای محصولات زیستی در جهان است. در بین کشورهایی که اقدام به کشت زیستی نموده‌اند استرالیا و کلاً قارة اقیانوسیه و برزیل بیشترین میزان و کشورهای آفریقایی دارای کمترین میزان سطح زیر کشت برای محصولات زیستی می‌باشند این مطالعات توسط شرکت SOEL که مرکز آن در کشور آلمان بوده و تحقیقات و فعالیتهای خود را در زمینة کشاورزی زیستی و آموزش و سلامت انجام می‌دهد صورت گرفته‌است. در کشورهای آسیایی چین بیشترین میزان سطح زیر کشت محصولات زیستی را داراست.

فاظت خاک بعنوان یک موجود زنده واحد بعنوان اولین و اصلی‌ترین هدف در کشت زیستی مد نظر قرار می‌گیرد. بطوریکه سایر عوامل و نهادها باید به گونه‌ای باشد که در دراز مدت سبب حاصل‌خیزی بیشتر خاک و احیای اکوسیستم زندة آن گردد. اقداماتی که در کشاورزی زیستی انجام می‌شود به قرار زیر است:

  • کشت مخلوط
  • کود سبز
  • مالچ‌های زیستی
  • تناوب زراعی
  • شخم کم عمق
  • استفاده از عناصر غذایی مکمل‌های مجاز
  • استفاده از بقایای گیاهی و دامی
  • تغذیه موجودات مفید خاکزی مانند کرم خاکی
  • گیاهان پوششی
  • پودر سنگهای سیلیکات برای قلیایی سازی خاک

نهاده‌ها در کشاورزی زیستی:

  • ریزاندامگان کارآ ( میکروارگانیسم‌های سودمند EM )
  • کود دامی
  • کمپوست
  • کود سبز
  • مالچ‌های کاه و کلش
  • میکروارگانیسم‌های مفید
  • جانوران و حشرات مفید مانند کرم خاکی و کفشدوزک
  • استفاده از سموم زیستی
  • تناوب زراعی
  • کشت مخلوط
  • کمربندهای حفاظتی
  • کشت گیاهان تله
  • مدیریت علفهای هرز
  • گیاهان مانع
  • حفظ موازنة عناصر غذایی
  • گزینش واریته مناست با شرایط منطقه
  • بذر پاک،
  • حذف گیاهان بیمار،
  • استفاده از مواد طبیعی برای کنترل پاتوژن‌ها
  • تاریخ کاشت مناسب
  • مدیریت علفهای هرز
  • تناوب زراعی و کشت مخلوط
  • محصولات علوفه‌ای چند ساله
  • آللوپاتی
  • انتخاب گیاه زراعی مناسب
  • مدیریت گیاه زراعی(تاریخ کاشت، عمق کاشت، تراکم و...)
  • کنترل مکانیکی و استفاده از شعله به صورت مقطعی و لکه ای

انواع کود

کود دارای انواع بسیاری مختلفی است که هر کدام دارای خصوصیات مختص به خود می‌باشد .

مقایسه

محتوی کربن خاک براساس کود دهی در صورتیکه تناوب مورد کشت برای سیستم زراعی بصورت غله و علوفه تکرار شود: محتوی کربن خاکی که با کود دامی تغذیه شده‌است بسیار بیشتر از سیستم‌های دارای کود دهی شیمیایی و بدون کود بوده همچنین روند افزایش آن آشکار است. طبق نمودار زیر کشاورزی زیستی ترتیب کربن و مواد معدنی و حشرات سودمند مانند کرم خاکی و ریزاندامگان(میکروارگانیسم ها) در خاک بسیار بیشتر از کشاورزی رایج است.

دیدگاه اقتصادی

جنبه‌های اقتصادی کشاورزی زیستی: یک نظام کشاورزی پایدار، طبق تعریف باید جواب گویی نیازهای نسل کنونی، بدون مخاطره انداختن نیازهای نسل آینده باشد، ضمن این که بایداز نظر اقتصادی برای کشاورزان و جامعه به طور کلی پایدار و امکان پذیر باشد. کشاورزان زیستی با کشت چندین محصول در یک زمان که اغلب با دامداری همراه است تنوع شغلی خود را افزایش می‌دهند. تنوع، مخاطرات اقتصادی را کاهش می‌دهد و باعث خودکفایی در زمینه عناصر غذایی، تغذیه دام، مواد آلی خاک و انرژی می‌شود.

کارکرد

بسیاری از کشاورزان با تجربه زیستی، عملکرد محصولشان برابر یا بالاتر از متوسط عملکرد نظام‌های کشاورزی رایج است. تفاوت بین متوسّط عملکردها، نه تنها عملیات زراعی متفاوت بلکه تفاوت مهارت‌ها را نیز نشان می‌دهد. اختلاف عملکرد به نوع محصول بستگی دارد. گیلفور وگالدن (۱۹۹۹)عملکرد محصولات در مزارع زیستی و رایج را در مرغزارهای شرقی [‍ایالات متحده] مقایسه نمودند. عملکرد گندم، جو و یولاف زیستی ۷۵ ٪ عملکرد محصولات در نظام‌های رایج بود. متوسّط عملکرد نخود فرنگی، کلزا و کتان زیستی حدود ۵۰٪ متوسّط عملکردهای رایج بود.در محصولات باغی، عملکردهای زیستی اغلب کمتر از عملکردهای رایج است.

در این منطقه اگر چه مقدار نیتروژن خاک کافی بود، امّا فسفر و گوگرد مزارع زیستی کم بود و ممکن است عامل کاهش عملکرد محصول بوده باشند. بیشترین در دوره گذار از کشاورزی رایج به زیستی وجود دارد. طی این دوره پاداش و یارانه‌ای وجود نداشته و عملکردها پائئی هستند. گاه کشاورزان می‌توانند یارانه اندکی برای تولید در دورهٔ گذار از طریق فروش محصول باقیمتی بیشتر از قیمتهای رایج ولی کمتر از قیمتهای گواهی شده زیستی دریافت کنند. طی مراحل اولّیه گذار، برخی از کشاورزان افت عملکردهای تا حدود ۳۰ ٪ گزارش کرده‌اند. با گذشت زمان، عملکردها طی سالهایی که تحت مدیریت زیستی هستند افزایش می‌یابد، به طوری که کشاورزان تجربه به دست آورده و خاک حاصل خیز می‌شود. برخی کشاورزان دریافته‌اند که برای افزایش مجدد عملکرد تنها به چند سال زمان نیاز است. این امر بیشتر در مورد کشاورزانی صادق است که در گذشته نیز حداقل نهاده‌ها را بکار می برده‌اند. دیگر کشاورزان که به علف کش ها، کودها و آفت کش‌ها وابستگی زیادی داشته‌اند، دریافته‌اند که زمانی طول می‌کشد تا عملکردهایشان افزایش یابد و به ثبات برسد. پدیده گرم شدن جهانی به طور فزاینده‌ای الگوهای آب و هوایی غیرقابل پیش بینی را بوجود آورده است. مزارع زیستی زمانی که در معرض تنش خشکی، گرما، بارندگی مفرط یا هوای سرد خارج از فصل قرار می‌گیرند، عملکرد بالاتری نسبت به محصولات رایج دارند. هم چنین محصولات زیستی مقاومت بالاتری به آفات و بیماری‌ها دارند.

هزینه‌ها

هزینه تولید در مزارع زیستی بدلیل استفاده کمتر از نهاده‌های خارجی، کمتر از مزارع رایج است. خرید کودهای مصنوعی وآفت کش در این نظام وجود ندارد هزینه علوفه خریداری شده، دامپزشکی و تعویض دام نیز کمتر است. علاوه بر این کشاورزان زیستی هزینه کمتری را برای استهلاک سرمایه گذاری‌های مربوط به نهاده‌هایی نظیر ابزارهای ماشین و تجهیزات پرداخت می‌کنند. رویهمرفته هزینه نهاده‌ها در مزارع زیستی کمتر است. چالش اصلی کشاورزان زیستی کنترل علف‌های هرز است. علف‌های هرز عامل محدود کننده تولید در مزارع زیستی هستند و کشاورزان زیستی نسبت به دیگر عملیات مدیریّتی، زمان و هزینه بیشتری را صرف کنترل علف‌های هرز می کنند. در کشاورزی زیستی، روش‌های مکانیکی و دیگر روش‌های مدیریّتی جایگزین علف کش‌ها شده‌است. خاک ورزی برای کنترل علف‌های هرز پس از سبز شدن گیاه، به شکل سطحی و غیر عمیق انجام می‌شود تا خاک فشرده نگردد. برخی عقیده دارند که علف‌های هرز سبب افزایش نیاز به شخم و هزینه‌های آن می‌گردد. در عمل، این تصور صحیح نیست. کشاورزان زیستی با بهبود ساختمان خاک واعمال مدیریّت مناسب دریافته‌اند که نسبت به نظام‌های رایج، به خاک ورزی کمتری نیاز است. درآمد خالص مزرعه به نظر می رسد درآمد خالص مزارع زیستی کمی بیشتر از مزارع رایج باشد. به طورکلی مخارج کمتر بوده و درآمد بیشتر است (به دلیل وجود یارانه ما به التفاوت قیمت محصولات زیستی نسبت به محصولات رایج).

این ما به التفاوت بسته به محصول وزمان متفاوت است. صنعت زیستی به سرعت در حال تغییر است که این امر منجر به عدم ثبات قیمت‌ها می گردد. به عنوان مثال ما به التفاوت بالا برای یک محصول می تواند برخی کشاورزان رابه سمت تولید و پرورش آن محصول هدایت کند. دراین حالت بازار اشباع شده و قیمت کاهش پیدا می کند. برخی معتقدند که با گذشت زمان، ما به التفاوت‌ها به ثبات می‌رسد. در یکی از مطالعات نشان داده شد که کشت گندم دوروم، گندم نرم زمستانه و یونجه در مزارع زیستی، حتی بدون پرداخت ما به التفاوت، سود بیشتری فراهم می‌کنند. در شرایط پرداخت ما به التفاوت گندم دوروم، کتان، گندم سیاه، چاودار پاییزه ویونجه، درآمد زاترین محصولات با یکدیگر یک تناوب پایدار زیست محیطی واقتصادی تشکیل می‌دهند. در مقایسه محصولات مزارع زیستی و رایج در(کانادا)، کشت لوبیا و ذرت برای کشاورزان زیستی، حتی بدون پرداخت ما به التفاوت، سود بیشتری داشت. غلات پاییزه در مزارع زیستی در مقایسه با مزارع رایج، سود کمتری داشت. سود ناخالص در تمام محصولات در مزارع زیستی بیشتر بود.در گاوداری‌های انتاریو، درآمد خالص نظام‌های زیستی، ۵۲٪ بیشتر از نظام‌های رایج بود(شولوبی ۱ و همکاران، ۱۹۹۹). قیمت بالای محصولات زیستی با کاربرد محصولات کم ارزش تر در تناوب، خنثی می‌شود. کودهای سبز محصولات مرتعی که به نظر می‌رسد توانایی بهبود خاک را دارند، بازده اقتصادی بالایی ندارند. کشت مخلوط روشی است که محصولات کم ارزش را در تناوب جای می‌دهد، ضمن اینکه محصولات باارزش نیز در مزرعه پرورش داده می‌شود. تناوب زراعی باعث کاهش مخاطرات نیز می‌شود. با کشت چند محصول به طور همزمان، درآمد مزرعه در مقابل نوسانات قیمت بازار و یا کاهش عملکرد بیمه خواهد شد. به نظر می‌رسد صنعت زیستی، نه تنها در کانادا به سادگی نمی‌تواند در حد کفایت، گسترش یابد تااز نظر تقاضا برای آینده‌ای روشن راضی کننده باشد. بنابراین باید تعداد بیشتری کشاورزان، عرضه کننده گان نهاده‌ها و صنایع تبدیل مواد غذایی را در جهت کشاورزی زیستی تشویق کنیم.

بازار

تقاضا برای مواد غذایی زیستی، نه تنها در کانادا، بلکه در امریکای شمالی، ژاپن و اروپا به سرعت رو به افزایش است. این رشد فزاینده باعث نوسان قیمت در بازار شده‌است. به عنوان مثال، در برخی بازارها، تقاضاهای بسیار ویژه‌ای در زمینه کیفیت محصول وجود دارد که سال به سال تغییر می‌کنند. صنعت زیستی هنوز در حال گسترش است و زیر ساخت‌های نظام‌های حمل و نقل، عمده فروشی و توزیع در مراحل اولیّه شکل گیری است. برخی کشاورزان کنترل بازار را در اختیار دارند. بعضی از آنها اتحادیه‌های بزرگ و برخی تعاونی‌های کوچک را تشکیل دادند که امکانات فرآوری و عمل‌آوری را دارند. کشاورزان اگر بخواهند از ما به التفاوت قیمت برای محصولاتشان استفاده کنند، باید محصولی با کیفیت بالا تولید نمایند که این امر مستلزم اقدامات زیادی است. زمانی که محصولات بر اساس قرار دادهای منعقد شده با کارخانجات محصولات زیستی تولید می‌شوند، لازم است که کشاورزان تضمین نمایند که نوع واریته و کیفیت محصول مطابق نیازهای خریداران خواهد بود. بیشتر کشاورزان درخواهند یافت که بخشی از محصولاتشان مطابق نیازهای خریداران یا استاندارها نبوده و در بازار محصولات رایج، فروخته خواهد شد و یا اینکه برای تغذیه دام مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

گواهی زیستی

استانداردهای در کشاورزی زیستی شامل اصول و قواعد، پیشنهادات و ضرورتهایی هستند که باید در کلیه مراحل تولید فرآوری و انتقال محصول به مصرف کننده رعایت شوند. و کشاورزان باید همواره آماده بازرسی مزرعه باشند.

کارهای ممنوع

  • استفاده از علف‌کش‌ها، آفت کش‌ها و کودهای شیمیایی
  • استفاده از فراورده‌های ژنتیکی در هر شکل (از قبیل بذر، مایه تلقیح بذری، غذای دام و غیره)
  • استفاده از فاضلاب شهری به منظور اصلاح خاک
  • دگرگونی‌های ژنتیکی
  • هورمون ها

سودمندیها

  • تولید غذا با کیفیت بالا و مقدار کافی
  • همگامی با طبیعت و نه سلطه بر آن
  • تقویت چرخه‌های بیولوژیکی
  • حفظ و افزایش حاصلخیزی خاک در دراز مدت
  • بهره گیری از منابع تجدید شونده تا حد امکان
  • بسته عمل کردن در خصوص چرخه مواد آلی و عناصر غذایی
  • فراهم آوردن شرایطی برای دام‌ها که بتوانند کل رفتار غریزی خود را بروز دهند
  • حفظ تنوع ژنتیکی سیستم کشاورزی با محیط اطراف
  • امکان کسب درامد برای کشاورزان؛ جلب رضایت آنها و ایجاد محیطی سالم
  • در نظر گرفتن اثرات گسترده تر اجتماعی و اکولوژیکی سیستم زراعی.

جمع بندی

کشاورزی زیستی سیستمی است که در صورتیکه از طرف مردم و دولت و نهادهای غیر دولتی به آن توجه شود می‌تواند منجر به حفاظت و حاصلخیزی خاک در بلند مدت سلامت و تولید بالای محصولات گیاهی و دامی، بالابردن کیفیت و اهمیت غذایی، اثرات مثبت اجتماعی، بازار مناسب و صرفه اقتصادی گردد. خوشبختانه در سالهای اخیر اقداماتی اساسی از طرف بخش خصوصی در ایران انجام گرفته است.



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 | 13:7 | نویسنده : قاسم |

محاسن كشت چغندرقند

كشت چغندرقند داراي محاسن زيادي مي باشد كه عمده ترين آنها عبارتند از:

1- چغندر يكي از اجزاء كليدي متشكله اقتصاد كشاورزي ملي است.

2- چغندرقند نسبت به طيف وسيعي از شرايط آب و هوائي و خاك سازگار است.

3- در حال حاضر امكان كشت كامل مكانيزه چغندرقند فراهم شده است.

 4- چغندرقند در تناوب زراعي به خوبي جاي مي گيرد و عميق بودن ريشه و پاك بودن مزارع آن از علفهاي هرز اجازه مي دهد كه در تناوبهاي مختلف جايگزين شود. چغندر خاك را در بهترين شرايط براي كشت غلاتي كه بعداَ كشت مي گردند نگه مي دارد و عملكرد غلات را بهبود مي بخشد. چغندرقند گياهي وجيني است كه ضمن كم كردن تراكم (تعداد) علفهاي هرز حاصلخيزي و پوكي خاك را بهتر مي كند.

5- ارزش اندام هوائي يك هكتار چغندرقند در بهبود حاصلخيزي خاك در صورتي كه به خاك برگردانده شود برابر 20 تا 30 تن كود حيواني است. 

سازگاري چغندرقند:

چغندرقند نسبت به شرايط مختلف محيطي داراي سازگاري نسبتا" زيادي مي باشد. نسبت به سرما، گرما، شوري و خشكي تحمل خوبي دارد. با اين حال براي رسيدن به حداكثر عملكرد، لازم است كه براي آن همانند ساير گياهان زراعي بهترين شرايط رشد را فراهم كرد. شرايط مناسب رشد چغندرقند به قرار زيرند:

1-حرارت: بهترين رشد چغندر قند هنگامي صورت مي پذيرد كه حداكثر درجه حرارت در تابستان از 35 درجه تجاوز نكند و در پاييز نيز روزها آفتابي، دماي هوا در  شبها پايين و درجه حرارت حداقل به يخبندان نزديك شود. در كل، حرارت مناسب  رشد  چغندرقند بين  20 تا 24 درجه سانتيگراد است.

حرارت مناسب جهت جوانه زدن بذر چغندرقند بين 15 تا 20 درجه سانتيگراد است. اما جهت رسيدن به چنين درجه حرارت و كشت در آن شرايط، لازم است كه مدت زيادي از فصل رويش از دست رود و چنين امكاني عملا" وجود ندارد. بنابراين هنگامي كه درجه حرارت متوسط روزانه به 4 تا 5 درجه سانتيگراد رسيد، مي توان نسبت به كشت بذور اقدام كرد.

2- نور:  چغندر قند گياهـي روز بلند است و به نـور زيادي جهت رشد و تجمع قند در ريشه نياز دارد. وجود نور كافي در اواخر دوره رشد، موجب زياد شدن ذخيره قند و افزايش خواص كيفي چغندر قند مي گردد. بدين منظور  بايد فاصله صحيح بوته ها و تراكم مطلوب بوته در مزرعه را مورد توجه خاص قرار داد و ضمن كوشش در جهت حفظ سلامت برگها نسبت به كنترل سريع علف هاي هرز نيز اقدام عاجل انجام داد.

3- رطوبت: با اينكه چغندرقند به خشكي مقاوم است، اما حصول يك عملكرد بالا، مستلزم وجود رطوبت كافي و برنامه ريزي دقيق آبياري است. براي چغندركاري معمولاً آبياري معتدل و سبك سودمند است، براي توليد يك ريشه 500 گرمي حدود 40 تا 50 ليتر آب مورد نياز است. كل آب مورد نياز چغندر قند در طول دوره رشد در مناطق مختلف كشور را بين 7300 تا 13600 متر مكعب در هكتار ذكر كرده اند.

4- خاك: خاكهاي حاصلخيز داراي زهكشي مناسب، با بافت متوسط (رسي - شني) و اسيديته (pH ) خنثي تا كمي قليايي (7 تا 2/7) براي چغنـدرقند منـاسب هستند. خاكهاي داراي مقادير زياد سنگ ، خاكهاي فشرده و سفت كه معمولاً با فقدان مواد آلي همراه هستند، براي كشت چغندرقند مناسب نمي باشند. اصولاً، محيط خاكي مناسب براي چغندرقند محيطي است كه در بين ذرات خاك آن هواي فراوان وجود داشته باشد و خاك، سفت و متراكم نباشد كه مانع گردش و نفوذ آب شود.خاك سست و پوك اجازه مي دهد كه ريشه چغندر به صورت عميق در زمين فرو رود و به خوبي رشد كند.

چغندرقند جز در مراحل اوليه رشد نسبت به شوري خاك مقاوم است. با اين حال شوري بالاي خاك به عنوان يك عامل محدود كننده در توليد چغندرقند به حساب مي آيد.

مراحل آماده سازي زمين: ميزان محصول چغندرقند، تا حد زيادي بستگي به ساختمان خاك و آماده سازي بستر بذر دارد. عمق شخم، زمان شخم، كاربرد كود و استعمال علف كش ها پيش از ظاهر شدن جوانه هاي چغندرقند (جهت عاري شدن بستر كاشت از علف هاي هرز)، همگي از عواملي هستند كه محيط كشت مناسبي براي بذرها و بوته هاي جوان چغندر ايجاد مي كنند. در زمان شخم، كودهاي فسفره، پتاسه، كودهاي آلي و دامي در سطح مزرعه پخش مي شوند كه  تا عمق مناسبي با خاك مخلوط شوند. بهتر است فسفر مورد استفاده، از منبع سوپر فسفات و پتاسيم از منبع سولفات پتاسيم تامين شود. در شخم پاييزه، عمق شخم بايد بين 30 تا 35 سانتيمتر بوده و زمين در وضعيت مناسبي از لحاظ رطوبتي (گاورو) باشد

5- آبياري از نكات مهم كشت چغندرقند بوده و لازم است كه تا مرحله چهار برگي خاك به صورت مرطوب باقي بماند. بذر چغندرقند به لحاظ دارا بودن يك لايه پوشش سخت، در زمان كشت براي توليد جوانه به رطوبت زياد نياز دارد. بذر چغندر در اين مرحله در اطراف خود 120 تا 150 درصد وزنش آب لازم دارد تا جوانه آن تندش كرده و از بذر خارج شود. زماني كه جوانه ها توليد، ولي هنوز از خاك خارج نشده اند، لازم است براي سهولت و سرعت خروج جوانه هاي ضعيف اوليه از خاك، زمين را مجددا آبياري كرد تا سطح خاك، نرم و مرطوب شود. پس از آنكه جوانه ها از خاك خارج شدند، فواصل و تعداد دفعات آبياري و مقدار مصرف آب بستگي به شرايط جوي (مقدار ريزش باران، درجه حرارت، ميزان رطوبت محيط و )، بافت خاك، شيب زمين، رقم چغندر ومرحله رشدي آن دارد. آبياريهاي سنگين در زمان كاشت به دليل سرد شدن زمين، موجب تاخير در سبز شدن بذور مي شود.

 علف هاي هرز و كنترل آنها

 يکي از گياهاني که بيشترين خسارت را از وجود علف هاي هرز در مزارع مي بيند، چغندرقند است. چغندرقند در ماههاي اوليه رشد در رقابت با علفهاي هرز بسيار ضعيف است، که اين مسئله منجر به كاهش شديد عملكرد در مزارع آلوده به علف هاي هرز مي شود. به طور كلي خسارت ناشي از علفهاي هرز در مزارع چغندرقند، بسيار بيشتر از خسارت آفات و بيماريها است. در موارد متعدد، بر اثر عواملي مانند استفاده نادرست از علف کش هاي مناسب و يا عدم وجين به موقع مزارع، هكتارها مزرعه چغندر زير هجوم و سلطه علفهاي هرز منهدم شده اند.

مهمترين مرحله خسارت علف هاي هرز در مزارع چغندرقند تا مرحله 8  برگي شدن بوته هاي چغندر مي باشد. چنانچه مزرعه چغندرقند را در سه ماهه اول بعد از كاشت عاري از علف هرز نگه داريم، ديگر نياز به دفع علفهاي هرز نخواهد بود و خسارتي به محصول وارد نمي کند. اما خاطر نشان مي گردد که كنترل علفهاي هرز مزارع چغندرقند تا زمان برداشت در جلوگيري از به بذر نشستن آنها جهت کاهش ميزان آنها در کشتهاي بعدي اهميت زيادي دارد. همچنين حذف علف هاي هرز در طول فصل رشد، منجر به برداشت راحت تر محصول نيز خواهد شد.

از مجموع مطالب ذکر شده مشخص مي گردد که کنترل به موقع علف هاي هرز به همراه تنک نمودن سريع تر مزارع چغندرقند از اهميت بسيار زيادي برخوردار  بوده و تاخير در انجام عمليات تنک و وجين مزارع خسارتهاي جبران ناپذيري را به کشاورزان وارد مي آورد.

به طور کلي، جهت دستيابي به کنترل موثرتر علفهاي هرز مزارع چغندرقند، لازم است که از چندين روش مختلف شامل سمپاشي مزارع، استفاده از کولتيواتور و وجين دستي به صورت ترکيبي، به شرح زير استفاده نمود.

الف- اولين و اساسي ترين قدم در کنترل علف هاي هرز استفاده از سموم علف کش مناسب مي باشد. ميزان موفقيت در استفاده از علف کش ها ، کاملاً در ارتباط با نحوه صحيح مصرف آنها مي باشد.

ب- علاوه بر استفاده از علف کشهاي مناسب، براي از بين بردن علفهاي هرز باقي مانده بين خطوط كشت لازم است از كولتيواتور استفاده گردد.

ج- در هر صورت بخشي از علف هاي هرز روي رديف هاي کاشت به دلايل مختلف، بوسيله با مورد استفاده از بين نمي روند و به دليل قرار گرفتن در نزديكي بوته هاي چغندرقند به وسيله كولتيواتور نيز قابل كنترل نيستند، که لازم است اين علف ها در زمان تنک کردن مزرعه توسط کارگران حذف شوند تا يک مزرعه عاري از علف هرز ايجاد گردد.

تنك كردن: يكي از عمليات اجباري و پر خرج زراعت چغندرقند تنك كردن است. در اغلب موارد تعداد زيادي بوته اضافي در اثر مصرف بيش از حد بذر در مزرعه بو جود مي آيند كه بايد اين بوته هاي اضافي را حذف نمود تا جوانه هاي باقيمانده فرصت رشد پيدا نموده و محصول مناسبي بدهند. در صورت عدم تنک مزرعه بوته ها نور، دما، هوا و مواد غذائی کافی دريافت نكرده و از رشد کمی برخوردار می شوند. هر چه زمان تنك كردن زودتر باشد، بوته هاي باقيمانده از رشد بهتري برخوردار هستند. بهترين زمان تنک قبل از مرحله شش برگی بوته ها است. به طور كلي دير تنك كردن مزرعه به منزله دير كاشتن آن است. آنجا كه پس از اتمام عمليات تنك ممکن است ريشه بعضی از بوته های باقيمانده آسيب ديده باشند، انجام يك مرحله آبياری سنگين لازم است.

 تغذيه چغندرقند: همانند ساير محصولات كشاورزي، چغندر قند نيز تنها بخشي از نيازهاي غذائي خود را از خاك تامين مي نمايد و بقيه را بايستي از كودهاي شيميايي، كودهاي آلي و يا محلول پاشي روي سطح برگ تامين نمود. براي زراعت چغندرقند بايد، كودهـاي فسفره و پتـاسه را بـه مقـدار توصيه شده در پـائيز به طـور يكنـواخت در زميـن پخش كـرده و ابتدا با ديسك سبك در عمق 10-5 سانتيمتري خاك مخلوط كرد. سپس اقدام به شخم عميق اوليه نموده تا كود در سطوح مختلف خاك تا عمق شخم به طور يكنواخت توزيع گردد. ترجيحاً ‌مصرف فسفر از منبع سوپر فسفات و پتاسيم از منبع سولفات پتاسيم توصيه مي گردد. با توجه به نقش مهمي كه پتاسيم در رشد و توسعه چغندرقند ايفا مي نمايد لازم است كه استفاده از كودهاي پتاسه همواره مورد توجه ويژه قرار گيرد.

كاربرد كودهاي آلي بخصوص كودهاي حيواني مي تواند تا حد زيادي در افزايش عملكرد كمي و كيفي مزارع چغندرقند مفيد فايده واقع گردد كه بهتر است حتي المقدور از اين كودها در مزارع استفاده شود. 

كمبود عناصر ميكرو (آهن، منگنز، بر، روي و . . . ) در مزارع چغندرقند در بعضي از مواقع تا حدود 30 درصد از عملكرد محصول مي كاهد و نيز سبب كاهش  مقاومت ريشه ها به بيماريها و آفات مي گردد، كه اين مسئله ضرورت به كارگيري اين كودها را در مزارع به خوبي مشخص مي كند.

مهم ترين نكته در خصوص كود دهي به چغندرقند استفاده صحيح از كودهاي ازته است. بعضي از كشاورزان تا آخرين روزهاي قبل از برداشت اقدام به مصرف كودهاي ازته مي كنند كه اين كار بسيار اشتباه است و از كيفيت چغندر به خصوص درصد قند به شدت مي كاهد.  به طور كلي  استفاده از كودهاي شيميايي به طور صحيح و فني يكي از راههاي رسيدن به محصول بالاتر است. اگر در مصرف كودهاي مورد نياز در زمانهاي مناسب  كوتاهي شود، عملكرد محصول كاهش مي يابد. همچنين مصرف بيش از حد كودها علاوه بر از دست رفتن مقادير زيادي كود، تخريب ساختمان خاك و آلودگي محيط زيست را نيز در پي دارد. از طرفي اين مسئله به مسموميت گياه منجر مي شود و محصول نهايي را نيز كاهش مي دهد. به عنوان مثال مصرف كمتر از حد ازت سبب كاهش عملكرد ريشه چغندرقند تا حدود 50 درصد مي شود. از سوي ديگر مصرف زيادتر از حد آن سبب كاهش درصد قند (عيار) تا چندين واحد خواهد شد. بنابراين لازم است  بر اساس روش صحيح، ميزان تقريبي كودهاي مورد نياز را در مزرعه تعيين كرد. اين كه چه مقــدار كود در طول فصـل زراعـي و در زمـان كشت بايد مصرف شود، از طريق آزمايش هاي تجزيه خاك مشخص مي شود.

 عوامل موثر بر افزايش درصد قند

از زماني كه يك كشاورز تصميم به كشت چغندر مي گيرد تا زماني كه چغندر برداشت و بارگيري مي شود، در كليه مراحل، نحوه اقدامات و فعاليت هاي او در كاهش و يا افزايش عيار مؤثر مي باشد. به طور كلي  مهمترين عوامل موثر بر درصد قند چغندرقند به قرار زير هستند:

ا- انتخاب بذر متناسب با شرايط آب و هوايي، طول دوره رشد و مقاوم به عوامل نامساعد كشت در منطقه، افزايش ميزان عيار را در پي دارد.

2- انجام شخم مناسب به منظور افزايش نفوذپذيري خاک و جلوگيري از چند شاخه شدن ريشه ها و نيز جمع آوري سنگهاي موجود در خاك مزرعه تا حد امكان، از اهميت بسيار زيادي در افزايش درصد قند برخوردار است.

3- وجود تعداد  مناسب بوته در واحد سطح (9 تا 10 بوته در هر متر مربع) به افزايش عيار منجر مي گردد.

4- انتخاب تاريخ دقيق کاشت چغندرقند در افزايش درصد قند اهميت بسيار دارد.

5- كنترل به موقع علف هاي هرز به ميزان زيادي در افزايش عيار چغندرقند نقش دارد.

6- تغذيه اصولي گياه تأثير بسياري در بهبود وضعيت توليد قند در چغندرقند دارد. مصرف بيش از حد و ديرهنگام کودهاي ازته (بخصوص اوره و نيترات آمونيوم) باعث کاهش ميزان قند خواهد شد. همچنين کمبود ساير عناصر (آهن، روي، منگنز، منيزيم، بر و ... ) غلظت قند در ريشه را کاهش مي دهد.

7- انجام آبياري هاي صحيح و به موقع در بالارفتن كيفيت ريشه ها چغندرقند نقش مهمي ايفا ميكند.

8- كنترل به موقع آفات و بيماري ها در طول فصل به بهبود وضعيت كيفي ريشه هاي توليدي مي انجامد.

9-حفظ سلامت برگها تا آخرين لحظات رشد از گزند آفات و يا عدم چرانيدن آنها باعث  افزايش عيار مي گردد.

10- برداشت به موقع چغندرقند با توجه به  علايم رسيدگي مزرعه موجب افزايش درصد قند ريشه ها مي شود.

11- ممانعت از يخ زدن چغندرقند در جلوگيري از كاهش عيار فوق العاده موثر است.

12- چنانچه بوته ها به مدت شش هفته در معرض دماي 4 تا 8 درجه سانتيگراد قرار گيرند، به ساقه مي روند و ميزان قندشان كاهش مي يابد که در صورت رعايت دقيق تاريخ كاشت مي توان از اين عمل ممانعت نمود.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 8:44 | نویسنده : قاسم |

کشاورزی ارگانیک و کشاورزی پایدار

 کشاورزی ارگانیک چیست؟

 كشاورزي ارگانيك يعني استفاده از اطلاعات سنتی و علمی براي كاهش استفاده از سموم و مواد شيميايي در توليد محصولات. سیستم های کشاورزی ارگانیک بر پایه مدیریت اکوسیستم استوار است و به نهاده های خارج از مزرعه وابسته نیست . در اين نوع از كشاورزي از نهاده های سنتز شده مانند کودهای شیمیایی، آفت کش ها ، داروهای دامپزشکی، گیاهان اصلاح شده ژنتیکی و نژادی و مواد نگهدارنده، مواد افزودنی و از تابش اشعه ها استفاده نمی شود.

کشاورزی ارگانیک مدیریت تولید مناسب است که باعث تقویت و توسعه سلامت اکوسیستم های زیستی، چرخه های زیستی و فعالیت بیولوژیکی خاک مي شود. این نظریه تاکید دارد که از نهاده های داخل مزرعه استفاده گردد و از نهاده های بیرونی استفاده ای نشود. و برای این منظور احتیاج به سیستم های تطابق پذیری در هر منطقه داریم . این کار باعث استفاده از روشهای کشاورزی زیستی و مکانیکی و بدون استفاده از نهاده های خارجی سنتز شده صورت می گیرد.

 کشاورزی پایدار چیست؟

 کشاورزی به مفهوم راهها وروشهای بهره برداری از منابع آب وخاک و انرﮊی و ... در جهت تامین نیازهای غذایی و پوشاک انسانها همواره در طول تاریخ پایه واساس بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سرتاسر جهان بوده و هست. به طوری که امروزه کشاورزی و توسعه کشاورزی به عنوان موتور محرکه و نیروی پیش برنده توسعه به طور عام و توسعه روستایی به طور خاص می باشد،در حالیکه خود توسعه کشاورزی نیز به اهرم توانمندی به نام ترویج کشاورزی نیازمند است. هر دوی این مفاهیم امروزه دچار تغییر وتحولات شدیدی می باشند به طوریکه کشاورزی شدیدا با بحث پایداری در چالش می باشد و ترویج نیز به تبع آن تحولات ساختاری و کاركردی بسیاری را به خود دیده است. این قسمت به بررسی مفاهیم واندیشه های پایداری در کشاورزی می پردازد وبدنبال آن تغییرات ساختاری وکارکردی ترویج را در جهت حمایت از پایداری در کشاورزی مورد بررسی قرار می دهد.

 

لغت پايدار برشرايط يكنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرايط يكنواخت افق هاي دور دست را در بر مي گيرد . عدم شناخت و اطلاعات كافي و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هواي جهان و تنوع آن ، تكنولوژي آينده ، نقش مردم در كشاورزي و رابطه كشاورزي با محيط باعث شده است كه پيش گويي در رابطه با آينده كشاورزي مشكل باشد .

 كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در جهت منافع انسان بوده ، كارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن است . به عبارتي كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد .



تاريخ : دوشنبه هجدهم آذر 1392 | 11:5 | نویسنده : قاسم |

کشت فلفل رنگی در گلخانه
فلفل رنگی با دارا بودن ۱۲ برابر ویتامین c نسبت به پرتقال یکی از پر مصرف ترین سبزیجات در اروپا و آمریکا می باشد که با رنگ ها و طعم گوناگون به صورت خام و یا پخته مصرف می گردد.چنانچه بتوان فلفل های رنگی را با کیفیت بالا تولید نمود با توجه به مصرف زیاد آن در فصل زمستان می توان مطمئن بود که بازار خوبی در داخل و خارج از کشور برای این محصول مهیا و آماده است.
شروع کشت : کشت فلفل در خزانه شروع می شود معمولا در اروپا از نیمه اکتبر تا نیمه نوامبر کشت در خزانه آغاز می شود.یعنی از مهر تا آبان ماه و پس از ۶۰ روز نشاء را به گلخانه اصلی منتقل می کنند و برای یک سال از آن محصول برداشت می نمایند.این زمان کشت می تواند برای مناطق شمال ایران در نظر گرفته شود و در مناطق جنوب از اوائل تیرماه می توان کشت در خزانه را آغاز کرد البته باید در مناطق جنوبی کشور که هوا گرمتر است محیط مناسب را برای خزانه مهیا نمود.چنانچه میزان نوردهی و دمای خزانه مطلوب و درست باشد نشاء پس از ۴۵ روز آماده انتقال به زمین اصلی است ، مشروط به آن که دمای محیط خزانه در شب و روز بین ۲۵ تا ۲۶ درجه سانتی گراد باشد و برای جوانه زدن بذر رطوبتی در حد ۸۰ درصد ایجاد گردد.با این شرایط می توان امیدوار بود که بذرها بین ۷ تا۱۰ روز جوانه بزنند در این مرحله میزان نور برای باروری بهینه جوانه ها بین ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز است.وقتی جوانه ها سر از خاک بیرون آورند دمای محیط را باید بین ۲۳ تا ۲۴ درجه سانتی گراد و رطوبت محل را بین ۶۵ تا ۷۰ درصد تنظیم کرد در صورتی که دمای بستر هم در حد ۲۱ درجه سانتی گراد باشد یک دوره دو هفته ای را به انتظار می نشینیم. در محل خزانه تراکم بوته باید به گونه ای باشد که بر روی یکدیگر سایه نینداخته و از طرفی با رشد نشا همواره جای بیشتری را برای آنها در نظر گرفت از هفته پنجم دمای محیط را بر روی ۲۴ درجه در روز و ۲۲ درجه در شب تنظیم کرده و دمای محیط بستر را به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسانیم چنانچه مقدار نور از ۱۸ ساعت به ۱۴ ساعت در روز تغییر یابد با توجه به وضعیت اقلیمی پس از گذشت ۲ تا ۴ هفته گیاه جوان به اندازه ۲۰ سانتی متر ارتفاع یافته و ۴ برگ حقیقی بر روی ساقه نمایان می شود.در این حالت نشاء فلفل آماده انتقال به زمین است.فراموش نکنیم که قبل از انتقال نشاء گلخانه از هر حیث مهیا باشد تا به راحتی بتوان شرایط رشد گیاه را مهیا نمود. در اینجا باید تاکید کرد که نباید در انتقال نشاء به زمین اصلی زمان را از دست داد و تاخیر نمود.زیرا این بی توجهی باعث مشکلاتی در طول دوره رشد و باروری ایجاد می کند.از طرفی شرایط محیطی گلخانه باید از نظر نور و دما مطلوب و قابل کنترل بوده و فضای خزانه عاری از هر گونه علف های هرز و آفات و بیماریها باشد تا گیاه جوان بتواند مراحل اولیه رشد خود را در شرایط مساعدی انجام دهد زیرا گیاهی که در وضعیت نامطلوب متولد می شود در ابتدا با مشکلات عمده ای مواجه خواهد شد و در صورتی که این گیاه زنده بماند هرگز نمی تواند یک گیاه سالم و قوی در دوره رشد خود باشد. حال می توان با آرامش خاطر نشاء را با تراکم ۲ بوته در متر مربع کشت نمود در این شرایط یعنی پس از انتقال نشاء به گلخانه دمای بستر بین ۱۸ تا ۲۰ درجه و دمای فضای گلخانه در شب ۱۹ درجه و در روز ۲۱ درجه سانتی گراد و رطوبت محل بین ۵۵ تا ۶۰ درصد باید باشد با توجه به زمان کشت پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته بوته دارای شاخه و برگ و گل می شود و ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر می رسد. وقتی بوته فلفل به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسید کلیه برگ ها و شاخه های فرعی و گل های آن را تا ارتفاع ۳۰ سانتی متری هرس می کنیم وفقط اجازه می دهیم ۲ تا ۳ شاخه فرعی رشد نماید. شایان ذکر است اولین گلی که بر روی شاخه های فرعی رویش کرده است باید حذف شود زیرا با تبدیل این گل به میوه با توجه به اینکه در بین دو شاخه فرعی شکل گرفته و رشد کرده است علاوه بر اینکه به صورت بد شکل در می آید آسیب جدی به خود بوته نیز وارد می نماید. به عبارت دیگر به علت رشد میوه و فشاری که به واسطه این باروری به دو یا سه شاخه اولیه وارد می شود اولین گل شاخه های فرعی باید حذف شود. در صورتی که بوته فلفل به اندازه کافی رشد کرده باشد اجازه می دهیم گل دوم به میوه تبدیل شود و اگر تمایلی به این کار نداشته باشیم فرصت مناسبی برای رشد بیشتر شاخ و برگ و ریشه بوته را فراهم ساخته ایم و از طرف دیگر موقعیت را برای تبدیل گل سوم به میوه مهیا وآماده می کنیم. بدیهی است که بر روی ۲ یا ۳ شاخه مذکور تعدادی شاخه های فرعی رویش می کند که به علت هجم برگ ها می توانیم جوانه انتهایی این شاخه های فرعی را بعد از برگ اول حذف کنیم و یا در صورتی که شاخه فرعی مزاحم شاخه های دیگر شد آن را به طور کلی حذف می کنیم. توجه داشته باشید که حذف شاخه های فرعی و هرس جوانه انتهایی شاخه های فرعی باید به گونه ای باشد که در نهایت میوه های فلفل در پوشش برگ ها قرار گرفته و بدین وسیله از آفتاب سوختگی در امان بماند خاطر نشان می شود کشاورزان ماهر با توجه به فصل کاشت موقعیت بوته و تراکم بوته اجازه می دهند بین ۵ تا ۷ گل به میوه تبدیل شود و انتخاب به دو شاخه فرعی یا به عبارتی سه شاخه فرعی تنها بر اساس ارتفاع گلخانه تجربه کشاورز و استعداد بوته می باشد. بنابراین با داشتن ۲ تا ۳ شاخه فرعی بر روی هر بوته جمعاً ۵ تا ۷ گل تبدیل به میوه می شود که با توجه به شکل میوه و مرغوبیت آن در صورت نیاز گل های اضافی را حذف می کنیم تا میوه های مرغوب تری برداشت کنیم این روش تا پایان دوره کشت ادامه خواهد داشت. گل خانه داران عزیز باید بدانند که در طول رشد گیاه نباید از وجود کنه غافل شویم و با مشاهده اولین مورد اقدامات لازم را برای ریشه کن کردن این آفت مخرب به عمل آورد در این رابطه ممکن است برخی از کشاورزان عوارض کنه را با ویروس اشتباه بگیرند که در این مورد باید دقت بیشتری به عمل آورد.مورد دیگری که باز در این مرحله گیاه را تهدید می کند کرم برگ خوار است که خوشبختانه نمی تواند پنهان بماند و به خوبی قابل رویت است.موارد دیگر وجود شته سیاه بر روی برگ فلفل - وجود شته سبز بر روی برگ فلفل - خساراتی که شته بر روی بوته و میوه فلفل به جای می گذارد - خسارت کرم بر روی میوه فلفل و وجود کرم بر روی میوه فلفل و بد شکلی میوه و ...
بستن بوته فلفل: بوته فلفل بر خلاف بوته خیار و گوجه فرنگی به پایین کشیده نمی شود بلکه بر اساس ارتفاع مفید گلخانه می توان دو تا سه شاخه را انتخاب کرده و به انتهای هریک از شاخه های فرعی نخ بسته و آنها را مانند شاخه های اصلی به دور نخ ها پیچید زیرا در پایان دوره گیاه در صورت سلامتی به اندازه ارتفاع مفید گلخانه رشد می کند. در کشت فلفل های رنگی مانند هر کشت دیگری نارسایی در رشد گیاه بوجود می آید که خوبست آنها را بشناسیم تا بهتر بتوانیم مشکلات را برطرف کنیم.بد شکلی میوه زمانی صورت می گیرد که بعد از رویش گل٫ دما برای مدت طولانی مناسب گیاه نبوده و در حد ۱۴ در جه سانتی گراد بوده است.لازم به ذکر است در ماه های سرد زمستان نیز این مشکل برای گیاه بوجود می آید البته این عارضه علت دیگری هم دارد و آن وجود حشرات موزی بر روی گیاه است. این حشرات معمولا شیره گیاه را مکیده و باعث بد شکلی میوه آن می شوند در صورتی که رطوبت گلخانه به ۸۵ درصد برسد و یا در مواقع شب هوای گلخانه سرد و اطراف آن گرم باشد و یا اینکه آبیاری در طول روز دیر شروع شود میوه بوته فلفل ضخیم و در نهایت دو قسمت می شود.زمانی که میوه در اندازه مناسب است ولی تغییر رنگ نمی دهد میانگین دما در شبانه روز کم است بهتر است حداقل نیم درجه میانگین را افزایش داد.
جدا شدن میوه از بوته قبل از رسیدن کامل: این عارضه ممکن است در اول دوره اتفاق بیافتد و علت آن مربوط می شود به برگ های اولیه که هنوز کوچک هستند و نمی توانند به مقدار کافی مواد لازم را تولید کنند با افزایش بر می توان این نقص را برطرف کرد.
تغییر رنگ میوه در حالی اندازه میوه کوچک است: علت این مشکل یا بخاطر تعداد بیش از حد میوه بر روی شاخه ها است و یا اینکه فاصله گره ها کم و برگ ها کوچک است.برای رفع این نارسایی بهتر است میانگین دمای گلخانه را ۱ تا ۲ درجه افزایش داده و گیاه را وادار به رشد و رویش بیشتری بنماییم. به طور معمول فاصله بین گره ها باید حدود ۶ تا ۷ سانتی متر با شد و شرایط گرم گلخانه نیز می تواند باعث ریز شدن میوه ها گردد.در صورتی که انتهای میوه فاسد و یا پوسیده شود کمبود کلسیم علت اساسی آن می باشد و از آنجا که میزان نیاز فلفل به کلسیم زیاد بوده و کمبود آن مشکلات زیادی را برای تولید محصول فراوان و مرغوب ایجاد می کند می توان از نوعی کود کامل که دارای ۵/۲۲ درصد کلسیم می باشد و با نام کال ماکس عرضه می گردد استفاده نمود با اضافه کردن این ماده به رژیم غذایی گیاه می توان این عارضه را بر طرف کرد.آفتاب سوختگی هم یکی از عوارضی است که به اثر تابش بیش از حد آفتاب بر روی میوه بر می گردد. برای اینکه فلفل دچار این مشکلات نشود شما می توانید با پوشش برگ ها بر روی میوه از شدت تابش نور آفتاب بر روی میوه جلوگیری کنید و بالاخره آسیب های این چنینی که بوسیله گنجشک ها بوجود می آید. فلفل های رنگی در طول زمان رشد خود دچار دگرگونی هایی می شود که لازم است گلخانه داران عزیز در این مورد هم اطلاعاتی داشته باشند مثلا واریته بیانگا که به رنگ فسفری مشهور است در ابتدا به همین رنگ است و سپس به رنگ قرمز در می آید و واریته زرو ابتدا به رنگ بنفش است و چنانچه چیده نشوند به رنگ قرمز تبدیل می شود.در حقیقت به خاطر زودرسی این دو واریته و تقاضای بیشتر فلفل های سبز در بازار برای شروع عرضه در بازار می توان از این دو واریته استفاده کرد شایان ذکر است که واریته های دیگر فلفل های رنگی در ابتدا سبز هستند و رفته رفته به رنگ های زرد ٫ نارنجی ٫ قرمز و شکلاتی تبدیل می گردد



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 | 11:9 | نویسنده : قاسم |

شرکت کشاورزی پایدار



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 | 11:22 | نویسنده : قاسم |
تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 20:40 | نویسنده : قاسم |

كشاورزي دقيق (Precision Agriculture or Precision Farming) چيست؟

کشاورزی دقیق که گاهی آن را کشاورزی «مکان محور» نیز می نامند، یکی از نگرش های جدید در مدیریت مزرعه است. به عبارت ساده تر کشاورزی دقیق نظامی است که تولیدکنندگان می توانند به وسیله آن تغییرات و غیر یکنواختی های داخل مزرعه را شناسایی کرده و سپس با مدیریت این تغییرات در جهت افزایش محصولات زراعی و افزایش بهره وری گام بر دارند. به بیان دیگر کشاورزی دقیق یک راهبرد مدیریتی است که جزئیات و اطلاعات مربوط به هر قسمت از مزرعه را به کار گرفته و مدیریت دقیقی بر نهاده ها اعمال می نماید.
این روش نوین کشاورزی از دو فناوری حاصل از انقلاب الكترونيكي چند دهه اخير تأثیر پذیرفته است. اين دو فناوري عبارتند از:
سيستم اطلاعات جغرافيايي(GIS ) و سيستم مكان يابي جهاني (GPS ).
به همراه سيستم هاي GPS و GIS دامنه وسيعي از حسگرها، نمايشگرها وكنترل كننده ها براي ادوات كشاورزي مانند نمايشگر وضعيت فيزيكي شافت ها، اندازه گيري فشار و وضعيت موتورهاي هيدروليكي به وجود آمده است. اينها كشاورزان را قادر مي سازند تا با هدايت الكترونيكي جهت كنترل دقيقتر حركات ادوات استفاده نموده، مكان سنجي دقيقي براي كاربري ادوات و كاربرد مواد شيميايي انجام داده و كل اين داده ها را در رابطه با منابع ديگر تجزيه و تحليل نمايند (از قبيل اندازه گيري هاي زراعي، اقليمي و غيره). اين امر جعبه ابزار قدرتمند جديدي برای مدیریت مزرعه ارائه مي دهد.
در كشاورزي دقيق نبايد تنها به تهية نقشه عملكرد محصول( Yield Mapping) و تعیین ميزان متغير كود (Variable Ratefertilizer Application) انديشيد و نبايد آنرا تنها بر اساس يك مورد يا مورد ديگر ارزيابي كرد. فناوري هاي كشاوري دقيق، تمام عمليات توليد در مزرعه را تحت تأثير خود قرار خواهد داد ( از ترویج گرفته تا عمل مديريت).
برخی پیشرفت های صورت گرفته در فرآیند كشاورزي دقيق عبارت اند از:

نمايش عملكرد (‎Yield Monitoring):
نمايشگرهاي عملكرد لحظه اي هم اكنون توسط سازندگان آنها در مدل هاي جديد كمباين ها موجود هستند. اين نمايشگرها عملكرد محصول را برحسب زمان يا بر حسب فاصله ارئه مي دهند (براي مثال در هر ثانيه يا در هر چند متر). همچنين داده هاي ديگري از قبيل فاصله و تعداد بوشل در هر محموله يا تعداد محموله ها در مزارع را معين مي كنند.

تهية نقشه عملكرد (Yield Mapping):
گيرنده هاي GPS كه توأم با نمايشگرهاي عملكرد هستند، مختصات فضايي را براي داده اي موجود در نمايشگر فراهم مي كنند. اين عمل در نقشه هاي عملكرد هر مزرعه قابل انجام است.

ميزان متغير كود (Variable Ratefertilizer):
كنترلگرهايی برای تعیین ميزان كودهاي دانه اي، مايع و گازي ساخته شده اند. ميزان متغير هم ميتواند به طور دستي توسط راننده يا به طور خودكار توسط كامپيوتري كه در ماشين نصب شده به همراه نقشه راهنماي الكترونيكي كنترل شود.

تهيه نقشه علف هاي هرز (Weed Mapping):
يك كشاورز مي تواند در حال درو، كاشت، سمپاشي يا ديده باني مزرعه (Fieldscouting) با استفاده از يك صفحه يا دكمه هاي متصل به يك گيرندة GPS و ثبات داده ها، نقشه علف هاي هرز را تهيه كند. سپس اين موارد در يك كامپيوتر كه می تواند به طور جزء به جزء تعيين شده وبا نقشه هاي عملكرد، و نقشه هاي پاشیدن سم مقايسه شوند.

سم پاشي ميزان متغير (Variable Spraying):
با داشتن موقعيت هاي علف هرز از نقشه علف هرز، كنترل هاي نقطه اي قابل اجرا مي شوند. كنترلگرهايي وجود دارند كه مي توانند به طور الكترونيكي بوم ها را روشن و خاموش كنند و مي توانند مقدار (و تركيب) سم مورد استفاده را تغيير دهند.

توپو گرافي و مرزها (Topography and Boundaries):
با استفاده از DGPS با دقت بالا مي توان يك نقشه دقيق از وضعيت پستي و بلندي هر مزرعه بوجود آورد. اين نقشه نگاری هم برای تفسير نقشه هاي عملكرد و علف هرز و هم برای برنامه ريزي آبراهه ها و بخش هاي علفي مزرعه مفيد است. حدود مزرعه، جاده ها، محوطه ها درختان و زمين هاي مرطوب همه مواردي هستند كه مي توانند به منظور كمك در برنامه ريزي مزرعه به دقت نقشه برداري و ثبت شوند.

تهيه نقشه شوري (Salinity Mapping):
گيرنده GPS را مي توان با دستگاه سنجش شوري همراه كرد كه پشت يك وسيله همه جاروب ATV (يا نمونه بردار) در سراسر مزرعه بسته مي شود. تهية نقشه شوري در تفسير نقشه هاي عملكرد و نقشه هاي علف هرز و هم در تعيين ميزان شوري در طول زمان، سودمند است.

سيستم هاي راهنما (Guidance Systems):
در حال حاضر چندين سازنده در حال توليد سيستم هاي هدايت با استفاده از DGPS با دقت بالا هستند كه مي توانند موقعيت يك ماشين در حال حركت را با خطاي يك فوت يا كمتر تعيين كنند. اين سيستمهاي هدايت مي توانند با شاخص هاي مرسوم در ادوات سمپاشي يا كاشت جايگزين شوند و از اين رو مي توانند وسيلة ديده وري مزرعه اي (Field Scouting) با ارزشي در آينده باشند. 

ثبت و تحليل (Records and Analyses):
كشاورزي دقيق ممكن است مقدار بسیار زیادی يادداشت براي مديريت مزرعه بوجود آورد. حسگرهاي الكترونيكي مي توانند داده هاي زيادي را در دوره زماني كوتاه جمع آوري كنند. فضاي زيادي براي ذخيره كل داده ها و هم گرافيك نقشه هاي حاصل از داده ها لازم است. همچنين مي توان كنترلگرهاي الكترونيكي را طراحي كرد تا سيگنال هاي توليد كنند كه به طور الكترونيكي ضبط مي شوند. نه فقط اندازه كودي كه طبق نقشه راهنما مي بايست پخش مي شد مهم است، بلكه ثبت ميزان واقعي پخش كود شيميايي توسط تجهيزات اندازه گيري بسيار مفيد است.
حجم زيادي داده هاي جديد در هر سال حاصل تولید مي شوند (داده هاي مربوط به اندازه گيري مانند علف هاي هرز و غيره). كشاورزان علاقه دارند تا نمونه اي از داده هاي سالانه را به منظور مطالعه روند حاصلخيزي، بازده، شوري و پارامترهاي فراوان ديگر، نگهداري كنند. اين به معني نياز به يك پايگاه داده هاي بزرگ با قابليت بايگاني و ارزيابي دادها براي تجزيه و تحليل هاي آينده و ارزيابي عمليات انجام شده مي باشد.
تهيه خودكار این اطلاعات امتيازهاي زيادي دارد، از جمله تهيه، ذخيره كردن و تحليل يادداشت هاي فيزيكي مزرعه. تجزيه تحليل هاي كاملي از فعاليت هاي مديريت توليد در مزرعه و ارزيابي نتايج را مي توان انجام داد. كشاورزان مي توانند عملكرد واريته هاي جديد را از طريق مكان يابي هاي خاص(Sitespcifcarea) تشخیص داده،‌ تأثير تاريخ هاي مختلف كاشت و نيز عمق هاي مختلف كاشت را تعيين نموده و حتي مي توانند عملكرد هاي واقعي به دست آمده و سطوح ريسك مربوطه را به مدير بانك اطلاعاتي خود گزارش دهند. همچنين لازم است تا روندها و ارزيابي ها در مدت زمان های طولاني تر اندازه گيري شود. استراتژي كشت جهت كنترل شوري ممكن است در چندين سال ارزيابي شود در حالي كه سموم كنترل علف هاي هرز يكساله فقط يك فصل طول مي كشد. به منظور ساده كردن حجم پيچيده اطلاعات مديريتي مي توان به طور مرحله اي و قدم به قدم به كشاورزي دقيق دست يافت.
كشاورزي دقيق امكان تحليل هاي اقتصادي بهتري را فراهم مي كند. تغيير پذيري عملكرد محصول در يك مزرعه، برآورد دقيق ريسك را ممكن مي سازد. براي مثال يك كشاورز مي تواند ثابت كند كه در70% موارد 75% جو كاشته شده در مزرعه «الف» 50 واحد محصول خواهد داد. با دانستن هزينه نهاده ها، كشاورزان مي توانند بازگشت هزينه هاي نقدي را براي هر واحد سطح حساب كنند.
بخش هاي معيني از مزرعه كه هميشه زير سقف متوسط محصول توليد مي كنند، مي توانند جهت اصلاح از طريق يك برنامه مديريت ويژه مكاني(Site Specific Management ) تحت كنترل قرار گيرند. بنابراين كشاورزي دقيق امكان پيگيري دقيق و تنظيم ميزان توليد محصولات كشاورزي را ميسر مي سازد.
كشاورزي دقيق، برنامه ريزي مزرعه را از جهتي ساده تر و از جهت ديگر مشكل تر مي كند. داده هاي نقشه اي زيادي جهت استفاده در تعيين برنامه هاي بلند مدت كاشت، كنترل فرسايش، كنترل شوري و ارزيابي نظام هاي خاكورزي،‌ وجود دارد. اما با رشد حجم داده ها، كار زيادي جهت تفسير آنها لازم است و اين عمل ريسك و اشتباه در تفسير را افزايش مي دهد. در نتيجه كشاورزاني كه كشاورزي دقيق را به كار مي برند با چندين متخصص در زمينه كشاورزي، GPS و علوم كامپيور تماس بسيار خواهند داشت.
از كجا بايد شروع كرد؟
كشاورزي دقيق به محض اينكه كشاورز يك دستگاه GPS با نمايشگر عملكرد را خريداري كند اتفاق نمي افتد. اين روش در طول زمان، و وقتي که كشاورز یک روش جديد مديريتی را اختيار مي كند، روي مي دهد. فاكتوري كه شايد در موفقيت كشاورزي دقيق، حداقل در ابتداي كار، مهم تر باشد، دانش زيادي است كه يك كشاورزي درباره منابع طبيعي در مزرعه نياز دارد. اين دانش شامل درك بهتر نوع خاك، هيدرولوژي، ميكرو اقليم ها و عكس برداري هوايي مي باشد. قبل از اينكه يك نقشة عملكرد به دست آيد، كشاورز بايد تغيير عوامل دروني مزارع را كه در عملكرد محصول مؤثر هستند، شناسايي كند. يك نقشه عملكرد بايد به عنوان تأييد داده ها جهت تعيين پيامدهاي تغيير موجود در مزارع، عمل كند. استراتژي هاي مديريتي و توسعه نقشه راهنما بر منابعي غير از نقشه هاي عملكرد تكيه دارند. يك منبع كليدي مهم كه يك كشاورز نبايد بدون آن كشاورزي دقيق را شروع كند، يك عكس هوايي است.



تاريخ : شنبه هفدهم فروردین 1392 | 12:21 | نویسنده : قاسم |
مترجم سایت
  • پول فا
  • وکیل
  •