کشاورزی آلی

 

کشاورزی زیستی (کشاورزی ارگانیک، طبیعی یا آلی)، نوعی کشاورزی است که در تولید و فرآوری محصولات آن از کودهای شیمیایی، سموم، هورمون‌ها و دگرگونیها و دستکاری‌های ژنتیکی استفاده نشود و همه مراحل تقویت زمین، کاشت و برداشت با استفاده از نهاده‌های طبیعی (همچون کود زیستی، کمپوستها، حشرات سودمند، ریزاندامگان کارآ یا EM ) باشد.كشاورزي ارگانيك سيستمي توليدي است كه سلامت خاك، اكوسيستم ها و انسان را پايدار مي سازد و بر فرايند بوم شناسانه، تنوع زيستي و چرخه هاي سازگار با شرايط محلي تكيه دارد[۱]. فراورده‌های کشاورزی زیستی در کشور ما با نام محصولات سالم و در کشورهای اروپایی وامریکایی با نام کشاورزی زیستی (به انگلیسی: Organic farming) و یا کشاورزی بیولوژیک (Bio) شناخته می‌شود. کشاورزی زیستی، یک سیستم مدیریتی جامعی است که کمیت و کیفیت محصولات از تولید تا فرآوری و انتقال به مصرف کننده، سلامت خاک، گیاه، حیوان، انسان، میکروارگانیسم‌ها، محیط سیاره زمین بعنوان یک موجود زندة واحد، اصول اکولوژوکی، محیط زیست، اصول عدالت و روابط اجتماعی، احترام به مخلوقات و اصول پایداری زیستی در آن مد نظر است.

کشاورزی زیستی در کاپای کالیفرنیا
13-09-01-kochtreffen-wien-RalfR-02.jpg

نخستین دلیل مهم برای تقاضای جهانی محصولات زیستی، وجود مزه بهتر، خواص غذایی بیشتر و طبیعی این محصولات نسبت به محصولات تولید شده در سیستم زراعی رایج و محصولات اصلاح شده‌است. مطالعات نشان می‌دهد ارزش غذایی و ویتامینها در غالب محصولات زیستی و اصلاح نشده بسیار بیشتر از محصولات سیستم رایج است از این جمله می‌توان به محتوی بیشتر ویتامیهایی مانند ویتامین B ویتامین C، ویتامین E و لیکوپن و مواد معدنی همچون منیزیم، آهن و روی در محصولات باغی مانند گوجه فرنگی و وجود آنتی‌اکسیدانها و اسیدهای آمینه مفید در سایر محصولات اشاره کرد.

  • دلیل دیگر تقاضا برای این محصولات سازگاری زیست محیطی این محصولات چه از فرایند تولید تا انتقال به مصرف کننده و نیز سیستم جامع اکولوژیکی مدیریت این مزارع است که حداقل آسیب زیست محیطی و حداکثر سازگاری آن با سیستم‌های طبیعی را در بر دارد.
  • یک دلیل دیگر برای درخواست تولید فراورده‌های زیستی در سطح دنیا، وجود باورهای اخلاقی و دینی است که این باورها محیط زیست را بعنوان محیطی برای پرورش نسل‌های گذشته حال و آینده و به جهت تولید غذا برای نسل‌های مختلف در نظر می‌گیرد و هر گونه صدمه زدن به آن را از لحاظ اخلاقی و یا مذهبی را محکوم می‌کند.

نیاکان ما کشاورزی را به شکل زیستی آن انجام میدادند ولی رشد جمعیت و تقاضای بیشتر پس از جنگ جهانی، تقاضا برای مواد غذایی بیشتر شد و انسان حریصانه به کودهای شیمیایی روی آورد. روند استفاده از کودها و سموم شیمیایی سبب آلودگی خاک و اسیدی سازی آن و آلودگی آب‌ها زیر رمینی و آبهای روان (آب رودخانه ها، آب پشت سدها و سپس دریاها و اقیانوس ها) شده است به شکلی که فضاهایی به وسعت چند کیلومتر مربع در اقیانوسها دیگر هیچ موجود زنده‌ای زندگی نمی‌کند و آن را به اصطلاح فضای مرده می نامند. خوشبختانه از سال ۱۹۸۵ میلادی که نخستین برآورد از مزارع زیستی و سطح زیرکشت آن در دنیا صورت گرفت تاکنون تعداد زیر کشت مزارع زیستی در دنیا روند صعودی داشته و این نشان دهندة تقاضای روزافزون برای محصولات زیستی در جهان است. در بین کشورهایی که اقدام به کشت زیستی نموده‌اند استرالیا و کلاً قارة اقیانوسیه و برزیل بیشترین میزان و کشورهای آفریقایی دارای کمترین میزان سطح زیر کشت برای محصولات زیستی می‌باشند این مطالعات توسط شرکت SOEL که مرکز آن در کشور آلمان بوده و تحقیقات و فعالیتهای خود را در زمینة کشاورزی زیستی و آموزش و سلامت انجام می‌دهد صورت گرفته‌است. در کشورهای آسیایی چین بیشترین میزان سطح زیر کشت محصولات زیستی را داراست.

فاظت خاک بعنوان یک موجود زنده واحد بعنوان اولین و اصلی‌ترین هدف در کشت زیستی مد نظر قرار می‌گیرد. بطوریکه سایر عوامل و نهادها باید به گونه‌ای باشد که در دراز مدت سبب حاصل‌خیزی بیشتر خاک و احیای اکوسیستم زندة آن گردد. اقداماتی که در کشاورزی زیستی انجام می‌شود به قرار زیر است:

  • کشت مخلوط
  • کود سبز
  • مالچ‌های زیستی
  • تناوب زراعی
  • شخم کم عمق
  • استفاده از عناصر غذایی مکمل‌های مجاز
  • استفاده از بقایای گیاهی و دامی
  • تغذیه موجودات مفید خاکزی مانند کرم خاکی
  • گیاهان پوششی
  • پودر سنگهای سیلیکات برای قلیایی سازی خاک

نهاده‌ها در کشاورزی زیستی:

  • ریزاندامگان کارآ ( میکروارگانیسم‌های سودمند EM )
  • کود دامی
  • کمپوست
  • کود سبز
  • مالچ‌های کاه و کلش
  • میکروارگانیسم‌های مفید
  • جانوران و حشرات مفید مانند کرم خاکی و کفشدوزک
  • استفاده از سموم زیستی
  • تناوب زراعی
  • کشت مخلوط
  • کمربندهای حفاظتی
  • کشت گیاهان تله
  • مدیریت علفهای هرز
  • گیاهان مانع
  • حفظ موازنة عناصر غذایی
  • گزینش واریته مناست با شرایط منطقه
  • بذر پاک،
  • حذف گیاهان بیمار،
  • استفاده از مواد طبیعی برای کنترل پاتوژن‌ها
  • تاریخ کاشت مناسب
  • مدیریت علفهای هرز
  • تناوب زراعی و کشت مخلوط
  • محصولات علوفه‌ای چند ساله
  • آللوپاتی
  • انتخاب گیاه زراعی مناسب
  • مدیریت گیاه زراعی(تاریخ کاشت، عمق کاشت، تراکم و...)
  • کنترل مکانیکی و استفاده از شعله به صورت مقطعی و لکه ای

انواع کود

کود دارای انواع بسیاری مختلفی است که هر کدام دارای خصوصیات مختص به خود می‌باشد .

مقایسه

محتوی کربن خاک براساس کود دهی در صورتیکه تناوب مورد کشت برای سیستم زراعی بصورت غله و علوفه تکرار شود: محتوی کربن خاکی که با کود دامی تغذیه شده‌است بسیار بیشتر از سیستم‌های دارای کود دهی شیمیایی و بدون کود بوده همچنین روند افزایش آن آشکار است. طبق نمودار زیر کشاورزی زیستی ترتیب کربن و مواد معدنی و حشرات سودمند مانند کرم خاکی و ریزاندامگان(میکروارگانیسم ها) در خاک بسیار بیشتر از کشاورزی رایج است.

دیدگاه اقتصادی

جنبه‌های اقتصادی کشاورزی زیستی: یک نظام کشاورزی پایدار، طبق تعریف باید جواب گویی نیازهای نسل کنونی، بدون مخاطره انداختن نیازهای نسل آینده باشد، ضمن این که بایداز نظر اقتصادی برای کشاورزان و جامعه به طور کلی پایدار و امکان پذیر باشد. کشاورزان زیستی با کشت چندین محصول در یک زمان که اغلب با دامداری همراه است تنوع شغلی خود را افزایش می‌دهند. تنوع، مخاطرات اقتصادی را کاهش می‌دهد و باعث خودکفایی در زمینه عناصر غذایی، تغذیه دام، مواد آلی خاک و انرژی می‌شود.

کارکرد

بسیاری از کشاورزان با تجربه زیستی، عملکرد محصولشان برابر یا بالاتر از متوسط عملکرد نظام‌های کشاورزی رایج است. تفاوت بین متوسّط عملکردها، نه تنها عملیات زراعی متفاوت بلکه تفاوت مهارت‌ها را نیز نشان می‌دهد. اختلاف عملکرد به نوع محصول بستگی دارد. گیلفور وگالدن (۱۹۹۹)عملکرد محصولات در مزارع زیستی و رایج را در مرغزارهای شرقی [‍ایالات متحده] مقایسه نمودند. عملکرد گندم، جو و یولاف زیستی ۷۵ ٪ عملکرد محصولات در نظام‌های رایج بود. متوسّط عملکرد نخود فرنگی، کلزا و کتان زیستی حدود ۵۰٪ متوسّط عملکردهای رایج بود.در محصولات باغی، عملکردهای زیستی اغلب کمتر از عملکردهای رایج است.

در این منطقه اگر چه مقدار نیتروژن خاک کافی بود، امّا فسفر و گوگرد مزارع زیستی کم بود و ممکن است عامل کاهش عملکرد محصول بوده باشند. بیشترین در دوره گذار از کشاورزی رایج به زیستی وجود دارد. طی این دوره پاداش و یارانه‌ای وجود نداشته و عملکردها پائئی هستند. گاه کشاورزان می‌توانند یارانه اندکی برای تولید در دورهٔ گذار از طریق فروش محصول باقیمتی بیشتر از قیمتهای رایج ولی کمتر از قیمتهای گواهی شده زیستی دریافت کنند. طی مراحل اولّیه گذار، برخی از کشاورزان افت عملکردهای تا حدود ۳۰ ٪ گزارش کرده‌اند. با گذشت زمان، عملکردها طی سالهایی که تحت مدیریت زیستی هستند افزایش می‌یابد، به طوری که کشاورزان تجربه به دست آورده و خاک حاصل خیز می‌شود. برخی کشاورزان دریافته‌اند که برای افزایش مجدد عملکرد تنها به چند سال زمان نیاز است. این امر بیشتر در مورد کشاورزانی صادق است که در گذشته نیز حداقل نهاده‌ها را بکار می برده‌اند. دیگر کشاورزان که به علف کش ها، کودها و آفت کش‌ها وابستگی زیادی داشته‌اند، دریافته‌اند که زمانی طول می‌کشد تا عملکردهایشان افزایش یابد و به ثبات برسد. پدیده گرم شدن جهانی به طور فزاینده‌ای الگوهای آب و هوایی غیرقابل پیش بینی را بوجود آورده است. مزارع زیستی زمانی که در معرض تنش خشکی، گرما، بارندگی مفرط یا هوای سرد خارج از فصل قرار می‌گیرند، عملکرد بالاتری نسبت به محصولات رایج دارند. هم چنین محصولات زیستی مقاومت بالاتری به آفات و بیماری‌ها دارند.

هزینه‌ها

هزینه تولید در مزارع زیستی بدلیل استفاده کمتر از نهاده‌های خارجی، کمتر از مزارع رایج است. خرید کودهای مصنوعی وآفت کش در این نظام وجود ندارد هزینه علوفه خریداری شده، دامپزشکی و تعویض دام نیز کمتر است. علاوه بر این کشاورزان زیستی هزینه کمتری را برای استهلاک سرمایه گذاری‌های مربوط به نهاده‌هایی نظیر ابزارهای ماشین و تجهیزات پرداخت می‌کنند. رویهمرفته هزینه نهاده‌ها در مزارع زیستی کمتر است. چالش اصلی کشاورزان زیستی کنترل علف‌های هرز است. علف‌های هرز عامل محدود کننده تولید در مزارع زیستی هستند و کشاورزان زیستی نسبت به دیگر عملیات مدیریّتی، زمان و هزینه بیشتری را صرف کنترل علف‌های هرز می کنند. در کشاورزی زیستی، روش‌های مکانیکی و دیگر روش‌های مدیریّتی جایگزین علف کش‌ها شده‌است. خاک ورزی برای کنترل علف‌های هرز پس از سبز شدن گیاه، به شکل سطحی و غیر عمیق انجام می‌شود تا خاک فشرده نگردد. برخی عقیده دارند که علف‌های هرز سبب افزایش نیاز به شخم و هزینه‌های آن می‌گردد. در عمل، این تصور صحیح نیست. کشاورزان زیستی با بهبود ساختمان خاک واعمال مدیریّت مناسب دریافته‌اند که نسبت به نظام‌های رایج، به خاک ورزی کمتری نیاز است. درآمد خالص مزرعه به نظر می رسد درآمد خالص مزارع زیستی کمی بیشتر از مزارع رایج باشد. به طورکلی مخارج کمتر بوده و درآمد بیشتر است (به دلیل وجود یارانه ما به التفاوت قیمت محصولات زیستی نسبت به محصولات رایج).

این ما به التفاوت بسته به محصول وزمان متفاوت است. صنعت زیستی به سرعت در حال تغییر است که این امر منجر به عدم ثبات قیمت‌ها می گردد. به عنوان مثال ما به التفاوت بالا برای یک محصول می تواند برخی کشاورزان رابه سمت تولید و پرورش آن محصول هدایت کند. دراین حالت بازار اشباع شده و قیمت کاهش پیدا می کند. برخی معتقدند که با گذشت زمان، ما به التفاوت‌ها به ثبات می‌رسد. در یکی از مطالعات نشان داده شد که کشت گندم دوروم، گندم نرم زمستانه و یونجه در مزارع زیستی، حتی بدون پرداخت ما به التفاوت، سود بیشتری فراهم می‌کنند. در شرایط پرداخت ما به التفاوت گندم دوروم، کتان، گندم سیاه، چاودار پاییزه ویونجه، درآمد زاترین محصولات با یکدیگر یک تناوب پایدار زیست محیطی واقتصادی تشکیل می‌دهند. در مقایسه محصولات مزارع زیستی و رایج در(کانادا)، کشت لوبیا و ذرت برای کشاورزان زیستی، حتی بدون پرداخت ما به التفاوت، سود بیشتری داشت. غلات پاییزه در مزارع زیستی در مقایسه با مزارع رایج، سود کمتری داشت. سود ناخالص در تمام محصولات در مزارع زیستی بیشتر بود.در گاوداری‌های انتاریو، درآمد خالص نظام‌های زیستی، ۵۲٪ بیشتر از نظام‌های رایج بود(شولوبی ۱ و همکاران، ۱۹۹۹). قیمت بالای محصولات زیستی با کاربرد محصولات کم ارزش تر در تناوب، خنثی می‌شود. کودهای سبز محصولات مرتعی که به نظر می‌رسد توانایی بهبود خاک را دارند، بازده اقتصادی بالایی ندارند. کشت مخلوط روشی است که محصولات کم ارزش را در تناوب جای می‌دهد، ضمن اینکه محصولات باارزش نیز در مزرعه پرورش داده می‌شود. تناوب زراعی باعث کاهش مخاطرات نیز می‌شود. با کشت چند محصول به طور همزمان، درآمد مزرعه در مقابل نوسانات قیمت بازار و یا کاهش عملکرد بیمه خواهد شد. به نظر می‌رسد صنعت زیستی، نه تنها در کانادا به سادگی نمی‌تواند در حد کفایت، گسترش یابد تااز نظر تقاضا برای آینده‌ای روشن راضی کننده باشد. بنابراین باید تعداد بیشتری کشاورزان، عرضه کننده گان نهاده‌ها و صنایع تبدیل مواد غذایی را در جهت کشاورزی زیستی تشویق کنیم.

بازار

تقاضا برای مواد غذایی زیستی، نه تنها در کانادا، بلکه در امریکای شمالی، ژاپن و اروپا به سرعت رو به افزایش است. این رشد فزاینده باعث نوسان قیمت در بازار شده‌است. به عنوان مثال، در برخی بازارها، تقاضاهای بسیار ویژه‌ای در زمینه کیفیت محصول وجود دارد که سال به سال تغییر می‌کنند. صنعت زیستی هنوز در حال گسترش است و زیر ساخت‌های نظام‌های حمل و نقل، عمده فروشی و توزیع در مراحل اولیّه شکل گیری است. برخی کشاورزان کنترل بازار را در اختیار دارند. بعضی از آنها اتحادیه‌های بزرگ و برخی تعاونی‌های کوچک را تشکیل دادند که امکانات فرآوری و عمل‌آوری را دارند. کشاورزان اگر بخواهند از ما به التفاوت قیمت برای محصولاتشان استفاده کنند، باید محصولی با کیفیت بالا تولید نمایند که این امر مستلزم اقدامات زیادی است. زمانی که محصولات بر اساس قرار دادهای منعقد شده با کارخانجات محصولات زیستی تولید می‌شوند، لازم است که کشاورزان تضمین نمایند که نوع واریته و کیفیت محصول مطابق نیازهای خریداران خواهد بود. بیشتر کشاورزان درخواهند یافت که بخشی از محصولاتشان مطابق نیازهای خریداران یا استاندارها نبوده و در بازار محصولات رایج، فروخته خواهد شد و یا اینکه برای تغذیه دام مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

گواهی زیستی

استانداردهای در کشاورزی زیستی شامل اصول و قواعد، پیشنهادات و ضرورتهایی هستند که باید در کلیه مراحل تولید فرآوری و انتقال محصول به مصرف کننده رعایت شوند. و کشاورزان باید همواره آماده بازرسی مزرعه باشند.

کارهای ممنوع

  • استفاده از علف‌کش‌ها، آفت کش‌ها و کودهای شیمیایی
  • استفاده از فراورده‌های ژنتیکی در هر شکل (از قبیل بذر، مایه تلقیح بذری، غذای دام و غیره)
  • استفاده از فاضلاب شهری به منظور اصلاح خاک
  • دگرگونی‌های ژنتیکی
  • هورمون ها

سودمندیها

  • تولید غذا با کیفیت بالا و مقدار کافی
  • همگامی با طبیعت و نه سلطه بر آن
  • تقویت چرخه‌های بیولوژیکی
  • حفظ و افزایش حاصلخیزی خاک در دراز مدت
  • بهره گیری از منابع تجدید شونده تا حد امکان
  • بسته عمل کردن در خصوص چرخه مواد آلی و عناصر غذایی
  • فراهم آوردن شرایطی برای دام‌ها که بتوانند کل رفتار غریزی خود را بروز دهند
  • حفظ تنوع ژنتیکی سیستم کشاورزی با محیط اطراف
  • امکان کسب درامد برای کشاورزان؛ جلب رضایت آنها و ایجاد محیطی سالم
  • در نظر گرفتن اثرات گسترده تر اجتماعی و اکولوژیکی سیستم زراعی.

جمع بندی

کشاورزی زیستی سیستمی است که در صورتیکه از طرف مردم و دولت و نهادهای غیر دولتی به آن توجه شود می‌تواند منجر به حفاظت و حاصلخیزی خاک در بلند مدت سلامت و تولید بالای محصولات گیاهی و دامی، بالابردن کیفیت و اهمیت غذایی، اثرات مثبت اجتماعی، بازار مناسب و صرفه اقتصادی گردد. خوشبختانه در سالهای اخیر اقداماتی اساسی از طرف بخش خصوصی در ایران انجام گرفته است.



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 13:7 | نویسنده : قاسم |

محاسن كشت چغندرقند

كشت چغندرقند داراي محاسن زيادي مي باشد كه عمده ترين آنها عبارتند از:

1- چغندر يكي از اجزاء كليدي متشكله اقتصاد كشاورزي ملي است.

2- چغندرقند نسبت به طيف وسيعي از شرايط آب و هوائي و خاك سازگار است.

3- در حال حاضر امكان كشت كامل مكانيزه چغندرقند فراهم شده است.

 4- چغندرقند در تناوب زراعي به خوبي جاي مي گيرد و عميق بودن ريشه و پاك بودن مزارع آن از علفهاي هرز اجازه مي دهد كه در تناوبهاي مختلف جايگزين شود. چغندر خاك را در بهترين شرايط براي كشت غلاتي كه بعداَ كشت مي گردند نگه مي دارد و عملكرد غلات را بهبود مي بخشد. چغندرقند گياهي وجيني است كه ضمن كم كردن تراكم (تعداد) علفهاي هرز حاصلخيزي و پوكي خاك را بهتر مي كند.

5- ارزش اندام هوائي يك هكتار چغندرقند در بهبود حاصلخيزي خاك در صورتي كه به خاك برگردانده شود برابر 20 تا 30 تن كود حيواني است. 

سازگاري چغندرقند:

چغندرقند نسبت به شرايط مختلف محيطي داراي سازگاري نسبتا" زيادي مي باشد. نسبت به سرما، گرما، شوري و خشكي تحمل خوبي دارد. با اين حال براي رسيدن به حداكثر عملكرد، لازم است كه براي آن همانند ساير گياهان زراعي بهترين شرايط رشد را فراهم كرد. شرايط مناسب رشد چغندرقند به قرار زيرند:

1-حرارت: بهترين رشد چغندر قند هنگامي صورت مي پذيرد كه حداكثر درجه حرارت در تابستان از 35 درجه تجاوز نكند و در پاييز نيز روزها آفتابي، دماي هوا در  شبها پايين و درجه حرارت حداقل به يخبندان نزديك شود. در كل، حرارت مناسب  رشد  چغندرقند بين  20 تا 24 درجه سانتيگراد است.

حرارت مناسب جهت جوانه زدن بذر چغندرقند بين 15 تا 20 درجه سانتيگراد است. اما جهت رسيدن به چنين درجه حرارت و كشت در آن شرايط، لازم است كه مدت زيادي از فصل رويش از دست رود و چنين امكاني عملا" وجود ندارد. بنابراين هنگامي كه درجه حرارت متوسط روزانه به 4 تا 5 درجه سانتيگراد رسيد، مي توان نسبت به كشت بذور اقدام كرد.

2- نور:  چغندر قند گياهـي روز بلند است و به نـور زيادي جهت رشد و تجمع قند در ريشه نياز دارد. وجود نور كافي در اواخر دوره رشد، موجب زياد شدن ذخيره قند و افزايش خواص كيفي چغندر قند مي گردد. بدين منظور  بايد فاصله صحيح بوته ها و تراكم مطلوب بوته در مزرعه را مورد توجه خاص قرار داد و ضمن كوشش در جهت حفظ سلامت برگها نسبت به كنترل سريع علف هاي هرز نيز اقدام عاجل انجام داد.

3- رطوبت: با اينكه چغندرقند به خشكي مقاوم است، اما حصول يك عملكرد بالا، مستلزم وجود رطوبت كافي و برنامه ريزي دقيق آبياري است. براي چغندركاري معمولاً آبياري معتدل و سبك سودمند است، براي توليد يك ريشه 500 گرمي حدود 40 تا 50 ليتر آب مورد نياز است. كل آب مورد نياز چغندر قند در طول دوره رشد در مناطق مختلف كشور را بين 7300 تا 13600 متر مكعب در هكتار ذكر كرده اند.

4- خاك: خاكهاي حاصلخيز داراي زهكشي مناسب، با بافت متوسط (رسي - شني) و اسيديته (pH ) خنثي تا كمي قليايي (7 تا 2/7) براي چغنـدرقند منـاسب هستند. خاكهاي داراي مقادير زياد سنگ ، خاكهاي فشرده و سفت كه معمولاً با فقدان مواد آلي همراه هستند، براي كشت چغندرقند مناسب نمي باشند. اصولاً، محيط خاكي مناسب براي چغندرقند محيطي است كه در بين ذرات خاك آن هواي فراوان وجود داشته باشد و خاك، سفت و متراكم نباشد كه مانع گردش و نفوذ آب شود.خاك سست و پوك اجازه مي دهد كه ريشه چغندر به صورت عميق در زمين فرو رود و به خوبي رشد كند.

چغندرقند جز در مراحل اوليه رشد نسبت به شوري خاك مقاوم است. با اين حال شوري بالاي خاك به عنوان يك عامل محدود كننده در توليد چغندرقند به حساب مي آيد.

مراحل آماده سازي زمين: ميزان محصول چغندرقند، تا حد زيادي بستگي به ساختمان خاك و آماده سازي بستر بذر دارد. عمق شخم، زمان شخم، كاربرد كود و استعمال علف كش ها پيش از ظاهر شدن جوانه هاي چغندرقند (جهت عاري شدن بستر كاشت از علف هاي هرز)، همگي از عواملي هستند كه محيط كشت مناسبي براي بذرها و بوته هاي جوان چغندر ايجاد مي كنند. در زمان شخم، كودهاي فسفره، پتاسه، كودهاي آلي و دامي در سطح مزرعه پخش مي شوند كه  تا عمق مناسبي با خاك مخلوط شوند. بهتر است فسفر مورد استفاده، از منبع سوپر فسفات و پتاسيم از منبع سولفات پتاسيم تامين شود. در شخم پاييزه، عمق شخم بايد بين 30 تا 35 سانتيمتر بوده و زمين در وضعيت مناسبي از لحاظ رطوبتي (گاورو) باشد

5- آبياري از نكات مهم كشت چغندرقند بوده و لازم است كه تا مرحله چهار برگي خاك به صورت مرطوب باقي بماند. بذر چغندرقند به لحاظ دارا بودن يك لايه پوشش سخت، در زمان كشت براي توليد جوانه به رطوبت زياد نياز دارد. بذر چغندر در اين مرحله در اطراف خود 120 تا 150 درصد وزنش آب لازم دارد تا جوانه آن تندش كرده و از بذر خارج شود. زماني كه جوانه ها توليد، ولي هنوز از خاك خارج نشده اند، لازم است براي سهولت و سرعت خروج جوانه هاي ضعيف اوليه از خاك، زمين را مجددا آبياري كرد تا سطح خاك، نرم و مرطوب شود. پس از آنكه جوانه ها از خاك خارج شدند، فواصل و تعداد دفعات آبياري و مقدار مصرف آب بستگي به شرايط جوي (مقدار ريزش باران، درجه حرارت، ميزان رطوبت محيط و )، بافت خاك، شيب زمين، رقم چغندر ومرحله رشدي آن دارد. آبياريهاي سنگين در زمان كاشت به دليل سرد شدن زمين، موجب تاخير در سبز شدن بذور مي شود.

 علف هاي هرز و كنترل آنها

 يکي از گياهاني که بيشترين خسارت را از وجود علف هاي هرز در مزارع مي بيند، چغندرقند است. چغندرقند در ماههاي اوليه رشد در رقابت با علفهاي هرز بسيار ضعيف است، که اين مسئله منجر به كاهش شديد عملكرد در مزارع آلوده به علف هاي هرز مي شود. به طور كلي خسارت ناشي از علفهاي هرز در مزارع چغندرقند، بسيار بيشتر از خسارت آفات و بيماريها است. در موارد متعدد، بر اثر عواملي مانند استفاده نادرست از علف کش هاي مناسب و يا عدم وجين به موقع مزارع، هكتارها مزرعه چغندر زير هجوم و سلطه علفهاي هرز منهدم شده اند.

مهمترين مرحله خسارت علف هاي هرز در مزارع چغندرقند تا مرحله 8  برگي شدن بوته هاي چغندر مي باشد. چنانچه مزرعه چغندرقند را در سه ماهه اول بعد از كاشت عاري از علف هرز نگه داريم، ديگر نياز به دفع علفهاي هرز نخواهد بود و خسارتي به محصول وارد نمي کند. اما خاطر نشان مي گردد که كنترل علفهاي هرز مزارع چغندرقند تا زمان برداشت در جلوگيري از به بذر نشستن آنها جهت کاهش ميزان آنها در کشتهاي بعدي اهميت زيادي دارد. همچنين حذف علف هاي هرز در طول فصل رشد، منجر به برداشت راحت تر محصول نيز خواهد شد.

از مجموع مطالب ذکر شده مشخص مي گردد که کنترل به موقع علف هاي هرز به همراه تنک نمودن سريع تر مزارع چغندرقند از اهميت بسيار زيادي برخوردار  بوده و تاخير در انجام عمليات تنک و وجين مزارع خسارتهاي جبران ناپذيري را به کشاورزان وارد مي آورد.

به طور کلي، جهت دستيابي به کنترل موثرتر علفهاي هرز مزارع چغندرقند، لازم است که از چندين روش مختلف شامل سمپاشي مزارع، استفاده از کولتيواتور و وجين دستي به صورت ترکيبي، به شرح زير استفاده نمود.

الف- اولين و اساسي ترين قدم در کنترل علف هاي هرز استفاده از سموم علف کش مناسب مي باشد. ميزان موفقيت در استفاده از علف کش ها ، کاملاً در ارتباط با نحوه صحيح مصرف آنها مي باشد.

ب- علاوه بر استفاده از علف کشهاي مناسب، براي از بين بردن علفهاي هرز باقي مانده بين خطوط كشت لازم است از كولتيواتور استفاده گردد.

ج- در هر صورت بخشي از علف هاي هرز روي رديف هاي کاشت به دلايل مختلف، بوسيله با مورد استفاده از بين نمي روند و به دليل قرار گرفتن در نزديكي بوته هاي چغندرقند به وسيله كولتيواتور نيز قابل كنترل نيستند، که لازم است اين علف ها در زمان تنک کردن مزرعه توسط کارگران حذف شوند تا يک مزرعه عاري از علف هرز ايجاد گردد.

تنك كردن: يكي از عمليات اجباري و پر خرج زراعت چغندرقند تنك كردن است. در اغلب موارد تعداد زيادي بوته اضافي در اثر مصرف بيش از حد بذر در مزرعه بو جود مي آيند كه بايد اين بوته هاي اضافي را حذف نمود تا جوانه هاي باقيمانده فرصت رشد پيدا نموده و محصول مناسبي بدهند. در صورت عدم تنک مزرعه بوته ها نور، دما، هوا و مواد غذائی کافی دريافت نكرده و از رشد کمی برخوردار می شوند. هر چه زمان تنك كردن زودتر باشد، بوته هاي باقيمانده از رشد بهتري برخوردار هستند. بهترين زمان تنک قبل از مرحله شش برگی بوته ها است. به طور كلي دير تنك كردن مزرعه به منزله دير كاشتن آن است. آنجا كه پس از اتمام عمليات تنك ممکن است ريشه بعضی از بوته های باقيمانده آسيب ديده باشند، انجام يك مرحله آبياری سنگين لازم است.

 تغذيه چغندرقند: همانند ساير محصولات كشاورزي، چغندر قند نيز تنها بخشي از نيازهاي غذائي خود را از خاك تامين مي نمايد و بقيه را بايستي از كودهاي شيميايي، كودهاي آلي و يا محلول پاشي روي سطح برگ تامين نمود. براي زراعت چغندرقند بايد، كودهـاي فسفره و پتـاسه را بـه مقـدار توصيه شده در پـائيز به طـور يكنـواخت در زميـن پخش كـرده و ابتدا با ديسك سبك در عمق 10-5 سانتيمتري خاك مخلوط كرد. سپس اقدام به شخم عميق اوليه نموده تا كود در سطوح مختلف خاك تا عمق شخم به طور يكنواخت توزيع گردد. ترجيحاً ‌مصرف فسفر از منبع سوپر فسفات و پتاسيم از منبع سولفات پتاسيم توصيه مي گردد. با توجه به نقش مهمي كه پتاسيم در رشد و توسعه چغندرقند ايفا مي نمايد لازم است كه استفاده از كودهاي پتاسه همواره مورد توجه ويژه قرار گيرد.

كاربرد كودهاي آلي بخصوص كودهاي حيواني مي تواند تا حد زيادي در افزايش عملكرد كمي و كيفي مزارع چغندرقند مفيد فايده واقع گردد كه بهتر است حتي المقدور از اين كودها در مزارع استفاده شود. 

كمبود عناصر ميكرو (آهن، منگنز، بر، روي و . . . ) در مزارع چغندرقند در بعضي از مواقع تا حدود 30 درصد از عملكرد محصول مي كاهد و نيز سبب كاهش  مقاومت ريشه ها به بيماريها و آفات مي گردد، كه اين مسئله ضرورت به كارگيري اين كودها را در مزارع به خوبي مشخص مي كند.

مهم ترين نكته در خصوص كود دهي به چغندرقند استفاده صحيح از كودهاي ازته است. بعضي از كشاورزان تا آخرين روزهاي قبل از برداشت اقدام به مصرف كودهاي ازته مي كنند كه اين كار بسيار اشتباه است و از كيفيت چغندر به خصوص درصد قند به شدت مي كاهد.  به طور كلي  استفاده از كودهاي شيميايي به طور صحيح و فني يكي از راههاي رسيدن به محصول بالاتر است. اگر در مصرف كودهاي مورد نياز در زمانهاي مناسب  كوتاهي شود، عملكرد محصول كاهش مي يابد. همچنين مصرف بيش از حد كودها علاوه بر از دست رفتن مقادير زيادي كود، تخريب ساختمان خاك و آلودگي محيط زيست را نيز در پي دارد. از طرفي اين مسئله به مسموميت گياه منجر مي شود و محصول نهايي را نيز كاهش مي دهد. به عنوان مثال مصرف كمتر از حد ازت سبب كاهش عملكرد ريشه چغندرقند تا حدود 50 درصد مي شود. از سوي ديگر مصرف زيادتر از حد آن سبب كاهش درصد قند (عيار) تا چندين واحد خواهد شد. بنابراين لازم است  بر اساس روش صحيح، ميزان تقريبي كودهاي مورد نياز را در مزرعه تعيين كرد. اين كه چه مقــدار كود در طول فصـل زراعـي و در زمـان كشت بايد مصرف شود، از طريق آزمايش هاي تجزيه خاك مشخص مي شود.

 عوامل موثر بر افزايش درصد قند

از زماني كه يك كشاورز تصميم به كشت چغندر مي گيرد تا زماني كه چغندر برداشت و بارگيري مي شود، در كليه مراحل، نحوه اقدامات و فعاليت هاي او در كاهش و يا افزايش عيار مؤثر مي باشد. به طور كلي  مهمترين عوامل موثر بر درصد قند چغندرقند به قرار زير هستند:

ا- انتخاب بذر متناسب با شرايط آب و هوايي، طول دوره رشد و مقاوم به عوامل نامساعد كشت در منطقه، افزايش ميزان عيار را در پي دارد.

2- انجام شخم مناسب به منظور افزايش نفوذپذيري خاک و جلوگيري از چند شاخه شدن ريشه ها و نيز جمع آوري سنگهاي موجود در خاك مزرعه تا حد امكان، از اهميت بسيار زيادي در افزايش درصد قند برخوردار است.

3- وجود تعداد  مناسب بوته در واحد سطح (9 تا 10 بوته در هر متر مربع) به افزايش عيار منجر مي گردد.

4- انتخاب تاريخ دقيق کاشت چغندرقند در افزايش درصد قند اهميت بسيار دارد.

5- كنترل به موقع علف هاي هرز به ميزان زيادي در افزايش عيار چغندرقند نقش دارد.

6- تغذيه اصولي گياه تأثير بسياري در بهبود وضعيت توليد قند در چغندرقند دارد. مصرف بيش از حد و ديرهنگام کودهاي ازته (بخصوص اوره و نيترات آمونيوم) باعث کاهش ميزان قند خواهد شد. همچنين کمبود ساير عناصر (آهن، روي، منگنز، منيزيم، بر و ... ) غلظت قند در ريشه را کاهش مي دهد.

7- انجام آبياري هاي صحيح و به موقع در بالارفتن كيفيت ريشه ها چغندرقند نقش مهمي ايفا ميكند.

8- كنترل به موقع آفات و بيماري ها در طول فصل به بهبود وضعيت كيفي ريشه هاي توليدي مي انجامد.

9-حفظ سلامت برگها تا آخرين لحظات رشد از گزند آفات و يا عدم چرانيدن آنها باعث  افزايش عيار مي گردد.

10- برداشت به موقع چغندرقند با توجه به  علايم رسيدگي مزرعه موجب افزايش درصد قند ريشه ها مي شود.

11- ممانعت از يخ زدن چغندرقند در جلوگيري از كاهش عيار فوق العاده موثر است.

12- چنانچه بوته ها به مدت شش هفته در معرض دماي 4 تا 8 درجه سانتيگراد قرار گيرند، به ساقه مي روند و ميزان قندشان كاهش مي يابد که در صورت رعايت دقيق تاريخ كاشت مي توان از اين عمل ممانعت نمود.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ | 8:44 | نویسنده : قاسم |

کشاورزی ارگانیک و کشاورزی پایدار

 کشاورزی ارگانیک چیست؟

 كشاورزي ارگانيك يعني استفاده از اطلاعات سنتی و علمی براي كاهش استفاده از سموم و مواد شيميايي در توليد محصولات. سیستم های کشاورزی ارگانیک بر پایه مدیریت اکوسیستم استوار است و به نهاده های خارج از مزرعه وابسته نیست . در اين نوع از كشاورزي از نهاده های سنتز شده مانند کودهای شیمیایی، آفت کش ها ، داروهای دامپزشکی، گیاهان اصلاح شده ژنتیکی و نژادی و مواد نگهدارنده، مواد افزودنی و از تابش اشعه ها استفاده نمی شود.

کشاورزی ارگانیک مدیریت تولید مناسب است که باعث تقویت و توسعه سلامت اکوسیستم های زیستی، چرخه های زیستی و فعالیت بیولوژیکی خاک مي شود. این نظریه تاکید دارد که از نهاده های داخل مزرعه استفاده گردد و از نهاده های بیرونی استفاده ای نشود. و برای این منظور احتیاج به سیستم های تطابق پذیری در هر منطقه داریم . این کار باعث استفاده از روشهای کشاورزی زیستی و مکانیکی و بدون استفاده از نهاده های خارجی سنتز شده صورت می گیرد.

 کشاورزی پایدار چیست؟

 کشاورزی به مفهوم راهها وروشهای بهره برداری از منابع آب وخاک و انرﮊی و ... در جهت تامین نیازهای غذایی و پوشاک انسانها همواره در طول تاریخ پایه واساس بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سرتاسر جهان بوده و هست. به طوری که امروزه کشاورزی و توسعه کشاورزی به عنوان موتور محرکه و نیروی پیش برنده توسعه به طور عام و توسعه روستایی به طور خاص می باشد،در حالیکه خود توسعه کشاورزی نیز به اهرم توانمندی به نام ترویج کشاورزی نیازمند است. هر دوی این مفاهیم امروزه دچار تغییر وتحولات شدیدی می باشند به طوریکه کشاورزی شدیدا با بحث پایداری در چالش می باشد و ترویج نیز به تبع آن تحولات ساختاری و کاركردی بسیاری را به خود دیده است. این قسمت به بررسی مفاهیم واندیشه های پایداری در کشاورزی می پردازد وبدنبال آن تغییرات ساختاری وکارکردی ترویج را در جهت حمایت از پایداری در کشاورزی مورد بررسی قرار می دهد.

 

لغت پايدار برشرايط يكنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرايط يكنواخت افق هاي دور دست را در بر مي گيرد . عدم شناخت و اطلاعات كافي و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هواي جهان و تنوع آن ، تكنولوژي آينده ، نقش مردم در كشاورزي و رابطه كشاورزي با محيط باعث شده است كه پيش گويي در رابطه با آينده كشاورزي مشكل باشد .

 كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در جهت منافع انسان بوده ، كارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن است . به عبارتي كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد .



تاريخ : دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ | 11:5 | نویسنده : قاسم |

کشت فلفل رنگی در گلخانه
فلفل رنگی با دارا بودن ۱۲ برابر ویتامین c نسبت به پرتقال یکی از پر مصرف ترین سبزیجات در اروپا و آمریکا می باشد که با رنگ ها و طعم گوناگون به صورت خام و یا پخته مصرف می گردد.چنانچه بتوان فلفل های رنگی را با کیفیت بالا تولید نمود با توجه به مصرف زیاد آن در فصل زمستان می توان مطمئن بود که بازار خوبی در داخل و خارج از کشور برای این محصول مهیا و آماده است.
شروع کشت : کشت فلفل در خزانه شروع می شود معمولا در اروپا از نیمه اکتبر تا نیمه نوامبر کشت در خزانه آغاز می شود.یعنی از مهر تا آبان ماه و پس از ۶۰ روز نشاء را به گلخانه اصلی منتقل می کنند و برای یک سال از آن محصول برداشت می نمایند.این زمان کشت می تواند برای مناطق شمال ایران در نظر گرفته شود و در مناطق جنوب از اوائل تیرماه می توان کشت در خزانه را آغاز کرد البته باید در مناطق جنوبی کشور که هوا گرمتر است محیط مناسب را برای خزانه مهیا نمود.چنانچه میزان نوردهی و دمای خزانه مطلوب و درست باشد نشاء پس از ۴۵ روز آماده انتقال به زمین اصلی است ، مشروط به آن که دمای محیط خزانه در شب و روز بین ۲۵ تا ۲۶ درجه سانتی گراد باشد و برای جوانه زدن بذر رطوبتی در حد ۸۰ درصد ایجاد گردد.با این شرایط می توان امیدوار بود که بذرها بین ۷ تا۱۰ روز جوانه بزنند در این مرحله میزان نور برای باروری بهینه جوانه ها بین ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز است.وقتی جوانه ها سر از خاک بیرون آورند دمای محیط را باید بین ۲۳ تا ۲۴ درجه سانتی گراد و رطوبت محل را بین ۶۵ تا ۷۰ درصد تنظیم کرد در صورتی که دمای بستر هم در حد ۲۱ درجه سانتی گراد باشد یک دوره دو هفته ای را به انتظار می نشینیم. در محل خزانه تراکم بوته باید به گونه ای باشد که بر روی یکدیگر سایه نینداخته و از طرفی با رشد نشا همواره جای بیشتری را برای آنها در نظر گرفت از هفته پنجم دمای محیط را بر روی ۲۴ درجه در روز و ۲۲ درجه در شب تنظیم کرده و دمای محیط بستر را به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسانیم چنانچه مقدار نور از ۱۸ ساعت به ۱۴ ساعت در روز تغییر یابد با توجه به وضعیت اقلیمی پس از گذشت ۲ تا ۴ هفته گیاه جوان به اندازه ۲۰ سانتی متر ارتفاع یافته و ۴ برگ حقیقی بر روی ساقه نمایان می شود.در این حالت نشاء فلفل آماده انتقال به زمین است.فراموش نکنیم که قبل از انتقال نشاء گلخانه از هر حیث مهیا باشد تا به راحتی بتوان شرایط رشد گیاه را مهیا نمود. در اینجا باید تاکید کرد که نباید در انتقال نشاء به زمین اصلی زمان را از دست داد و تاخیر نمود.زیرا این بی توجهی باعث مشکلاتی در طول دوره رشد و باروری ایجاد می کند.از طرفی شرایط محیطی گلخانه باید از نظر نور و دما مطلوب و قابل کنترل بوده و فضای خزانه عاری از هر گونه علف های هرز و آفات و بیماریها باشد تا گیاه جوان بتواند مراحل اولیه رشد خود را در شرایط مساعدی انجام دهد زیرا گیاهی که در وضعیت نامطلوب متولد می شود در ابتدا با مشکلات عمده ای مواجه خواهد شد و در صورتی که این گیاه زنده بماند هرگز نمی تواند یک گیاه سالم و قوی در دوره رشد خود باشد. حال می توان با آرامش خاطر نشاء را با تراکم ۲ بوته در متر مربع کشت نمود در این شرایط یعنی پس از انتقال نشاء به گلخانه دمای بستر بین ۱۸ تا ۲۰ درجه و دمای فضای گلخانه در شب ۱۹ درجه و در روز ۲۱ درجه سانتی گراد و رطوبت محل بین ۵۵ تا ۶۰ درصد باید باشد با توجه به زمان کشت پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته بوته دارای شاخه و برگ و گل می شود و ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر می رسد. وقتی بوته فلفل به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسید کلیه برگ ها و شاخه های فرعی و گل های آن را تا ارتفاع ۳۰ سانتی متری هرس می کنیم وفقط اجازه می دهیم ۲ تا ۳ شاخه فرعی رشد نماید. شایان ذکر است اولین گلی که بر روی شاخه های فرعی رویش کرده است باید حذف شود زیرا با تبدیل این گل به میوه با توجه به اینکه در بین دو شاخه فرعی شکل گرفته و رشد کرده است علاوه بر اینکه به صورت بد شکل در می آید آسیب جدی به خود بوته نیز وارد می نماید. به عبارت دیگر به علت رشد میوه و فشاری که به واسطه این باروری به دو یا سه شاخه اولیه وارد می شود اولین گل شاخه های فرعی باید حذف شود. در صورتی که بوته فلفل به اندازه کافی رشد کرده باشد اجازه می دهیم گل دوم به میوه تبدیل شود و اگر تمایلی به این کار نداشته باشیم فرصت مناسبی برای رشد بیشتر شاخ و برگ و ریشه بوته را فراهم ساخته ایم و از طرف دیگر موقعیت را برای تبدیل گل سوم به میوه مهیا وآماده می کنیم. بدیهی است که بر روی ۲ یا ۳ شاخه مذکور تعدادی شاخه های فرعی رویش می کند که به علت هجم برگ ها می توانیم جوانه انتهایی این شاخه های فرعی را بعد از برگ اول حذف کنیم و یا در صورتی که شاخه فرعی مزاحم شاخه های دیگر شد آن را به طور کلی حذف می کنیم. توجه داشته باشید که حذف شاخه های فرعی و هرس جوانه انتهایی شاخه های فرعی باید به گونه ای باشد که در نهایت میوه های فلفل در پوشش برگ ها قرار گرفته و بدین وسیله از آفتاب سوختگی در امان بماند خاطر نشان می شود کشاورزان ماهر با توجه به فصل کاشت موقعیت بوته و تراکم بوته اجازه می دهند بین ۵ تا ۷ گل به میوه تبدیل شود و انتخاب به دو شاخه فرعی یا به عبارتی سه شاخه فرعی تنها بر اساس ارتفاع گلخانه تجربه کشاورز و استعداد بوته می باشد. بنابراین با داشتن ۲ تا ۳ شاخه فرعی بر روی هر بوته جمعاً ۵ تا ۷ گل تبدیل به میوه می شود که با توجه به شکل میوه و مرغوبیت آن در صورت نیاز گل های اضافی را حذف می کنیم تا میوه های مرغوب تری برداشت کنیم این روش تا پایان دوره کشت ادامه خواهد داشت. گل خانه داران عزیز باید بدانند که در طول رشد گیاه نباید از وجود کنه غافل شویم و با مشاهده اولین مورد اقدامات لازم را برای ریشه کن کردن این آفت مخرب به عمل آورد در این رابطه ممکن است برخی از کشاورزان عوارض کنه را با ویروس اشتباه بگیرند که در این مورد باید دقت بیشتری به عمل آورد.مورد دیگری که باز در این مرحله گیاه را تهدید می کند کرم برگ خوار است که خوشبختانه نمی تواند پنهان بماند و به خوبی قابل رویت است.موارد دیگر وجود شته سیاه بر روی برگ فلفل - وجود شته سبز بر روی برگ فلفل - خساراتی که شته بر روی بوته و میوه فلفل به جای می گذارد - خسارت کرم بر روی میوه فلفل و وجود کرم بر روی میوه فلفل و بد شکلی میوه و ...
بستن بوته فلفل: بوته فلفل بر خلاف بوته خیار و گوجه فرنگی به پایین کشیده نمی شود بلکه بر اساس ارتفاع مفید گلخانه می توان دو تا سه شاخه را انتخاب کرده و به انتهای هریک از شاخه های فرعی نخ بسته و آنها را مانند شاخه های اصلی به دور نخ ها پیچید زیرا در پایان دوره گیاه در صورت سلامتی به اندازه ارتفاع مفید گلخانه رشد می کند. در کشت فلفل های رنگی مانند هر کشت دیگری نارسایی در رشد گیاه بوجود می آید که خوبست آنها را بشناسیم تا بهتر بتوانیم مشکلات را برطرف کنیم.بد شکلی میوه زمانی صورت می گیرد که بعد از رویش گل٫ دما برای مدت طولانی مناسب گیاه نبوده و در حد ۱۴ در جه سانتی گراد بوده است.لازم به ذکر است در ماه های سرد زمستان نیز این مشکل برای گیاه بوجود می آید البته این عارضه علت دیگری هم دارد و آن وجود حشرات موزی بر روی گیاه است. این حشرات معمولا شیره گیاه را مکیده و باعث بد شکلی میوه آن می شوند در صورتی که رطوبت گلخانه به ۸۵ درصد برسد و یا در مواقع شب هوای گلخانه سرد و اطراف آن گرم باشد و یا اینکه آبیاری در طول روز دیر شروع شود میوه بوته فلفل ضخیم و در نهایت دو قسمت می شود.زمانی که میوه در اندازه مناسب است ولی تغییر رنگ نمی دهد میانگین دما در شبانه روز کم است بهتر است حداقل نیم درجه میانگین را افزایش داد.
جدا شدن میوه از بوته قبل از رسیدن کامل: این عارضه ممکن است در اول دوره اتفاق بیافتد و علت آن مربوط می شود به برگ های اولیه که هنوز کوچک هستند و نمی توانند به مقدار کافی مواد لازم را تولید کنند با افزایش بر می توان این نقص را برطرف کرد.
تغییر رنگ میوه در حالی اندازه میوه کوچک است: علت این مشکل یا بخاطر تعداد بیش از حد میوه بر روی شاخه ها است و یا اینکه فاصله گره ها کم و برگ ها کوچک است.برای رفع این نارسایی بهتر است میانگین دمای گلخانه را ۱ تا ۲ درجه افزایش داده و گیاه را وادار به رشد و رویش بیشتری بنماییم. به طور معمول فاصله بین گره ها باید حدود ۶ تا ۷ سانتی متر با شد و شرایط گرم گلخانه نیز می تواند باعث ریز شدن میوه ها گردد.در صورتی که انتهای میوه فاسد و یا پوسیده شود کمبود کلسیم علت اساسی آن می باشد و از آنجا که میزان نیاز فلفل به کلسیم زیاد بوده و کمبود آن مشکلات زیادی را برای تولید محصول فراوان و مرغوب ایجاد می کند می توان از نوعی کود کامل که دارای ۵/۲۲ درصد کلسیم می باشد و با نام کال ماکس عرضه می گردد استفاده نمود با اضافه کردن این ماده به رژیم غذایی گیاه می توان این عارضه را بر طرف کرد.آفتاب سوختگی هم یکی از عوارضی است که به اثر تابش بیش از حد آفتاب بر روی میوه بر می گردد. برای اینکه فلفل دچار این مشکلات نشود شما می توانید با پوشش برگ ها بر روی میوه از شدت تابش نور آفتاب بر روی میوه جلوگیری کنید و بالاخره آسیب های این چنینی که بوسیله گنجشک ها بوجود می آید. فلفل های رنگی در طول زمان رشد خود دچار دگرگونی هایی می شود که لازم است گلخانه داران عزیز در این مورد هم اطلاعاتی داشته باشند مثلا واریته بیانگا که به رنگ فسفری مشهور است در ابتدا به همین رنگ است و سپس به رنگ قرمز در می آید و واریته زرو ابتدا به رنگ بنفش است و چنانچه چیده نشوند به رنگ قرمز تبدیل می شود.در حقیقت به خاطر زودرسی این دو واریته و تقاضای بیشتر فلفل های سبز در بازار برای شروع عرضه در بازار می توان از این دو واریته استفاده کرد شایان ذکر است که واریته های دیگر فلفل های رنگی در ابتدا سبز هستند و رفته رفته به رنگ های زرد ٫ نارنجی ٫ قرمز و شکلاتی تبدیل می گردد



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ | 11:9 | نویسنده : قاسم |

شرکت کشاورزی پایدار



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:22 | نویسنده : قاسم |
تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ | 20:40 | نویسنده : قاسم |

كشاورزي دقيق (Precision Agriculture or Precision Farming) چيست؟

کشاورزی دقیق که گاهی آن را کشاورزی «مکان محور» نیز می نامند، یکی از نگرش های جدید در مدیریت مزرعه است. به عبارت ساده تر کشاورزی دقیق نظامی است که تولیدکنندگان می توانند به وسیله آن تغییرات و غیر یکنواختی های داخل مزرعه را شناسایی کرده و سپس با مدیریت این تغییرات در جهت افزایش محصولات زراعی و افزایش بهره وری گام بر دارند. به بیان دیگر کشاورزی دقیق یک راهبرد مدیریتی است که جزئیات و اطلاعات مربوط به هر قسمت از مزرعه را به کار گرفته و مدیریت دقیقی بر نهاده ها اعمال می نماید.
این روش نوین کشاورزی از دو فناوری حاصل از انقلاب الكترونيكي چند دهه اخير تأثیر پذیرفته است. اين دو فناوري عبارتند از:
سيستم اطلاعات جغرافيايي(GIS ) و سيستم مكان يابي جهاني (GPS ).
به همراه سيستم هاي GPS و GIS دامنه وسيعي از حسگرها، نمايشگرها وكنترل كننده ها براي ادوات كشاورزي مانند نمايشگر وضعيت فيزيكي شافت ها، اندازه گيري فشار و وضعيت موتورهاي هيدروليكي به وجود آمده است. اينها كشاورزان را قادر مي سازند تا با هدايت الكترونيكي جهت كنترل دقيقتر حركات ادوات استفاده نموده، مكان سنجي دقيقي براي كاربري ادوات و كاربرد مواد شيميايي انجام داده و كل اين داده ها را در رابطه با منابع ديگر تجزيه و تحليل نمايند (از قبيل اندازه گيري هاي زراعي، اقليمي و غيره). اين امر جعبه ابزار قدرتمند جديدي برای مدیریت مزرعه ارائه مي دهد.
در كشاورزي دقيق نبايد تنها به تهية نقشه عملكرد محصول( Yield Mapping) و تعیین ميزان متغير كود (Variable Ratefertilizer Application) انديشيد و نبايد آنرا تنها بر اساس يك مورد يا مورد ديگر ارزيابي كرد. فناوري هاي كشاوري دقيق، تمام عمليات توليد در مزرعه را تحت تأثير خود قرار خواهد داد ( از ترویج گرفته تا عمل مديريت).
برخی پیشرفت های صورت گرفته در فرآیند كشاورزي دقيق عبارت اند از:

نمايش عملكرد (‎Yield Monitoring):
نمايشگرهاي عملكرد لحظه اي هم اكنون توسط سازندگان آنها در مدل هاي جديد كمباين ها موجود هستند. اين نمايشگرها عملكرد محصول را برحسب زمان يا بر حسب فاصله ارئه مي دهند (براي مثال در هر ثانيه يا در هر چند متر). همچنين داده هاي ديگري از قبيل فاصله و تعداد بوشل در هر محموله يا تعداد محموله ها در مزارع را معين مي كنند.

تهية نقشه عملكرد (Yield Mapping):
گيرنده هاي GPS كه توأم با نمايشگرهاي عملكرد هستند، مختصات فضايي را براي داده اي موجود در نمايشگر فراهم مي كنند. اين عمل در نقشه هاي عملكرد هر مزرعه قابل انجام است.

ميزان متغير كود (Variable Ratefertilizer):
كنترلگرهايی برای تعیین ميزان كودهاي دانه اي، مايع و گازي ساخته شده اند. ميزان متغير هم ميتواند به طور دستي توسط راننده يا به طور خودكار توسط كامپيوتري كه در ماشين نصب شده به همراه نقشه راهنماي الكترونيكي كنترل شود.

تهيه نقشه علف هاي هرز (Weed Mapping):
يك كشاورز مي تواند در حال درو، كاشت، سمپاشي يا ديده باني مزرعه (Fieldscouting) با استفاده از يك صفحه يا دكمه هاي متصل به يك گيرندة GPS و ثبات داده ها، نقشه علف هاي هرز را تهيه كند. سپس اين موارد در يك كامپيوتر كه می تواند به طور جزء به جزء تعيين شده وبا نقشه هاي عملكرد، و نقشه هاي پاشیدن سم مقايسه شوند.

سم پاشي ميزان متغير (Variable Spraying):
با داشتن موقعيت هاي علف هرز از نقشه علف هرز، كنترل هاي نقطه اي قابل اجرا مي شوند. كنترلگرهايي وجود دارند كه مي توانند به طور الكترونيكي بوم ها را روشن و خاموش كنند و مي توانند مقدار (و تركيب) سم مورد استفاده را تغيير دهند.

توپو گرافي و مرزها (Topography and Boundaries):
با استفاده از DGPS با دقت بالا مي توان يك نقشه دقيق از وضعيت پستي و بلندي هر مزرعه بوجود آورد. اين نقشه نگاری هم برای تفسير نقشه هاي عملكرد و علف هرز و هم برای برنامه ريزي آبراهه ها و بخش هاي علفي مزرعه مفيد است. حدود مزرعه، جاده ها، محوطه ها درختان و زمين هاي مرطوب همه مواردي هستند كه مي توانند به منظور كمك در برنامه ريزي مزرعه به دقت نقشه برداري و ثبت شوند.

تهيه نقشه شوري (Salinity Mapping):
گيرنده GPS را مي توان با دستگاه سنجش شوري همراه كرد كه پشت يك وسيله همه جاروب ATV (يا نمونه بردار) در سراسر مزرعه بسته مي شود. تهية نقشه شوري در تفسير نقشه هاي عملكرد و نقشه هاي علف هرز و هم در تعيين ميزان شوري در طول زمان، سودمند است.

سيستم هاي راهنما (Guidance Systems):
در حال حاضر چندين سازنده در حال توليد سيستم هاي هدايت با استفاده از DGPS با دقت بالا هستند كه مي توانند موقعيت يك ماشين در حال حركت را با خطاي يك فوت يا كمتر تعيين كنند. اين سيستمهاي هدايت مي توانند با شاخص هاي مرسوم در ادوات سمپاشي يا كاشت جايگزين شوند و از اين رو مي توانند وسيلة ديده وري مزرعه اي (Field Scouting) با ارزشي در آينده باشند. 

ثبت و تحليل (Records and Analyses):
كشاورزي دقيق ممكن است مقدار بسیار زیادی يادداشت براي مديريت مزرعه بوجود آورد. حسگرهاي الكترونيكي مي توانند داده هاي زيادي را در دوره زماني كوتاه جمع آوري كنند. فضاي زيادي براي ذخيره كل داده ها و هم گرافيك نقشه هاي حاصل از داده ها لازم است. همچنين مي توان كنترلگرهاي الكترونيكي را طراحي كرد تا سيگنال هاي توليد كنند كه به طور الكترونيكي ضبط مي شوند. نه فقط اندازه كودي كه طبق نقشه راهنما مي بايست پخش مي شد مهم است، بلكه ثبت ميزان واقعي پخش كود شيميايي توسط تجهيزات اندازه گيري بسيار مفيد است.
حجم زيادي داده هاي جديد در هر سال حاصل تولید مي شوند (داده هاي مربوط به اندازه گيري مانند علف هاي هرز و غيره). كشاورزان علاقه دارند تا نمونه اي از داده هاي سالانه را به منظور مطالعه روند حاصلخيزي، بازده، شوري و پارامترهاي فراوان ديگر، نگهداري كنند. اين به معني نياز به يك پايگاه داده هاي بزرگ با قابليت بايگاني و ارزيابي دادها براي تجزيه و تحليل هاي آينده و ارزيابي عمليات انجام شده مي باشد.
تهيه خودكار این اطلاعات امتيازهاي زيادي دارد، از جمله تهيه، ذخيره كردن و تحليل يادداشت هاي فيزيكي مزرعه. تجزيه تحليل هاي كاملي از فعاليت هاي مديريت توليد در مزرعه و ارزيابي نتايج را مي توان انجام داد. كشاورزان مي توانند عملكرد واريته هاي جديد را از طريق مكان يابي هاي خاص(Sitespcifcarea) تشخیص داده،‌ تأثير تاريخ هاي مختلف كاشت و نيز عمق هاي مختلف كاشت را تعيين نموده و حتي مي توانند عملكرد هاي واقعي به دست آمده و سطوح ريسك مربوطه را به مدير بانك اطلاعاتي خود گزارش دهند. همچنين لازم است تا روندها و ارزيابي ها در مدت زمان های طولاني تر اندازه گيري شود. استراتژي كشت جهت كنترل شوري ممكن است در چندين سال ارزيابي شود در حالي كه سموم كنترل علف هاي هرز يكساله فقط يك فصل طول مي كشد. به منظور ساده كردن حجم پيچيده اطلاعات مديريتي مي توان به طور مرحله اي و قدم به قدم به كشاورزي دقيق دست يافت.
كشاورزي دقيق امكان تحليل هاي اقتصادي بهتري را فراهم مي كند. تغيير پذيري عملكرد محصول در يك مزرعه، برآورد دقيق ريسك را ممكن مي سازد. براي مثال يك كشاورز مي تواند ثابت كند كه در70% موارد 75% جو كاشته شده در مزرعه «الف» 50 واحد محصول خواهد داد. با دانستن هزينه نهاده ها، كشاورزان مي توانند بازگشت هزينه هاي نقدي را براي هر واحد سطح حساب كنند.
بخش هاي معيني از مزرعه كه هميشه زير سقف متوسط محصول توليد مي كنند، مي توانند جهت اصلاح از طريق يك برنامه مديريت ويژه مكاني(Site Specific Management ) تحت كنترل قرار گيرند. بنابراين كشاورزي دقيق امكان پيگيري دقيق و تنظيم ميزان توليد محصولات كشاورزي را ميسر مي سازد.
كشاورزي دقيق، برنامه ريزي مزرعه را از جهتي ساده تر و از جهت ديگر مشكل تر مي كند. داده هاي نقشه اي زيادي جهت استفاده در تعيين برنامه هاي بلند مدت كاشت، كنترل فرسايش، كنترل شوري و ارزيابي نظام هاي خاكورزي،‌ وجود دارد. اما با رشد حجم داده ها، كار زيادي جهت تفسير آنها لازم است و اين عمل ريسك و اشتباه در تفسير را افزايش مي دهد. در نتيجه كشاورزاني كه كشاورزي دقيق را به كار مي برند با چندين متخصص در زمينه كشاورزي، GPS و علوم كامپيور تماس بسيار خواهند داشت.
از كجا بايد شروع كرد؟
كشاورزي دقيق به محض اينكه كشاورز يك دستگاه GPS با نمايشگر عملكرد را خريداري كند اتفاق نمي افتد. اين روش در طول زمان، و وقتي که كشاورز یک روش جديد مديريتی را اختيار مي كند، روي مي دهد. فاكتوري كه شايد در موفقيت كشاورزي دقيق، حداقل در ابتداي كار، مهم تر باشد، دانش زيادي است كه يك كشاورزي درباره منابع طبيعي در مزرعه نياز دارد. اين دانش شامل درك بهتر نوع خاك، هيدرولوژي، ميكرو اقليم ها و عكس برداري هوايي مي باشد. قبل از اينكه يك نقشة عملكرد به دست آيد، كشاورز بايد تغيير عوامل دروني مزارع را كه در عملكرد محصول مؤثر هستند، شناسايي كند. يك نقشه عملكرد بايد به عنوان تأييد داده ها جهت تعيين پيامدهاي تغيير موجود در مزارع، عمل كند. استراتژي هاي مديريتي و توسعه نقشه راهنما بر منابعي غير از نقشه هاي عملكرد تكيه دارند. يك منبع كليدي مهم كه يك كشاورز نبايد بدون آن كشاورزي دقيق را شروع كند، يك عكس هوايي است.



تاريخ : شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ | 12:21 | نویسنده : قاسم |

کشاورزی پایدار



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ | 11:27 | نویسنده : قاسم |

مقدمه:

کشاورزی به مفهوم راهها وروشهای بهره برداری از منابع آب وخاک و انرﮊی و ... در جهت تامین نیازهای غذایی و پوشاک انسانها همواره در طول تاریخ پایه واساس بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سرتاسر جهان بوده و هست. به طوری که امروزه کشاورزی و توسعه کشاورزی به عنوان موتور محرکه و نیروی پیش برنده توسعه به طور عام و توسعه روستایی به طور خاص می باشد،در حالیکه خود توسعه کشاورزی نیز به اهرم توانمندی به نام ترویج کشاورزی نیازمند است. هر دوی این مفاهیم امروزه دچار تغییر وتحولات شدیدی می باشند به طوریکه کشاورزی شدیدا با بحث پایداری در چالش می باشد و ترویج نیز به تبع آن تحولات ساختاری و کارکردی بسیاری را به خود دیده است. این قسمت به بررسی مفاهیم واندیشه های پایداری در کشاورزی می پردازد وبدنبال آن تغییرات ساختاری وکارکردی ترویج را در جهت حمایت از پایداری در کشاورزی مورد بررسی قرار می دهد.

لغت پایدار برشرایط یکنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرایط یکنواخت افق های دور دست را در بر می گیرد . عدم شناخت و اطلاعات کافی و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هوای جهان و تنوع آن ، تکنولوژی آینده ، نقش مردم در کشاورزی و رابطه کشاورزی با محیط باعث شده است که پیش گویی در رابطه با آینده کشاورزی مشکل باشد .
کشاورزی پایدار نوعی کشاورزی است که در جهت منافع انسان بوده ، کارایی بیشتری در استفاده از منابع دارد و با محیط در توازن است . به عبارتی کشاورزی پایدار باید از نظر اکولوژیکی مناسب ، از نظر اقتصادی توجیه پذیر و از نظر اجتماعی مطلوب باشد .

ظهور کشاورزی پایدار:
به طور کلی (Sheferd 1998) معتقد است که در زمینه توسعه روستایی چهار تحول و پیشرفت نظری عمده صورت گرفته است که عبارتند از: 1- توسعه کشاورزی پایدار 2- نهادها و موسسات پایدار محلی 3- دگرگونی بنیادی در رهیافت های مبتنی بر پروﮊه 4- دیدگاههای مربوط به جنسیت .
همانطور که در بالا اشاره شد در بستر این تغییر پارادایم در توسعه روستایی بحث پایداری در کشاورزی حضوری جدی یافت ، بطوریکه امروزه یکی از جنبه های مهم در توسعه پایدار ، کشاورزی پایدار است . در زمینه کشاورزی علت اصلی ظهور پایداری را می توان در تاریخ اجرای برنامه های انقلاب سبز و کشاورزی مدرن و انتقادات وارد بر آن جستجو نمود . به طوریکه در اکثر قریب اتفاق مناطقی که در آنها فناوری های انقلاب سبز تولید را افزایش داده بوند ،اثرات زیست محیطی و اجتماعی معکوسی پدید آمده است.از جمله این مشکلات عبارتند از:
آلودگی آب از طریق آفت کشها ، نیتراتها، از دست رفتن خاک و تلفات دام ، صدمه زدن به حیات وحش ،اختلال در زیست بومها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب آشامیدنی .
آلودگی مواد غذایی و علوفه دامی با بقایای آفت کشها ، نیتراتها و آنتی بیوتیکها .
خسارت به مزرعه و منابع طبیعی از طریق آفت کشها ،که باعث صدمه زدن به کشاورزانی که مشغول به کاراند و عموم مردم و نیز اختلال در زیست بوم ها و زیان رساندن به حیات وحش می شود .
آلودگی جو با آمونیاک ،اکسید ازت ،متان و مواد حاصل از سوختن که در کاهش ازن نقش دارند و گرم شدن زمین .
استفاده مفرط از منابع طبیعی که باعث کاهش آب زیرزمینی و زیان به گیاهان خوراکی وحشی و رستنگاهها و نیز موجب کاهش ظرفیت آنها در جذب مواد زاید می شود و همچنین باعث ماندابی شدن و افزایش شوری می گردد.
تمایل به استاندارد کردن و تخصصی کردن کشاورزی با روی آوردن به رقمهای جدید بذر که موجب از دست رفتن رقمها نﮊادهای سنتی می شود .
خطرهای بهداشتی جدید برای کارگران در صنایع شمیایی کشاورزی و عمل آوری مواد غذایی (Pretty ، 1995 ).
Sheferd ( 1998 ) انتقادات وارد بر انقلاب سبز را که در نتیجه بستری را برای معرفی مفهوم پایداری در کشاورزی فراهم آورد به شرح زیر بر می شمارد: نا برابر یهای جغرافیایی ،نا برابری های اجتماعی - اقتصادی ،نا برابری در اشتغال و دستمزد ها،تضادها و اختلاف ،بر هم خوردن امنیت غذایی و به خطر افتادن سلامتی انسانهاو محیط زیست ..تحقیقات متعدد دیگری نیز نگرانی ها درباره نقش منفی کشاورزی سنتی و انقلاب سبز را بر محیط زیست گزارش کرده اند ( Agabaje & et al ، 2001 ) ، ( Rasull ، Tapa ، 2003 ) ، ( Leeuwise ، 2004 ) ، ( Gamon & Scofield ، 1998 ) .
در مقاله تعریف و اجرای کشاورزی پایدار به افزایش انرﮊی مصرفی در هر بوشل محصول تولیدی از جمله (انرﮊی برای تولید مواد شیمیایی و ماشین آلات ) در مقابل کاهش ذخایر انرﮊی نیز به عنوان نگرانی حاصل از فعالیتهای تولیدی حاصل از انقلاب سبز اشاره شده است.
در ادامه اشاره می کند که نسبت انرﮊی خروجی به ورودی به طور تصاعدی حالت نا مطلوبتری یافته است به طوری که از میزان 3 در دهه 1940 به کمتر از 8/1 تا دهه 1980 کاهش داشته است و راهبردهای کاربری اراضی با استفاده از انرﮊی های متمرکز نا محدود را در بلند مدت پایدار نمی داند (سال؟و نویسنده ) . یکی از هزینه های کاملا پنهان کشاورزی انقلاب سبز و مدرن سوختهای فسیلی است که باید برای بالا نگه داشتن سطح بازده مصرف شوند به طوریکه برای تولید هر کیلوگرم غله در شرایط انقلاب سبز پر نهاده 3تا10 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود در حالیکه این میزان در کشاورزی پایدار 5/0 تا 1 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود (Pretty ، 1995 ).
کشاورزی پایدار چیست؟
تلاشهای بسیاری برای تعریف پایداری به طور تجریدی صورت گرفته است. مفهوم کشاورزی پایدار از سال 1987 رایج شد ، ولی قبل از آن نیز در دهه 1940 به صورت مترادف با اصطلاحاتی چون کشاورزی ارگانیک ، طبیعی ، اکولوژیک و کم نهاده بکار برده می شد. البته مفهوم و مضمون توسعه پایدار که کشاورزی پایدار نیز بخشی از آن محسوب می شود تنها متعلق به دوران معاصر نیست . به نحوی که بعضی تاریخچه آن را به نیوتن ، جان لاک ، توماس جفرسون و چارلز داروین و حتی به آسیای قدیم نیز نسبت می دهند . اما همانطور که گفته شد واژه پایداری به دنبال پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و بالاخص زیست محیطی فعالیتهای انسان مورد استفاده قرار گرفت . از هنگام تعریف کمیسیون برونت لند (Brount Land ) از توسعه پایدار در سال 1987 حداقل بیش از 80 تعریف ابداع شده است که هریک تفاوتهای ظریفی با دیگری دارد و بر ارزشها ، اولویتها و هدفهای خاصی تاکید می کند (Pretty ، 1995 ، 1998) . واﮊه کشاورزی پایدار ، از دیدگاه افراد مختلف معانی مختلفی دارد؛ که بستگی دارد به حیطه علاقه و سابقه آنها. کشاورزان ، متخصصان محیط زیست ، حافظان منابع طبیعی و ساکنان روستایی همگی علائق و نگرانی های متفاوتی دارند و بنابراین کشاورزی پایدار را به صور مختلفی تعریف می کنند ؛ بنابراین تعریف واحدی برای کشاورزی پایدار وجود ندارد. شماها میدونید چرا ؟

اهداف کشاورزی پایدار :اهداف کشاورزی پایدار ارتباط نزدیکی با تعاریف آن دارند و در واقع جمع بندی این تعاریف می باشند . یک برنامه کشاورزی پایدار موفق در بر گیرنده هفت هدف زیر می باشد:
فراهم کردن امنیت غذایی همراه با افزایش کمی و کیفی آن ضمن در نظر گرفتن نیاز های نسلهای بعدی ؛
حفاظت از منابع آب،خاک و منابع طبیعی؛
حفاظت از منابع انرﮊی در داخل و خارج از مزرعه ؛
حفظ و بهبود سود آوری کشاورزان ؛
حفظ نیروی حیات جامعه روستایی ؛
حفظ تنوع زیستی ؛
قابلیت پذیرش از سوی جامعه ؛
البته اهداف مشابهی را برای کشاورزی پایدار قائل شده اند ،ضمن اینکه ایجاد زیر ساخت های اجتماعی و اقتصادی پویا برای جوامع روستایی را نیز به این فهرست اضافه می نمایند.
در کتاب با آفرینی کشاورزی ،(پرتی،1996) ، کشاورزی پایدار را عبارت از هر نوع نظام تولید مواد خوراکی یا الیاف می داند که به طور نظام یافته هدفهای زیر را دنبال می کند:
در آمیختن کامل تر فرآیندهای طبیعی از قبیل چرخه ی مواد غذایی،تثبیت ازت و روابط آفت – دشمن طبیعی با فر آیندهای تولید کشاورزی ؛
کاهش کاربرد آن دسته از نهاده های غیر زراعی ، بیرونی و تجدید نشدنی که قابلیت آنها برای وارد آوردن خسارت به محیط زیست یا صدمه زدن به بهداشت کشاورزان و مصرف کنندگان بسیار زاید است و استفاده هدفدار تر از نهاد های باقی مانده به منظور حد اقل رساندن هزینه های متغییر مصرف می شوند؛
دسترسی منصفانه تر به منابع و فرصتهای تولید و پیشرفت در جهت دستیابی به شکل هایی از کشاورزی که ا ز نظر اجتماعی عادلانه تر است؛
استفاده بسیار مولد تر از استعداد بالقوه زیست شناختی و ﮊنتیکی گونه های گیاهی و جانوری ؛
استفاده بسیار مولد از دانش و عملیات محلی، از جمله رهیافت های نو آورانه ای که هنوز دانشمندان آنها را کاملا درک نکرده اند یا کشاورزان به طور گسترده آنها را نپذیرفته اند؛
افزایش خود اتکایی در میان کشاورزان و روستاییان؛
تطبیق هرچه بیشتر الگوهای کشت و استعداد تولید، معضلات زیست محیطی اقلیم و چشم اندازطبیعت برای تضمین پایدار دراز مدت سطوح کنونی تولید ؛
تولید سود آور و کارآمد با تاکید بر مدیریت تلفیقی مزرعه و حفاظت از خاک،آب ، انرﮊی و منایع زیستی.
هدف کشاورزی پایدار عبارت است از افزایش تنوع فعالیتها در مزرعه ، همراه با افزایش پیوندها و فر آیندهای میان آنها. در کشاورزی پایدار محصولات فرعی یا ضایعات حاصل از یک جزء یا فعالیت،نهاده ای می شوند برای جزئی دیگر . از آنجا که فرایندهای طبیعی به طور فزاینده ای ، جایگزین نهاده های بیرونی می شوند، تاثیر نهادهای بیرونی بر محیط زیست کاهش می یابد.
هدف کشاورزی پایدار را حفظ سطوح ضروری تولید به منظور بر آورده کردن جمعیت در حال رشد جهان بدون تخریب محیط زیست می دانند که به مفهوم نگرانی برای ایجاد در آمد، ترویج سیاستهای مناسب و حفظ منابع طبیعی می باشد .
همه اهداف کشاورزی پایدار را در قالب پنج اصل کلی زیر بیان می کند :
همسو نمودن فعالیت های کشاورزی با فرایندهای اکولوژیکی
بکارگیری فناوری ها مناسب و اتخاذ یک مدیریت صحیح و معقول در روند تولیدات کشاورزی
عدم بکارگیری نهاده ها و مواد شیمیایی که برای محیط زیست وسلامت بشر و حیوانات خطرناک هستند
افزایش تولید محصولات کشاورزی با بهره گیری از پتانسیل بیولوژیکی و ژنتیکی گونه های مختلف
استفاده عاقلانه از منابع و حفظ واحیای منابع تجدید شونده و غیر قابل تجدید
در مقاله توسعه پایدار کشاورزی ، مؤلفه ها و شاخص ها، اهداف کشاورزی پایدار را موارد زیر می داند :
افزایش ارزش محصولات کشاورزی بویژه محصولات کشورهای فقیر
کاهش آثار زیست محیطی در بخش کشاورزی .

نتیجه گیری:
کشاورزی پایدار یک فرایند بیولوژیکی است و سعی در تقلید کردن از خصوصیات کلیدی یک ecosystemیطبیعی دارد ولی عملکرد حداکثر از اهداف آن است . کشاورزی پایدار باعث پیچیدگیecosystemیستم زراعی می شود ، کارایی چرخش عناصر غذایی در این نوع کشاورزی افزایش می یابد و از خورشید به عنوان منبع اصلی انرژی برای به حرکت درآوردن سیستم بهره برداری مطلدب می شود.
منبع : www.iran-far.com



تاريخ : چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ | 12:37 | نویسنده : قاسم |

پرورش کرم خاکی  و تولید ورمی کمپوست

بخش اول

Worm   یک کلمه لاتین به معنی کرم است و ورمی کمپوست به کودی اطلاق می شودکه از مدفوع گونه ای خاص از کرمهای خاکی بدست می آید .در طبیعت بیش از 2500 گونه مختلف از کرمهای خاکی زندگی می کنند، اقسام این کرمها از نوع مستقر در سطح زمین تا کرمهای مستقر در سوراخهای عمیق متفاوت است. بیولوژی ، الگوهای رفتاری ، عادات تغذیه ای و احتیاجات زیست محیطی این گونه ها بسیار متنوع می باشد. برای تهیه ورمی کمپوست از گونه ای خاص از کرمهای قرمز رنگ مناطق گرم و مرطوب بنام   Eisenia Foetida که به کرم ببری یا کرم کمپوستر نیز معروف میباشند استفاده می شود.

 

فرآیند تولید ورمی کمپوست عبارت است از عبور آرام و پیوسته مواد آلی از درون دستگاه گوارش کرم و تغییر حالت این مواد به مدفوع کرم؛ فضولات کرمها شامل مواد مغذی برای گیاهان بوده و دارای حالتی است که به موقع برای تغذیه گیاه آزاد می شود، ورمی کمپوست ماده ای است که بخوبی تغییر فرم یافته و ساختار، تخلخل، تهویه، زهکشی و ظرفیت نگهداری رطوبت در آن در حد عالی بوده و از لحاظ کیفی سرشار از مواد هومیک و عناصر قابل جذب برای گیاهان است .

  ورمی کمپوست دارای عناصری از قبیل :

 کربن ، نیتروژن ، فسفر ، پتاسیم ، سدیم ، کلسیم ، آهن ، روی ، منگز وسایر عناصر میکرو و ماکرو میباشد. خواص یاد شده فوق ورمی کمپوست را تبدیل به کودی ایده ال برای رشد و بالندگی عمومی گیاهان کرده و با توجه به اینکه در فرآیند تولید این کود از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی شود، محصولات کشاورزی تولید شده کاملاً طبیعی خواهند بود ؛ این ویژگیهای منحصر بفرد توجه علاقمندان محیط زیست را نیز در سراسر جهان به خود جلب کرده و آینده روبه رشدی برای استفاده وسیع از ورمی کمپوست در کشاورزی ارگانیک را رقم خواهد زد.  

  ضرورت استفاده از کودهای بیولوژیک

 •        تامین عناصر غذایی به صورت کاملاً مناسب با تغذیه طبیعی

•        کمک به تنوع زیستی

•        تشدید فعالیتهای حیاتی گیاه

        • بهبود کیفیت ، حفظ بهداشت و محیط زیست

•        حفظ و حمایت از سرمایه های ملی

    كرم هايي كه براي ورمي كمپوست استفاده مي شود كرم هاي قرمز يا Eisenia  foetida  نام دارند و هم چنين با عناوين مختلف مانند ( red wigglers) يعني كرم هايي كه مدام در حال حركت هستند ( manure worms) يعني كرم هايي كه كود تهيه مي كنند (red hybrid) كرم هاي قرمز دورگه ( tiger worms) كرم هاي ببر مانند مشهور هستند . به اين ترتيب شما مي توانيد چمن يا كاتالوگ باغ را سفارش دهيد .

 بيولوژي

كرم هاي خاكي چگونه جانوريست

كرم خاكي جانوري است با بدن استوانه أي كه انتهاي آن باريك تر مي شود سطح شكمي نسبتاً مسطح و كم رنگ تر است . در صورتي كه سطح پشتي تيره تر بوده اين جانور فاقد يك سر مشخص و قطعات بدن در گونه هاي مختلف متفاوت است . هر قطعه از يك بند و هر دو بند به وسيله شيار عرضي از يكديگر مجزا مي گردند

  اندازه :

كرمهاي خاكي از لحاظ طولي دامنه وسيعي را در برمي گيرند

دهان در بند اول قرار ميگيرد و داراي ساختمان گوشتي بوده و فاقد هرگونه زائيده سفت و محكم است .دهان در كرمهاي خاكي چهار فرم متفاوت بوده كه هر يك داراي نام ويژه أي مي باشد مخرج نيز در انتهاي  بدن واقع گرديده است .

  رنگ

رنگ كرمهاي خاكي تا حدود زيادي بستگي به وجود يا عدم وجود دانه هاي رنگي دانه أي شكل و يا سلولهاي رنگي دارد . كه در لايه ماهيچه أي زير كوتيكول وجود دارند . كرمهاي رنگي نظير لومبريكوس ترستريس معمولاً قرمز  قهوه اي  ويا تركيبي از آن و حتي گاهي متمايل به سبز . اين رنگ تا حدودي به دليل وجود مايعات زرد رنگ در حفره عمومي يا سلولهاي سبز كلراكوژن نزديك سطح بدن است . نظير آلوبوفورا كلروتيكا   Alloobofora  chlourjicaكه سبز رنگ و داراي كمربند تناسلي قرمز رنگ است . سطح شكمي كرمها نسبت به سطح پشتي آنها داراي رنگ روشن تري است . اگر چه در برخي مواقع دانه هاي رنگي در بدن كرمها كاملاً پخش نبوده بلكه بصورت نوارهاي تيره رنگي در روي بندها هستند و فاصله بين بندها در بدن بصورت روشن تري مشاهده مي شود نظير بندهاي بدن (Eisenia  foetida ).

دسته أي از كرمهاي خاكي بيرنگ و يا كمرنگ هستند ولي بدليل هموگلوبين  خون آنها كه در مويرگهاي سطحي جريان دارد و نيز شفاف بودن غشاء  بدن ، اغلب صورتي و يا متمايل به رنگ قرمز بنظر مي رسند . در صورتي كه ديواره بدن مات باشد كرمها بيرنگ متمايل به سفيدند .

رنگ كرمهاي خاكي بر حسب نوع محيط زيست و عمق خاك نيز متفاوت است . مثلاً كرمهاي سطح الارض خاك از كرمهاي تحت الارض رنگي ترند  . و يا آنهايي كه در بقاياي گياهان زندگي مي كنند قرمز تر از ساير گونه ها هستند . و نيز گونه هايي كه در زير سطح خاك بسر برده اند و از مواد معدني تغذيه مي كنند خاكستري رنگ و يا خاكستري مايل به آبي است و رنگ گونه هاي نسبتاً خشك اغلب تيره تر از كرمهاي مناطق مرطوب است .

گونه هاي داراي رنگ قرمز نظير لومبريكوس وايزينيا و اندروبنيا در سطح خاك زندگي مي كنند . در حاليكه انواع بيرنگ در لايه هاي عميق تر بسر مي برند . به عقيده گيلبرت ( 1931) مواد رنگي كرمهاي خاكي را در مقابل آسيب هاي نور خورشيد حفاظت مي كند .

  ساختمان داخلي

بدن كرم خاكي از دو لوله داخل هم تشكيل شده كه لوله خارجي ديواره بدن و لوله داخلي حفره گوارشي است . فضاي ميان اين دو لوله حفره عمومي بدن را تشكيل مي دهد ، كه داراي پرده أي بنام سپتا ( Septa ) است . كه از جنس بافت پيوندي است . و به محفظه هايي بخش مي گردد و ميان اين حلقه ها ي 1و 2 سپتا وجود ندارد و درون حفره عمومي مايه أي بنام صفاتي يا سلوميك وجود دارد كه در آن سلولهاي آميبوسيت شناورند . مايع صفاتي برنگ سفيد شيري است ك گاهي بدليل فراواني سلولهاي حاوي مواد چربي برنگ زرد در مي آيد .  نظير گونه دندرو بينا  -(Dendrobena) كه سلولهاي محتوي قطرات روغن دار د . در گونه ايزونيا فوتيدا (E.  foetida

اين مايع بوي سير مي دهد . غلظت اين مايع در گونه هاي مختلف كرم خاكي متفاوت است و بستگي به رطوبت و شرايط منطقه أي دارد . كه كرمها در آن زندگي مي كنند . در كرم خاكي شرايط آب و هوايي خشك اين مايع غليظ تر از آنهايي است كه در شرايط مرطوب زندگي مي كند

  سيكل زندگي و بيولوژي توليد مثل

 اندام توليد مثلي

 

كرم خاكي جانوري است دو جنسي يعني هم به تنهايي نر است و هم ماده و اندامهاي تناسلي همه آنها در شكم قرار گرفته اند . دستگاه توليد مثل نر تشكيل شده از 1- دو جفت بيضه كه بسيار كوچكند و در بندهاي Iو NI قرار گرفته اند . 2- يك قيف مژكدار كه در عقب بيضه ها قرار گرفته است . 3- كانال دندان كه سر انجام به چهار كانال افران ارتباط مي يابد و خود به روزنه تناسلي نر كه در بند IVقرارگرفته مربوط مي گردد .4- بيضه ها و قيف هاي مژكدار و اسپرم در داخل شش كيسه مني قرار دارند كه سه جفت اند و ساختمان كيسه مانندي دارند . كيسه أي مني در بندهاي IN  تا NII  واقع گرديده و اطراف  مري را احاطه كرده اند .

معمولاً اسپرماتوژون قبل از اينكه به مرحله بلوغ كامل برسد از بيضه ها جدا شده ساير مراحل خود را داخل كيسه هاي مني طي مي نمايد . و بدين ترتيب اسپرماتوژون بالغ در هنگام جفت گيري از قيف هاي مژكدار و مجاري عبور نموده وارد بدن كرم ديگري مي گردد .

 اندامهاي تناسلي ماده عبارتند از :

1- يك جفت تخمدان كه بطور قدامي  در بندهاي   XIIIقرار مي گيرد و تخمي كه در آنها بوجود مي آيد به داخل حفره عمومي بدن ريخته مي شود و از آنجا توسط دو قيف اوديلاكت در ناحيه خلقي بند NVقرار دارد جمع آوري مي گردد و سر انجام وارد روزنه اويداكت كه در بند XIV  است مي گردد .

2-كيسه هاي دريافت كننده مني در بندهاي IXو X ,  واقع گرديده اند در اين اندامها است كه اسپرماتوژون بوسيله جفت گيري وارد بدن ماده ديگر گرديده جمع آوري و ذخيره مي شود و تخم را كه در داخل پيله قرار دارد كشيده مي كند .

 جفت گيري

روش هاي جفت گيري براي همه گونه ها يكسان نيست ، كرمهاي خاكي در اكثر ماههاي سال مي توانند توليد مثل كنند و مخصوصاً در ماههايي كه رطوبت هوا زيادتر است افزايش مي يابد . لقاح از نوع تقاطعي بوده و معمولاً 2 تا 3 ساعت طول مي كشد . در هنگام جفت گيري دو كرم طوري به يكديگر مي چسبند كه سر هر يك مقابل دم ديگر در جهت مخالف هم قرار مي گيرد دو كرم بوسيله ترشحات غده أي به همديگر مي چسبند و از سطح شكمي بدنهايشان بر روي يكديگر قرار مي گيرد بطوري كه مانند اسپرماتيكا در مقابل قسمتي از كمربندهاي تناسلي كرم ديگر كه را ه ورود اسپرم است قرار مي گيرد .

ذرات موكوس زياد ترشح شده بطوري كه هر كدام به وسيله آن پوشيده شده و بوسيله يك مجراي چسبناك بين قطعه نهم و حاشيه خلقي كمربند تناسلي . در مجراي چسبناك به هم مي چسبند و بخاطر اين كه دو كرم محكمتر يكديگر در بر گيرند سيستمهاي هر كرم در ناحيه بندهاي 6 تا 10 به داخل بدن كرم ديگر مي رود .

در هر كرم يك جفت شيار سمينال كه از بند  NVتا كمربند تناسلي امتداد مي يابد تشكيل مي گردد . و از اين شيارها اسپرماتوژون از بدن يك كرم عبور كرده وارد كيسه دريافت كننده مني كرم ديگر مي گردد .

سپس دو كرم از يكديگر جدا مي شوند بعد از جفت گيري هر كرم كمربند تناسلي ترشحات توليد مي كند كه سر انجام روي سطح بيروني سخت مي شود . وقتي اين ماده سخت شد كرم بطرف  عقب حركت كرده بنابراين لوله أي روي سر كرم كشيده مي شود و قتي كرم كاملاً رها مي شود قسمت هاي انتهايي لوله بسته مي شود و پيله أي را تشكيل مي دهد كه تقريباً به شكل ليمو است

هر كرم بعداً تشكيل تعدادي پيله (  cocoon) را مي دهد كه در داخل آنها تخمها قرار دارند گونه  E. foetidanv  در عرض 3 تا 5 روز مي توان ميان 2تا 10 عدد پيله كه هر كدام داراي تعدادي تخم از 1 تا 28 تغيير مي يابد بوجود آورد . اما اغلب فقط 1 يا 2 كرم زنده مانده به دنيا مي آيد . اندازه و شكل پيله كرمهاي خاكي با يكديگر متفاوت است و در هنگام رده بندي يكي از معيارهاي مورد استفاده مي باشد در داخل هر پيله چندين تخم به چشم مي خورد كه تنها يكي يا دوتا از آنها موفق به نمو كامل تا جانوربالغ مي گردد . يك كرم بالغ از گونه (  R . u b e l u s) در هر 7 تا 10 روز يك تخم مي گذارد كه در حدود 2 تا 20 جنس در آن وجود دارد .

براي هر پيله يك لوله آهكي در اطراف كمربند و همچنين در بندهاي نزديك كمربند ترشح مي- شود كه در آن پيله وجود دارد تخم و آلبومين ( ماده مغذي ) در هنگاميكه پيله بر روي كمربند تناسلي است وارد آن مي گردد و پس از مدتي پيله در روي زمين مرطوب قرار مي گيرد.

 بيولوژي تغذيه

 دستگاه گوارش

لوله گوارش در كرمهاي خاكي به صورت لوله اي است از دهان شروع شده وتا مخرج كشيده ميشود واين لوله داراي قسمتهاي مختلف ميباشد كه عبارتند از :حفره دهاني،حلق،مري ،چينه دان،سنگدان وروده حفره دهاني از بند اول شروع شده وتنها يك يا دو حلقه اول را اشغال ميكند.حلق حدود6حلقه را پس از حفره دهني در بر ميگيرد محتوي غدد حلقي است.

كرمهاي خاكي حلق را بصورت يك پمپ مكش بكار ميبرند بطوريكه ديواره هاي آن در نتيجه انقباض ماهيچه ها ذرات را از طريق دهان به بيرون ميكشد .درتمامي كم تاران خاكزي مري بصورت باريكي از حلق شروع و به چيندان كه محل ذخيره مواد غذايي است متصل شده و سپس به سنگدان كه داراي ساختماني ماهيچه أي و محل خرد كردن مواد است منتهي مي گردد . بعد از سنگدان روده قرار دارد . كه بصورت لوله مستقيمي تا انتهاي بدن ادامه مي يابد روده محل اصلي هضم و جذب غذااست ساختمان روده 2 لايه متشكل از يك لايه ماهيچه أي حلقوي داخلي و يك لايه ماهيچه أي طولي خارجي است هضم غذاتوسط آنزيم هاي روده صورت مي گيرد اين آنزيم ها شامل ليپاز ، آميلاز ، سلولاز ، كنياز مي باشد كه در P Hحدود خنثي فعال مي باشد .

بندهاي 15-44 بدن كه در آن چيندان متصل با سنگدان قرار دارد ، منطقه ترشح نام نهاده اند .

حركات ماهيچه أي سنگدان و كوتيكول ضخيم آن باعث سايش ماده آلي و خاك و اختلالات آنها با يكديگر مي شود .

بعلاوه در ترشحات گونه ايزو نيا فوتيدا (  E . foetida)در نوع آنزيم پروتناز و يك نوع آميلاز شناسايي شده است كه در عمل هضم مواد عالي شركت فعال دارد( وان گانسن 1962 Vangansen)منطقه آخر بدن يعني از بند 44 تا مخرج منطقه جذب ناميده شده است كه جذب نهايي مواد در اين قسمت انجام مي گيرد . غذاي كرم خاكي معمولاً پوسيده برگها و مواد گياهي را تشكيل مي دهد . اسيدهاي عالي غذاتوسط كربنات كلسيم مترشحه از غده هاي آهكي مري خنثي ميگردد . و غذاي گوارش يافته داراي P H  قليايي بوده و در قسمت انتهايي بدن موادهضم نشده توسط يك لايه صفاتي مانند پوشيده شده و بصورت قطعات به اندازه مختلف دفع مي گردد .

 دستگاه دفعي

نفريديها كه اندام اصلي دفع مواد زائد در كم تاران هستند اغلب به تعداد يك جفت در هر بند به استثناي  سه حلقه اول و حلقه آخر وجود دارند . بعلاوه مقداري از مواد زائد بدن بصورت مواد لزج موكونيدي از سطح بدن ترشح مي گردد . ادرار  عمدتا شامل آمونياك وارده است اگر چه برخي اسيد اوريك را نيز در اين مايع گزارش كرده اند . معمولاً هر نفريدي دو حلقه متوالي را اشغال مي كند . ساختمان نفريدي از يك لوله ساده تشكيل شده كه يك سر آن از طريق منافذ نفريدي به خارج از بدن باز مي شود . انتهاي ديگر اين لوله از طريق مجراي باريكي از جداره بين حلقه ها گذشته و بصورت يك دهانه قيفي شكل بنام نفرستم (Nephrostom)به درون حفره عمومي بدن باز مي شود . و از آنجا مواد زائد حاصل از متابوليسم را از محيط خون و حفره عمومي دريافت كرده و توسط منافذ نفريدي به بيرون هدايت مي كند . قسمت اصلي نفريدي بصورت لوله سه حلقوي است كه چهار بخش متمايز در آن مشاهده مي گردد . يك لوله خيلي باريك متصل به نفرستم يك لوله كوتاهتر مژدار بوده و توسط منافذ نفريدي به خارج از بدن منتهي مي گردد . معمولاً شكل مثانه به عنوان يك خصوصيت سيتماتيك در لومبريسيده ها رسيده ها مورد استفاده قرار مي گيرد . ( تاماراپرل 1973)

  رفتار تغذيه أي

مدفوع كرمهاي خاكي را كرمي كامپوست مي نامند كه در واقع فضولات كرمهايي است كه از زباله شهري ، كود گاوي ، لجن فاضلاب خانگي و يا هر دو ماده آلي ديگر تغذيه كرده باشند .

يكي از اعمال مهم كرمها اين است كه بطور غريزي باكتريهاي غير موازي و قارچها را كه حضور آنها نامطلوب است ، مي خورند و مانع از تكثير آنها در محيط مي شوند . همچنين از بذر علفهاي هرز نيز تغذيه مي كنند آنها مواد آلي را به ذرات خيلي ريز خرد كرده ، فعاليتهاي ميكروبهاي مفيد را به سبب افزايش سطح كود ، بالا مي برند در اطراف اين مواد به هنگام دفع از بدن كرم ، غشايي پوشيده مي شود كه به معدني شدن و آزاد سازي تدريجي مواد غذايي كرمي كمپوست حاصل كمك مي كند .

دانشمندان كشف كردند باكتريهايي كه توسط كرمهاي خاكي پرورش مي يابند ، از رسته تو باكترها هستند و ازت را تثبيت و فسفر را قابل دسترس مي سازند .

همچنين مي توانند انواع ويتامينها و هورمولهاي گياهي را توليد كنند كه به همراه فضولات آنها دفع مي شود كرمي كمپوست از نظر كيفيت ، معادل بهترين هوموس خاك است و بوسيله عوامل طبيعي توليد مي شود .  كيفيت كرمي كمپوست كاملاً به نوع غذا  يا زباله أي كه كرمها تغذيه كرده اند بستگي دارد .

كرمي كامپوستها اگر چه اندك تفاوتي با هم دارند اما در تجزيه همگي آنها مقادير زيادي كلسيم ، پتاسيم ، سديم و اسيد فسفريك محلول ديده مي شود .

كرمهاي خاكي در هنگام فصول مرطوب به سطح بستر خود حركت مي كنند زيرا كرمهاي خاكي موجودات موازي بوده و جذب اكسيژن از طريق سطح پوست خود بايستي در مجاورت هوا قرار گيرند . همچنين بدليل اينكه مواد غذايي معمولاً در سطح خاك بيشتر بوده لذا در هنگام طللوع و غروب آفتاب به سطح خاك آمده و از مواد آلي اين منطقه تغذيه مي نمايند .

 اكولوژي كرمهاي خاكي

اكولوژي را روابط بين موجودات و دنياي بي جان آنها تعريف كرده اند همانطور كه از نام كرم خاكي معلوم است محل زندگي اين جانور  درون خاك مي باشد و بالطبع علاوه بر تاثيراتي كه اين جانوران بر روي خون موجود در خاك محيط زيست خود دارند محيط اطراف آنها نيز تاثيرات غير قابل انكاري بر روي پراكش و تعداد كرمهاي خاكي در منطقه مي گذارند و در ابتداي اين بحث به بررسي تاثيراتي كه كرمهاي خاكي بر روي محيطهاي زيست خود مي گذارند مي پردازيم و سپس تاثيراتي كه محيط بر روي كرمهاي خاكي دارند مورد بررسي قرار خواهد گرفت .

 تاثير كرمهاي خاكي بر روي محيط

كرمهاي خاكي تاثير متفاوت بر روي خاكهاي محيط زيست خود دارند كه عبارتند از الف : تاثيرات فيزيكي و مكانيكي  (ب) تاثيرات شيميايي    (ج) تاثيرات بيولوژيكي

 

همچنين برخي از عوامل در پراكنش و انتشارگونه هاي مختلف موثر اند كه در ادامه بشرح مختصر هر كدام از آنها مي پردازيم .

 تاثيرات مكانيكي

وجود ذرات كوچك با مقادير زياد در  مدفوعات كرمها ي خاكي نسبت به ذرات محيط آنها نشان مي دهد كه آنها قادرند مواد معدني را به اجزاء كوچكتر تبديل كنند .

 تاثيرات  شيميايي

گونه هاي حفار كر مهاي خاكي در فرايند اختلاط نقش اصلي را بعهده دارند . و اين كار را در دو مرحله انجام مي دهند .

در مرحله اول با بلع مخلوطي از ذرات آلي و معدني باعث ازدياد تشكيل كمپلكس هاي آلي معدني خاك مي گردند و در مرحله دوم با دفع مدفوعات در سطح خاك ، انجام ميگيرد.

  تاثيرات بيولوژيكي

اهميت نقش كرمهاي خاكي را در تحول هوموس مي توان از مقايسه يك خاك مور كه حاوي تعداد كمي كرم خاكي است و يك خاك مول با تعداد فراوان كرم خاكي درك كرد كه در خاك مول بعلت تاثير تعداد زياد كرم خاكي افق هاي أن اساساً تحول يافته و تمايز افق مشهود نيست در حاليكه خاك با نوع هوموس مور لايه لايه بوده و طبقات مشخص دارد .

 عوامل موثر در پراكنش

عوامل اقليمي

كرمها قادر به تحمل دما و يا گرماي زياد نيستند بطوري كه در سرماي زير نقطه يخبندان در طي چند سال رشد آنها متوقف خواهد شد . همينطور بيشتر آنها در صورتي كه حرارت محيط به مدت چند روز به بيش از30 درجه سانتي گراد برسد قادر به ادامه زندگي نخواهند بود و معمولاً براي مقابله با حرارتهاي نامتناسب به دالانهاي زيرزميني خود پناه مي برند .

شرايط آب و هوايي و فصل در واكنش عمودي و افقي كرمهاي خاكي دخالت مستقيم داشته و نه تنها در يك دوره ساليانه بلكه در طول شبانه روز تعداد فعاليت و حركت عمودي و افقي آنها اختلافات زيادي از خود نشان مي دهد . بطوريكه در طول شبانه روز هنگام طلوع و غروب آفتاب فعاليت كرمها در سطح خاك بيشتر مي شود و به همين ترتيب در فصولي كه آب و هوا تعادل بيشتر ي دارند ، تعداد و جمعيت كرمهاي خاكي در سطح افزايش يافته و در مقابل در فصولي كه شرايط نامناسب مي شود اين جانوران دوره اي سكون اختياري براي خود انتخاب مي كنند .

 پرورش با مواد آلي مختلف

در دنيا روش هاي مختلفي جهت پرورش كرم خاكي وجود دارد . بدليل اينكه كرمهاي خاكي داراي تنوع زيادي بوده و به عبارتي مي توان گفت در هر محيطي رشد و تكثير مي يابند از اين رو با توجه به شرايط اقليمي و اقتصادي هر منطقه روش پرورش نيز تفاوت دارد .

زائدات كود گاوي كه احتمالاً داراي ميزان كمي از محلول يك نوع نمك آلي يا آمونياك بوده مي توانند براي كرمهاي خاكي كشنده باشند . در نتيجه اينگونه زائدات قبل از استفاده بايد پردازش شده تا درجه ليميت آن تقليل يافته يا خنثي شود . بهترين روش پردازش اينگونه مواد ذخيره سازي آنها به مدت طولاني است .

تحقيقات نشان مي دهد كه لجن هوازيي شده فاضلاب مي توانند مواد غذايي ضروري را رشد و براي توليد مثل كرمهايي مانند : ايزونيا (  Eudrilus)ايو دريلوس ( Eudrilus)را تهيه نمايند .

  پرورش با مواد آلي گياهي

روش ساده و موفقيت آميز براي پرورش كرم خاكي استفاده از ضايعات گياهي ، علفهاي هرز خاك برگهاي در حال فساد و حتي خاك اره توليد شده در كارگاههاي چوب بري مي باشد . اين مواد را مي توان با هم مخلوط كرده و به عنوان محيط كشت كرمها از آنها استفاده نمود . بدين ترتيب كه يك توده از اين كود بطول 2.64متر و عرض 1.32 و به ارتفاع 2مترمي تواند در حدود 50000عدد كرم خاكي را در خود جاي دهد .

  پرورش به وسيله زباله شهري

يكي ديگر از روشهايرورش استفاده از ضايعات آشپزخانه أي است با داشتنن يك فضاي كوچك در انباري ، آشپزخانه ، پاركينگ يا حياط مي توان ضايعات را داخل محفظه مخصوص تخليه نمود ه تا كرمها تغذيه نمايند .

Vermi composting انواع زيادي از ضايعات آشپزخانه و باغچه را به مواد مغزي و غني براي گياهان تبديل مي كند كرمها مي توانند ميزان زهكشي و تركيب خاك را نيز افزايش دهند . استفاده از كرمها براي تجزيه ضايعات آشپزخانه سودمنديهاي زير را بدنبال داردد .

اين روش بوي كمتري ايجاد نموده و همينطور آفات كمتري را بخود جذب مي نمايد . بدليل حركت كرمها در فضولات موجب هوازي شده و بوي نامطبوع ايجاد نمي كند .

اين روش باعث كاهش هزينه حمل و نقل و دفن زباله مي شود

اين روش آب و الكتريسته موجود در زباله را كه در واحدهاي انتقال زباله از دسترس خارج مي شوند ، نگهداري مي نمايد .

اين روش باعث اصلاح خاك با كيفيت بالا مي شود .

ميزان كرمها را براي ماهيگيري افزايش ميدهد .

 ساير محيطهاي كشت

از نظر اقتصادي كشت وپرورش كرم خاكي وقتي مقرون به صرفه است كه بتوان از موادي كه داراي هيچگونه هزينه أي نباشد استفاده كرد . مثل پسمانده هاي رستورانها ، آشپزخانه ها اماكن ميوه و تره بار ، مواد زائد كارخانه أي تهيه مواد غذايي ( كارخانه آرد سازي و روغن كشي سويا )

از هريك از انواع خاكي كه با مواد آلي مخلوط شده باشند مي توان بعنوان محيط كشت و پرورش كرم خاكي استفاده نمود .

مركز تهيه كرم خاكي در فيليپين توصيه مي كند كه بهترين تركيب غذايي براي كرم خاكي . مخلوطي از 55% خاك اره ، 35% پوسته برنج و 10% سبوس برنج مي باشد .   اين مخلوط بايدبه مدت 3هفته تخمير شود تاحرارت آن بين 5/15تا20درجه سانتي گرادبرسد.پس از تخمير كافي وكنترل دما اين محيط آماده كشت كرم ميباشد .در كارخانه سوداك(sovadac)در جنوب فرانسه با استفاده از روش كرمي كمپوست كه از سال 1991به اجراء گذاشته شده است .سالانه علاوه بر در آمد بسيار زياد ،كمك مفيدي نيز به حل مسائل زيست محيطي مي گردد. اين كارخانه 20تن مواد زائد خانگي را در روز فرايند مي كند . بدين ترتيب كه پس از جدا سازي فلزات ،شيشه ها ،پلاستيكها ، منسوجات،كاغذ ومقوا،با قي زائدات به طريق موازي به كمپوست تبديل مي شود ودماي محيط كمپوست تا 70درجه سانتي گراد نيز ميرسد . ودر نتيجه پاتوژها وديگر موجودات آلي زبان آور آن از بين مي روند پس از اين مراحل ،زائدات براي پردازش بيشتر به 36 مخزن كه هر يك ظرفيت 15 تن را دارند ارسال   مي شوند ،  آنگاه  يك تا  2000 ميليون كرم قرمز از نوع  .E.ANDERIبه أن اضافه ميشود .

شركت توسعه كود كمپوست كار نا تاكا (Karnataka )واقع در شهر بنگلادر  هندوستان براي توليد 200تن كود كمپوست در روز طراحي شده است ولي عملاً  فقط روزانه بين 90تا100 تن زباله تحويل اين شركت ميشود در اين سيستم براي تهيه يك تن مواد آلي (كود بيولوژيك كمپوست )در روز نيازمند هزارو پانصد متر مربع (m21500)فضا و 6نفر كارگر مي باشد .با اين روش ساليانه حدود 70تن كرم خاكي توليد مي نمايد .در حال حاضر اين شركت از يك كشاورز هندي ،هر تن كرمي كمپوست را به قيمت 1000روپيه خريداري مي نمايد .كيسه أي 50كيلوگرمي كرمي كمپوست اين شركت كه جنبه صادراتي نيز دارد به قيمت 50دلار در بازار هاي جهاني ،طرفداران بسياري دارد .

 كاربرد VERMI COMPOST

وقتي در باغچه يا باغي مشغول كندوكاو هستيم در بين توده هاي خاك به منافذي برميخوريم كه به شكل دالانهايي در زير زمين حفر شدهاند .اين دالانها متعلق به موجوداتي است بنام كرم خاكي .البته اين موجودات نه در فرهنگ وآداب ورسوم ما جايي دارند و نه از لحاظ علمي در مجامع كشورمان مطرح شده است .وبدين لحاظ نبايد بر كسي خرده گرفت كه چرا از موجوداتي به اين ارزشمندي چيزي نميداند ويا به آن توجهي نمي كند .

در زمانهاي گذشته مردم چين وژاپن از پودر كرم خاكي در مصارف پزشكي استفاده مي كردند بخصوص در معالجه سردردها ويا تب ولرزها وامروزه مشخص شده است كه در بين كرمهاي خاكي ماده آلي  بنام لمبروفرين(Lumbropherin)وجود دارد كه ميتواند درجه حرارت بدن انسان را پائين بياورد.

همچنين گزارشات بسياري از خورده شدن يا كاربردآنها براي تشكيل ويا معالجه بيماراني كه داراي سنگ كليه ،يرقان ،بواسير ،سرما خوردگي و آبله مي باشد وجود دارد . خاكستر كرم خاكي براي دندان درد در جوامع ابتدايي هنوز كاربرد دارد و يا براي رشد موهاي سر بر روي سر ماليده مي شوند . كرمهاي خاكي براي معالجه مادراني كه توانايي بارداري و يا شير دادن به بچه هايشان را ندارند ، خورانده مي شود . از اين گذشته گفته شده است كه ممكن است كرمهاي خاكي داراي مواد موثر جهت درمان روماتيسم باشند . از كرمهاي خاكي جهت آزمايش حاملگي زنان نيز استفاده ميگردند . بدين ترتيب كه ادرار زنان مشكوك به حاملگيرا به زير پوست كرمهاي نابالغ تزريق مي كنند و بدين ترتيب بلوغ جنسي از طريق ايجاد كمربند تناسلي سريعاً مشخص مي شود . اين روش آزمايش حاملگي تا كنون 90% صحت داشته است

  كاربردهاي كشاورزي

يكي از مصارف عمده كرمهاي خاكي ، توليد كرم بمنظور افزودن آن بصورت توده زنده بخاك مي باشد . زيرا كرمهاي خاكي با حفره دالان هايي در زمين باعث مي شوند كه اولاً تبادلات هوا در زمين بهتر صورت گيرد و ثانياً بدليل نفوذ آب در اين دالان ها باعث مي گردد كه زمين قادر به نگهداري آب براي مدت و ميزان بيشتري شود و ثانياً مواد دفعي بدن كرمهاي خاكي خود كود بسيار مناسبي براي گياهان مي باشد و از طرف ديگر هنگامي كه اين كرمها ميميرند لاشه آنها نيز كود بسيار قوي براي رشد گياهان هستند . بر طبق آزمايشات مكرر گزارشاتي كه بر روي فعاليت كرم خاكي منتشر گرديده است مشخص شده كه افزودن كرم خاكي به خاك دز زمينه برداشضت محصولات نتيجه بسيار چشم گيري داشته است بطوري كه محصول در مزرعه كاشت ذرت داراي 25% ، برنج64% ،يولاف 3% ، سيب زميني 135% و نخود 30% بوده است . همچنين آزمايشات نشان داده اند كه ريشه گياهان در خاك به دنبال كانالهاي حفر شده توسط كرمهاي خاكي حركت كرده و رشد بهتري از خود نشان داده اند ودر  باغهاي ميوه سبب عقب افتادن زمان برگريزان مي شود .

بطور معمول خاك از نظر شيميايي غني از مواد معدني مانند كلسيم ، پتاسيم ، منگنز و عناصر سنگين ديگر مي باشد ، فعاليت كرم خاكي در داخل خاك كمك به خنثي كردن فعل و انفعالات اسيدي آن مينمايد .

مهمترين نتيجه عمل شيميايي فعاليت كرم خاكي در دسترس قرار دادن ازت براي ريشه گياه است در حقيقت نيتريفيكاسيون خاك در خلال افزايش قابليت نگهداري هوا در بين ذرات خاك ( ايجاد خلل و فرج ) صورت مي گيرد .

بر طبق بعضي از آزمايشاتي كه از طريق دپارتمان جنگلداري امريكا انجام گرفته درختاني كه درزمينهاي داراي كرم خاكي كاشته شده اند در سه سال اول كاشت رشدي برابر درختان هشت ساله شايد كه در زمينهاي بدون كرم خاكي كاشته شده اند .نكته جالب توجه اينكه مقاومت در مقابل سرما و ريزش سنگين برف درمورد درختان نوع اول بمراتب بيشتر از درختان كاشته شده درخاك فاقد كرم خاكي است .

تهيه ورمي كمپوست

يكي ديگر از مصارف عمده كه امروزه در دنيا بسيار مورد توجه قرار گرفته است. استفاده از اين موجودات دراز بين بردن زباله ها ، مواد زائد و فاضلابهاي شهري و تبديل آنها به كود كمپوست است كه يك كود بسيار قوي و مفيد براي گياهان و زمينهاي زراعي محسوب مي گردد .

آزمايشاتي جهت استفاده از كرمهاي خاكي در تغييرات بيولوژيك لجن و گل و لاي بعمل آمده و بعنوان يك روش بيوتكنولژي موثر . ارزان قيمت و قابل اجرا براي خلاص شدن از فاضلاب شهري ، صنايع كنسرو سازي و صنايع كاغذ سازي پيشنهاد شده است .

كمپوست كرم نتيجه هضم طبيعي غذا در سيستم هاضمه كرم خاكي است . مدفوع كرم دوره رشد گياه را به واسطه داشتن ميكرو ارگانيسم و مواد معدني غير آلي و همچنين دارا بودن مواد آلي ، فعال و سريع مي نمايد . كمپوست كرم يك كود بيو ارگانيك است كه بسيار نرم ، سبك وزن ، ترد ، تمييز ، بي بو بوده و ظاهري كم و بيش شبيه به پودر گرانوله قهوه دارد و آنرا مي توان در كيسه بسته بندي نمود و يا در قوطي هايي به اندازه هاي متفاوت به بازار عرضه كرد .

ارزشمندترين خاصيت اين كود در عملكرد استثنايي و ميكرو ارگانيسم ها و هورمون هاي رشد گياهي سبب تحريك عوامل رشد ونحوه توسعه گياهان مي گردند . افزودن زياد كمپوست بخاك به هيچ وجه خطر سوزانيدن را بهمراه نداشته واز آنجايي كه نقش اساسي آن تحريك وتسريع رشد گياه است بهترين تاثير را در رنگ آميزي گل ودرشت نمودن آن دارا ميباشد.

 كاربردهاي تغذيه

 

بر اساس كارهاي تحقيقاتي انجام شده در موسسه كشت آب ورزي استرلينگ اسكاتلند ،كرمهاي خاكي يكي از غذاهاي مناسب ومفيد جهت تغذيه انواع ماهيان قزل آلا مي باشد .به طبق جداول آماري ونمودارهايي كه محققين  اين موسسه ارائه نموده اندكرمها خاكي داراي ارزش غذايي و پرتئيني بيشتري نسبت به غذاهاي دستي مورد استفاده كنوني مي باشند .

در زمينه تغذيه آبزيان همچنين مي توان به پرورش نوعي كرم خاكي در كارگاه پرورش ماهي سد سنگر( شيلات رشت ) اشاره نمود .

كشورهاي پيشرفته و بخصوص در حال رشد ، مطالعات بسياري جهت استفاده از كرمهاي خاكي در جيره غذايي طيور انجام داده اند

 توليد كرم خانگیبعنوان يك منبع اقتصادي خوب جهت بدست آوردن پرتئين توسط دانشمندان آمريكايي دانشگاه نيويورگ كه در مطالعات خود بجهت تبديل مواد زائد به مواد پرتئين بدين نتيجه رسيده اند كه كرمهاي خاكي بهترين موجودات جهت انجام اين كارها مي باشند .

در بررسي ارزش بيولوژيكي پرتئين هاي كرم خاكي در جيره غذايي مرغها توسط دانشمندان كره جنوبي آنها ، كرمهاي خاكي را با پودر ماهي و كازئين شيراز لحاظ تاثيرشان در جيره غذايي طيور مورد مقايسه قرار داده اند وچنين نتيجه گرفته اند كه از لحاظ بيولوژيكي و اقتصادي ، كرمهاي خاكي جانوران مفيد تري هستند .

در بررسي استفاده از كرمهاي خاكي در جيره غذايي مرغها توسط دانشمندان ژاپني ، نتايج بدست آمده از مقايسه اين جانور با ملخ نشان دهنده اين نكته مهم بوده است كه ملخ فاقد يكسري از اسيدآمينه هاي ضروري مورد نياز طيور هستند و برعكس كرمهاي خاكي در اين خصوص بسيار مناسب و مفيد تر مي باشند .

 بخش دوم

 فرايند توليد

1.مواد اوليه:شامل انواع پسمانده هاي ميوه و سبزيجات و ضايعات گلخانه، گلفروشي ها و كشاورزي ميباشد. از جمله ضايعات كشاورزي ميتوان به سبوس برنج ، گندم ، ذرت اشاره نمود.پس از انتقال به انبار و فرايند جدا سازي به دستگاه خرد كن انتقال مي يابد.

2.دستگاه خرد كن:وظيفه خرد كردن مواد اوليه، را بر عهده دارد ، به منظور تغذيه مناسب ، جهت بلع آسان لازم است مواد را بطور يكدست و ريز باشد.

 

3.افزودنيها: تغذيه كرمها مي بايست تحت شرايط محيط و با افزودنيهاي مناسب صورت پذيرد كه قبل از انتقال به بستر مواد افزودني به مواد اوليه افزوده خواهد شد.

4.بستر سازي :بستر كرمها ميتواند بر روي سطح صاف بتني و در سالن يا پوشش گلخانه اي صورت پذيرد . انتخاب سطح صاف و شيبدار بمنظور جذب شيرابه ، حاصل فرايند ورمي كمپوست ميباشد.به دليل ارزشمند بودن اين شيرابه ، توسط كانال مخصوص شيرابه به سپتينگ انتقال ، قسمتي از آن با آب مخلوط و مجددا به پشته ها بر ميگردد و مقدار ديگر آن در بطري هاي مخصوص بسته بندي و به عنوان كود مايع به بازار عرضه مي گردد.

5.تغذيه ورم ها:پس از بستر سازي ، عمل تغذيه بر روي كرمها صورت مي پذيرد و پس از طي دوره مناسب و متناسب با تعداد كرمها ، عمل كمپوست صورت پذيرفته و جهت جدا سازي محصول از كرمها بوسيله دستگاه مخصوص انجام خواهد پذيرفت.

6.پس از جدا سازي محصول از كرمها ، محصول جهت جدا سازي و دانه بندي ، سرند شده و به صورت ريز دانه و درشت دانه ، همراه با مخلوط ضايعات كمپوست شده و بسته بندي خواهد شد.

7.بسته بندي: بسته بندي ريز دانه ها به صورت بسته هاي فشرده نيم كيلوگرم، يك كيلوگرم و پنج كيلوگرم بسته بندي و ساير محصولات به صورت فله  يا بسته هاي 50 كيلوگرمي به بازار عرضه خواهد شد.

  میزان مصرف نوع گیاه ردیف

1- 3 کیلوگرم برای هر درخت درختان میوه بسته به سن 

100 گرم برای هر نهال جنگلداری و نهال کاری 

500 گرم برای هرمتر مربع درختچه های زینتی و چمن 

400 گرم برای هرمتر مربع گیاهان زینتی (انواع گل) 

80 گرم برای هرگلدان گلدانهای متوسط 

150 گرم برای هر گلدان گلدانهای بزرگ 

 

 اگر از ورمی کمپوست برای پرورش گل های تزئینی و گلدانهای خانگی استفاده می کنید در نظر داشته باشید که گیاهان نیز مانند هر موجود زنده دیگر برای رسیدن به رشد و بالندگی مطلوب به عوامل دیگری نظیر دما ، نور و دفعات آبیاری متناسب با نوع گیاه نیازمند هستند که در صورت فراهم کردن این شرایط می توانید از پرورش گل های خود لذت برده و محیط زندگی خود را سبزتر کنید .

 

 با توجه به نیاز گیاهان خود می توانید دفعات کود دهی را بین 2 تا 6 ماه تکرار کنید .

   

مزایای ورمی کمپوست

  بدون بو

  کم وزن

  قابلیت نگهداری آب با حجم بالا

  اصلاح کننده خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیک خاک

  تامین کننده کلیه عناصر مورد نیاز برای رشد گیاهان

  عناصرتشکیل دهنده ورمی کمپوست

  کربن

  نیتروژن

  فسفر

  پتاسیم

  کلسیم

  روی

  آهن

  عناصر میکرو و ماکرو

بخش سوم

 توسعه:شامل افزايش كرمها جهت انجام پروسه ، پروتئين گيري ميباشد كه متعاقبا طرح آن در سايت مخصوص طراحي و به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد.لازم به ذكر است پروتئين اين كرم جهت صنايع داروئي، آرايشي و بهداشتي مورد استفاده قرار ميگيرد.پسمانده كرم نيز مورد استفاده صنايع غذايي خوراك دام و طيور و آبزيان مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

منابع:

www.daneshju.ir

www.rmousavi.ir

 http://www.slsafeed.ir/



تاريخ : سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ | 11:5 | نویسنده : قاسم |

در زبان فارسي بنام ورزاج يا ورزك هم گفته میشود و نام علمي آن( ber beris vulgavis)می باشد.

 

  • مشخصات:

    زرشك درخچه است خاردار كه بعضاً بصورت وحشي اما دانه دار در دامنه كوه هاي البرز وساير نقاط كشور ديده شده است اما زرشك كاشته شده قائنات كه بنام ياقوت سرخ مشهور مي باشد از نوع بي دانه بوده كه ارتفاع بوته آن 1.5و گاهي به 2 متر مي رسد برگهاي آن بيضي شكل دانه دار است كه اين برگها به صورت دسته اي در كنار تيغه هامي رويند ، گلهاي زرد رنگ زيباي آن شامل

  • 6 كاسبرگ ، 6 گلبرگ و 6 پرچم است كه در ارديبهشت و خرداد ظاهر مي شود و چشم هر رهگذري را خيره ميكند. مادگي آن يك پرچم كه به يك خامه كوتاه منتهي مي شود وميوه آن سته شلمي شكل و قرمز رنگ بطول 7 تا 10 و به عرض 3.ميلي متر است محصول آن بروي شاخه هاي يكساله و بار آوري آن بصورت يكسالدر ميان است. اين گياه مقاوم به شوري و كم آبي مي باشد كه با آب و بافت خاك جنوب خراسان سازگاري خوبي دارد.

     

  • تركيب شيميايي:

    برگ ، چوب ، پوست اين گياه داراي بربرين است كه بسيار سمي مي باشد. مقدار اين آلكا لو ئيد در پوست گياه 7/1 ولي در چوب و برگ آن كمتر است. گل زرشك داراي آلكالوئيد ديگري بنام اوكسياكانتين و نوعي اسانس به مقدار بسيار جزئي است. در جوانه و ريشه زرشك به علاوه نوعي قند ، مواد زريني ، موسيلاژي مواد پكتيكي وجود دارد. در پوست ريشه علاوه بر او كسيا كانتين آلكالوئيد يهاي ديگري بنام

  • 2بربامين پالماتين ، كلوم بامين وژات روزيزين وجود دارد .

     

  • خواص درماني:

    طبيعت زرشك سرد و خشك بوده و به علت داشتن بعضي اسيدهاي آلي داراي خاصيت كم كنندگي صفراي خون ، دفع صفرا از كبد بوده و در افرادي كه شدت عطش دارند باعث نقصان آن مي شود وحرارت معده و جگر را كم مي كند. اگر زرشك را با داروهاي گرم مانند دارچين و عسل مخلوط كنند ومصرف نمايند ، براي تقويت جگر و بهبودي مرض استسقاء و سردي احشاء و بهبودي اسهالهايي كه از ضعف كبد و احشاء بوجود مي آيد ، بكار مي رود. آب ميوه زرشك استفراغ را ساكت كرده ومخلوط آن را با داروهاي مناسب براي مداواي زخمهاي امحاء بكار مي برند. اگر افراد كم اشتها ازآن بخورند، اشتهاي آنان را زياد مي كند. افرادي كه سرد مزاجندويا عادت به قولنج ونفح شكم دارند بهتر است ، زرشك را به صورت مفرد مصرف نكنند بلكه با غذاهاي شيرين طعم مانند نبات و عسل. ميل نمايند زرشك را مي توان ميوه طول عمر ناميد، گياها ني كه بوسيله آب زرشك آبياري مي شوند طول عمرشان بيش ازآنهايي است كه باآب تنها آبياري مي شوند. زرشك تب بر بوده و داراي ويتامين ث است. از اين نظر در ازدياد مقاومت بدن در برابر بيماريها به ويژه بيماريهاي عفوني و سرماخوردگي نقش موثر و مفيدي دارد . زرشك خون را تصفيه و ترشح ادرار را تحريك مي كند در نتيجه دفع ادرار.زيادتر مي شود ميوه ترش مزه زرشك درطب سنتي ايران براي رفع خارش و سايرعوارض و همچنين بصورت دم كرده براي خوشبو كردن نفس به كارمي رود . مقدار ويتامين ث موجود در زرشك از ليمو ترش بيشتراست. يكي از مهمترين خواص آن خاصيت انطباق عروق، بخوصوص عروق رحمي است. براي كسانيكه از درد كيسه صفرا رنج مي برند يكي از با ارزش ترين داروها است.

     

  • امور زراعي :

    زرشك را توسط پا جوش ها از اواسط پائيز تا اواخر زمستان در ميان چاله هاي به عمق نيم متر غرس كرده و بلا فاصله آبياري مي نمايند و از سال دوم در پاييز هرس و شاخه هاي خشك و تنه هاي كم بارده بريده مي شود. اين درخت نياز به آب كم داشته و با هر خاكي حتي شور سازگار مي باشد وپايه آنرا تا عمق 30 سانتي متر گود كرده تا ضمن رسيدن هوا به ريشه ، نفوذ بيشتر آب امكان پذير شود زمان برداشت زرشك از اواسط مهر ماه تا پايان آبانماه طول می کشد و

  • چنانچه در پاييز باران ببارد باعث ميوه زرشك مي شود و اگر باران نبارد برداشت آن دير تر و ميوه شيرين تر مي شود شيوه برداشت آن بصورت سنتي و اغلب با بريدن شاخه كه خشك كردن آنرا سهولت مي دهد انجام مي شود . زرشك مرغوب از نوع پفكي است كه در اين روش زرشك را با سرشاخه موجود قطع مي كنند و در انبارهاي مخصوص و بر روي داربست مي خشكانند و در نوع ديگر با دست برداشت ميشودو در خرمن هاي كه به همين منظور تهيه شده جهت خشكانيدن استفاده مي كنند كه بعضاً .در كيفيت محصول اثر مستقيم دارد. ش

     

  • جايگاه اقتصادي زرشك:

    قاينات با سطح زير كشت 4000 هكتار باغ زرشك نزديك به %75 توليدو سطح كشت اين محصول را در كشور به ارزش حدود 000/000/750/57 ريال به خود اختصاص داده است . از هر هكتار6 هزار كيلو زرشك تر و از هر 4 كيلو زرشك تر يك كيلو زرشك خشك و تميز بدست مي آيد. هر كيلو زرشك ارزش اقتصادي آن مي تواند برابر با يك بشكه نفت باشد و با توجه به اين موارد و ارزش و اهميت آن در ميان كالاهاي صادراتي غير نفتي حائز اهميت و سزاوار سرمايه گذاري اقتصادي مي باشد .

  •  



  • تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ | 11:27 | نویسنده : قاسم |
    انواع کودهاي شيميايي،آلي(ارگانيک) و زيستي(بيولوژيک) در کشاورزي
      تعریف کود: به هر نوع ماده معدنی یا آلی یا بیولوژیک که دارای عناصر غذایی باشد  و باعث بالا بردن حاصل خیزی خاک و همچنین با تیمار گیاهی باعث افزایش عملکرد کیفی و کم محصول شود کود اطلاق میشود.  کود ها به چند دسته تقسیم میشوند که عبارتند از : شيميايي  -  آلي يا ارگانيک  -  بيولوژيک يا زيستي کود های شیمیایی   که برخی از آنها جز عناصر پر مصرف گیاه یا ماکرو المنت و برخی نیز جز عناصر عناصر کم مصرف گیاه ( میکرو المنت ) میباشد.
    عناصر پر مصرف (ماکرو) شامل: ازت – فسفر – پتاس – کلسیم -  منیزیمعناصر کم مصرف (میکرو) شامل : آهن – روی – منگنز – مس – بربه کود هایی که مجموع عناصر فوق را با هم و به نسبت متناسب دارا باشد اصطلاحا کود کامل اطلاق میشود.گیاهان مختلف بر حسب نیاز و با توجه به نتایج آزمایش برگ و خاک به کود های فوق نیازمند خواهند بود . ترکیب شیمیایی و درصد خلوص کودهای مختلف حاوی یک عنصر، بسیار متفاوتند. این تفاوتها بر مورد مصرف، نحوه پخش، زمان کوددهی و اثر بخشی کودها تاثیر بسیار مهمی دارند.بنابراین شناخت کافی از انواع کودهای شیمیائی قبل از انتخاب و یا مصرف آنها ضرورت دارد. کودهای ازت  ازت به صورت های نیترات ،یون آمونیم و اوره قابل جذب گیاه است. نیترات آمونیم ۳۳ درصد ازت داشته و هر دو فرم ازت آن قابل جذب گیاه می باشند. چون دارای بار منفی است جذب کلوئیدهای خاک نشده و در معرض شستشو از خاک است. اما چون دارای بار مثبت است جذب کلوئیدهای خاک می گردد. اوره رایج ترین کود ازت در ایران است. اوره از ترکیبات آلی بشمار رفته و به همین فرم قابل جذب گیاه می باشد. از محلول اوره در محلول پاشی برگ گیاهان نیز استفاده میشود. اوره نیترات آمونیم را می توان قبل از کاشت محصول و یا بصورت سرک و بعد از آن که گیاه مقداری رشد نمود به خاک داد. سولفات آمونیم علاوه بر ازت دارای ۲۴ درصد گوگرد است. هیدرات آمونیم را که از حل شدن آمونیاک در آب بدست می آید قبل از کاشت بوسیله سرنگهای مخصوص در زیر لایه ای از خاک قرار می دهند. نیترات کلسیم و نیترات پتاسیم درصد ازت کمی داشته وکمتر بعنوان منبع کود ازت در خاک مصرف می شوند. این کودها غالباً در محلول های غذائی بعنوان منابع کلسیم یا پتاسیم مورد استفاده قرار می گیرند. کودهای فسفر غالباً درصد فسفر کودهای شیمیائی را بصورت درصد اکسید فسفر ذکر می نمایند. اسید فسفریک که از تجزیه مواد آلی خاک حاصل می شود قابل جذب گیاه است، اما بصورت کود شیمیائی مصرف نمی شود.  قسمت اعظم کود فسفره ای که به خاک داده می شود. بوسیله کلسیم در خاک های قلیائی و بوسیله آهن و آلومینیم در خاکهای اسیدی تثبیت می گردد. معمولاً تا کود فسفره ای که به خاک داده می شود در سال اول بصورت قابل جذب گیاه باقی می ماند و بخش کمی نیز طی سالهای آینده قابل جذب گیاه می گردد.میزانهای فوق الذکر با روش کوددهی، بافت و ترکیب خاک ، سوابق مصرف کود فسفره در خاک و مقدار کود فسفری که مصرف می شود بستگی دارد. چون میزان محلول بودن و حرکت کود فسفره در خاک بسیار محدود است می بایستی کودهای فسفره را قبل از کاشت به خاک داد و آنها را مستقیماً در ناحیه توسعه ریشه قرار داد. حداکثر میزان محلول فسفر در pH 6 تا ۵/۶ مشاهده می شود. بنابراین رساندن pH خاک به این حدود می تواند در افزایش محلول بودن و جذب فسفر موثر باشد. تغییر pH خاک در خاکهای اسیدی با اضافه کردن آهک و در خاکهای قلیائی با اضافه کردن گوگرد یا کودهای اسیدی انجام پذیر است. مصرف مقدار زیادی کود حیوانی نیز می تواند در نقصان pH خاک مفید باشد. میزان محلول بودن کودهای فسفره نیز متغیر است کودهای پتاسیم کمبود پتاسیم بیشتر در خاک های اسیدی و خاک های شنی دیده می شود، اما کمبود آن در سایر خاک ها تحت شرایط آبیاری و برداشت مقدار زیادی محصول (بخصوص یونجه) نیز مشاهده می گردد. اغلب کودهای پتاسیم در آب محلول هستند و نحوه اضافه آنها به خاک نقش زیادی در اثر بخشی کود ندارد کلرورپتاسیم فراوانترین ترکیب پتاسیم در طبیعت است. کلرورپتاسیم دارای مقدار زیادی (۶۰ تا ۶۲ درصد) می باشد با این حال مصرف کلرورپتاسیم در مواردی که به مقدار زیادی پتاسیم نیاز است چندان مطلوب نیست، زیرا احتمال مسمومیت ناشی از فراوانی کلر پیش می آید با این که مقدار کمی کلر برای محصولاتی مانند توتون و پنبه لازم است، اما زیادی کلر در خاک موجب آبدار شدن غده سیب زمینی و نقصان کیفیت توتون می گردد. نیترات پتاسیم دارای ۴۴% اکسید پتاسیم است، اما کودی گران قیمت می باشد. سولفات پتاسیم معمولترین کود پتاسیم است که در زراعت مصرف می شود پتاسیم از تجزیه اولیه بقایای گیاهی نیز به خاک اضافه می شود، اما هوموس خاک بعنوان منبع قابل توجه پتاسیم بشمار نمی رود، زیرا پتاسیم بوسیله مواد آلی تثبیت نمی گردد. خاکهائی که مقدار زیادی رس از نوع ورمی کولایت و ایلیت دارند پتاسیم را تثبیت می کنند. پتاسیم واقع در محلول خاک در حال تعادل است و بعنوان ذخیره پتاسیم خاک محسوب می شود در صورتی که شدت تثبیت زیاد است می بایستی پتاسیم را بصورت نواری و قبل از کاشت در خاک قرار داد. کودهای گوگرد کمبود گوگرد در خاک هایی که به شدت در معرض شستشو قرار دارند مشاهده می شود. در این صورت می بایستی گوگرد را بصورت کود به خاک اضافه کرد. مقدار گوگرد کودها را بصورت درصد عنصر گوگرد (s) ذکز می کنند انتخاب نوع کود گوگرد دار به pH خاک بستگی دارد. در خاک های اسیدی می توان از سولفات کلسیم یا جیپس بعنوان منبع گوگرد استفاده نمود. این ترکیب دارای ۱۸ درصد گوگرد و ۲۲ درصد کلسیم است جیپس علاوه بر تامین گوگرد و کلسیم باعث افزایش pH خاک نیز می گردد. از پودر گوگرد نیز می توان بعنوان کود گوگرد استفاده کرد. عنصر گوگرد در اثر فعالیت باکتریهای اکسید کننده بصورت اسید سولفوریک سرانجام سولفاتها در می آید. هر چه ذرات عنصر گوگرد ریزتر و توزیع آن در خاک یکنواخت تر باشد، سرعت اکسیده شدن گوگرد بیشتر خواهد بود. اکسیداسیون عنصر گوگرد موجب اسیدی شدن خاک گشته و به همین دلیل از آن دراصلاح خاکهای قلیائی استفاده می شود. اکسیده شدن گوگرد در حرارت و رطوبت مناسب حدود ۳ تا ۴ هفته طول می کشد. بعضی از کودهای گوگرد را (مانند So2 و پلی سولفیدها) در آب آبیاری حل و به خاک اضافه می کنند کودهای کلسیم و منیزیم کلسیم و منیزیم کمتر بعنوان کود مصرف می شوند، زیرا کمبود آنها در بسیاری از خاکها (به استثنای خاکهای نواحی مرطوب) دیده نمی شود. خاکهای نواحی مرطوب اسیدی بوده و برای اصلاح آنها از کلسیم و منیزیم استفاده می شود. در خاکهای اسیدی مقدار زیادی کربنات کلسیم، کربنات مضاعف کلسیم و منیزیم و یا سولفات کلسیم برای اصلاح خاکهای اسیدی مصرف می شود. درنتیجه کمبود احتمالی کلسیم و منیزیم نیز مرتفع می گردد. در صورتیکه تغییر pH خاکهای اسیدی مورد نظر نباشد و صرفاً تامین کلیسم مورد نیاز گیاه هدف باشد می توان از کودهای فسفره حاوی کلسیم استفاده نمود. برای رفع کمبود منیزیم از سولفات منیزیم و یا سولفات مضاعف منیزیم و پتاسیم استفاده می شود. کودهای مخلوط عناصر ازت، فسفر و پتاسیم بیش از سایر عناصر بعنوان کود مصرف می گردند. گاهی کودهای تجارتی را بصورت مخلوطی از عناصر فوق تهیه می کنند.درصد عناصر این کودها معمولاً پایین است و قسمت اعظم حجم را مواد دیگری به غیر از عناصر فوق تشکیل می دهند. ترکیب این گونه کودها را با درصد ازت (N)، اکسید فسفر و اکسید پتاسیم و به همین ترکیب ذکر می کنند مثلاً کود ۱۰-۱۰-۲۰ دارای ۲۰ درصد ازت، ۱۰ درصد اکسید فسفر و ۱۰ درصد اکسید پتاسیم می باشد گاهی درصد گوگرد (S) را بصورت عدد چهارم ذکر می نمایند مانند ۵-۱۰-۱۰-۱۵ که ۵ درصد گوگرد دارد. کود مخلوط ممکن است فاقد یکی از سه عنصر اصلی باشد. مانند ۴۴-۰-۱۳ که فاقد فسفر است و در حقیقت همان نیترات پتاسیم است و یا فسفات دی آمونیم که می توان آن را بصورت ۰-۴۶-۱۸ بیان نمود. کودهای عناصرکم مصرف در خاک های نواحی خشک کمبود آهن، مس، منگنز و روی و در خاکهای نواحی مرطوب کمبود مولیبدن، کلر و بر محتمل است. گاهی نیز مقداری زیادی کلر و بر در خاکها و آب آبیاری نواحی خشک وجود داشته و می توانند باعث مسمومیت گیاه گردند. نکته مهم در مصرف کودهای عناصر کم مصرف آن است که مرز بین میزان مورد نیاز و حد مسموم کننده گیاه بسیار باریک است. به عبارت دیگر مصرف زیاد این کودها باعث مسمومیت گیاه می گردد. در اغلب موارد مقدار عناصر مس، آهن، منگنز و روی در خاک بیش از نیاز گیاه است، اما به فرم قابل جذب گیاه نیستند. از طرف دیگر چون این عناصر عمدتاً به صورت کاتیون به خاک اضافه می گردند، احتمال تثبیت آنها توسط خاک زیاد است.کاتیونها را بهتر است بر روی برگها محلول پاشی نمود. در صورتی که این کاتیونها بصورت ترکیبات معدنی به خاک داده می شوند می بایستی بصورت نواری در خاک قرارداده شوند و یا همراه با کودهای دارای واکنش اسیدی به خاک اضافه گردند. در صنعت این کاتیونها را با مواد کلات کننده ترکیب و آنها را بصورت غیر قابل تثبیت در آوردنده اند. کلاتها به سهولت در خاک حرکت کرده و عنصر را در دسترس گیاه قرار می دهند. در صورت عدم دسترسی به کلاتها ، از سولفاتهای کاتیونها بعنوان کود استفاده می شود. از گروه آنیون ها، کمبود کلر بندرت مشاهده می شود. زیرا معمولاً مقدار کافی کلر همراه با آب باران (بخصوص در نواحی ساحلی)، کودهای شیمیائی عناصر اصلی (به صورت ناخالصی) و آب آبیاری به خاک اضافه می شود. در صورت لزوم می توان از کلرورپتاسیم برای رفع کمبود کلر استفاده نمود. برای رفع کمبود بر از بورات سدیم یا بوراکس استفاده می کنند. بوراکس در آب بسیار محلول بوده و در خاک به سهولت حرکت می کند و می بایستی مواظب شسته شدن آن از خاک بود. بوراکس را مستقیماً به خاک اضافی می نمایند. برای اضافه کردن مولبیدن از مولیبدات سدیم یا مولیبدات آمونیم استفاده می شود. مولیبدات را ممکن است با مواد دیگری مخلوط و به خاک اضافه کرد و یا آن را محلول پاشی نمود. در صورتی که عناصر کم مصرف بصورت نواری در خاک قرار داده می شوند مقدار مصرف آنها چند کیلوگرم (از هر یک) در هکتار خواهد بود. در صورتی که این کودها را بر سطح خاک پخش می نمایند و با خاک مخلوط می کنند، مقدار آنها را چند برابر می گیرند در این روش سولفات کاتیونها رابه میزان ۳۰ تا ۵۰ کیلوگرم در هکتار می پاشند. مقدار معمول مصرف بورات حدود ۵ کیلوگرم در هکتار است. مولیبدات به مقدار حدود ۱ تا ۲ کیلوگرم در هکتار پاشیده می شود. در صورتی که از روش محلول پاشی عناصر بر روی برگها استفاده میشود، می بایستی غلظت محلول را مورد دقت قرار داد. پا شش سولفات عناصر کم مصرف با غلظت ۲ تا ۳ در هزار معمول است. در بازار ایران مخلوطی از کودهای عناصر کم مصرف به نامهای تجاری مختلفی وجود دارند. محلول تهیه شده از این کودها را می توان روی برگ پاشید و یا با سموم مختلف مخلوط کرد و همزمان با سمپاشی مصرف نمود. کود های شیمیایی موجب تقویت رشد گیاه می شوند و از طریق فرایند های شیمیایی این کود ها تولید می گردند.کود های شیمیایی در مقایسه با کود های آلی حجم کمتری دارند. انواع زیادی کود های شیمیایی وجود دارند که به شکل های پودی , گرانوله , مایع و گاز تولید می شوند. کود های شیمیایی عبارتند از: نیترات سدیم این کود 16 در صد ازت دارد و برای خاک های اسیدی مفید هستند. نیترات کلسیم این کود 16 درصد ازت دارد و به تلفات از طریق آب شویی و نیترات زدایی بسیار حساس است. به عنوان منبع کلسیم قابل حل در برخی زراعت ها کاربرد دارد. سولفات آمونیوم این کود به شکل بلور سفید و شبیه به نمک است. این کود 20 درصد ازت دارد و اثر اسید سازی در خاک ها دارد.سولفات روي اين كود به دو صورت خشك(ZnSo4H2o)با 34 درصد روي و يا ابدار(ZnSo4 7H2o)با 24 درصد روي توليد و بسته بني شده و به صورت پودر عرضه ميشود.   سولفات منگنز با فرمول شيميايي MnSo4.H2o حاوي 24 درصد منگنز است كه به صورت پودري توليد و در بسته بنديهاي 25 كيلوگرمي عرضه مي گردد  نیترات آمونیوم این کود شبیه به کود سولفات آمونیوم می باشد و حدود 34 درصد ازت دارد. در خاک سریع عمل می کند اما به مدت طولانی درخاک دوام ندارد. نیترات پتاسیم نیترات پتاسیم با فرمول شیمیایی Kno3 است که دارای 26 درصد پتاسیم و 19 درصد ازت میباشد.  آمو نیاک این کود به شکل گاز یا مایع می باشد و حدود 80 درصد ازت دارد. این کود گران می باشد.  کلرور آمونیوم این کود به شکل بلور سفید است و حدود 26 درصد ازت داردو شبیه به کود سولفات آمونویم عمل می کند.  اوره این کود هم به شکل بلور سفید است و ازت زیادی دارد. این کود سریع در خاک عمل می کند اما توسط آب دچار آبشویی می شودو به مدت طولانی در خاک دوام ندارد.  سوپرفسفات تریپل این کود  46  در صد  P2O5دارد .  فسفات دی آمونیوم این کود 18 درصد ازت و 46 درصد  P2O5 دارد . این کود در آب بسیار قابل حل می باشد.این کود اثر اسید سازی روی خاک دارد.این کود به علت داشتن آمونیوم زیاد می تواند به جوانه زنی بذر در هنگام تماس با آن آسیب برساند.  کود های دارای پتاسیم دو نوع از این نوع کود ها کاربرد وسیع دارند سولفات پتاسیم و کلرور پتاسیم می باشند.هر دو این کود ها در آب بسیار قابل حل هستندو به خاک قبل یا درحین کشت افزوده می شوند.کود های پتاسیمی برای خاک های شنی خوب هستند.این کود ها به بهبود کیفیت محصولات کشاورزی کمک می کنند.      سولفات روي  اهميت:عنصر روي براي فعاليتهاي آنزيمي توليد هورمونهاي رشد تلقيح باروري و تشكيل ميوه ضروري بوده و كمبود آن باعث ريز برگيتاخير در باز شدن برگها و گلها ريزش ميووه سر خشكيدگي ومحدوديت رشد مي شود . اين عنصر فعال كنندهي بيش از 300 نوع آنزيم در انسان داام و گياه است و در مجموعه مكنيسم هاي حفاظتي بدن نقش كليدي دارد. مشخصات كود: آهكي بودن خاكها ph بالا مادده آلي كم و مصرف زياد كودهاي فسفاته ازذ عواملي هستند كه قابليت استفاده اين عنصر را براي گياهان محدود كرده و خسارات جبران نا پذيري را بر ميزان توليد وكيفيت محصولات وارد مي نمايد . استفاده از كودهاي شيميايي حاوي اين عنصر به خصوص بههمراه ماده الي گوگرد و باكتريهاي مر بوطه باعث بهبود شرايط تغذيه اي گياهان شده و بسياري از نا رسائيهاي تغذيه اي را بر طرف مي سازد . اين كود به دو صورت خشك(ZnSo4H2o)با 34 درصد روي و يا ابدار(ZnSo4 7H2o)با 24 درصد روي توليد و بسته بني شده و به صورت پودر عرضه ميشود. روش زمان و مقدار مصرف: اين كود از طريق جايگذاري عمقي (موضعي چالكود و نواري) ومحلول پاشي قلابل استفاده است.در خاكهاي سبك بت آبياري نيز قابل استفاده مي باشد اما تحت اين شرايط بازيافت آن كمتر خواهد بود. محلولپاشي پنج در هزار آن به همراه اوره و اسيد بوريك در پاييز و اوايل بهار قبل از باز شدن شكووفه ها در افزايش تشكيل ميوه بسيار مفيد است. درختان:در زمستان در قسمت مياني سايه انداز به هممراه كوود حيواني وگوگرد به صورت چالكود يا كانال كود به ميزان 2000 تا 300 گرمبه ازاء هر درخت بارور استفاده مي شود. نباتات زراعي: هنگام تهيه بستر بذر همراه با ساير كودهاي زمستانه به ميزان 60 تا 80 كيلو گرم در هكتار در زير خاك مصرف مي شود. محلولپاشي: در درختان مميوه به نسبت 3تا5 در هزار و در محصولات زراعي به نسبت 3تا4 هزار محلوولپاشي مي شود. گياهان و مناطق مورد مصرف: كمبود روي در خاكهاي آهكي با phبالا در ايران شايع و علائم و عوارض ناشي از كمبود اين عننصر در اكثر نقاط ايران به چشم ممي خورد. مصرف كودهاي حاوي روي در اين اراضي براي اكثر محصولات مفيد است مصرف اين كود به تدريجعوارض ناشي از كمبود روي را بر طرف و گلدههي تشكيل ميوه ميزان عمللكرد را افزايش خواهد داد . نكات فني: مصرف اين كود به صورت 1تا2 سال در ميان از كمبود اين عنصر جلوگيري مي كند.مصرف اين كود مخلوط با كود حيواني خصوصا در محدوده فعليت ريشه باعث افزايش كارآيي كود سولفات روي مي شود.  سولفات منگنز اهميت :  منگنز نقش كليدي در تشكيل كلروپلاست و سيستمهاي آنزيمي گياه داشته و مصرف اين كود باعث بهبود فتوسنتز گياه و افزايش توليد محصول خواهد شد.منگنز فعال كننده ي تعداد زيادي آنزيم در انشان است. مشخصات كود :آهكي بودن خاكها PH بالاماده آلي كم و مصرف نا متعدل كودها از عواملي هستند كه قابليت استفاده اين عنصر را براي گياهان محدود كرده و خسارات جبران نا پذيري را بر ميزان توليد و كيفيت محصولات وارد مي كنند علائم و عوارض ناشي از كمبود اين عنصر در اككثر نقاط ايران و در اغلب محصولات به چشم مي خورد . استفاده از كگودهاي شيميايي حاوي اين عنصربه خصوص همراه ماده آلي گوگرد و باكتريهاي مربوطه باعث بهبود شرايط تغذيه اي گياهان شده و بسياري از نا رسائيهاي تغذيه اي را بر طرف مي سازد. سولفات منگنز با فرمول شيميايي MnSo4.H2o حاوي 24 درصد منگنز است كه به صورت پودري توليد و در بسته بنديهاي 25 كيلوگرمي عرضه مي گردد. روش زمان و مقدار مصرف :  ين كود از طريق جايگذاري عمقي(موضعي چالكود و نواري )و محلولپاشي قابل مصرف است . درخااكهاي سبك با اب آبياري نيز قابل مصرف است اما تحت اين شرايط باز يافت آن كمتر خوواهد بود.  درختان : در زمستان در قسمت مياني سايه انداز به همراه كود حيواني و گوگرد به صورت چالكود يا كانال كود به ميزان 200 تا 300 گرمبه ازاء هر درخت بارور مصرف مي شود .  نباتات زراعي : هنگام تهيه بستر بذر همراه با سلير كودهاي زمستانه به ميزان 50 تا 80ذ كيلوگرم در هكتار زير خاك مصرف مي شود.  محلولپاشي: در درختان ميوه به نسبت 3تا4 در هزار و در محصولات زراعي به نسبت 2تا3 در هزار محلوولپاشي مي گردد. كياهان و مناطق مورد مصرف: كمبود منگنز در خاكهاي آهكي با PH بالا و خصوصا با بافت سبك در اكثر نفاط ايران و محصولات گزارش شده است .مصرف كودهااي حااووي مكنگنز در اين اراضي به تدريج عوارض ناشي از كمبود را بر طرف و ميزان كلروفيل فتوسنتز و عملكردرا افزايش خواهد دادد. نكات فني:  مصرف اين كود به صورت 1 تا2 سال در ميان از كمبود اين عنصر جلوگيري مي كند..مصرف اين كود مخلوط با كود حيواني خصوصا در محدوده فعاليت ريشه باعث افزايش كار آيي كود سولفات منگنز مي شود.  كود اوره با پوشش گوگردي  كود اوره با پوشش گوگردي( SCU ) به عنوان يك نوع كود آهسته رهش كه داراي راندمان بالا و مزاياي بسيار زيادي براي خاك و گياهان است ، در صنايع كشاورزي كاربرد زيادي دارد. اخيراً در كشور ما نيز با توجه به راندمان پايين كود شيميايي اوره اتلاف آن ، آلودگي شديد خاكها و منابع زيرزميني آب به نيترات و نيتريت ، كاهش جذب عناصر ريزمغذي بدليل بالابودن PH خاكها و … استفاده از اين نوع كود نه تنها براي مزارع شاليزار كه بطور كامل در آب غوطه ورند بلكه براي تمام اراضي كشاورزي توصيه شده است . زيرا صرف نظر از مزاياي فوق گوگرد نيز به عنوان يك ماده حياتي در ساختمان پروتئين ها ، به عنوان كاهنده PH خاكها و در نتيجه ايجاد شرايط جذب عنصر ريز مغذي خصوصا آهن و روي كه مردم كشور ما در فقدان ميزان آهن و روي ركورد دار مي باشند، دارد .  در كشور ما سالانه بيش از يك ميليون و ششصد هزار تن اوره جهت تامين نياز ازت گياهان در صنايع كشاورزي استفاده مي شود.متاسفانه باتوجه به راندمان پايين آن( اتلاف بيش از پنجاه درصد ازت) ، كشاورزان مجبورند جهت تامين نياز گياهان مقادير بيشتري كود استفاده نمايند. البته ازدست دادن اين مقدار ازكود نه تنها باعث اتلاف هزينه هاي بسيار زيادي مي شود بلكه بخاطر وجود بيوره و همچنين تشكيل نمكها و كمپلكسهاي ديگر در خاك، كاهش راندمان خاك و آلودگي شديد آن ( سفت شدن خاكها) و آلودگي منابع زير زميني آب را نيز بدنبال دارد. از طرفي با توجه به نقش ارزشمند گوگرد در كشاورزي خصوصا در كشور ما كه بيش از نود درصد از زمينهاي كشاورزي آهكي و باpH بالا بوده و اين مسئله با عث كاهش راندمان جذب عناصر ريز مغذي كه از اهميت بالايي در رشد و نمو گياهان برخوردار مي باشند ، استفاده از كودهاي اوره با پوشش گوگردي از هر دو جهت باعث افزايش راندمان كشاورزي كشور خواهد شد. همچنين با توجه به فرآيند اوره با پوشش گوگردي با تغيير پارامتر هاي عملياتي و شرايط فرآينديو استفاده از سيلنت هاي مختلف، امكان توليد محصولات اوره با پوشش گوگردي با درصدهاي مختلف گوگرد و سرعت انحلالهاي متفاوت وجود دارد و همانطور كه از نمودارهاي ارائه شده مشخص است استفاده از اوره با پوشش گوگردي با حداقل كيفيت ( حداكثر سرعت انحلال هفت روزه) به مراتب مفيدتر و كاراتر از اوره ( با سرعت انحلال پنجاه ثانيه اي) مي باشد. در خصوص كاربرد گسترده گوگرد ، استفاده از كود اوره با پوشش گوگردي با در صد پوشش هاي متفاوت ( سرعت انحلالهاي متفاوت) به تنهايي و يا بصورت مخلوط با اوره جهت تامين بموقع ازت مورد نياز گياه در دوره رشد از كاربرد اوره مناسب تر خواهد بود. اين مسئله اگر بصورت دقيق بررسي و براساس نوع كشت و نياز هاي آن در طي دوره رشد( نياز هر گياه به عناصر مغذي متفاوت است)، شرايط آب و هوايي منطقه و آناليز دقيق خاك اعمال گردد ، باعث افزايش چشمگير راندمان محصولات كشاورزي ، بهبود كيفي خصوصيات خاك ، جلوگيري از آلودگي منابع آب و كاهش مصرف اوره مي گردد و باتوجه به پرداخت يارانه جهت كود اوره از لحاظ اقتصادي كمك بزرگي به اقتصاد كشور خواهد شد. لذا لزوم ترويج و آشنايي كشاورزان با كود اوره با پوشش گوگردي و همچنين تعيين استاندارهاي لازم جهت توليد و مصرف آن در سطحي وسيع در نقاط مختلف كشور و با توجه به نوع كشت ضروري بنظر مي رسد.  نیترات پتاسیم اهمیت: ازت و پتاسیم از عناصری هستند که به مقدار قابل توجهی توسط گیاه ازخاک برداشت شده وبایستی درطول دوره رشد همواره به مقدارکافی ازخاک دراختیارگیاه قرارگیرد.نیترات پتاسیم یک کود کاملا محلول درآب است که می توان از آن درهرمرحله ازرشد گیاه استفاده نمود.ازت موجود دراین کود باعث بهبود رشد رویشی می شود وپتاسیم آن دربهبود کیفیت،افزایش مقاومت به خشکی،شوری و آفات و بیماریها بسیارموثراست.نیترات پتاسیم کود بسیار مناسبی برای برطرف کردن کمبود پتاسیم در هر مرحله از رشد گیاه است. مشخصات کود: کشت های مترکم وعدم استفاده ازعنصر پتاسیم طی سالیان گذشته وازطرفی کمبود آب آبیاری و کیفیت نا مناسب آب وخاک دراکثراراضی کشاورزی ازعواملی هستند که قابلیت استفاده این عنصر را برای گیاهان محدود کرده و خسارات جبران نا پذیری را برمیزان تولید و کیفیت محصولات وارد می کند.استفاده ازکودهای حاوی این عنصر باعث بهبود شرایط تغذیه ای گیاهان وافزایش کمی و کیفی محصولات می شود.نیترات پتاسیم با فرمول شیمیایی Kno3 است که دارای 26 درصد پتاسیم و 19 درصد ازت میباشد. روش زمان و مقدار مصرف: نیترات پتاسیم یک کود کاملا محلول درآب است که به صورت مصرف خاکی،،کود آبیاری و محلول پاشی قابل استفاده میباشد. مصرف خاکی: به میزان 200 تا 300 کیلوگرم در هکتاردرزمان کاشتکود آبیاری وسرک: به میزان 100 تا 200 کیلوگرم درهکتاردر2تا3 نوبت درطول فصل رشدمحلول پاشی: به میزان 5تا8 در هزار گیاهان ومناطق مورد مصرف: این کود را می توان درهرمرحله ازرشد گیاه خصوصا برای باغات پسته،درختان میوه،محصولات صیفی و سبزی،سیب زمینی،نیشکر و کشت های گلخانه ای استفاده نمود. محاسن کاربرد:افزایش میزان تولید و بهبود کیفیت محصولافزایش مقاومت گیاه در مقابل خشکی،آفات و بیماریها    کود آلی (ارگانیک) به کود هایی اطلاق میشوند که منشا طبیعی دارند.  کودهای حیوانی به مجموعه ای از مواد بستری، ادرار و مدفوع گاو ، گوسفند ، مرغ یا هر حیوان دیگری است که از محل نگهداری آنها بدست می آید اطلاق مي شود. درصد مواد غذایی کود حیوانی و کیفیت فیزیکی آن به عواملی مثل نوع حیوان، کیفیت مواد بستری، میزان پوسیدگی کود، تغذیه دام، میزان سدیم و مقدار بذر علفهای هرز، اسپور بیماریها، لارو و تخم حشرات، شن و خاک دارد.درصد ازت کود گاوی بیشتر از کود گوسفندی و مرغی است. ولی درصد فسفر و پتاسیم کود مرغی از کودهای گاوی و گوسفندی بیشتر است.درصد مواد غذایی کودها به تغذیه دام بستگی دارد. مثلاً چنانچه جیره غذایی دام از نظر یک عنصر ضعیف باشد، کود حاصله نیز به طریق اولی از نظر آن عنصر ضعیف خواهد بود و یا مثلاً هر چه درصد فیبر جیره غذائی بیشتر باشد درصد فیبر مدفوع نیز زیادتر خواهد بود. فراوانی ترکیبات آلی ازت دار ساده در کود حیوانی تازه بسیار مساله ساز است. تجزیه سریع این مواد سبب آزاد شدن آمونیاک و تجمع آن در مجاورت ریشه ها گشته و موجب مسمومیت گیاه می گردد. پوسیدگی اولیه کود این مشکل را مرتفع می سازد بهمین جهت هیچ گاه نباید کود حیوانی تازه را به محصول کاشته شده داد.زیادی املاح در کود نیز می تواند از طریق ایجاد پتانسیل اسمزی و یا مسمومیت مستقیم گیاه مساله ساز باشد. بنابراین وجود مقدار متعادلی از عناصر غذائی و عدم زیادی عناصری مثل سدیم در کود دامی مطلوب می باشد. کیفیت مواد بستری نیز نقش مهمی در کیفیت و حالت فیزیکی کود حیوانی دارد. معمولاً اصطبل گوسفند فاقد بستر است.بدین لحاظ سرعت تجزیه و پوسیدگی کود گوسفندی زیاد و دوام آن در خاک کمتر از سایر کودها می باشد. کود گوسفندی را کود گرم گویند. در مرغداری ها بیشتر از خاک اره و در گاو داریها معمولاً از کاه بعنوان مواد بستری استفاده می کنند. سرعت تجزیه و پوسیدگی کاه بیش از خاک اره می باشد. و بالعکس دوام خاک اره در خاک بیش از کاه است. زررا خاک اره از ترکیبات مقاومتری در مقایسه با کاه تشکیل شده است. بطورکلی، هر چه مقدار مواد نامطلوب مثل بذر علفهای هرز، شن، خاک، اسپور بیماریها و تخم و لارو حشرات در کود کمتر و تجزیه اولیه آن بیشتر باشد، ارزش کیفی کود بیشتر است.پوسیدگی کود سبب می شود که از میزان بذر علفهای هرز و آلودگی به امراض و حشرات نیز کاسته شود. برای پوسیدگی اولیه کود حیوانی می توان آن را در شرایطی مشابه تهیه کمپوست قرارداد و یا کود حیوانی را مدتی قبل از کاشت در خاک مزرعه اختلاط داد. تجزیه کود در خاک و تبدیل آن به هوموس نیز مستلزم کفایت تهویه، حرارت و رطوبت در خاک می باشد این عوامل از طریق انجام عملیات مناسب زراعی تامین می شوند.کود حیوانی را در زراعت گیاهان پر ارزشی مانند سبزیجات، سیب زمینی، ذرت ، پنبه و چغندر قند. به مقدار تقریبی 20 تا 50 تن در هکتار به خاک می دهند. کود حیوانی را معمولاً در زمان شروع عملیات تهیه بستر تا حداقل یک ماه قبل از کاشت بر سطح خاک می باشند و با وسایلی مانند گاو آهن، دیسک یا کولتیواتور با خاک سطحی و تا عمق حدود 15 سانتیمتری مخلوط می نمائید.در زراعتهای کوچک و سنتی کود حیوانی را بصورت کپه هائی در مزرعه قرار می دهند و سپس آنرا با بیل بر سطح خاک پراکنده ساخته و با خاک مخلوط می کنند. در زراعتهای مکانیزه از دستگاه کودپاش حیوانی استفاده می نمایند دستگاه کودپاشی حیوانی مانند یک تریلر است که در کف آن یک نوار نقاله قرار دارد. نوار نقاله کود را به سمت عقب و خارج از تریلز هدایت کرده و روی یک مارپیچ گریز از مرکز می ریزد. چرخش مارپیچ کود را به اطراف پرتاب می کند. از آنجائی که هزینه خرید، حمل و نقل و پاشیدن کود حیوانی بسیار زیاد است و بخصوص در زراعتهای وسیع می تواند مشکلاتی را در برنامه ریزی و زمان بندی عملیات زراعی پیش آورد، لازم است به باقی گذرادن بقایای گیاهی بر خاک و تلاش در حفظ هوموس خاک توجه کافی مبذول گردد. کودهاي گياهي کود سبز یکی دیگر از راههای افزایش ماده آلی خاک استفاده از کود سبز در تناوب زراعی می باشد. منظور از کود سبز شخم زدن گیاه در خاک پس از رشد کافی و بدون برداشت محصول است. اثر کود سبز بر خصوصیات فیزیکی خاک همانند کود حیوانی می باشد.ولی کود سبز عملاً مواد غذایی به خاک اضافه نمی کند، بلکه آن چه را که طی رشد خود از خاک جذب کرده و در خود ذخیره نموده است به خاک بر می گرداند اما در صورتی که از گیاهان تیره بقولات بعنوان کود سبز استفاده شود تمام ازت تثبیت شده را به خاک بر می گرداند. از طرف دیگر کود سبز با جذب و ذخیره مواد غذایی در خود از شسته شدن آنها جلوگیری می نماید. گیاه مورد استفاده بعنوان کود سبز می بایستی اثرات فیتوتوکسینی بر رشد محصول بعدی نداشته باشد، فصل رشد کوتاهی داشته، تراکم بوته بالا را تحمل کند و رشد سبزینه ای زیادی داشته باشد تا علاوه بر این که مقدار زیادی ماده آلی به خاک اضافه می کند، پوشش کامل خاک را تامین نماید. پوشش کامل خاک برای جلوگیری از فرسایش خاک و بازداری رشد علفهای هرز ضرورت دارد. بنابراین اهداف کود سبز را می توان در افزایش ماده آلی خاک، حفظ مواد غذائی خاک (و در صورت استفاده از گیاهان تیره بقولات افزایش ازت خاک)، جلوگیری از فرسایش خاک و مبارزه با علفهای هرز خلاصه نمود. توجه به اهداف فوق روشن می سازد که کود سبز قبل از گیاهان وجینی در تناوب قرار می گیرد.کود سبز در سیکل تناوبی فقط می تواند جایگزین آیش فصلی گردد. چنانچه طول آیش فصلی موجود برای تولید یک محصول کفایت می نماید، استفاده از کود سبز طی آن آیش فصلی مجاز نیست. نوع آیش فصلی (زمستانه یا تابستانه) که در شرایط کشت آبی توسط کود سبز جایگزین می شود به شرایط اقلیمی بستگی دارد. در نواحی اقلیمی که با زمستان سرد مشخص می شوند، گیاهان وجینی (مانند چغندرقند، پنبه، ذرت و سیب زمینی) در بهار کاشته می شوند و آیش زمستانه می تواند توسط کود سبز اشغال گردد.در آن نواحی اقلیمی که با زمستان ملایم مشخص می شوند گیاهان وجینی ممکن است در پائیز (مانند چغندر قند و سیب‌زمینی) یا در بهار (مانند ذرت، پنبه و آفتابگردان) کاشته شوند و کود سبز می تواند محصولی تابستانه یا پائیزه (عکس دوران رشد محصول اصلی) باشد. مهمترین گیاهانی که بعنوان کود سبز در کشت آبی ممکن است مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از خلر، لوبیا روغنی، انواع لوبیا، چاودار، شبدر، جو و گندم سیاه. یونجه بعنوان کود سبز کاشته نمی شود، اما در صورتی که پس از حصول رشد کافی سبزینه ای به خاک برگردانده شود، بعضی از هدفهای کود سبز را تامین می کند. گیاهانی مثل گندم سیاه چاودار و شبدر ایرانی به خوب در خاکهای فقیر رشد می کنند و در بهبود باروری و ساختمان خاکها موثر می باشند.کود سبز را حداقل دو هفته قبل از کاشت محصول اصلی به خاک بر میگردانند. هرچه درصد مواد خشبی کود سبز بیشتر و ازت آن کمتر باشد، می بایستی با فاصله زمانی طولانی تری از کاشت محصول اصلی به خاک برگردانده شود. در صورتی که از گیاهانی مثل یونجه یا شبدر بعنوان کود سبز استفاده می شود می بایستی ابتدا آنها را با ماشین آلاتی مانند کولتیواتور پنجه غازی از پائین طوقه قطع نمود تا خشک گردند و یا آنها را با علف کش راند آپ یا توفوردی خشک کرد و 3 تا 4 هفته بعد از طوقه کن کردن یا تیمار با علف کش در وضعیت گاورو بودن خاک شخم شوند. در غیر این صورت رشد مجدد این گیاهان به وقوع پیوسته و به صورت علف هرز در خواهند آمد. هیچگاه نبایستی کود سبز را بعنوان علوفه برداشت و یا مورد چرای دام قرار داد. این عمل باعث خروج مواد غذائی از خاک گشته و ممکن است رشد و عملکرد محصول بعدی را نقصان دهد. چرای دام یا یک برداشت مختصر علوفه از کود سبز هنگامی امکان پذیر است که کود شیمیائی کافی به خاک داده شود و آیش فصلی موجود اجازه رشد مجدد و کافی را به کود سبز بدهد.به کار گیری کود سبز در شرایط دیم ایران به نواحی پرباران ساحل خزر محدود می شود. در این نواحی می توان از گیاهانی مانند جو و چاودار بعنوان کود سبز برای محصولات وجینی بهاره مانند پنبه‏ ذرت و آفتابگردان استفاده نمود. در این شرایط کود سبز را می بایستی حدود یک ماه قبل از کاشت در خاک شخم زد تا پوسیدگی مناسبی اتفاق افتاده و رطوبت کافی برای رشد محصول اصلی در خاک ذخیره شود. کمپوست کمپوست عبارت از بقایای گیاهی و حیوانی، زباله های شهری و یا لجن فاضلاب است که تحت شرایط پوسیدگی قرار گرفته باشند، بطوری که مواد سمی آنها از بین رفته، مواد پودر شده و فرم اولیه خود را از دست داده باشند. برای تهیه کمپوست می توان از بقایای چوب بریها‏، زباله شهری،‏ بقایای کشتارگاهها و کارخانه های کنسرو ماهی ، لجن فاضلاب و اجساد گیاهان پست غیرآوندی استفاده نمود. بطورکلی، کمپوست ها از نظر مواد غذائی ضعیف هستند (به استثناء بقایای کشتارگاهها و کارخانه های کنسرو ماهی که از نظر ازت غنی می باشند) و معمولاً برای بهبود ساختمان خاک مورد استفاده قرار می گیرند. اثر فیزیکی کمپوست به مقدار ماده آلی آن و اثر شیمیائی کمپوست به ترکیب شیمیائی آن بستگی دارد. تهیه کمپوست از زباله های شهری و لجن فاضلاب راه مفیدی برای مصرف مجدد و دفع بهداشتی این مواد است. مواد اخیر از این نظر که دارای املاح کم، فاقد مولدین امراض و آفات گیاهی، بذر علفهای هرز و خاک می باشند مناسب بوده و به سرعت در خاک می پوسند. لجن فاضلاب را پس از تخمیر غیر هوازی و حرارت دادن (برای کشتن عوامل بیماریزای آن) مورد استفاده قرار می دهند برای تهیه کمپوست روش کلی زیر انجام پذیر است. موادی را که می خواهند. کمپوست نمایند بصورت لایه ای به ضخامت 7 تا 10 سانتیمتر روی سطح زمین یا حفره ای که در زمین تهیه نموده اند قرار می دهند و به ازاء هر سطل از مواد کمپوست شونده حدود 100 گرم فسفات دی آمونیم یا سوپر فسفات بر روی مواد می باشند (در صورتی که از سوپر فسفات استفاده می شوند بهتر است حدود 40 گرم اوره به ازاء هر 100 گرم سوپر فسفات اضافه شود) پس از پاشیدن کود شیمیائی اقدام به آبپاشی این لایه نموده و سپس لایه های جدید را به همین روش اضافه می کنند. ممکن است لایه هائی از کود حیوانی و یا خاک را بطور متناوب با لایه های مواد کمپوست شونده قرار دهند. در صورتی که از لایه های کود حیوانی استفاده می شود به اضافه کردن کود ازت در زمان انباشتن مواد کمپوست شونده نیازی نیست، اما به فسفات و همچنین سولفات کلسیم ممکن است نیاز باشد. ترکیب کود شیمیائی که برای تحریک و تکمیل پوسیدگی و تعادل عناصر به کمپوست اضافه می شود به نسبت کربن به ازت و ترکیب شیمیائی مواد کمپوست شونده بستگی دارد.پاشیدن چند کیلوگرم اوره به ازاء هر تن مواد کمپوست شونده روی توده کمپوست قبل از هر بار آبپاشی مفید است در مورد بقایای چوب بریها لازم است کلیه عناصر غذائی به کمپوست اضافه شود. مواد کمپوست شونده را می بایستی همیشه مرطوب نگهداشت و هر 2 تا 4 هفته یکبار آن را مخلوط و زیرورو نمود تا به خوبی تهویه و یکنواخت گردد.زیرورو کردن زیاد توده موجب می شود که حرارت کمپوست بالا نرفته و آفات و عوامل بیماریزای موجود در مواد از بین نروند.کمپوست هنگامی آماده مصرف است که مواد کمپوست شونده پوسیده و پودر شده باشند. مدت لازم برای کمپوست شدن با مواد مصرفی و شرایط کار فوق می کند. زباله های شهری پس از مدتی حدود 6 هفته کمپوست می شوند. کمپوست شد کامل خاک اره گاهی چندین ماه طول می کشد. معمولاً خاک اره راحدود 6 هفته در شرایط مناسب می پوسانند تا ترکیبات سمی محلول آن پوسیده شوند و سپس مصرف می کنند. از مسائل تهیه کمپوست توسعه و تجمع مگس و پشه و بوی نامطلوب تخمیر آن است.افزایش تهویه مواد از شدت بو می کاهد. برای مبارزه با مگس و پشه می بایستی از حشره کشها استفاده نمود. کمپوست را می توان به جای کود حیوانی مورد استفاده قرار داد. فواید استفاده از کمپوست:   • در ایجاد کشاورزی پایدار مناسب است و از کاهش محصول جلوگیری کرده و باعث افزایش آن می‌گردد.• ذخیره کننده بزرگی از عناصرو آب بوده و به این ترتیب اعتماد و دلگرمی کشاورزان با استفاده از آن در مزارع بیشتر می‌شود و قابلیت ذخیره آب در خاک را افزایش می‌دهد.• باعث بهبودی ساختمان خاک شده و عملیات شخم را آسانتر می‌کند همچنین قابلیت ذخیره آب در خاک را افزایش می‌دهد.• هوموس و مواد آلی خاک را افزایش داده و بعضی از ویتامین‌ها، هورمونها و آنزیمهای مورد نیاز را تأمین می‌کند که این مواد نمی‌توانند بوسیله کودهای شیمیایی تأمین گردند. بنابراین در خاکهای با کمبود مواد آلی بسیار مفید و مناسب می‌باشد.• در جلوگیری از تغییر اسیدیته خاک همانند یک بافر عمل می‌کند.• وقتی که در هنگام مرحله کمپوست شدن درجه حرارت به 60 درجه یا بیشتر می‌رسد، عوامل پاتوژن و بیماریزا، تخم انگلها، بذور علفهای هرز را از بین برده و آنها را نابود می‌کند.• کمپوستی که کاملاً آماده شده و رسیده باشد، براحتی با خاک در حال تعادل قرار می‌گیرد و تهویه خاک را بهبود می‌بخشد.• کودهای اضافه شده را براحتی و با جلوگیری از تلف شدن و هدر روی در اختیار گیاه قرار می‌دهد.• بسیاری از عناصر‌و مواد غذایی پر‌مصرف‌و ‌کم‌مصرف را که در‌خود داشته است در خاک آزاد کرده‌و در اختیار‌گیاه قرار می‌دهد.• وزن مخصوص ظاهری خاک را به شدت کاهش داده و بنابرای برای خاک سنگین و رسی بسیار مناسب و مفید است.• چون ظرفیت نگهداری عناصر در سطح آن زیاد می‌شود، بنابراین در کاهش عناصر و مواد غذایی گیاه در خاکهای سبک و شنی بسیار مناسب و مفید است.• آزولا گیاهی مفید برای شالیزار می‌باشد در صورتیکه رشد مناسب و معقولی در منطقه داشته باشد. ولی اقلیم و شرایط منطقه و همچنین افزایش آلودگی آبها در منطقه به عناصر مختلف خصوصاٌ ازت و فسفر باعث رشد زیاد‌و بی‌رویه آن شده است بطوریکه امروزه تهدیدی بسیار جدی برای شالیزارها، استخرها، آب‌بندانها و تالابها شده و رشد برنج و جمعیت آبزیان را در معرض خطر قرار داده است.  گیالوش گیالوش (پیت) یا تورب عبارت از بقایای گیاهان آبزی، باتلاقها و مردابهاست که زیر آب به حالت نیمه پوسیده و تجزیه شده بجا مانده است و خرد شده آن را پس از استخراج در ترکیبات خاکی بکار می برند. ترکیبات گیالوش های مختلف بر حسب نوع گیاهی که از آن بوجود آمده اند مقدار پوسیده بودن، مقدار مواد معدنی و درجه اسیدی بودن، متفاوت است.از میان انواع گیالوش در ایران خزه لوش (پیت خزه peat moss) از همه معروف تر است که دارای رنگ قهوه ای میباشد و ظرفیت نگهداری آبی حدود ده برابر وزن خشکش را دارد. این ماده، اسیدی و با pH برابر 8/3 تا 5/4 بوده، مقدار کمی ازت دارد و فسفر و پتاس آن ناچیز است.بنابراین بیشتر برای نگهداری آب و خاک افزوده میشود. قبل از افزودن خزه لوش به خاک باید در صورت لزوم آنرا تکه تکه کرد و لازم است که مرطوب شود. خاکبرگ خاکبرگ که از پوسیده شدن موادی مانند دمبرگ درختان، چمن های قیچی شده و غیره حاصل می شود ارزش غذایی چندانی ندارد و تنها به منظور سبک و قابل نفوذ کردن خاک مورد استفاده قرار می گیرد. برای تهیه خاک برگ در فصل پائیز برگهای خشک درختانی که رگبرگهای ضخیم و خشن ندارند (مانند درختان میوه، افرا و نارون و …) را در محلی در روی سطح زمین یا در یک گودال بصورت یک لایه جمع آوری کرده پس از آنکه با آب پاشی رطوبت لازم را تامین کردند برای تسریع در پوسیده شدن آنها مقداری کود ازته مانند اوره بدان اضافه می کنند. سپس یک لایه دیگر برگ ریخته و با تکرار عمل آب پاشی و کودپاشی به انباشتن مقدار مورد نظر برگ می پردازند در اثر رشد و نمو باکتریها، برگها بتدریج پوسیده می شوند، معمولاً هراز چندی این توده را از هم می پاشند و دوباره در محل دیگری روی هم می ریزند این کار به منظور جلوگیری از ایجاد گرمای بیش از حد در درون توده که باکتریها را از بین می برد و هوا رسانی به باکتریهای موازی انجام میگیرد. به هم خوردن توده خاکبرگ مراحل پوسیده شدن را تسریع می کند. در شرایط عادی خاکبرگ پس از 8 تا 12 ماه قابل استفاده می گردد. ولی خاک برگهایی که 3 تا 4 سال مانده باشند،ترجیح داده می شوند. خاکبرگ آماده شده را باید الک کرد تا چوبها و قسمتهای زاید آن جدا شود خاک برگ ممکن است محتوی بذرهای علفهای هرز، آفات و امراض باشد، لذا باید قبل از مصرف گندزدائی گردد. ورمی کولایت این ماده معدنی از نوع میکاست که وقتی گرما ببیند حجمش زیاد می شود مواد شیمیایی آن سیلیکاتهای منیزیم، آلومینیوم و آهن است که آب خود را از دست داده اند از نظر واکنش اسیدی خنثی است و قادر است به میزان زیادی آب جذب کند. از آنجا که ورمی کولایت ظرفیت تبادل کاتیونی نسبتاً بالایی دارد می تواند مواد غذایی را به صورت ذخیره نگهداشته و بعد آزاد سازد. نکته مهم درمورد ورمی کولایت آنست که وقتی مرطوب است و حجمش زیاد میشود نباید تحت فشار قرار گیرد، چون ساختار متخلخل خود را از دست میدهد. پرلایت این ماده به رنگ سفید خاکستری است منشأ آتشفشانی دارد و از گدازه های آتشفشانی سرد استخراج میشود. پرلایتی که در باغبانی مصرف می شود دارای ذاتی به قطر 5/1 تا 3 میلی متر است.پرلایت بین 3 تا 4 برابر وزنش آب جذب می کند و واکنشی بین 6 تا 8 دارد. خاصیت تبادل کاتیونی نداشته ، فاقد مواد غذایی معدنی است. افزودن آن به خاک بیشتر به منظور افزایش میزان هوای مخلوط های خاکی صورت می گیرد. خزه اسفاگنوم خزه اسفاگنوم بقایای خشک شده گونه های مردابهای اسیدی جنس اسفاگنوم می باشد که ظرفیت جذب آب زیادی دارد. یعنی 10 تا 20 برابر وزنش آب جذب می کند. این خزه شامل کمی مواد معدنی و دارای واکنشی در حدود 5/3 می باشد.از ویژگیهای این ماده اینست که استریل بوده و حاوی چند ماده اختصاصی قارچ کش است که از مرگ گیاهچه جلوگیری می کند. بهترین زمان تهیه کود سبز  بهترین زمان تهیه کود سبز، پس از به گل رفتن گیاهان است. گیاه کودی انتخاب شده باید در زمان گلدهی یا خوشه بستن به زیر خاک برده شود. زیرا که قبل از این زمان، رشد و نمو قسمت های سبزینه ای گیاه کافی نبوده و از برگرداندن آن ماده آلی زیادی به خاک اضافه نخواهد شد. کود سبز به منظور تقویت زمین از لحاظ مواد آلی غذایی مورد استفاده قرار می گیرد که بدین منظور گیاهان، برای مدت زمانی معین در مزرعه کاشته شده و بعد از رشد کافی به زمین برگردانده می شوند. از گیاهان زراعی گوناگون اعم از علوفه ای و بقولات مانند انواع شبدر، عدس، باقلا و … و همچنین گیاهان خودروی مانند ختمی، گل بنفشه، مرغ و حتی بعضی از اجزای گیاهی مانند ساقه و برگ سیب زمینی و شلغم می توان به عنوان کود سبز استفاده کرد. گیاهانی برای تهیه کود سبز مناسب هستند که 1- دارای رشد سریعی بوده ومدت کوتاهی زمین زراعی را اشغال کنند. 2- پرشاخ و برگ، شاداب و سرشار از مواد غذایی باشد تا هم با سایه خود مانع سبز شدن بذر علف های هرز شوند و هم زیر خاک بردن آنها به سادگی انجام گیرد. 3- کم توقع بوده و برای حداکثر رشد خود به کود حیوانی یا شیمیایی کمتری احتیاج داشته باشند. 4- نیاز آبی آنها بسیار کم باشد که این ویژگی در مناطق گرمسیری و خشک اهمیت بیشتری دارد. مزایای استفاده از کودهای سبز 1- تأمین ماده آلی: یکی از اثرات استفاده از کودهای سبز تأمین ماده آلی خاک است، به خصوص زمانی که کود حیوانی کافی در دسترس نبوده و یا بقایای گیاهی به جا مانده در زمین به حدی نباشد که بتواند مقدار هوموس خاک را در حد مطلوبی نگاه دارد. پس از برگرداندن کود سبز در خاک، هم قسمت های هوایی و هم ریشه های آن پوسیده شده و ماده آلی خاک را افزایش می دهد. کود سبز در زمین های سبک (شنی) ایجاد چسبندگی می کند و در زمین های سنگین (رسی) خاک را پوک و سبک می کند. 2- افزایش ازت: کود سبز علاوه بر کربن آلی، مقداری ازت آلی به خاک اضافه می کند. این مقدار ازت بر حسب شرایط، ممکن است ناچیز یا قابل توجه باشد. برای مثال چنانچه یک گیاه لگومینه (گیاهان خانواده بقولات) به خاک برگردانده شود، با توجه به این که بیشتر این گیاهان در شرایط مساعد، آمادگی و قدرت جذب و تثبیت ازت آزاد هوا را دارند. احتمال افزایش ذخیره ازت خاک زیاد است، حال آن که با برگرداندن گیاهی غیرلگومینه به خاک فقط در شکل ازت اولیه اک تغییر حاصل شده (ازت معدنی به آلی تبدیل می شود) و در مقدار آن افزایشی به وجود نخواهد آمد. 3- حفاظت خاک: در ماه هایی از سال که خطر فرسایش خاک وجود دارد، برای آن که خاک بی حفاظ نباشد، ازیک گیاه پوششی استفاده می شود. این گیاهان در مناطقی که باران های زمستانه زیاد است از نشست خاک های سنگین و همچنین از فرسایش خاک های سبک جلوگیری می کند. این گیاهان در مناطق بادخیز با پوشاندن خاک،سرعت باد را در سطح کم کرده و خاک را در مقابل کنده شدن حفظ و در جای خود نگه می دارد.بهترین نمونه از گیاهان پوششی، چاودار زمستانه و یولاف بهاره است. 4- تأمین مواد بیوشیمیایی خاک: کود سبز به عنوان ماده غذایی مورد استفاده میکروارگانیسم های خاک قرار می گیرد و گاز کربنیک، گاز آمونیاک، ترکیبات نیتراته و بسیاری از ترکیبات ساده و پیچیده دیگر را تولید کرده و مورد استفاده نباتات زراعی قرار می دهد. روش های کشت کودهای سبز کودهای سبز را بر حسب شرایط مختلف می توان به طور کلی به دو صورت اصلی و فی مابین کشت کرد. از جمله مزایای انتخاب روش صحیح کشت این است که هم از فاصله زمانی موجود بعد از برداشت و کاشت نباتات زراعی استفاده بیشتر شده و هم از خاک و از رطوبتموجود در آن به طور کامل استفاده می برند و ادوات و ماشین آلات کمتری هم به کار گرفته می شد. منظور از کشت اصلی آن است که، مانند گیاهان زراعی، کود سبز هم در فصل معین و به صورت یک زراعت اصلی یا تنها کاشته شود. زمان کشت اصلی می تواند پاییز و یا در بهار باشد. جز در مورد گیاهانی مثل ذرت، ذرت خوشه ای و یا یونجه که در بهار کشت می شوند، کشت دیگر کودهای سبز در پاییز انجام می گیرد. قابل ذکر استدر مواردی کهاز کشت یک کود سبز نتیجه مطلوبی به دست نمی آید، توصیه می شود که دو گیاه را به صورت مخلوط با هم به عنوان کود سبز کشت کرد. لازم است که این دو گیاه از نظر خصوصیات زراعی مثل رشد و نمو شاخه، برگ و ریشه و همچنین خصوصیات آب و هوایی و نیازهای غذایی هماهنگی خاصی با یکدیگر داشته باشند. بهترین مثال از کشت مخلوط یولاف و نخودفرنگی و یا چاودار و ماشک است. کشت فی مابین در فاصله زمانی بین برداشت و کشت دو گیاه زراعی متوالی انجام می گیرد. اگر این کود سبز بعد از یک گیاه صیعی در اواخر تابستان یا اوایل پاییز کشت شده و دوران رشد آن تا زمستان یا حتی بهار سال آینده که زمین برای زراعت گیاه اصلی بعدی آماده می شود، ادامه یابد به آنها کشت فی مابین زمستانه می گویند. مانند انواع غلات به خصوص جو، چاودار، ماشک گل خوشه ای، چچم ریشک دار، شبدر گل میخکی و… اگر کود سبز در فاصله بین برداشت زراعت اصلی پاییزه سال قبل و کاشت زراعت اصلی پاییزه سال بعد کشت شود، به آن کشت فی مابین تابستانه می گویند. (کاشت در اواخر بهار و برداشت در اواخر تابستان یا اوایل پاییز) مانند انواع شبدر، شلغم، چغندر علوفه ای، ذرت خوشه ای و… شرایط برگردندن کود سبز به زمین بهتر است کود سبز را پیش از برگرداندن، غلطک زده و اگر طول ساقه ها بلند است، آنها را درو کرد. در نتیجه ی این عمل ساقه های بلند، روی زمین خوابیدهو زیر خاک کردن آنها به وسیله گاوآهن آسانتر صورت می گیرد. شخم باید در جهت خط غلطک انجام گیرد زیرا در غیر این صورت گیاه کاملاً دفن نشده و مقدار زیادی از آن در مجاورت هوا خشک شده و از بین می رود. پس از شخم و دفن کود سبز باید زمین را نیز غلطک زد تا با مساعد شدن شرایط تهویه زمین، پوسیدن کود تسریع شود. برای بهبود وضع تهویه در مناطق پرآب هم لازم است که زمین زهکشی شود. در بعضی مواقع در صورت امکان می توان کود سبز را در جایی کاشته و پس از برداشت آن را در جای دیگری به زیر خاک برد.   کودهاي بيولوژيک يا زيستي   که نسل جدیدی از کود های موجود میباشند در حقیقت میکرو ارگانیسم های مفیدی هستند  که در تغذیه گیاهان نقش همزیستی داشته و به تثیبت و جذب بهتر عناصر کمک میکنند. کودهای زیستی (کود بیولوژیک) به مواد حاصل‌خیزکننده‌ای گفته می‌شود که دارای تعداد کافی از یک یا چند گونه از میکروارگانیسم‌های سودمند خاکزی هستند. کودهای زیستی، ریزاندامگان هایی (میکروارگانیسم‌هایی) هستند که قادرند عناصر غذایی خاک را در یک فرآیند زیستی تبدیل به مواد مغذی همچون ویتامینها و دیگر مواد معدنی کرده و به ریشه خاک برساند. مصرف کودهای زیستی کم هزینه تر هستند و در اکوسیستم آلودگی به وجود نمی‌آورد. کودهای زیستی مواد نگه‌دارندهٔ میکروارگانیزم‌های سودمند خاک می‌باشند. عواملی که باعث کاهش جمعیت میکروارگانیسم های مورد نظر در خاکهای یک منطقه می شوند:1- تنش های محیطی بلند مدت ( خشکی – حرارت زیاد و یخبندان – غرقاب … )2- استفاده بی رویه از سموم شیمیایی3- عدم حضور گیاه میزبان مناسب به مدت طولانی دسته بندی با توجه به نوع میکروارگانیسم‌ها کودهای زیستی: ۱- ریزاندامگان کارآ ( میکروارگانیسم‌های سودمند EM ) ۲- کودهای زیستی باکتریایی (ریزوبیوم- ازتوباکتر- آزوسپریلیوم-…) ۳- کودهای زیستی قارچی (میکوریزا) ۴- کودهای زیستی جلبکی (جلبک‌های سبز- آبی و آزولا) ۵- کودهای زیستی اکتینومیست‌ها (فرانکیا)  نخستین کود بیولوژیک با نام تجارتی نیتراژین تولید شد که در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت  ارگانیزم‌هایی که در تولید کودهای بیولوژیک مورد استفاده قرار می‌گیرند عمدتاً از خاک جداسازی می‌شوند. در شرایط آزمایشگاه در محیط‌های کشت مخصوص تکثیر و پرورش پیدا می‌کنند و بعد به صورت پودرهای بسته‌بندی شده و آماده، مصرف می‌شوند. انواع کودهای بیولوژیک با توجه به اعمالی که میکروارگانیسم ها انجام می دهندمهم ‌ترین کودهای بیولوژیک عبارتند از:  1) تثبیت کننده ازت هوا؛ 2) قارچ‌های میکوریزی، که با ریشه بعضی از گیاهان ایجاد همزیستی کرده و اثرات مفیدی ایجاد می‌کند؛ 3) میکرو ارگانیزم‌های حل کننده فسفات، که فسفات نا محلول خاک را به فسفر محلول و قابل جذب گیاه تبدیل می‌کنند؛ 4) اکسید کننده گوگرد (تیو باسیلوس)، کودی که دارای باکتری تیو باسیلوس بوده و باعث اکسایش بیولوژیکی گوگرد می‌شود؛  5) کرم‌های خاکی، در تولید هوموس مورد استفاده قرار می‌گیرند و نوعی کود کمپوست به نام ورمی کمپوست (Wermy compost) تولید می‌کنند.   تثبیت کننده های ازت مولکولی : با سابقه ترین و در حال حاضر رایج ترین انواع کودهای زیستی مربوط به تثبیت کننده های ازت است که در سطح جهانی مجموع مقدار ازتی که از این طریق به خاک اضافه می شود حدود 175 میلیون تن در سال بر آورد شده است. در چند دهه اخیر با توجه به افزایش جمعیت و تقاضای روز افزون برای مواد غذایی از کودهای شیمیایی به عنوان ابزاری برای نیل به حداکثر تولید در واحد سطح استفاده بی رویه شده که از جمله زیان ها و پیامدهای آن علاوه بر اتلاف سرمایه و خسارت مالی . شامل آلودگی منابع آبی و خاک. به هم خوردن تعادل عناصر غذایی خاک . کاهش بازده محصولات کشاورزی در اثر کمبود یا سمی بودن عناصر. تجمع مواد آلاینده ( نظیر نیترات ) در اندام های مصرفی محصولات زراعی و بطور کلی به خطر افتادن حیات و سلامتی انسانها و سایر موجودات زنده بوده است. امروزه رایج ترین کودهای میکروبی عرضه شده در سطح وسیع تجارتی مربوط به باکتری های تثبیت کننده ازت و مهمترین آنها مورد توجه برای استفاده های علمی شامل ریزوبیوم ها در همزیستی با لگومینوزها. فرانکیا با انواعی از گیاهان چوبی غیر لگومینوز. آزوسپریلیوم برای غلات و سیانو باکترها به حالت آزاد و یا همزیست با آزولا برای شالیزارهاست قارچهای میکوریزا: واژه میکوریزا اولین بار از سوی فرانک در سال 1885 ارائه شد. میکوریزا از دو کلمه ( Myco ) به معنی قارچ و ( Rhiza ) به معنی ریشه تشکیل شده است. میکوریزا نشان دهنده مشارکت در همزیستی بین قارچ و ریشه گیاه میزبان می باشد . در این سیستم قارچ پوشش گسترده ای از رشته های نخ مانند به هم تابیده به نام میسیلیوم را در اطراف ریشه گیاه میزبان تشکیل می دهد در این همزیستی قارچ قند، اسید های آمینه ، ویتامین ها و برخی مواد آلی دیگر را از میزبان دریافت و در مقابل معدنی و بیشتر از سایر مواد فسفات را خاک جذب و در اختیار گیاه قرار می دهد. اکثر گیاهان قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی هستند بطور کلی 83 درصد از دولپه ای ها و 79 درصد از تک لپه ایها قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی هستند. تعداد محدودی از گیاهان زراعی قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی نیستند و بیشتر این گیاهان از خانواده های ( Cruciferae ) نظیر جنس های (Sinpsis ، Brassica) و خانواده Chenopodiaceae جنس Beta و خانواده Polygonaceae جنس Fagopyrum میباشند. جنبه های زیست شناختی میکوریزا: میکوریزا بر اساس وضعیت قرار گرفتن میسیلیوم های آنها روی ریشه گیاهان میزبان به دو گروه کلی تقسیم می شوند. الف ) میکوریزای بیرونی ( Eetomycorrhizae )  این نوع میکوریزاها بیشتر در اکوسیستم های جنگلی که دارای مخلوطی از درختان پهن برگ و سوزنی برگ هستند مشاهده می شود . در این نوع همزیستی قارچ تولید میسیلیوم انبوه و متراکمی روی سطح ریشه می کند ولی با این نوع قارچ آلوده شده اند با پوشش متراکمی از ریسه قارچها پوشیده شده اند و مستقیم با خاک تماس ندارند.این نوع میکوریزا از راه افزایش سطح جذب ریشه باعث افزایش تحمل به خشکی گیاه میزبان به خصوص در مناطق خشک می شوند ب ) میکوریزای درونی( Endomycorrhizae) در این نوع میکوریزا آثار قارچی روی ریشه میزبان قابل مشاهده نیست و از نظر ظاهری فرقی بین ریسه های آلوده و غیر آلوده ندارد. هیف این قارچها از راه تارهای کشنده یا از راه سلول های اپیدرمی ریشه وارد سلول میزبان می شوند. هیف پس از ورود به سلول میزبان تولید شبکه ای می کند که این شبکه از رشته های نازک دو شاخه ای بنام آربا سکول تشکیل شده که دارای ساختاری شبیه اندام های مکنده می باشد تبادل متابولیت ها بین قارچ و سیتوپلاسم میزبان از طریق همین مناطق آرباسکول ها انجام می گیرد.آرباسکول معمولا 20 الی 40 درصد حجم سلول را در بر می گیرند پس از مدتی از بین رفته و هضم می شوند. انشعابات میسیلیوم های درونی ساختمان های کیسه مانندی با دیواره ضخیم ایجاد می کنند که به آنها وزیکول می گویند. وزیکول اندام های ذخیره ای مواد غذایی و همچنین شکل پایدار قارچ هستند وجود ساختمان های وزیکول و آرباسکول در این نوع میکوریزاها سبب شده است که آنها را قارچهای وزیکولار آربا سکولار بنامند. مراحل تشکیل سیستم میکوریزایی پس از آن که کلامیدوسپور در محیط مناسبی قرار گرفت جوانه زده و تشکیل میسیلیوم اولیه را می دهد اسپور قارچهای همزیست با ریشه گیاهان همگامی جوانه می زنند که ریشه های گیاهان میزبان تشکیل شده باشند ترشح مواد از سطح ریشه گیاه میزبان می تواند جوانه زنی اسپور را تحریک کند و سبب رشد جهت دار میسیلیوم به سمت ریشه گیاهان میزبان شود. این مواد همچنین در سرعت رشد هیف، منشعب شدن آن و تشکیل کلاف میسیلیومی تاثیر دارند. ترشحات ریشه اش بسته به نوع گیاهان ممکن است مواد فرار ، مواد قابل حل در آب و یا مواد متصل به سطح ریشه باشند. هنگامی که لوله هیف کنار ریشه گیاه میزبان قرار می گیرد تحریک می شود و به سطح ریشه گیاه میزبان می چسبد و در مرحله پایانی هیف در سطح ریشه گیاه میزبان نفوذ می کنند و وارد سلولهای ریشه می شوند. میکوریزا و اثرات اغذیه ای آن در گیاه میزبان تحقیقات متعدد نشان می دهد که فسفر ، ازت، پتاسیم ، روی ، مس ، گوگرد، کلسیم و آهن توسط سیستم میکوریزا جذب می شوند و به گیاه منتقل می شوند . بطور کلی مکانیسم جذب از طریق افزایش حجم خاک قابل دسترس توسط ریسه های قارچ است. در بین عناصر غذایی بیشترین نقش مایکوریزا در جذب فسفر است. نقش میکوریزا در تغذیه ازته گیاه به دلیل دارا بودن ضریب پخش زیاد آن ناچیز است. افزایش جذب ازت بوسیله سیستم های میکوریزایی بخصوص در میکوریزاهای بیرونی همزیست با گیاهان جنگلی مشاهده شده است. هنگامی که فسفر خاک در سطح پایینی باشد سیستم میکوریزا جذب فسفر و در نتیجه رشد گیاه را به نحوه چشمگیری افزایش می دهد . هیف ها قادر هستند که فسفات را از 15 سانتی متر سطح ریشه تا چند متری عمق خاک زیر ریشه دریافت کنند. همچنین هیف ها در منافذی از خاک نفوذ می کنند که امکان نفوذ تارهای کشنده ریشه وجود ندارد ( قطر تارهای کشنده حداقل 20 میکرومتر است در حالیکه هیف ها حداکثر 2-1 میکرو متر می باشند ) بعلاوه هیف ها از راه افزایش سطح تماس یا از راه افزایش طول موثر ریشه جذب عناصر غذایی را به شدت افزایش می دهند. طبق اظهارات آلن و همکاران ( 1992) هر یک سانتیمتر مکعب خاک دارای 2 الی 4 سانتیمتر ریشه ، 1 تا 2 متر تارهای کشنده و بیش از 50 متر هیف می باشد. قسمت اعظم فسفر موجود در خاک غیر محلول و غیر قابل استفاده مستقیم گیاه است. مطالعات متعدد نشان داده است که میکوریزاها می توانند آنزیم فسفاتاز سنتز کنند و از این راه امکان دسترسی به فسفر را افزایش دهند. برخی از انواع میکوریزاها اسیدهای کلات کننده تولید می کنند و از این راه حلالیت فسفر را برای جذب افزایش می دهند. نقش میکوریزا در بهبود جذب آب شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشانگر این است که میکوریزا می توانند سبب تغییراتی در روابط آبی گیاه و بهبود مقاومت به خشکی و یا تحمل در گیاه میزبان شود. بسیاری از محققین این خصوصیت را یک واکنش ثانویه در نتیجه بهبود جذب عناصر غذایی می دانند . افزایش هدایت هیدرولیکی آب در درون گیاهان میکوریزایی به شرح ذیل می باشد. 1- افزایش مجموع سطح ریشه به دلیل ایجاد پوشش وسیع میسیلیومی در منطقه ریشه و تارهای کشنده2- نفوذ هیف به درون کورتکس ریشه و از آنجا به منطقه آندودرم یک مسیر کم مقاومی را در عرض ریشه برای حرکت آب فراهم می آورد و آب با مقاومت کمتری در عرض ریشه تا رسیدن به آوند چوبی روبرو می شود.3- هیف از راه افزایش جذب عناصر غذایی مقاومت به انتقال آب را در درون ریشه کاهش می دهد.4- میکوریزا رشد ریشه را افزایش داده و به دنبال آن یک سیستم گسترده از ریشه را برای جذب آب فراهم می نماید.در مطالعات دیگری مشخص شد که جذب Co2 در حضور نور در گیاهان میکوریزایی بیشتر است لذا فتوسنتز بالاتری دارند. افزایش جذب Co2 در گیاهان میکوریزایی مربوط به کاهش مقاومت فاز مایع سلول های مزوفیلی برای عبور Co2 می باشد. هرایدولیتون ( 1988 ) روابط آبی گیاه را در سطوح مختلف غلظت فسفر مورد بررسی قرار دادند در این مطالعه مشخص شد که با افزایش میزان فسفر خاک تاثیر مفید میکوریزا کاهش می یابد و حداکثر تاثیر میکوریزا در سطوح پایین فسفر ظاهر می شود. میلر ( 2000 ) گزارش نموده است که در گیاهان میکوریزایی به دلیل افزایش فتوسنتز و تولید بیشتر مواد فتوسنتزی به ازای واحد آب مصرفی کارایی مصرف آب افزایش می یابد. قاضی و کاراکی ( 1988) بیان داشتند که گیاهان میکوریزایی به ازای تولید هر واحد ماده خشک آب کمتری مصرف می کنند. بنابراین ( WUE ) بالاتری دارند و WUE در گیاهان میکوریزایی در شرایط تنش خشکی محسوس تر است. میکوریزا و اختصاص مواد فتوسنتزی شواهد بسیار زیادی وجود دارد که گیاهان می توانند سرعت فتوسنتز خود را افزایش دهند تا نیازهای همزیست خود را تامین نمایند این عمل از طریق افزایش سطح برگ و افزایش مقدار تثبیت Co2 به ازای واحد وزن برگ انجام می گیرد. گیاهان میکوریزایی در دوره های خشکی بهتر از گیاهان غیر میکوریزایی Co2 را جذب می نمایند. آلن و همکاران بیان داشتند ( 1986 ) که با وجود انتقال بیشتر مواد فتوسنتزی به ریشه ها در گیاهان میکوریزایی این انتقال تاثیری بر وزن خشک نمی گذارد این محققین تایید کردند که بخشی از فتوسنتز اضافی در گیاهان میکوریزایی به وسیله خود میکوریزا مصرف می شود. میکوریزا و واکنش های مرفوفیزیولوژیکی گاهی اوقات سیستم های میکوریزایی تغییرات مرفولوژی را در گیاه ایجاد می نمایند که سرانجام آن بهبود بقاء و رشد مناسب تر گیاه می باشد. کریشنا و همکاران و ( 1981 ) بیان داشتند که میکوریزا پیچش و زایه برگها را تغییر می دهد و گیاه این واکنش را در جهت تنظیم و محدودیت جذب تشعشع و برقراری تعادل انرژی در برگ انجام می دهد. در این شرایط گیاهان غیر میکوریزایی از زیادی جذب تشعشع و گرما بشدت آسیب دیده و کاهش رشد نشان دادند. آلن و همکاران ( 1982 ) گزارش کردند که تغییرات هورمونی در گیاه با آلودگی میکوریزایی در ارتباط است و تغییرات مرفولوژیک برگ را در نتیجه واکنش به تغییرات هورمونهای گیاهی گزارش کردند. همچنین این دانشمندان در سال 1980 افزایش غلظت سیتوکنین را در برگ ها و ریشه کراس ها که همزیستی میکوریزایی داشتند گزارش کردند. در ضمن در سال 1986 نشان دادند که در شرایط تنش خشکی میکوریزا فنولوژی گل را به تاخیر می اندازد.دز ضمن دانشمندان دیگری افزایش میزان کلروفیل را در گیاهان میکوریزایی گزارش کرده اند. میکروارگانیسم های حل کننده فسفاتهای نامحلول میکرو ارگانیسم های حل کننده فسفات بصورت ساپروفیت در منطقه ریشه ( ریزوسفر) فعالیت نموده و با مصرف ترشحات ریشه ترکیبات نامحلول فسفات ( مانند تری کلسیم فسفات ) را بصورت محلول قابل جذب گیاه در می آورند . این میکروارگانیسم ها با تولید و ترشح اسید های عالی اعم از مالیک ، سوکسینیک ، پیروپیونیک ، لاکتیک ، سیتریک ، کتوگلونیک ، در حلالیت فسفاتهای معدنی و کم محلول موثر می باشند و بعلاوه بسیاری از آنها با تولید آنزیم فسفاتاز آزاد شدن فسفر از ترکیبات آلی فسفر دار را موجب می شوند.  باکتری های ریزوسفری افزاینده رشد گیاه : باکتریهای ریزوسفری مواد سیدروفور بعنوان ریزوباکتری های افزاینده رشد گیاه توصیف می شوند.این گروه از حاصلخیز کننده ها با تولید ترکیبات آلی خاص که قادر به تشکیل کلات با آهن فریک هستند و می توانند در تامین آهن مورد نیاز موثر باشند. سیدروفورهای میکروبی مولکولهای آلی نسبتاً درشتی هستند که میل ترکیبی شدیدی برای پیوند شدن با +3Fe دارند و نوعی کلات آهن قابل جذب فراهم میکنند. این باکتریها بیشتر از جنس پسودوموناس بوده اما لیت انواع دیگر آنها در حال گسترش است. ثابت شده است که تولید و ترشح سیدروفورهایی مانند ریزوباکتین می تواند در شرایط کمبود آهن محیط در قابلیت جذب آن برای لگومینوزها موثر باشد. همچنین مشخص شده است که باکتری ریزوبیوم تریفولی در گره های ریشه شبدر علاوه بر تثبیت ازت خاک توانایی تولید سیدروفور داشته و تلقیح آنها به گیاه میزبان می تواند بطور چشمگیری در قابلیت جذب آهن خاک موثر باشد. گروه دیگر باکتریهای ریزوسفری به عنوان عامل بیو کنترل مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال برخی از سویه های ریزوبیوم می توانند با تولید متابولیت های سمی ( ریزوبیوتوکسین ) از ایجاد بیماری ریشه توسط قارچهای مانند فیتوفتورا و ریزوکتونیا جلوگیری کرده و در حفظ سلامتی گیاه موثر واقع شوند. سایر نقش های مفید باکتریهای ریزوسفری 1- تولید هورمون های رشد گیاه که نتیجه آن بهبود جذب آب و عناصر غذایی توسط گیاه است.2- تاثیر روی بهبود جوانه زنی و ظهور گیاهک : این تاثیر روی دانه گیاهانی مانند سویا و کلزا پی از تلقیح با پسودوموناس در کانادا گزارش شده است.3- تاثیر سینرژیستی با ریزوبیوم ها : مشاهده شده است که بذر لگومهای مختلف هنگامی که ضمن تلقیح با ریزوبیوم با باکتری های ریزوسفری تلقیح گردد موجب افزایش تعداد غده های ریشه و وزن آنها ،همین طور افزایش تثبیت ازت و بالا رفتن تولید محصول گیاهان لگومینوز شده است.4- تولید بذر ترکیبهای آنتی بیوتیک مانند باکتریوسین ها برای حذف عوامل بیماریزا و نیز تحریک ژنهای دفاع گیاه برای فعال شدن مکانیسم های انواع طبیعی میکروارگانیسم های تبدیل کننده مواد آلی زاید به کمپوست میکروارگانیسم ها شامل انواعی از قارچها و باکتری هاست که برای تبدیل سریعتر بازمانده های آلی و تولید کمپوست مورد استفاده قرار می گیرند. کمپوست یک کود آلی و حاصل از مجموع تغییر و تبدیلهایی است که روی انواع بازمانده های گیاهی و جانوری در نتیجه توالی فعالیت گروههای مختلف میکروارگانیسم ها بوجود می آید به این ترتیب فرآورده این فرآیند میکروبی می تواند یک کود بیولوژیکی ( زیستی ) محسوب شود. تولید کود آلی کمپوست بطریقه بیوتکنولوژیکی و از کلیه منابع آلی از جمله زباله های خانگی ، ضایعات کشاورزی ( باگاس نیشکر ، ضایعات پسته، چای و کاه و کلش غلات ، سبوس برنج و … ) و بازیافت فاضلاب های شهری و خانگی صورت می گیرد. در تولید آلی از اکتیواتورها یا تخمیر کننده های آلی استفاده می شود که شامل قارچهای جنس تریکودرها به عنوان عنصر تلقیح بر روی کمپوست و کود برگی است. گاهی از قارچها هومیکولا و آسپریلوس نیز به عنوان اکتیواتور استفاده می شود. این قارچها می توانند براحتی و به طور وسیع عمل تخمیر و تجزیه سلولز ، همی سلولز و لیگنین را انجام داده و تولید کمپوست بسیار مفید باشند. باکتریهایی مانند سلولرموناس وسیتوناگا نیز در تهیه کمپوست موثر هستند. شیرابه زباله نیز تولید می شود که برای تقویت خاک و افزایش عملکرد گیاهان بطور معنی داری موثری است. تهیه کمپوست از ضایعات کشاورزی نیز حائز اهمیت است به عنوان مثال اگر مقدار کلش برنج بطور متوسط حدود 5 تن در هکتار باشد با کمپوست کردن آن حدود 30 کیلوگرم ازت ، 5 کیلوگرم فسفر خالص ، 5 کیلوگرم گوگرد ، 75 کیلوگرم پتاسیم خالص و 250 کیلوگرم سیلیس در هکتار به خاک بر می گردد. کرمهای خاکی تولید کننده ورمی کمپوست ورمی کمپوست بطوریکه پیشوند این اصطلاح اشاره می دارد نوعی کمپوست تولید شده به کمک کرمهای خاکی است که در نتایج تغییر و تبدیل و هضم نسبی بازمانده های آلی در ضمن عبور از دستگاه گوارش این جانوران بوجود می آید. تولید ورمی کمپوست فن آوری استفاده از انواع خاصی از کرمهای خاکی است که بدلیل توان رشد و تکثیر بسیار سریع و توانایی قابل توجه برای مصرف انواع مواد آلی زائد، این قبیل مواد غالباً مزاحم را به یک کود آلی با کیفیت بالا تبدیل می کنند عبور آرام مداوم و مکرر از مسیر دستگاه گوارش کرم خاکی همراه با اعمال خرد کردن ، سائیدن، بهم زدن و مخلوط کردن که در بخش های مختلف این مسیر انجام می شود آغشته کردن این مواد به انواع ترشحات سیستم گوارشی مانند ذرات کربنات کلسیم ، آنزیم ها ، مواد مخاطی ، متابولیت های مختلف میکروارگانیسم ها دستگاه گوارش و بالاخره ایجاد شرایط مناسب برای سنتز اسیدهای هومیک در مجموع مخلوطی را تولید می کند که خصوصیاتی کاملا متفاوت با مواد فرو برده شده پیدا کرده است. فراورده ای که ورمی کمپوست خوانده می شود و از لحاظ کیفی ماده ای آلی با PH تنظیم شده سرشار از مواد هومیک و عناصر غذایی به فرم قابل جذب برای گیاه دارای انواع ویتامین ها ، هورمون های محرک رشد گیاه و آنزیم های مختلف است. از لحاظ ظاهری به صورت دانه ای شکل با رنگ تیره ، بدون بوی نامطبوع و دارای قابلیت عرضه تجارتی است.وجود 100 عدد کرم خاکی در متر مربع قادر به عبور دادن حدود 250 تن خاک در سطح یک هکتار در سال و حفر 4 تا 5 هزار کیلومتر راه و کانال در هکتار در سال است. در ضمن تولید کمپوست کرمها هم به مقدار بسیار زیاد تکثیر می شوند که پس از جدا کردن کود از این کرمها به عنوان یک ماده غذایی سرشار از پروتئین ( 54 تا 72 درصد پروتئین بر حسب وزن خشک بدن ) و حاوی اسیدهای چرب غیر اشباع ( 5/2 الی 3 درصد وزن خشک بدن ) املاح مفید مانند ید در صنایع مرغداری ، پروش ماهی و یا مخلوط کردن در جیره غذایی دام استفاده می شود.مهمترین گونه مورد استفاده برای تولید ورمی کمپوست ایسنیا فتیدا است که به دلیل سرعت رشد و تکثیر و توانایی کافی برای مصرف انواع مواد آلی زاید بیش از سایر انواع ، مورد استفاده قرار می گیرد علاوه بر آن از یک گونه اودریلوس که منشاء آن آفریقاست نیز استفاده می شود، تولید ورمی کمپوست بیشتر با استفاده از گونه های محلی از جنس های متافیر و آمینس انجام گرفته است از ورمی کمپوست فعلا بیشتر در سبزیکاریها ، خزانه و نهالستانها و به عنوان کود گلدانی برای پروش گیاهان زینتی استفاده می شود . در هند برای تولید قارچ خوراکی نیز توصیه شده است. در دهه‌های گذشته بدلیل مصرف کودهای شیمیایی اثرات زیست محیطی متعددی از جمله انواع آلودگی‌های آب و خاک و مشکلاتی در خصوص سلامتی انسان و دیگر موجودات زنده به وجود آمد. سیاست کشاورزی پایدار و توسعه پایدار کشاورزی، متخصصین را بر آنداشت که هر چه بیشتر از موجودات زنده در خاک در جهت تأمین نیازهای غذایی گیاه کمک بگیرد و بدین سان بود که تولید کودهای زیستی آغاز شد. نخستین کود زیستی در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت و از آن تاریخ به بعد سایر کودهای بیولوژیک ساخته شدند. اندامگان (ارگانیزم‌هایی) که در تولید کودهای بیولوژیک مورد استفاده قرار می‌گیرند عمدتاً از محیط زیست جداسازی می‌شوند. در شرایط آزمایشگاه در محیط‌های کشت مخصوص تکثیر و پرورش پیدا می‌کنند، آماده و مصرف می‌شوند.البته مصرف کودهای زیستی دیرینگی زیادی دارد. تولیدکنندگان محصولات برای تقویت زمین‌های کشاورزی، گیاه تیره‌ای به نام لگومینوز را کشت می‌کردند و بر این باور بودند که با کشت آن باروری خاک افزایش پیدا می‌کند. امروزه با افزایش تولید کشاورزی به جهت رفع نیازمندی‌های رو به رشد جمعیت در حال گسترش، نگرانی در مورد آینده تأمین غذا برای مردم مطرح گردیده است. آلودگی‌های آب، خاک، هوا و فرسایش خاک، مقاومت آفات به سموم و گسترش کود شیمیایی سبب گردید تا به جهت حفظ منابع به گذشته و کشت‌های صنعتی برگردیم. پس برای تولید محصولات سالم و پاک و در نتیجه انسان‌هایی سالم و با نشاط، هیچ راهی جز کشاورزی زیستی نداریم، کشاورزی زیستی و دامی. استفاده از فرآورده‌های گیاهی زیستی رابطه تنگاتنگ با تندرستی افراد جامعه دارد. با توجه به تقاضای روزافزون برای مصرف فرآورده‌های کشاورزی زیستی، که بنمایه آن بر مدیریت درست خاک و محیط رشد گیاه و درخت بنیان است، به گونه‌ای عمل می‌شود که در تغذیه گیاهان و درختان، تعادل بین عناصر مورد نیاز در خاک به هم نخورد و در هنگام رشد نیز، نیازی به استفاده از سموم و آفت‌کش‌ها نباشد. و در تغذیه خاک کشاورزی، به جای استفاده از کود شیمیایی ار کودهای طبیعی نظیر خاک برگ، جلبک و کودهای حیوانی و بیولوژیکی استفاده شود. در صورت نیاز به مبارزه با آفت‌ها نیز به جای کاربرد سموم و آفت‌کش‌های شیمیایی، از شیوه‌های زیستی همچون ریزاندامگان کارآ، کفشدوزک، زنبورها و باکتری‌ها و یا از ارقام مقاوم به آفت‌ها در کشت و زرع، بهره‌برداری می‌شود و در این نوع کشاورزی از دانه‌های اصلاح شده ژنتیکی و در معرض تابش پرتو قرار گرفته استفاده نمی‌شود. از اینسو، محصول نهایی که به دست مصرف کننده می‌رسد بدور از باقیمانده‌های سمی و شیمیایی و ماده نگه‌دارنده خواهد بود. از سوی دیگر، فرآورده‌های خوراکی با کیفیت، که محصول کودهای زیستی است نه تنها باعث رضایت مصرف کنندگان می‌شود بلکه تأمین و تضمین سلامت جسمی آنان را نیز در پی دارد. گیاهان نیز مانند انسانها برای رشد و نمو به ومواد غذایی نیاز دارند . فتوسنتز تامین كننده كربوهیدرات است و به علاوه لازم است عناصر معدنی خاصی از محیط ریشه جذب گیاه شود . جذب عناصر توسط ریشه گیاهان به صورت اختصاصی نیست , به این معنی كه وود عناصر در گیاه دلیل بر ضروری بودن آن برای رشد و نمو نیست . گیاه قادر به تشخیص مواد جذب شده از خاك نیست , چون اگر چنین بود علف كش ها را جذب نمی كرد . شرایط ضروری بودن عناصر این است كه فقدان عنصر , رشد زایشی و رویشی را با مشكل مواجه كند . با به كار بردن عنصر علایم كمبود بر طرف شود و عنصر مستقیما در تغذیه گیاه  نه در فعالیت های شیمیایی یا میكروبیولوژی خاك یا محیط كشت موثر باشد . برخی از حشره كش ها كه به خاك اضافه می شود از طریق سیستم آوندی به تمام قسمت های گیاه منتقل و در اثر تغذیه حشره از شیره گیاه منجر به مرگ آن می شود . 90 در صد وزن گیاه را آب و 90 در صد وزن ماده خشك را كربن , هیدروژن و اكسیژن تشكیل می دهد و 10 درصد باقی مانده را 14 عنصر ضروری تشكیل می دهد .  این عناصر شامل عناصر پر مصرف و كم مصرف و كلر و سدیم  می باشد . عناصر پر مصرف :  نیتروژن , فسفر , پتاسیم , كلسیم  ,منیزیم , گوگرد .  عناصر كم مصرف : آهن , بر , منگنز , مس , روی , مولیبدن , كلر . توزیع مواد معدنی در گیاه : اگر برگ در دمای 500 درجه سانتی گراد به مدت 4 سات قرار داده شود مشخص می شود كه 95 – 90 درصد برگ را آب تشكیل داده است و دارای 10 – 5 درصد ماده خشك می باشد  و 25 – 1 درصد ماده خشك را مواد معدنی تشكیل می دهد . میزان مواد معدنی بستگی به نوع اندام یا بافت و سن آن دارد . میزان مواد معدنی در بذر بیشتر از میوه و در ریشه كوچك , بیشتر از ریشه بزرگ می باشد. دی اكسید كربن خاك در تركیب با آب تشكیل اسید كربنیك می دهد كه باعث شكستن مواد آلی خاك , ذرات خاك . كود ها می شود و باعث آزاد شدن یون ها و جذب آن ها توسط ریشه می گردد.                       ظرفیت تبادل كاتیونی : ظرفیت تبادل كاتیونی به میزان بار منفی ذرات خاك مربوط می شود . بر حسب واحد اكی والان بر 100 سانتی متر مكعب بیان می شود . چون غلظت اكثر عناصر غذایی در داخل ریشه بیشتر از محیط رشد است . برای جذب مقادیر اضافی نیاز به انرژی است كه از طریق شكستن قند حاصل می گردد . میزان تبادل كاتیونی رس بیشتر از مواد آلی است . شاخص شوری : اصولا كودها حاوی نمك هستند و وقتی به خاك اضافه می شود میزان نمك خاك را افزایش می دهند. انتخاب كود مناسب كمك می كند تا غلظت نمك خاك در حد پایین حفظ شود . منظوراز شاخص شوری اثری است كه كود های مختلف روی میزان شوری خاك دارند. شاخص شوری نتیترات سدیم را 100 در نظر می گیرند و شاخص شوری سایر كودها را بر اساس آن رتبه بندی می كنند . صدمه شوری به گیاهان: میزان غلضت املاح موجود در خاك و سلول های ریشه تعیین كننده انتقال مواد از محلول به داخل گیاه است و جریان آب به طرف غلظت بیشتر املاح بوده كه معمولا میزان آن در محیط خاك بیشتر از سلول های ریشه بوده و از این جهت جریان مواد از محیط ریشه به داخل سلول های گیاه است . معمولا صدمه شوری اسمزی است . در اثر افزایش غلظت نمك در محیط ریشه آب از سلول های ریشه به محیط ریشه كشیده می شود در نتیجه محتوایی سلول به خارج ازآن كشیده می شود و گیاه دچار پلاسمولیز می شود . وقتی كه پلاسمولیز در تعداد زیادی از سلول های گیاه روی می دهد خشكی فیزیولوژی اتفاق می افتد و سلولهای ریشه دچار كم آبی شدید می شود . روشهای كاهش نمك بستر محیط ریشه : برای كاهش میزان شوری خاك باید كود های شیمیایی را به مقدار مناسب مصرف كرد . اگر غلظت نمك به حدی برسد كه باعث كاهش رشد شود , باید خاك را شستشو داد تا نمك اضافی از خاك خارج شود . میزان آب مورد نیاز 203.8 – 122.8 لیتر آب در هر متر مربع بستر می باشد و پس از 30 دقیقه دومین آبیاری باید انجام شود تا نمك ها از خاك خارج شود. اگر میزان نمك خاك خیلی زیاد باشد سومین و چهارمین آبیاری نیز مورد نیاز می باشد . زهكشی مناسب خاك باعث خروج نمك ها می شود . به طور كلی میزان نمك های قابل حل در خاك می تواند توسط آبیاری كافی و استفاده از محیط كشت با زه كشی مناسب كنترل كرد .   برگرفته شده از سایت http://www.boshraamin.com/?p=1634       باتشکر کشاورزی پایدار

    تاريخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 12:46 | نویسنده : قاسم |
    سموم کشاورزی(آفت کشها) کاربرد و خطرات
    هرچندکنترل عامل بیماریزا ( با استفاده ازآفت کش ها) در بخش کشاورزی سودمند است ولی آفت کشها باعث ایجاد بیماری و مرگ درانسان‌ها می‌گردند،این مشکلات ناشی از شرایط مختلف تماس مستقیم و غیرمستقیم انسان با آفت‌کش‌ها می باشد.

    مستعدترین افراد آنهایی هستند که در تماس مستقیم با این چنین مواد شیمیائی‌اند که همان کارگرانی هستند که در بخش کشاورزی در معرض سموم آفت کش می باشند و یا اینکه در کارخانه تولید سم کار می‌کنند،کارگرانی که سموم آفت‌کش را مخلوط،حمل یا در مزرعه بکار می‌گیرند در معرض و تماس شدید آفت‌کش‌ها قرار دارند و اولین محل تماس سم در انسان پوست می باشد، اگر همین کارگران به لباس محافظ سم در زمان استفاده از مواد شیمیایی مجهز نباشند جذب آفت‌کش‌ها از طریق پوست می تواند چشمگیر و قابل ملاحظه باشد.

    به محض اینکه پوست در معرض سم قرار می گیرد ، ممکن است سم در بدن جذب یا تنها در سطح پوست باقی بماند.اثرموضعی عمومی که از تأثیرسم بر روی پوست دیده می‌شود ، مشکلاتی از قبیل درماتیت‌ها (حساسیت‌های پوستی ) می باشد.جذب آفت‌کش در بدن می‌تواند باعث بروز مشکلاتی برای سلامتی انسان بشود: از قبیل سوزش چشم ، در حالت جذب بیشتر مشکلات دستگاه تنفسی با مسمومیت سیستمیک که درآخر ممکن است به مرگ بیانجامد.

    تماس غیر مستقیم با آفت‌کش ها ناشی از خوردن غذاهایی است که سموم آفت‌کش در آن نفوذ کرده‌اند و می تواند باعث افزایش مواد سمی در بدن انسان گردد،که معمولاً وابسته به بودن درازمدت در معرض این آفت کش‌ها می باشد که ممکن است منجر به بیماری شود ویا اینکه نگردد.

    بدن انسان یک سازواره ( ارگانیسم) بیوشیمیائی خیلی پیچیده‌ای است که براحتی خودسازگار وانعطاف پذیرمی‌شود و آن دارای سیستم تنظیم کننده متعددی است ، تا مطمئن سازد که تمام اجزاء بدن در پاسخ به شرایط بیرونی کاملاً درست ایفای نقش می‌کنند.

    این نوع تنظیم ،خودپایداری ( هوموستازی ) شناخته شده است و برای تمامی فرآیندهای بدنی معمولاً بدون اطلاع و آگاهی یا تأملی روی اعضاء بدن ما اتفاق و بروز می نمایند ، وقتی در تأثیر شرایط محیطی بیرونی ( همچمون گرما یا سرمای زیاد ) یا شرایط درونی ( بیماری یا مسمومیت ) که سیستم‌های بدن نمی‌توانند بوسیله مکانیسم‌های عادی تنظیم گردند ، علائم ( ناراحتی ) غیر معمول و بیماری ظاهر می‌گردد. انواع اثرات فیزیکی (علائم ونشانه ها) که مشاهده یا احساس می گردند به انواع استرسی‌که بدن در معرض آن قرار می‌گیرد بستگی دارد،برای اینکه داخل بدن ارتباط درونی پیچیده بسیار زیادی بین سیستمها وجود دارند و یک تغییر جزئی درهرسیستم ممکن است در سیستم های دیگر بدن اثرات متعددی را بوجود آورد.

    بعلاوه انواع واکنش ها به مریضی محدود هستند بنابراین نشانه‌ها و علائم مریضی اغلب کاملاً شبیه به انواع مختلفی از عوارض بیماریها هستند بعنوان مثال : سردرد،تب،تهوع،استفراغ و اسهال علائم عمومی غیرخاص بیماری هستند که در شرایط متفاوت ایجاد میگردند ، لازم بذکر است بطورمعمول اغلب واکنش های فیزیولوژیکی به بیماری ، با شیوه های متعددی برای کمک به تشخیص عوامل واقعی بیماری توسعه یافته اند.

    خودپایداری (هوموستازی) بدن می تواند بوسیله عکس العمل فیزیکی و یا بیولوژیکی بدن به استرس‌های اولیه بهم زده شودکه به ماهیت درونی عامل و همچنین به درجه و مدت استرس بستگی دارد، وقتی استرس بسیار شدید یا مدت‌دار باشد خودپایداری وخودتنظیمی نمیتواند حفظ یا بازگردانده شود و بیماری در این زمان بروز می نماید.مسمومیت بوسیله عوامل شیمیائی چیزی کمتراز بیماری ناشی از مواد شیمیائی نبوده و علائم مسمومیت شیمیائی اغلب شبیه علائمی هستند که بوسیله عوامل بیولوژیکی مثل باکتری ها و یا ویروس‌ها بروز می نمایند.

    برای تفهیم بهتر اینکه مریضی چطوری در تماس با موادشیمیائی (مواد سمی ) در انسان عارض می شود ما اول بایستی بدانیم که آفت کش هاچطوری در داخل بدن عمل می‌کنند.
    __________________
    آفت کش‌ها چطوری به انسان تأثیر می گذارند.

    آفت‌کش‌ها با تغییر سرعت فعالیت‌های مختلف بدن ، افزایش آنها ( بعنوان مثال: افزایش تپش قلب و تعریق ) یا کاهش آنها ( توقف کامل تنفس) عمل می‌کنند.

    بعنوان مثال ، جمعیت قرارگرفته در معرض سمپاشی با حشره‌کش مالاتیون بر اساس تجربه می‌تواند سبب تعریق گردد،این نتیجه در اثر یک سری از رخدادهای فیزیولوژیکی در بدن می باشد که به عنوان پاسخی به موادشیمیائی وارد شده در بدن است و در ابتدا سبب عدم فعالیت بیوشیمیائی آنزیم می‌گردد.در نتیجه :

    1- این تغییر بیوشیمیائی به تغییر سلولی می انجامد (در این حالت افزایش فعالیت عصبی )

    2- تغییر سلولی سپس موجب تغییرات فیزیولوژیکی می‌شود که علائم مسمومیت مشاهده یا در سیستم‌های فیزیولوژیکی خاص بدن(اندام ها یا دستگاه‌های بدن) احساس می شوند(در این حالت فعالیت غدد تعرقی ) در ادامه نیز توسعه بنیادین اثرات مذکور از بیوشیمیائی به سلولی و آنهم به فیزیولوژیکی در اغلب مسمومیت‌ها بدین شکل بروز می‌نماید.

    بسته به مکانیسم بیوشیمیائی ویژه یک فعالیت ، یک سم ممکن است اثرات خیلی وسیعی در داخل بدن داشته باشد، ویا امکان دارد سبب تغییر خیلی محدودی در فعالیت ‌های فیزیولوژیکی در یک ناحیه خاصی ازبدن یا اندامی گردد. سم مالاتیون به سادگی سبب غیر فعال شدن یک آنزیم می‌شود که رابط بین اعصاب است ، آنزیمی که توسط سم پاراتیون ویا دیگر آفت‌کش‌ها غیر فعال می گردند در بدن معمول است و بنابراین تنوع اثرات روی اکثر سیستمهای بدن در کنار تعریق مشاهده می‌شوند.
    __________________

    (سمیّت ) :

    سمیّت واژه عمومی است که شامل اثرات زیان‌آوری است که توسط آفت‌کش‌ها ایجاد می‌شود این اثرات زیانبار می‌تواند، شامل گروهی از علائم ساده همچون سردرد،تهوع ودر حالت شدید مثل‌کما،تشنج و حتی مرگ باشد. مسمومیت بطور نرمال به چهار نوع تقسیم می‌شود، که به میزان قرارگیری در معرض یک آفت‌کش و مدت زمان تماس با سم بستگی دارد تا علائم مسمومیت توسعه و بروز نماید ( مسمومیت مزمن و مسمومیت حاد ).

    در ابتدا چنین است در نتیجه قرارگیری کوتاه مدت در معرض سم و اتفاقی که در داخل یک دوره زمانی کوتاه مدت بطور نسبی در داخل بدن اتفاق می افتد ، در صورتیکه در حالت درازمدت در نتیجه قرارگیری در معرض سم در دوره زمانی بلندمدت مسمومیت رخ می‌دهد.

    اغلب مسمومیت ها بهبودپذیر هستند و باعث صدمه دائمی نمی‌شوند اما ممکن است بهبود کامل در درازمدت حاصل آید، اگرچه بیشتر آفت‌کش ها ممکن است باعث بروز صدمات دائمی و غیرقابل برگشت و بهبود پذیر باشند، آفت‌کش ها می توانند بر روی یک سیستم و عضو خاصی در بدن تأثیر بگذارند یا آنها ممکن است مسمومیت ویژه‌ای را با تأثیرگذاری روی تعدادی از سیستم را ایجاد نمایند.معمولاً نوع مسمومیت به گروه‌های دیگری نیز تقسیم میشوند ،که بر اساس تأثیرگذاری آن بر سیستم ها و دستگاه‌های عمده بدن قرار دارند ، تعدادی از آنها در جدول شماره یک لیست گردیده‌اند.

    بجهت اینکه سیستم بدن تنها بطور معدودی واکنش به استرس های شیمیائی و بیولوژیکی دارد،آن یک فرآیند پیچیده‌ای است ، علائم و نشانه‌ها را جور میکند و عامل اصلی بیماری انسانی یا مریضی را تعیین می‌کند ،در بیشترحالات تعیین اینکه آیا مریضی بوسیله قرارگیری در معرض موادشیمیائی بوده یا توسط یک عامل بیولوژینیققخ داده (مثل ویروس آنفلوآنزا ) غیر ممکن است.

    تاریخ در معرض قرارگرفتن و تماس با یک ماده شیمیائی یک سرنخ مهم در کمک به تعیین عامل بیماری است،اگر چه تاریخچه بطور قطعی نمی‌تواند ثابت کند که ماده شیمیائی عامل بیماری شده است، برای ثبوت رابطه علت و معلول خیلی مهم است که ماده شیمیائی در بدن در جریان خون یافت شود به اندازه‌ای که باعث بیماری می‌شودو به میزانش پی برده شود،اگر ماده شیمیائی اثر بیوشیمیائی با ردگیری آسان و خاصی را ایجاد می کند ( ممانعت آنزیم استیل ـ کولین استراز ) نتیجه تغییر بیوشیمیائی در بدن ممکن است در ثبوت قطعی عامل بکارگرفته شود.مردم در تماس با مواد شیمیائی اغلب در ضمن کارکردنشان بیمار میشوند و بایستی احتیاطات لازم پزشکی به پزشکشان در خصوص تماس قبلی شان با مواد شیمیائی ( مسمومیت ) گفته شود.
    __________________

    فاکتورهای تعیین کننده برآمد مسمومیت آفت کش :

    اگر جذب آفت کش یک واقعیت ثابت شده است امکان دارد مقدار سم جذب شده برای ایجاد مرگ کافی گردد که به مقدار ترکیب اصلی سم (سمیت ) دارد.

    راه‌های مختلف اندازه گیری سمیت مواد شیمیائی توسعه یافته است و اندازه گیری این فاکتور شامل دز کشنده صددرصد یا ld50 است . واژه ld50 بیان می کند شدت سمیتی که از طریق جذب پوستی و دهانی برای کشتن 50% کل حیوانات تحت آزمایش نیاز است. معمولاً اطلاعات حاصله از مطالعات آزمایش ها طبقه بندی آفت کش را در ارتباط با درجه سمیت فراهم می کند که آفت کش های خیلی سمی ld50 خیلی کمتری دارند .هرچندآن بایستی ارزشش از ld50 گفته شود ولی بهتر بود از روی احتیاط تفسیر گردد ، نظرباینکه تفاوت وسیعی در پاسخ بین گونه‌های موجودات زنده وجود دارد.

    دز آفت‌کش ، تاحدودی برآمد مسمومیت ایجادشده بوسیله سم را تعیین می‌کند. اگر دز بیشتری از سم جذب بدن شده باشدمسمومیتی‌که بوجودمی‌آید نه تنها درترکیبات نسبتاً سمی بلکه برای ترکیبات با سمیت پایین نیزجدی خواهد بود .کنترل دز،اساس ایمنی استفاده از آفت کش‌هاست خیلی مهم است که توجه داشته باشیم که چه مقدار دزی از یک ماده مضره معمولاً کشنده است ، بطوردیگر دز خیلی پایین اغلب آفت کش های سمی بدون تأثیر است.

    بروز علائم سمی آفت کش ممکن است ‌چندان هم تنها به دز بستگی نداشته باشد بلکه به مدت قرارگیری در معرض سم نیز بستگی داشته باشد.برای اکثر آفت‌کشها اثرات سمی مشاهده شده از تماس کم با سم ممکن است کاملاً متفاوت از تماس های تکراری با سم باشد.

    بیشتر علائم تماسهای تکراری با سم به آرامی توسعه می یابند ودربیشتر موارد ممکن است علائم مسمومیت مشابه با علائم بیماریهای مزمن باشد که تشخیص اینکه مورد مسمومیت است یا بیماری را با مشکل مواجه می‌سازد.

    تعیین‌کننده نهائی برآمد مسمومیت ایجاد شده توسط سم ، مسیر ورود سم به بدن است ، مسمومیت از طریق آفت کش از طریق خوردن ، استنشاق یا جذب از راه پوست می باشد.بیشتر مواد شیمیائی بعنوان مثال ،سم مالاتیون توسط هرسه روش تماس با سم در دزبالای سم بطوریکسان ایجاد مسمومیت می‌کند و توسط هرسه روش تماس با سم صرفنظر از مدت قرارگیری در معرض سم و مقدار دز سم بطور یکسان ایجاد مسمومیت نمی کند.

    تماس و نفوذ پوستی عمومی ترین راه نفوذ سم به بدن می باشد و اگر مقدار معینی از آفت کش به بدن وارد شده باشد اثرات سمی بطور عادی دیده خواهند شد. رویهمرفته تعدادی از آفت کش های شناخته شده از طریق پوست در مقدار بیشتری جذب شوند تقریباً کم است،اثرات مشاهده شده در اکثر حالات معمولاً محدود به پوست با علائمی همچون خارش و حساسیت پوست می باشند .

    علائم عمومی مسمومیت

    اندام های تحت تأثیر
    در بدن

    طبقه بندی مسمومیت

    سوزش،سرفه،خفگی وتنگی نفس
    تهوع،استفراغ و اسهال
    پشت درد،اوره بیشتر یا کمتر از حد نرمال
    سردرد،سرگیجه،اختلالات رفتاری،افسردگی و تشنجات اغمائی
    کم خونی (خستگی و ضعف)
    خارش ،سرخی و تورم
    ناباروری و سقط جنین

    بینی،نای و شش‌ها
    معده و روده
    کلیه‌ها
    مغز و نخاع
    خون
    پوست و چشم‌ها
    تخمدان‌ها ، بیضه‌ها

    تنفسی
    گوارشی
    داخلی
    عصبی
    خونی
    پوستی
    تولیدمثل
    __________________
    نحوه استفاده آفت کش های شیمیائی:

    تمامی آفت کش‌های شیمیائی بایستی با احتیاط بکار برده شوند ،برای استفاده مطمئن و دائمی از تمامی مواد شیمیائی عناوین ذیل را رعایت کنید.

    1- همیشه قبل از استفاده مواد شیمیائی برچسب روی آن را بدقت خوانده وطبق دستورالعمل اجراکنید.

    2- آفت کش‌ها را بدور از دسترس کودکان نگهداشته و در ظروف سربسته برچسب دار نگهداری نمائید.

    3- از کشیدن سیگار در زمان سمپاشی یا گردپاشی خوداری کنید چون اکثر مواد شیمیائی قابل اشتعال هستند.

    4- از لباس‌های محافظت کننده و ماسک استفاده نمائید آستین ها کاملاً کشیده در پایین دست و یقه را کاملاً ببندید، در صورت ریخته شدن مواد سمی روی پوستتان فوراً آن را با آب و صابون بشوئید.

    5- دستانتان را بعد از سمپاشی یا گردپاشی و قبل از غذاخوردن یا سیگارکشیدن بشوئید و لباستان را تعویض نمائید.

    6- اگر شمادرزمان استفاده از آفت کش یا کمی بعد از آن احساس ناخوشی کردید سریعاً به پزشک مراجعه نمائید.




    در طی پنجاه سال گذشته، آفتکشها جزء ضروری دنیای کشاورزی بوده اند. گرچه تقاضا برای تولید و توزیع آفتکش که باعث افزایش بهبود کیفیت و کارایی کشاورزی می شود محرز است. ولی احتمال بکارگیری نابجا و غیر معقول، بسیار زیاد می باشد. یکی از مهمترین نکات سازمان بهداشت جهانی، مسئله آفتکشها می باشد. افزایش جمعیت و بدنبال آن افزایش مصرف مواد غذایی، بویژه محصولات کشاورزی، کشاورزان را بر آن داشته است که میزان محصولات خود را افزایش دهند. افزایش کشت محصولات متعاقباٌ افزایش سموم آفتکش را به همراه داشته است. به دلیل بی توجهی کشاورزان در مصرف سموم، ریزشهای جوی و چندین عامل دیگر سموم کشاورزی وارد آب رودخانه ها و دریاها می شوند. در این خصوص افزایش آگاهی متخصصین و به طور کلی عموم مردم از خطرات ناشی از تماس کوتاه مدت و دراز مدت، شامل سرطانزایی، بیماریهای سیستم عصبی ، تنفسی و زادآوری و ... توجه عموم و دولتمردان را به خود جلب نموده است. امروزه آلودگی محیط زیست به صورت یک مسئله جهانی درآمده است. برای مثال آب یکی از اجزاء تشکیل دهنده مهم در چرخه زندگی محسوب می شود. اهمیت کیفیت، نگهداری و توسعه آن به طور پیوسته در حال افزایش می باشد و سموم دفع آفات نباتی یکی از اصلی ترین آلاینده های آب به حساب می آید.
    __________________
    با توجه به اینکه هرساله زراعت‌های بهاره ودرسال های اخیر جالیز وصیفی جات (خربزه ،هندوانه،گوجه فرنگی و خیار ......) در منطقه مغان بویژه حوزه پارس‌آباد در سطح وسیعی بطور شخصی یا غیرشخصی کشت میگردد و همگان به هرنحو ممکن سعی دارند در این کوتاه مدت سودکلانی از فعالیت برمحصولشان مخصوصاً در اراضی اجاره‌ای داشته باشند، دراستفاده بیشتر از هرنهاده‌ای بویژه کود‌های شیمیایی و علی الخصوص انواع سموم شیمیائی دریغ نمی ورزند وبه جرأت می‌توان گفت،شاید کمترزارعی آن هم به جهت عدم توان مالی از سموم استفاده نکند بلکه به وفور وبا شدت تمام مغان در بهار و تابستان بصورت زمینی و هوایی جالیز ، صیفی جات، باغات و زمین های زراعی‌اش سم باران میشود.
    بدون اطلاع ازعواقب کار چه ازلحاظ آلودگی محیط زیست وتأثیرآن برانسانی که تمام تلاشش این است سالم بماند، شدیداً در مصرف سموم شیمیائی از همدیگر پیشی می‌گیرند. شاید بهتر است به خصوصیات شیمیائی سموم واثرات خطرناک آن از گفته بزرگان شروع بکنیم.
    دکتر فرانسیس ری از دانشگاه فلوریدا اظهار میدارد که ما باافزودن موادشیمیائی به غذاهای خودمان امکان بروز سرطان را افزایش می دهیم.
    دکتر هاریوگریوز نظر براین دارد که بین سموم سیمیائی و سرطان خون ، سرطان های دستگاه گوارشی یا دیگر اختلالات خونی رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.
    تا دیروز زندگی بشر مملو از ترس از بلایایی جهان گستر چون وبا، حصبه ، تیفوس و طاعون بود ، اکنون خوشبختانه این بیماریهای مهلک که روزی همه جاگیر بودند با پیشرفت دانش پزشکی و رعایت اصول بهداشتی دیگر موجب نگرانی نیستند،امروزمانگران صدمات متفاوتی هستیم که در محیط زیست ما در کمین نشسته‌اند صدماتی که محصول پیدایش و تکوین شیوه زندگی جدید خود بشر هستند، نمونه‌اش پیدایش همین آفت کش‌های قوی است.درست است که هدف از کاربرد سموم شیمیائی نابودی حشره آفت یا کنترل بیماری گیاهی است ولی می‌توان گفت که این همه سموم خطرناک که در حال حاضر مصرف می شوند تنها آفت کش نیستند بلکه زندگی کش و زیست کش هستند.
    این همه خطر کردن پس به خاطرچیست ؟
    درست است که مصرف موادشیمیائی آفت کش را مجاز شمرده‌ایم ولی بدون آنکه پیشاپیش تحقیقی دقیق از تأثیر آن بر جامعه اکولوژیک و زیستی بشر داشته باشیم و آموزش ها ، هشدارهای زیستی ،خطرات و مضرات جانبی مصرف سموم را گوشزد نموده و آگاهی داده باشیم ، بی مهابا نسبت به توصیه مصرف وفروش سموم تأکید داریم و قوانین و مقررات کنترلی در مصرف سموم و مجازبودن آن چندان محکم و استوار نیستند.ایمنی وبهداشت در کارخانه و حتی زمان سمپاشی به نحومطلوب و سختگیرانه اعمال می‌شود ولی در زمان سمپاشی و بعدازسمپاشی هیچ کنترل و آزمایشی در خصوص مضرات سموم برای جوامع اکولوژیکی و زیست محیطی انجام نمی گیرد و شاید تنها به کم خطر بودن سموم خود را راضی می کنیم چون چیزی بطور آنی مشاهده نمی گردد.

    آموزش زارعین منطقه از ماندگاری سموم در خاک ، محصولات صیفی و جالیز،فاصله سمپاشی تا برداشت محصول (دوره کارنس ) ودرصد خطر سموم ضروری است ،همه سعی بر این دارند از بهترین و قویترین حشره‌کش ها و قارچ کش‌ها در کنترل آفات و بیماریهای محصولاتشان استفاده نمایند تا سرمایه ریالی افزایش یابد ، ولی ازآنچه که سموم شیمیائی بطور نهفته با جان و روان بشر میکند چندان خبر ندارند و تنها علائم حاد مسمومیت را مسموم شدن و حالت تهوع می دانند و دیگر هیچ........ .
    محصولات کشاورزی وبخصوص صیفی جات و میوه‌جات، بدون اطلاع از تأثیر نهایی سمپاشی ها مکرراً سم باران می شوند در یک دوره بهره برداری از جالیز یا صیفی جات یا مزارع ذرت تا 15 بار سمپاشی صورت می گیرد وبرای حصول اطمینان از مؤثربودن سمپاشی و گریز از هزینه اضافی دز مصرفی سم را گاه تا چندین برابر حد مجاز مصرف بالا می برند و بین زمان آخرین نوبت سمپاشی و برداشت محصول فاصله زمانی مجاز را رعایت نمی کنند ، بعنوان مثال ؛ در مورد محصولاتی مثل خیار که رشد سریع و محصول پیوسته دارد گاهاً بلافاصله پس از سمپاشی( بویژه سموم قارچکش) محصول را جمع آوری و بدون آزاد گذاردن در هوای آزاد درون کیسه‌های پلاستیکی کرده و روانه بازار و مورد مصرف عموم قرار می دهند که مصرف کننده نیز همیشه به دنبال محصول تازه است آن را مورد تغذیه قرار میدهد که زمانی کمتر از 12 ساعت را شامل میشود،ودر این مورد برای سنجش وجود باقی مانده سم نیازی به استفاده از دستگاه‌های حساس و پیچیده نیست حس چشایی مصرف کننده خود به طعم سم در محصول گواهی می‌دهد.

    تجمع مواد سمی در غذا ، آب ، زمین و هوا یکی از بحث‌های روز وخطرناک سموم برای سلامتی محیط زیست و بشر است ، براساس گزارشات آماری از سراسر جهان تعداد مسمومیت با عوامل آفت کش بیشتر ازپانصد هزارمورد در سال و همراه با بیش ازبیست هزار مورد مرگ می‌رسد. با توجه به اینکه اثرات خطرناک زیستی سموم در درازمدت بطور تجمعی در بدن انباشته می‌شود و صدمات وارده بر فرد ممکن است متناسب با جمع مقدار سم دریافت شده در طول عمر باشد به همین دلیل است که خطر نادیده گرفته می‌شود.

    به قول دکتر رنه بوس : انسانها طبیعتاً بیشتر متوجه بیماریهایی هستند که علائم آشکار دارند در حالی که بعضی از بدترین دشمنان ما آهسته و بی خبر به سویمان می خزند.
    فاکتور مهم در مسمومیت مزمن آفت کش ها دارابودن تجمع طولانی مدت در بدن است و این تجمع مواد سمی در بدن در تمامی افراد به واسطه تماس مستقیم وحتی بطور غیرمستقیم از طریق غذا ، تنفس یا جذب پوستی به چشم می‌خورد.
    __________________
    امروزه هیچ کس به کارآیی آفت‌کش‌ها در حفاظت از محصولات زراعی شکی ندارد ،موضوع قابل بحث این است که اهمیتی که به افزایش عملکرد وسود تولید داده می شود اگر به همان اندازه به سلامت خود وشهروندان ومحیط زیست اعمال گردد جلوی بسیاری از خطرات اجباری ،ارادی و غیرارادی گرفته می‌شود.استفاده گسترده ، روزافزون ونابجا از آفت‌کش های سمی بابروز بیماری‌های خطرناکی چون سرطان خون ،سرطانهای دستگاه گوارش و سایر اختلالات فیزیولوژیکی در بدن انسان در ارتباط می باشد وبه عناوین مختلف به ثبوت رسیده است و موضوع از حرف و حدیث گذشته و ضرورت توجه عام و خاص را به اهمیت حیاتی وزیستی مسمومیت های ناشی از سموم را دوچندان کرده است،همه آفت‌کشها بدون استثناء وبا نسبت های متفاوت روی تعدای از ارگانیسم ها ، اندام‌ها و فرآیندهای حیاتی انسان اثرات سمی و مضر دارند که با رعایت اصول بهداشتی شاید بتوان حداقل از کم خطرترین آنها به نحوی مصون و ایمن ماند.

    واقعیت این است که تقریباً 90 درصد کلیه قارچ‌کشهای مورد مصرف در کشاورزی در مدلهای حیوانی سرطانزا می‌باشند هنوز این مسئله بزرگ توجه عمومی را بخود جلب نکرده است ،یک بررسی روی یازده نوع از قارچ‌کشها نشان داده است که هرچند این موادتنها10 درصد از موادشیمیائی مورد استفاده به عنوان آفت کش را در سال تشکیل می دهند ولی در کل عامل 60 درصد از سرطانهای شایع دستگاه گوارش هستند ،دربعضی از محصولات کشاورزی سمومی مثل کاپتان ،مانکوزب، بنومیل ، کالکسین ، تیلت ،آلتو و..... هرچندمسمومیتی که قابل دیدن باشند را دارا نیستند ولی درکل در درازمدت سرطانزا هستند وخطرات زیست محیطی زیادی دارند.
    برای ایجاد مسمومیت در بدن لارم است میزا ن سم در بدن حداقل به یک غلظت خاصی برسد تا علائم مسمومست در بدن ظاهرشود اما برای مواد مسموم کننده ژنتیکی و مختل کننده هورمونها یک آستانه واقعی که هیچگونه خطری پائین تر از آن نباشد وجود ندارد.
    دانشمندان بر اساس دانش کنونی به این نتیجه رسیده اند که حتی یک دز خیلی کم از عامل شیمیایی مسموم کننده ژنتیکی میتواند باعث تبدیل یک سلول سالم به یک سلول بدخیم بشود.
    اندازه گیری وسنجش ریسک سرطان در انسان ناشی از سموم شیمیائی بدلیل طولانی بودن دوره تکمیل فرآیند سرطانی شدن و ناشناخته بودن دوره کمون و ظهور تومور به صورت بالینی و همچنین تفاوت استعدادهای ژنتیکی افراد گوناگون با یکدیگر معمولاً دشوار است عملاً این طولانی بودن و عدم ظهور زودهنگام بیماری یک امنیت کاذب ونسبی به حضور بیشتر در محیط سمی و منطقه سمی کشاورزی و مزرعه می دهد ، واقعاً ذخیره سموم در بدن حتی به مقدار کم ،تجمع تدریجی آن ودر نتیجه اختلالات وارده بر جگردیگر غیر قابل انکار است که مشکلات ونارساییهای خونی را سبب گردیده و امکان بروز سرطان های شایع را تسهیل می سازد.
    شاید بهتر است بطور اجمال به علائم مسمومیت های مزمن و حاد تأثیرگرفته از تمامی گروه‌های سموم شیمیایی مورد مصرف در کشاورزی را خاطر نشان گردم تا به سرانجام این طوفان مصرف سم واستفاده نامعقول آن اندکی بیشتر اندیشه کنیم وهمه چیز را به قضای الهی نسبت ندهیم.
    با عنایت به این مورد که میزان وقوع مسمومیت ناشی از درمعرض قرارگرفتن با سموم شیمیائی در کشورهای درحال توسعه 13 برابر از مورد کشورهای کالاً صنعتی می باشد که خود 85 درصد از تولید جهانی آفت‌کش ها را مصرف می کنند. دلیل آن مشخص و مبرهن است آموزش و آگاهی دادن به جمعیت وافراد مشغول در حوزه فعالیت های کشاورزی و سموم شیمیائی.
    مسمومیت ها بیشتر از راه تنفس، تغذیه محصولات گیاهی با باقیمانده مجاز سم بالا واستنشاق بخارات سم می باشد وبه حالت آلودگی نیز بیشتر منشاء پوستی دارد البته این مسمومیت‌ها ارادی و به اختیار انسان نمی باشد به نحوی است که خواسته یا نا خواسته در معرض سموم شیمیایی بوده و می باشد در اینجا برای تفهیم بهتر به علائم کلی مسمومیت ها اشاره می گردد.
    علائم عمومی وخصوصی مسمومیت های حاد و مزمن ناشی از درمعرض قرارگرفتن باآفت کشهای مورد مصرف در کشاورزی ؛

    افزایش ترشحات وبزاق دهان،انقباض برونشها،اختلالات گوارشی ،اسهال،لرزش، رعشه،ضعف عضلانی ، بی قراری ،عدم تعادل ، تیرگی دید ، فقدان حافظه ،افزایش ادرار ،ضعف عمومی ،تشنج ،صدادادن گوش ،تب ، اختلال در تکلم ، بی خوابی ،سستی ،هیجان ،افسردگی ،پریشانی ،سقط جنین ،احساس سوزش پوست ،خشکیدگی دهان ولب ،تهوع ،استفراغ ، خارش ،گرفتگی عضلات ،درد در ناحیه شکم ،اختلالات ژنتیکی و جنسی وده ها عنوان علائم دیگر ودر سطح پیشرفته با انجام آزمایش های ویژه خونی مثلاً افزایش یا کاهش آنزیم های کبدی و مواد آلکالاین .....

    به عنوان مثال ؛ احساس سوزش پوست ،مورمور شدن پوست در استفاده از سم سومیسیدین از حالت های مسمومیت پوستی این سم است ، گیجی ،تهوع ،دردهای شکمی ،عوارض تنفسی ،خارش،اسپاسم عضلانی ، ضعف و خستگی از علائم مسمومیت های اتفاقی یا شغلی با علفکش های کلروفنوکسی است ودو گروه از حشره‌کش ها یعنی گروه کلره و فسفره به طرز متفاوتی ولی بطور مستقیم سیستم عصبی را شدیداً تحت تأثیر قرار می‌دهند و چندین صد مورد این وضعیت که در بروشور فنی سموم شیمیائی بعنوان احتیاطات قید می گردد که نیاز به رعایت دارد نه فقط مطالعه.

    یکی از مهمترین حقایق راجع به سموم کلره ،اثرات آنها به کبداست این اندام شگفت آورترین اندام بدن انسان بشمار می آید و از تنوع کار وضرورت اعمالش در بدن همتایی نیست ،کوچکترین صدمه به آن عواقب وخیمی را بدنبال خواهدداشت .کبدنه تنها مسئول تولید صفرا برای هضم چربیهاست بلکه دارای چندین نقش اساسی دیگر در بدن است ،اگرکبدازسوی حشره‌کشی آسیب ببیند نه تنها قادر به حفاظت بدن در مقابل سموم نیست بلکه تمامی فعالیت های متعدد آن مختل وبروز سرطانها را آسان می کند.
    __________________
    خطرات کلی آفت کشها:

    تحقیقات نشان داده است که سموم آفتکشها باعث سقط جنین، عدم رشد فکری، اثرات مخرب ساختمانی در بدن هنگام تولد و نقصهایی در اعمال و بافتهای بدن می شوند.

    آفتکشها دارای اثرات مخرب و سمی روی اندامهای تولید مثلی، تداخل در اعمال هورمنی، عقیمی مردان و زنان و دوره های قاعدگی نامنظم در زنان هستند.
    همچنین مشخص گردیده است که علفکش توفوردی برای دستگاههای تولید مثلی بدن مسمومسیت زا است بطوری که آزمایشات نشان داده است که بین این سم و کاهش تعداد اسپرم ، افزایش اسپرمهای بدشکل ارتباط مستقیم وجود دارد.
    هم چنین ثابت گردیده است که زنانی که درمحیطی با آبهای آلوده به سموم زندگی می کنند درمقایسه با سایر افراد تاخیر قابل ملاحظه ای در رشد درون رحم دارند.
    تحقیقات نشان داده است که سموم پاراکوات ،گروه سموم ارگانو فسفره، مانب و مانکوزب منجر به بیماری پارکینسون میشود. همچنین آشکار شده است افرادی که در حوالی مناطقی زندگی می کنند که در معرض آفتکشها قرار دارند احتمال بروز بیماری پارکینسون بیشتر است.در تحقیقات دیگری که روی کشاورزان انجام شده مشخص گردیده است که کشاورزانی که با قارچکشهای مانب و مانکوزب در تماس هستند اعصاب محیطی آنها نسبت به سایر افراد کندتر عمل می نماید.
    تحقیقات روی جمعیتهای نمونه نشان داده است افرادی که در معرض علفکشها هستند 4 برابر و افرادی که در معرض حشره کشها هستند 3 الی 4 برابر احتمال بروز بیماری پارکینسون (فراموشی ) بیشتر است.
    تحقیقات نشان داده است کودکانی که در هنگام رشد مغز در معرض غلظت خیلی کم سموم قرار دارند صدمات ثابت و پایداری در اعمال و و ساختار مغز آنها اِیجاد می شود. در برسیهای بعمل آمده در مکزیک روی کودکانی که در معرض سموم بودند نشان داد که انواعی از تاخیرات و کاستی ها در نمو مغز این کودکان در مقایسه با سایر همنوعان خود وجود دارد. همچنین ضعفهایی در نیروی فیزیکی ، تطابق طبیعی دست و چشم، و حافظه کوتاه مدت در این کودکان قابل مشاهده بود.
    ارتباط بین بروز سرطان گلبولهای سفید خون و سموم ارگانو فسفره در تحقیقات اخیر محققین مورد تایید قرار گرفته است.
    همچنین ارتباط بین سموم توفوردی ، آترازین و کاپتان با سرطان ام اس دی) در تحقیقات مشخص شده است و باغدارانی که در معرض این سموم هستند سه برابر سایرین احتمال بروز این نوع سرطان را دارند.
    علفکشهای فنوکسی مانند توفوردی نیز در بروز سرطان بدخیم اس تی اس نقش دارند.و احتمال بروز افرادی که در معرض علفکشهای فنوکسی قرار دارند 10 برابر بیشتر از سایر افراد است.

    وجود آفتکشها در آبهای زیرزمینی برای انسان بسیار خطرناک است و باعث اختلالات ناهنجار در سیستم عصبی، غدد درون ریزوسیستم ایمنی بدن می شوند. ترکیب آفتکشها و کودهای شیمیایی در آبهای زیرزمینی باعث ایجاد موارد بسیارخطرناکتردردر مقایسه با اثرات تک تک این مواد می شود.

    تحقیقات بسیاری ارتباط معنی داری بین وقوع سرطان پروستات و مشاغلی که با علفکشها در ارتباط هستند به اثبات رسانده است.
    سرطان پستان سالانه افزایشی به میزان 1 الی 2 درصد نشان می دهد و آلوده کننده های محیطی از جمله آفتکشها درافزایش بروز این نوع سرطان نقش عمده ای دارند. دریک تحقیق خاص ارتباط بین بروز سرطان پستان و و علفکش آترازین مشخص شده است.
    سرطان تیرویید نیز از جمله سرطانهایی است که احتمال بروز آن در افرادی که در معرض علفکشهای فنوکسی قرار دارند بیشتر است.

    درپایان بهتر وضروری است اشاره ای کوتاه به درجه سمیت سموم کشاورزی قوی و خطرناک که در منطقه مغان در سطح وسیع بدون در نظرگرفتن مسائل فنی وبهداشتی سموم وبویژه عدم رعایت فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت را خاطرنشان شوم که ضرورت وپاسخی برای همه سئوالات ومسائل مربوط به سم در منطقه سبز مغان است.

    سموم ذیل در بیشترین حد درمنطقه مورد استفاده قرار می گیرند که درجه سمیت پایینی دارند و در گروه سموم خطرناک برای انسان به شمار می آیند که نیاز مبرم به محافظت و مراقبت های ویژه دارد که متأسفانه به آب ، خاک و دانه ، میوه وصیفی جات منطقه هر ساله واردمی گردد..
    نئورون ، سومیسیدین ، متاسیستوکس ، دانیتل ،اکاتین ،اندوسولفان ،دورسبان ،نواکرون ، کراکرون ، بنومیل ،کالکسین ، کاربندازیم ،مانکوزب ، ریدومیل ، لاروین ، سوین ، لیندین ، ترفلان ، لاسو،توفوردی و..........

    در مورد فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت یا چیدن محصول مثل خیار حداقل این زمان برای اکثر حشره کش ها یا قارچ کش ها کمتر از 3 روز نبوده و حداکثر زمان حتی برای بیشتر سموم رعایت فاصله دو هفته ای است ،آیا با برداشت خیار یا گوجه فرنگی که بعد از نصف روز سمپاشی شده این زمان رعایت می گردد هرگز نه ؟ مثلاً رعایت دوره کارنس برای سم متاسیستوکس 21 روز وبرای سم دانیتل در صیفی وسبزی 3-5 روز می باشد.

    در خاتمه ضرورت یادآوری وتوجه همگان را به ماجرای پرمخاطره این مصرف بی رویه سموم شیمیائی به عنوان یک وظیفه کارشناسی خاطرنشان می گردم که آینده کودکانمان را جدی بگیریم، چونکه شاید سموم شیمیائی برای بالغین چندان عوارض قابل ملاحظه و فوری را بروز نمی دهند ولی برای خردسالان و کودکان تجمع مواد شیمیائی ازاوایل سنین کودکی که مصادف با اوج مصرف سموم شیمیائی از زمین و هوا در منطقه است، تفکرانگیز و مسئولیت بار است.
    در دنیا تمام سعی ها برای کم مصرف نمودن این سموم شیمیائی است که به نوعی با سایر روش های مبارزه ای توأم گردیده است و سازندگان سموم شیمیائی سعی بر تولید سموم با دز مصرف پایین با تأثیر بیشتر هستند که به نوعی مشکلات زیست محیطی حداقل داشته باشد.
    گفتنی است در حال حاضر هیچ سازمان بهداشتی در منطقه مسئولیت نظارت و کنترل آلودگی مواد غذایی ، محصولات کشاورزی ، میوه جات ، صیفی جات و سرمایه های ملی ( آب ، خاک و ...) را به عهده ندارد واستفاده های غیر اصولی و غیر منطقی روز به روز با ورود سموم خطرناک به منطقه دوچندان گردیده است و اگر روزی در ورودی های میادین میوه ، تره بار و حتی شهر از این محصولات نمونه برداری حدمجاز باقیمانده سموم صورت گیرد معلوم خواهد شد که به گذشتگان چه مصیبت و فلاکتی شده و آینده منطقه را چه خطری کمین کرده و چه سهمی از این محصولات تولیدی ( میوه جات ، محصولات جالیز ،صیفی جات و سبزی ) صلاحیت عرضه به بازار ومصرف مردم عزیز این منطقه کشاورزی را دارند ،

    به امید روزیکه محیط زیستی عاری از مواد شیمیائی و هوایی سالم برای کودکانمان و آبی تمیز برای بقای عمر داشته باشیم ،سرمایه انسانی را فدای سودهای فلاکت بار و آنی تفکرات لحظه ای ننمائیم چون ما مسئول هستیم.
     
    باتشکر
     
     
    مطالب فوق استفاده شده از http://forum.patoghu.com/thread2058.html


    تاريخ : جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 19:56 | نویسنده : قاسم |
    با سلام

     جهت مشاوره طرح های کشاورزی و گلخانه ای اماده همکاری هستیم

     

     

    با تشکر مهندس قاسم اسماعیلی



    تاريخ : چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ | 12:56 | نویسنده : قاسم |
    شرکت کشاورزی پایدار

    تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹ | 12:43 | نویسنده : قاسم |

    حمایت از کشاورزی ارگانیک

    برای اینکه توسط کشاورزی بتوانیم تنوع زیستی را نیز افزایش دهیم احتیاج به فعالیت های وسیعی داریم . در این زمینه کشاورزان و تشکل های غیر دولتی کمک زیادی می توانند انجام دهند.

    سیاست ها :

    •        تشويق کشاورزی ارگانیک در بین دولتها نه با صادرات این محصولات بلکه با حفاظت از مواد غذایی و تنوع زیستی.

    •        تشویق مسئولات زیست محیطی برای ترويج کشاورزی ارگانیک جهت شرکت در برنامه های بین المللی تنوع زیستی.

    •        تشویق مجامع به شرکت در پروژه های کشاورزی ارگانیک و سرمایه گذاری در بخش تنوع زیستی.

    •        ارزیابی اثر سوبسیدهای کشاورزی بر روی تنوع زیستی.

    تحقیقات و ترویج

    •        ترویج تنوع زیستی موفق در بین کشاورزان و كارشناسان كشاورزي.

    •        انتشار دستاوردهای نوين مورد کشاورزی ارگانیک و تنوع زیستی.

    •        تحقیق در مورد تنوع کشاورزی ارگانیک (عوامل بازدارنده تنوع زیستی خصوصاً در کشورهای جهان سوم)

    •        تشخیص ، توسعه و حفظ گونه ها با پتایسیل عملکرد خوب آن در شرایط منطقه ای.

    بهبود بازار فروش:

    •        ارتقاء توسعه بازارهای محصولات کشاورزی ارگانیک

    •        ارتقاء نظر مصرف کنندگان در مورد کشاورزی ارگانیک

    کاهش تهدیدات

    •        معرفی آلاینده های کشاورزی به تولید کنندگان

    •        تحقیق درباره اثر و پتانسیل  محصولات ژنتیکی اصلاح شده بر تنوع زیستی

    •        استفاده از چهارچوب قانونی توسعه تحت کنواسیون تنوع زیستی و پروتکل کارتگانا   برای توسعه قوانین زیستی سالم در سطح بین المللی

    •        قبول نکردن منابع ژنتیکی اصلاح شده و حفظ کشاورزی يومي و تامین بذر آنها

    استانداردهای تنوع زیستی

      فدراسيون جهاني محصولات ارگانيك (IFOAM) اخیراً  تحقيق در مورد تنوع زیستی جهانی و استانداردهای آمایش سرزمین را بر اساس استانداردهایی جهاني شروع کرده است .



    تاريخ : شنبه نهم بهمن ۱۳۸۹ | 18:22 | نویسنده : قاسم |


    تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۹ | 17:31 | نویسنده : قاسم |



    تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۹ | 17:26 | نویسنده : قاسم |
     






    كشاورزي پايدار توليد با كيفيت , نگاه به آينده

    كشاورزي، خاك شناسي

    كشاورزي پايدار به معناي استفاده از علوم بيولوژي، بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي است. در حالي كه در كشاورزي تجاري براي نيل به اهداف توليد كوتاه مدت از نهاده هاي كشاورزي به طور بي رويه استفاده مي شود. اين نهاده ها شامل كود، سم، زمين، آب و... است كه استفاده هاي بي رويه از هر كدام ناهنجاري هايي را به دنبال دارد. در حالي كه وزارت جهاد كشاورزي عزم جدي براي توليد ارگانيك و كاربرد حداقل سم و كود شيميايي را در محصولات كشاورزي دارد، اما آيا روند موجود در استفاده بيش از حد ظرفيت اراضي در كشت هاي دوم و 4/7 ميليارد متر مكعب بيلان منفي از 44 ميليارد متر مكعب آب در بخش زراعت و به عبارتي 19 درصد بيلان منفي حاكي از رويكرد بخش كشاورزي به توسعه پايدار است؟ به راستي وزارت جهاد كشاورزي مي تواند در يك نقد درون سازماني برآورد كند كه مسير گذر از كشاورزي تجاري به كشاورزي پايدار تاكنون به چه ميزان طي شده است؟
        با افزايش روزافزون جمعيت و نيازهاي فراوان آن از جمله غذا، كشاورزي به روش هاي ابتدايي و سنتي با بازدهي كم، ديگر جوابگوي اين نيازها نيست. در طي سال هاي گذشته با قطع درختان جنگلي و از بين بردن مراتع، سطح زيركشت افزايش يافت و با استفاده از تكنولوژي هاي صنعتي و روش هاي نوين كشاورزي تا حدودي توانسته بر اين نيازها غلبه كند. به كارگيري روش هاي شيميايي و مكانيكي هر چند توانست كشاورزي را رونق دهد، ولي جاذبه هاي منافع كوتاه مدت كشاورزي تجاري به سيستم حساس و آسيب پذير خاك، اين اجازه را نداد كه بگويد: چه مدت مي توان از اين روش كشاورزي استفاده كرد.
        در كشاورزي تجاري با استفاده بي رويه و نامتعادل از كودها و سموم كه تخريب خاك و از بين رفتن موجودات خاكزي را در پي داشت، توان توليد و حاصلخيزي خاك كاهش يافت و نتيجه اين روش كشاورزي، پايين آمدن كيفيت محصولات بود.
        در اواخر دهه 60 ميلادي با پيدا شدن سموم در زنجيره هاي غذايي و تجمع عناصر در خاك و آب هاي زيرزميني، به تبع آن بروز بيماري هاي مختلف در انسان، آگاهي مردم از اثرات استفاده از اين مواد شيميايي در كشاورزي افزايش يافت. در دهه ي 70 ميلادي قيمت نفت افزايش يافت و به دنبال آن بهاي نهاده هاي اصلي كشاورزي زياد شد. اين امر بيشتر سبب شد كه مردم به فكر فرو روند و احساس كنند كه منابع طبيعي زمين محدود و جايگزين كردن آنها كاري بس دشوار است.
        در سال هاي اخير براي نيل به حفظ حيات طبيعي، تنوع زيستي، پايداري منابع خاك و آب و حفظ محيط زيست، به كشاورزي از ديدگاه پايدار و ارگانيك نگاه شده است. كشاورزي پايدار براي حصول توليد در دراز مدت و سازگار با محيط، بر نهاده هاي كم انرژي و مقادير كم مواد شيميايي متكي است و در آن اثرات متقابل و فرايندهاي اكولوژيكي ضروري مي باشد كه نتيجه آن توليد محصول و غذاي سالم تر براي انسان است.
        تفاوت كشاورزي پايدار با كشاورزي تجاري كه به صورت فشرده از نهاده هاي كشاورزي استفاده مي كنند، در اين است كه در كشاورزي پايدار بر ثبات عملكرد در طولاني مدت با حداقل تاثير بر محيط تاكيد مي شود، در حالي كه كشاورزي تجاري بر اهداف كوتاه مدت و حداكثر عملكرد متكي است. بايد به اين نكته توجه كرد كه كشاورزي پايدار به معني بازگشت به گذشته نيست، چرا كه با استفاده از علوم جديد بيولوژي به بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي رسيد. گر چه در بيشتر جوامع با قدرت و نفوذ سياسي شركت هاي توليدكننده مواد شيميايي و نفي اثرات ناهنجار استفاده از آنها در كشاورزي، در توسعه كشاورزي پايدار خللي ايجاد كرده است، ولي با پيگيري جوامع علمي و مردم در سياست دولت ها تغيير روشي مشاهده شده كه كنترل و حذف مصرف برخي از اين مواد شيميايي را در پي داشته است.
        به علت ناهنجاري هاي به وجود آمده در سيستم كشاورزي تجاري و صنعتي، جنبش كشاورزي پايدار مبتني بر اكولوژي زنده خاك شكل گرفته است و حركت هاي جهاني نشان مي دهد كه اين جنبش در حال گسترش مي باشد و اين تغييرات در كشورهاي توسعه يافته بيشتر مشاهده مي گردد.
        در كشاورزي پايدار دو اصل كليدي وجود دارد كه در آن استفاده از مواد شيميايي بخصوص آفت كش ها و كودها بايد به حداقل برسد و به مزرعه به صورت جامع نگريسته شود.
        در حالت كلي يكي از منابع توليد محصولات كشاورزي خاك است و اكوسيستم خاك به طور طبيعي در جهت به حداقل رساندن حالت بي نظمي و جلوگيري از تغييرات شديد بلندمدت عمل مي كند و نتيجه ي آن حفظ ثبات درون زيستگاه است. بنابراين حفظ تعادل اكوسيستم خاك مستلزم مديريت عواملي است كه در جهت حمايت و تقويت جامعه زيستي خاك به كار رود.
        امروزه رويكرد جهاني به كشاورزي مبتني بر ساختارهاي زنده خاك است. در اين نوع كشاورزي به كار بردن فرآورده هاي بيولوژيك كه با طبيعت اكوسيستم خاك هماهنگ است، در اولويت قرار دارد و خاك به عنوان يك اكوسيستم پويا و فعال در نظر گرفته مي شود كه مواد و انرژي در آن جريان دارد و موجودات خاكزي و گياهان از اجراي اصلي آن محسوب مي شوند. اين موجودات خاكزي از عوامل اصلي تنظيم كننده زنجيره هاي غذايي و چرخه هاي حياتي روابط مفيد بين اجراي آن مي باشند. دانشمندان علوم گياهي و كشاورزي توجه خود را بيشتر به خطرات مصرف بيش از حد كودها و آفت كش هاي شيميايي و مسايل حفاظت خاك و آب و حفاظت از محيط زيست صرف كرده اند و به طور كلي بايد گفت: كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد. كشاورزي پايدار از اهدافي است كه بايد هر چه سريعتر به آن دست يافت و با استمرار آن نياز به مواد شيميايي گران و مخرب را كمتر كرد و با حفاظت از محيط زيست، موجودات و سلامتي جوامع زيستي از طريق برنامه ريزي دقيق، كشاورزي پايدار را حاصل نمود تا نسل هاي آينده بتوانند از شرايط مناسب محيطي برخوردار شوند و از نعمت هاي آن بهره جويند.

    باتشکر از مهندس بختیاری

    نويسنده: وحيد بختياري جعفري كارشناس ارشد



    تاريخ : سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۹ | 17:49 | نویسنده : قاسم |
    مژده به همشهریان عزیز

     شعبه شماره ۳ شرکت کشاورزی پایدار  بزودی در دهشک افتتاح میشود

     

     

     



    تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹ | 12:1 | نویسنده : قاسم |
    اطلاعیه

     

    کشاورزی پایدار قاینات

     

     

         

    مجری و متخصص گلخانه ابی خاکی و پیشرو در امر ارگانیک در خراسان جنوبی و حامی کشاورزی سالم    از کلیه علاقه مندان دعوت به همکاری مینماید

    عزیزان علاقه مند میتوانند مطالب ارسالی خود را به ادرس ایمیل این وب ارسال نماییند

     

     

    با تشکر 

     اسماعیلی 

    مجری و متخصص گلخانه های مدر ن و  کشاورزی ارگانیک



    تاريخ : دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ | 9:0 | نویسنده : قاسم |
    کشاورزی پایدار

    مقدمه:

    کشاورزی به مفهوم راهها وروشهای بهره برداری از منابع آب وخاک و انرﮊی و ... در جهت تامین نیازهای غذایی و پوشاک انسانها همواره در طول تاریخ پایه واساس بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سرتاسر جهان بوده و هست. به طوری که امروزه کشاورزی و توسعه کشاورزی به عنوان موتور محرکه و نیروی پیش برنده توسعه به طور عام و توسعه روستایی به طور خاص می باشد،در حالیکه خود توسعه کشاورزی نیز به اهرم توانمندی به نام ترویج کشاورزی نیازمند است. هر دوی این مفاهیم امروزه دچار تغییر وتحولات شدیدی می باشند به طوریکه کشاورزی شدیدا با بحث پایداری در چالش می باشد و ترویج نیز به تبع آن تحولات ساختاری و کاركردی بسیاری را به خود دیده است. این قسمت به بررسی مفاهیم واندیشه های پایداری در کشاورزی می پردازد وبدنبال آن تغییرات ساختاری وکارکردی ترویج را در جهت حمایت از پایداری در کشاورزی مورد بررسی قرار می دهد.
    لغت پايدار برشرايط يكنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرايط يكنواخت افق هاي دور دست را در بر مي گيرد . عدم شناخت و اطلاعات كافي و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هواي جهان و تنوع آن ، تكنولوژي آينده ، نقش مردم در كشاورزي و رابطه كشاورزي با محيط باعث شده است كه پيش گويي در رابطه با آينده كشاورزي مشكل باشد .
    كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در جهت منافع انسان بوده ، كارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن است . به عبارتي كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد .

    ظهور کشاورزی پایدار:
    به طور کلی (Sheferd 1998) معتقد است که در زمینه توسعه روستایی چهار تحول و پیشرفت نظری عمده صورت گرفته است که عبارتند از: 1- توسعه کشاورزی پایدار 2- نهادها و موسسات پایدار محلی 3- دگرگونی بنیادی در رهیافت های مبتنی بر پروﮊه 4- دیدگاههای مربوط به جنسيت .
    همانطور که در بالا اشاره شد در بستر این تغییر پارادایم در توسعه روستایی بحث پایداری در کشاورزی حضوری جدی یافت ، بطوريكه امروزه يكي از جنبه هاي مهم در توسعه پايدار ، كشاورزي پايدار است . در زمینه کشاورزی علت اصلی ظهور پایداری را می توان در تاریخ اجرای برنامه های انقلاب سبز و کشاورزی مدرن و انتقادات وارد بر آن جستجو نمود . به طوریکه در اکثر قریب اتفاق مناطقي که در آنها فناوری های انقلاب سبز توليد را افزایش داده بوند ،اثرات زیست محیطی و اجتماعی معکوسی پدید آمده است.از جمله این مشکلات عبارتند از:
    آلودگی آب از طریق آفت کشها ، نیتراتها، از دست رفتن خاک و تلفات دام ، صدمه زدن به حیات وحش ،اختلال در زیست بومها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب آشامیدنی .
    آلودگی مواد غذایی و علوفه دامی با بقایای آفت کشها ، نیتراتها و آنتی بیوتیکها .
    خسارت به مزرعه و منابع طبیعی از طریق آفت کشها ،که باعث صدمه زدن به کشاورزانی که مشغول به کاراند و عموم مردم و نیز اختلال در زیست بوم ها و زیان رساندن به حیات وحش می شود .
    آلودگی جو با آمونیاک ،اکسید ازت ،متان و مواد حاصل از سوختن که در کاهش ازن نقش دارند و گرم شدن زمین .
    استفاده مفرط از منابع طبیعی که باعث کاهش آب زیرزمینی و زیان به گیاهان خوراکی وحشی و رستنگاهها و نیز موجب کاهش ظرفيت آنها در جذب مواد زاید می شود و همچنین باعث ماندابي شدن و افزایش شوری می گردد.
    تمایل به استاندارد کردن و تخصصی کردن کشاورزی با روی آوردن به رقمهای جدید بذر که موجب از دست رفتن رقمها نﮊادهای سنتی می شود .
    خطرهای بهداشتی جدید برای کارگران در صنايع شمیایی کشاورزی و عمل آوری مواد غذایی (Pretty ، 1995 ).
    Sheferd ( 1998 ) انتقادات وارد بر انقلاب سبز را که در نتيجه بستری را برای معرفی مفهوم پایداری در کشاورزی فراهم آورد به شرح زیر بر می شمارد: نا برابر یهای جغرافیایی ،نا برابری های اجتماعی - اقتصادی ،نا برابری در اشتغال و دستمزد ها،تضادها و اختلاف ،بر هم خوردن امنیت غذایی و به خطر افتادن سلامتی انسانهاو محیط زیست ..تحقیقات متعدد دیگری نیز نگرانی ها درباره نقش منفي کشاورزی سنتی و انقلاب سبز را بر محیط زیست گزارش کرده اند (Agabaje & et al ، 2001 ) ، ( Rasull ، Tapa ، 2003 ) ، ( Leeuwise ، 2004 ) ، ( Gamon & Scofield ، 1998 ) .
    در مقاله تعریف و اجرای کشاورزی پایدار به افزایش انرﮊی مصرفی در هر بوشل محصول تولیدی از جمله (انرﮊی براي تولید مواد شیمیایی و ماشین آلات ) در مقابل کاهش ذخایر انرﮊی نیز به عنوان نگرانی حاصل از فعالیتهای تولیدی حاصل از انقلاب سبز اشاره شده است.
    در ادامه اشاره می کند که نسبت انرﮊی خروجی به ورودی به طور تصاعدی حالت نا مطلوبتری یافته است به طوری که از میزان 3 در دهه 1940 به کمتر از 8/1 تا دهه 1980 کاهش داشته است و راهبردهای کاربری اراضی با استفاده از انرﮊی های متمرکز نا محدود را در بلند مدت پایدار نمی داند (سال؟و نویسنده ) . یکی از هزینه های کاملا پنهان کشاورزی انقلاب سبز و مدرن سوختهای فسیلي است که باید برای بالا نگه داشتن سطح بازده مصرف شوند به طوریکه برای تولید هر کیلوگرم غله در شرایط انقلاب سبز پر نهاده 3تا10 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود در حالیکه این میزان در کشاورزی پایدار 5/0 تا 1 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود (Pretty ، 1995 ).

    کشاورزی پایدار چیست؟
    تلاشهای بسیاری برای تعریف پایداری به طور تجريدي صورت گرفته است. مفهوم كشاورزي پايدار از سال 1987 رايج شد ، ولي قبل از آن نيز در دهه 1940 به صورت مترادف با اصطلاحاتي چون كشاورزي ارگانيك ، طبيعي ، اكولوژيك و كم نهاده بكار برده مي شد. البته مفهوم و مضمون توسعه پايدار كه كشاورزي پايدار نيز بخشي از آن محسوب مي شود تنها متعلق به دوران معاصر نيست . به نحوي كه بعضي تاريخچه آن را به نيوتن ، جان لاك ، توماس جفرسون و چارلز داروين و حتي به آسياي قديم نيز نسبت مي دهند . اما همانطور كه گفته شد واژه پايداري به دنبال پيامدهاي اقتصادي ، اجتماعي و بالاخص زيست محيطي فعاليتهاي انسان مورد استفاده قرار گرفت . از هنگام تعریف کمیسیون برونت لند (Brount Land ) از توسعه پایدار در سال 1987 حداقل بیش از 80 تعریف ابداع شده است که هریک تفاوتهای ظريفی با دیگری دارد و بر ارزشها ، اولویتها و هدفهای خاصی تاکید می کند (Pretty ، 1995 ، 1998) . واﮊه كشاورزی پایدار ، از دیدگاه افراد مختلف معانی مختلفی دارد؛ که بستگی دارد به حیطه علاقه و سابقه آنها. کشاورزان ، متخصصان محیط زیست ، حافظان منابع طبیعی و ساکنان روستایی همگی علائق و نگرانی های متفاوتی دارند و بنابراین کشاورزی پایدار را به صور مختلفی تعریف می کنند ؛ بنابراين تعریف واحدی برای کشاورزی پایدار وجود ندارد.
    كشاورزي متعارف conventionalagriculture
    كشاورزي پايدار
    sustainable agriculture
    الف ) تمركز :
    .۱تعدادكشاورزان كم
    .2كنترل زمين، .3 منابع و سرمايه توسط تعداد معدودي بهره بردار
    .4 تمركز نواحيتوليدي وصنايع تبديلي كشاورزي

    الف ) عدمتمركز:
    .1 تعدادكشاورزان نسبتا زياد
    .2 كنترل زمين، .3 منابع و سرمايه توسط تعداد نسبتا زيادي بهره بردار
    .4 نواحيتوليدي و صنايع تبديلي پراكنده
    ب ) وابستگي :
    .1 واحدهايتوليدي بزرگ سرمايه بر و متكي به تكنولوژي پيشرفته
    .2 وابسته بهمنابع خارج از مزرعه ( انرژي ،3. نهاده ها ،4. اعتبارات و غيره
    .5 وابسته بهبازار مصرف در سطوح ملي و جهاني
    .6 نيازمند بهدانش متخصصين وكارشناسان در سطوح بالا

    ب ) عدموابستگي :
    .1 واحدهايتوليدي نسبتا كوچك،2 . نياز به سرمايه كمتر و تكنولوژي مناسب
    .3 نياز كمتربه منابع خارج از مزرعه ( انرژي ،4. نهاده ها ،5. اعتبارات و غيره .6 توليد درجهت خود كفايي خانواده ،7. جامعه و منطقه
    .8 تاكيد دربكارگيري دانستنيهاي علمي پيشرفته و همچنين استفاده از دانش ،9. مهاتها ،10. تجارببومي و محلي
    ج ) رقابت :
    .1 تاكيد برعلائق و منافع فردي (عدم نياز به همكاري)
    .2 سنتهايمربوط به فعاليت هاي كشاورزي و همچنين فرهنگ روستايي به كنار گذاشته شده
    .3 عدم نيازكشاورز به جوامع كوچك روستايي.
    .4 حداقل نيازبه نيروي كارگر و يكنواختي در كارهاي كشاورزي
    .5 تاكيد برجنبه هاي تجاري ( اقتصادي ) در انجام فعاليت هاي كشاورزي
    .6 تاكيدفراوان بر سرعت انجام كار ،7. كميت و منافع بيشتر
    ج ) همكاري وتشريك مساعي :
    .1 تاكيد برتشريك مساعي (نياز به همكاري در زمينه هاي مختلف)
    2 . عتاقه بهسنتهاي كشاورزي و فرهنگ روستايي و پاسداري از آنها
    .3 ضرورت وجودجوامع روستايي كوچك براي انجام كارهاي كشاورزي
    .4 كار كشاورزينيازمند به نيروي كارگر و فعاليت كشاورزي كاري مورد ستايش
    5 . كار كشاورزيهم شيوه زندگي هم منبع درآمد
    .6 تاكيد برتداوم ،7. كيفيت و مطلوب بودن كار
    د ) سلطه برطبيعت :
    .1 جدايي انساناز طبيعت
    .2 استفادهبدون محدوديت از منابع طبيعي
    .3 عدم توجه بهدوباره گردش درآوردن ضايعات مزرعه
    .4 بالانگهداشتن سطح توليد با بكارگيري نهاده هاي شيميايي (كود ها و سموم)
    .5 تعددفرايندها در صنايع تبديلي غذايي و كشاورزي
    د) همنواييبا طبيعت :
    .1 عدم جداييانسان از طبيعت
    .2 استفادهمعقول از منابع طبيعي
    .3 تاكيد بردوباره به گردش درآوردن ضايعات مزرعه و استفاده از آنها در فعاليتهايزراعي
    .4 بالانگهداشتن سطح توليد از طريق اعمال بهزراعي به منظور حفظ سلامت خاك
    .5 محدود بودنمراحل در صنايع تبديلي غذايي و كشاورزي
    ه ) ويژهكاري يا تخصصي بودن كشت :
    .1 زراعت عمدتاتك محصولي
    .2 تداوم كشتيك محصولي در سالهاي متمادي
    .3 جداييفعاليت هاي توليدي از فعاليت هاي دامداري
    .4 اعمال نظام) برنامه) توليد با عنايت كمتر به شرايط اكولوژيك محلي
    .5 تاكيد برجنبه هاي خاص از دانستنيهاي علمي وفني كشاورزي
    ه) تنوع ياگوناگوني كشت :
    .1 زراعت چندمحصولي
    .2 بكارگيرينظام تناوب زراعي در برنامه چند ساله كشتكار
    .3 تلفيقفعاليت هايزراعي و دامداري
    .4 تنظيمبرنامه هاي توليدي متناسب با شرايط اكولوژيكي محلي
    .5 توجه بهمجموع دانستيهاي مربوط به علوم و فنون كشاورزي
    و ) بهرهبرداري بي رويه :
    .1 ناديدهگرفتن هزينه هاي غيرمستقيم (هزينه هاي مربوط به صدمات زيست محيطي ناشي از جريانتوليد)
    .2 اهميت بهمنافع كوتاه مدت
    .3 وابستگيشديد به منابع تجديد نشونده (مواد نفتي وغيره (
    . 4 وابستگي بهرشد اقتصادي و بالا رفتن سطح مصرف
    . 5 تاكيد برموفقيت هاي اقتصادي و مالي (توجه به جنبه هاي مادي زندگي(
    و ) بهرهبرداري مفيد :
    .1 محاسبه تمامهزينه ها
    2. مستقيم و غير مستقيم
    .3 اهميت بهمنافع كوتاه مدت و بلند مدت
    .4 وابستگي بهمنابع تجديد شونده (احتياط در مصرف منابع تجديد نشونده (
    5 . تاكيد برمصرف محدود وحفظ منافع نسل هاي آينده
    .6 توجه بهظرفيت هاي فردي "خود شناسي" (توجه به جنبه هاي مادي و معنوي زندگی)



    اهداف کشاورزی پایدار :
    اهداف کشاورزی پایدار ارتباط نزدیکی با تعاریف آن دارند و در واقع جمع بندی این تعاریف می باشند . یک برنامه کشاورزی پایدار موفق در بر گیرنده هفت هدف زیر می باشد:
    فراهم کردن امنیت غذایی همراه با افزایش کمی و کیفی آن ضمن در نظر گرفتن نیاز های نسلهای بعدي ؛
    حفاظت از منابع آب،خاک و منابع طبیعی؛
    حفاظت از منابع انرﮊی در داخل و خارج از مزرعه ؛
    حفظ و بهبود سود آوری کشاورزان ؛
    حفظ نیروی حیات جامعه روستایی ؛
    حفظ تنوع زیستی ؛
    قابلیت پذیرش از سوی جامعه ؛
    البته اهداف مشابهی را برای کشاورزی پایدار قائل شده اند ،ضمن اینکه ایجاد زیر ساخت های اجتماعی و اقتصادی پویا برای جوامع روستایی را نیز به این فهرست اضافه می نمایند.
    در کتاب با آفرینی کشاورزی ،(پرتی،1996) ، کشاورزی پایدار را عبارت از هر نوع نظام تولید مواد خوراکی یا الیاف می داند که به طور نظام یافته هدفهای زیر را دنبال می کند:
    در آمیختن کامل تر فرآیندهای طبیعی از قبیل چرخه ی مواد غذایی،تثبيت ازت و روابط آفت – دشمن طبیعی با فر آیندهای تولید کشاورزی ؛
    کاهش کاربرد آن دسته از نهاده های غیر زراعی ، بیرونی و تجدید نشدنی که قابلیت آنها برای وارد آوردن خسارت به محیط زیست یا صدمه زدن به بهداشت کشاورزان و مصرف کنندگان بسیار زاید است و استفاده هدفدار تر از نهاد های باقی مانده به منظور حد اقل رساندن هزینه های متغییر مصرف می شوند؛
    دسترسی منصفانه تر به منابع و فرصتهای تولید و پیشرفت در جهت دستیابی به شکل هایی از کشاورزی که ا ز نظر اجتماعی عادلانه تر است؛
    استفاده بسیار مولد تر از استعداد بالقوه زیست شناختی و ﮊنتیکی گونه های گیاهی و جانوری ؛
    استفاده بسیار مولد از دانش و عملیات محلی، از جمله رهیافت های نو آورانه ای که هنوز دانشمندان آنها را کاملا درک نکرده اند یا کشاورزان به طور گسترده آنها را نپذیرفته اند؛
    افزایش خود اتکایی در میان کشاورزان و روستاییان؛
    تطبیق هرچه بیشتر الگوهای کشت و استعداد تولید، معضلات زیست محیطی اقليم و چشم اندازطبیعت برای تضمین پایدار دراز مدت سطوح کنونی تولید ؛
    تولید سود آور و کارآمد با تاکید بر مدیریت تلفیقی مزرعه و حفاظت از خاک،آب ، انرﮊی و منایع زیستی.
    هدف کشاورزی پایدار عبارت است از افزایش تنوع فعالیتها در مزرعه ، همراه با افزایش پیوندها و فر آیندهای میان آنها. در کشاورزی پایدار محصولات فرعی یا ضایعات حاصل از یک جزء يا فعالیت،نهاده اي مي شوند براي جزئي ديگر . از آنجا كه فرايندهاي طبيعي به طور فزاينده اي ، جايگزين نهاده هاي بیرونی می شوند، تاثیر نهادهای بیرونی بر محیط زیست کاهش می یابد.
    هدف کشاورزی پایدار را حفظ سطوح ضروری تولید به منظور بر آورده کردن جمعیت در حال رشد جهان بدون تخریب محیط زیست می دانند که به مفهوم نگرانی برای ایجاد در آمد، ترویج سیاستهای مناسب و حفظ منابع طبیعی می باشد .
    همه اهداف كشاورزي پايدار را در قالب پنج اصل كلي زير بيان مي كند :
    همسو نمودن فعاليت هاي كشاورزي با فرايندهاي اكولوژيكي
    بكارگيري فناوري ها مناسب و اتخاذ يك مديريت صحيح و معقول در روند توليدات كشاورزي
    عدم بكارگيري نهاده ها و مواد شيميايي كه براي محيط زيست وسلامت بشر و حيوانات خطرناك هستند
    افزايش توليد محصولات كشاورزي با بهره گيري از پتانسيل بيولوژيكي و ژنتيكي گونه هاي مختلف
    استفاده عاقلانه از منابع و حفظ واحياي منابع تجديد شونده و غير قابل تجديد
    در مقاله توسعه پايدار كشاورزي ، مؤلفه ها و شاخص ها، اهداف كشاورزي پايدار را موارد زير مي داند :
    افزايش ارزش محصولات كشاورزي بويژه محصولات كشورهاي فقير
    كاهش آثار زيست محيطي در بخش كشاورزي .

    نتيجه گيري:
    كشاورزي پايدار يك فرايند بيولوژيكي است و سعي در تقليد كردن از خصوصيات كليدي يك اكوسيستم طبيعي دارد ولي عملكرد حداكثر از اهداف آن است . كشاورزي پايدار باعث پيچيدگي اكوسيستم زراعي مي شود ، كارايي چرخش عناصر غذايي در اين نوع كشاورزي افزايش مي يابد و از خورشيد به عنوان منبع اصلي انرژي براي به حركت درآوردن سيستم بهره برداري مطلدب مي شود.


    تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۸۹ | 14:3 | نویسنده : قاسم |

    زراعت عمومي :
    زراعت AGRONOMY ريشه يوناني دارد واز دو لغت :

    AGROS به معناي مزرعه و NOMUS به معناي مديريت تشكيل شده است .
    منبع: کشاورز تنها

    از نظر علمي AGRONOMIST به شخصي اطلاق مي شود كه تحصيلات عالي دارد و از نظر تئوري مطالعاتي را انجام داده است تا بتواند به عنوان مشاور يا راهنما ي زارع انجام وظيفه كند .

    از ديدگاه علم زراعت براي افزايش توليد محصولات كشاورزي سه راه پيشنهاد شده است

    1- افزايش زمينهاي زير كشت

    2- افزايش محصول در واحد سطح

    3- افزايش محصول در واحد زمان



    زراعت سطحي EXTENSIVE FARMING زراعت فشرده INTENSIVE FARMING

    زراعت سطحي نوعي از زراعت است كه زارع تابع شرايط آب و هوايي است . بنابر اين نهاده هاي زيادي را مصرف نمي كند و سطح زير كشت را هم نمي تواند افزايش دهد .

    ولي نوعي زراعت فشرده : در اين نوع زراعت از نهاده هاي زيادي مانند بذر هاي اصلاح شده ، كودهاي شيميايي ، ماشين آلات و… استفاده مي كند تا بتواند حد اكثر عملكرد را در سطح بدست آورد .



    (طبقه بندي گياهان زراعي CROPS )

    گياهان زراعي را مي توان از نظر شكل ظاهري يعني مورفولوژي (گياه شناسي ظاهري ) طبقه بندي كرد .

    ولي از نظر زراعت AGRONOMY گياهان را بسته به مصرف يا نوع مصرف آنها تقسيم بندي مي كنيم . بايد در نظر داشت كه بعضي گياهان زراعي داراي مصارف زيادي هستند بنابراين با توجه به موارد فوق مي توان دو نوع طبقه بندي را در نظر گرفت .

    الف) طبقه بندي بر اساس هدف توليد :
    1- غلات CEREALS
    شامل گندم (WHEAT ) - جو ( BARLY ) – برنج ( RICE ) – ذرت ( CORN ) – چاودار *گندم ( TRITICALE ) – چاودار ( WHEAT *RYE )

    هدف نشاسته

    2-حبوبات LEGUMES
    شامل نخود (PEA ) – عدس ( LENTILE ) –لوبيا ( BEAN( - S,DH ) ) –بادام زميني ( PEAHUT )

    هدف تامين پروتئن گياهي است .

    3-گياهان علوفه أي FODELER CROPS
    اين گياهان به صورت تازه خشك يا سيلو شده به مصرف دام مي رسد .

    ذرت علوفه أي FOLEDER CRON :

    مشخصات : تراكم بالا دارد .زمان برداشت آن وقتي است كه رطوبت دانه 6۰٪ است

    ALFALFA يونجه.- CLOVER شبدر

    4-گيا هان ريشه أي ROOTY OR RADICAL CROPS

    اين گيا هان داراي ريشه غده أي شكل هستند .شاخص تر ين آن گياه چغندر suger beer است .



    5-گيا هان فيبري يا ليفي FIBEROUS CROPS

    COTTEN = كتان KENAF = كنف

    FLAX = پنبه الياف در دانه يا كپسول JOKE = شبيه كنف الياف آن در ساقه است SISAL(AGAVE ) خنجري : الياف آن در برك است

    6-گياهان غده أي GLANDIFORM /CROPS

    POTATO /POMATO : زير زمين سيب زميني و روي زمين گو جه

    7-گياهان داروي: MEDICINAL /C

    MATRICARIA = بابونه MILFOILE =گياها ن بومادران

    WHITE POPPY = خشخاش سفيد

    8-گياهان قندي SUGAR/C

    SUGAR CANE /نيشكر SUGAR BEET/ چقندر هدف =توليد قند

    9-گياهان تدخيني SMOKING

    SMOKING =/ TANBACCO = تنباكو HEMP = شاهدانه. گراس

    NOROOTIC =/ TEA = چاي COFFEE = كافينئن . قهوه

    10- گياهان روغني OIL CROPS

    SUN FLOWER = آفتا بگردان - SOFFLOWER = گلرنگ

    OLIVE = زيتون- SESAME = كنجد

    PEAHUT = با دام زميني

    ب-طبقه بندي بر اساس هدف خاص :

    1-گياهان پوششي COVER CROPS

    اين گياهان براي پوشش و حفاظت خاك در برابر ( EROSION) فر سايش كشت مي شودو درهمان زماني كه سبز هستند (گلدهي) به خاك برگردانده مي شود.مثل شبدرو يونجه

    2-گياهان مكمل COMPLEMENTALY/C

    اين گياهان جهت حاصلخيزي خاك همراه با محصول درجه يك كاشته مي شود ودر درجه دوم اهميت قرار دارد .مانند كاشت لوبياي روغني همراه با ذرت

    3-گياهان سيلويي SILAGE /C

    اين گياهان به صورت سبز برداشت مي شود و پس از سيلو شدن وگذراندن مرحله تخمير به مصرف دام مي رسد مثل گياه ذرت علوفه أي و ذرت خوشه أي sorghom ) )

    4- گياهان تقويت كننده يا اصلاح كننده : SOIL CODITIONER /C

    اين گياهان جهت اصلاح يا تقويت خاك كاشته مي شوند مانند چغندر علوفه أي (خاك را نرم مي كند ) و شبدر علوفه أي ( نمك و شوري خاك را مي گيرند )

    5- گياهان همراه CYNERGIC /C

    اين گياهان گياهان يك ساله (ANNUL ) هستند كه همراه گياهان چند ساله PERENNIAL) )كاشته مي شوند مثل : جو (يكساله ) همراه با يونجه (چند ساله )

    6- نباتات غله اي TRAPPING /C

    برخي گياهان تيره حبوبات LEGOMINO SE /C مانند باقلا چنانچه در زميني كاشته شوند به علت ترشح يك سري مواد از ريشه قادر به كنترل يك نوع آفت كه به سيستم ريشه أي گياهان خسارت مي زند به نام (nematode ) است .

    در كاشت چغندر قند اگر تناوب را رعايت نكنيم آفت nematod افزايش مي يابد .



    تاريخ : یکشنبه چهارم مهر ۱۳۸۹ | 12:33 | نویسنده : قاسم |
     

    اکاليپتوس Eucalyptus

    اکاليپتوس Eucalyptus

    ساكنين اوليه استراليا- بوميهاي استراليايي- از برگهاي اكاليپتوس براي درمان جراحات و پايين آوردن تب استفاده مي كردند. آنها همچنين مي دانستند اگر در منطقه بياباني استراليا به نام “آتبك” (Outpack) با بي آبي مواجه شوند، مي توانند ريشه هاي اكاليپتوس را، كه آكنده از آب است، از زمين براي رفع تشنگي بيرون بياورند.

    برگهاي اكاليپتوس و روغني كه آنها توليد مي كنند سبب كشتن باكتريها و رفع ناراحتيهاي تنفسي افراد مبتلا به خناق، آسم و برونشيت ميشود. اگر سابقه مصرف ويكس داريد، آنگاه احتمالاً خنكي و احساس سوزش ناشي از مرهم روي پوست و پاك شدن سينوس ها در اثر رايحة نعناعي و معطر را به ياد خواهيد آورد. در واقع اين اثرات روغن اصيل اكاليپتوس است.

    اكاليپتوس به انواع عطر، صابون و برخي از مواد غذايي و نوشيدنيها اضافه ميشود. از اين گياه همچنين به عنوان عامل دفع حشرات نيز استفاده و به روغن شمع و افشانه هاي حشره كش نيز اضافه ميشود. اگر به هيره ها (حشرات) گرد و غبار آلرژي داريد، مي توانيد اضافه كردن چند قطره روغن اصلي اكاليپتوس به مايع شستشوي لباسهايتان را مورد توجه قرار دهيد.


    تحقيقات اخير مؤيد اين است كه اين گياه دارويي تعداد هيره ها (حشرات)ي گرد و خاك را تا حد زيادي كاهش مي دهد و راه تنفس شما را بازتر مي كند. اگر در خانة خود شاهد سوسك هستيد، اضافه كردن چندين قطره روغن اصيل اكاليپتوس بر لباسهاي مندرس و گذاشتن آنها را در كمد لباسهايتان امتحان كنيد (دقت كنيد لباسهاي مزبور را از مواد غذايي يا ظروف دور نگهداريد).

    به خاطر داشته باشيد كه روغن اكاليپتوس فوق العاده براي انسان سمي است و در مصرف آن بايد دقت كنيد. اگر فرزند داريد، اطمينان پيدا كنيد كه روغنهاي اصيل اين گياه دور از دسترس او نگهداشته شود.

    معرفي گياه

    كاليپتوس بومي استراليا است، و در اين قاره غذاي اصلي موجود در وعده غذايي خرسهاي كوآلا محسوب ميشود. امروزه اين گياه در سرتاسر جهان از جمله ايالات متحده كشت ميشود. اكاليپتوس گونه هاي بسياري دارد. برخي از گونه هاي آن به اندازه گلهاي تزئيني و برخي ديگر به اندازه درختان بزرگ است.

    اكاليپتوس لثه آبي يا درخت تب استراليا، شناخته شده ترين گونه اكاليپتوس است كه مصرف پزشكي دارد. ارتفاع اين گياه به ۲۳۰ پا مي رسد. برگهاي ۴ تا ۱۲ اينچي اين گياه سبز تند و براق است. وقتي پوستة خاكستري آبي اين گياه كنده ميشود، زير آن پوسته كرمي رنگ وجود دارد.

    تركيبات گياه چاي و عصاره اين گياه از مادة برگ خيس خورده در محلول الكل كه داراي مواد فعال است، تهيه ميشود. پاره اي از اين عناصر و تركيبات فعال “تانين” و “فلاونويد” ناميده ميشوند. روغن اصيل برگ تهيه شده از تقطير بخار عمدتاً از عنصر فعالي به نام “سينوئول” تشكيل شده است. روغن اين گياه همچنين حاوي ساير عناصر شيميايي گياهي است


    اشكال موجود

    اين گياه به صورت روغن مايع اساسي، روغن اساسي به شكل پماد تنتور برگ (محلول تهيه شده از گياه و الكل يا گياه، الكل و آب)، برگ خام و چاي قابل دسترسي است. قطره هاي ضد سرفه تجاري، انواع شربتها، مايعات تبخير كننده، روغنهاي ماليدني، انواع خميردندان و مواد شستشوي دهان حاوي روغن اكاليپتوس يا تركيب اصلي آن يعني سينئول است

    نحوه مصرف

    اين گياه براي درمان التهاب سينه، ريه ها، بيني و گلو بكار مي رود و مي تواند برخي از گونه هاي باكتري و همچنين برخي از انواع قارچها را از بين ببرد. وقتي ازاين گياه دارويي براي مصرف موضعي استفاده مي كنيد، مي تواند درد رماتيسمي را تسكين بخشد. قبل از مصرف ميزان ريز يا هر ميزان مصرف، با پزشك معالج خود مشورت و از دستورات ايشان پيروي كنيد.

    * جوشانده برگ اكاليپتوس (براي احتقاق): ۱/۲ تا ۱ ميلي ليتر روزانه.

    * روغن براي مصرف موضعي (براي مقاصل متورم يا احتقاق سينه): ۳۰ ميلي ليتر روغن اكاليپتوس را به ۵۰۰ ميلي ليتر آب ولرم اضافه كنيد.

    * اكاليپتول: روزانه ۰/۰۵ تا ۰/۲ ميلي ليتر (۱ تا ۲ قطره براي هر ليوان آب جوش).

    * روغن اكاليپتوس (براي استعمال موضعي): نصب تا يك ميلي ليتر (۱۵ تا ۳۰ قطره) روغن مزبور را به نصف ليوان روغن مايع (كنجد، زيتون و غيره) اضافه كنيد.

    * به منظور استفاده استنشاقي از اين گياه داروئي، ۵ تا ۱۰ قطره از روغن آنرا به ۲ ليوان آب جوش اضافه كنيد و سپس حوله را بالاي سر خود بكشيد و بخار آنرا استنشاق كنيد.

    نكات احتياطي

    در دوران بارداري يا شيردهي از مصرف اكاليپتوس پرهيز كنيد. روغن اين گياه اگر استعمال موضعي داشته باشد، سمي نيست. اما نبايد از اين گياه براي مصارف داخلي استفاده كرد. انجمن فرآوردهاي گياهان دارويي آمريكا برگ اكاليپتوس را از نظر بي خطري در رديف و درجه دو ارزيابي كرده است. درجه ۲ به معناي اين است كه در كاربرد اين گياه محدوديتهايي متصور است.

    در ارتباط با عصاره هاي برگ اكاليپتوس بايد گفت كه افرادي كه مبتلا به التهاب معده اي- روده اي يا التهاب مجراي صفراوي هستند، بايد از مصرف عصاره برگ اكاليپتوس اجتناب كنند. در صورت ابتلا به ناراحتي كبد نيز از مصرف آن پرهيز كنند. در صورتي كه مشمول هر كدام از اين حالات هستيد، با پزشك خود مشورت كنيد.

    از مصرف بي رويه عصارة مزبور نيز اجتناب ورزيد. “تانين” موجود در عصاره اين گياه مي تواند، در صورتي كه بي رويه مصرف شود، به انواع شكم درد يا آسيب كبدي و كليوي منجر شود. هرگونه روغن اين گياه را به صورت يا بيني كودكان زير دو سال نماليد.

    تداخل هاي احتمالي

    روغن و عصاره اكاليپتوس مي تواند اثرات داروهايي را كه براي درمان كمبود قند خون بكار مي رود، خنثي كند. اگر به بيماري افت قندخون مبتلا هستيد، مطمئن شويد كه پزشك شما قبل از آغاز درمان با اين گياه در جريان امر واقع شده است.

     



    ساكنين اوليه استراليا- بوميهاي استراليايي- از برگهاي اكاليپتوس براي درمان جراحات و پايين آوردن تب استفاده مي كردند. آنها همچنين مي دانستند اگر در منطقه بياباني استراليا به نام “آتبك” (Outpack) با بي آبي مواجه شوند، مي توانند ريشه هاي اكاليپتوس را، كه آكنده از آب است، از زمين براي رفع تشنگي بيرون بياورند.

    برگهاي اكاليپتوس و روغني كه آنها توليد مي كنند سبب كشتن باكتريها و رفع ناراحتيهاي تنفسي افراد مبتلا به خناق، آسم و برونشيت ميشود. اگر سابقه مصرف ويكس داريد، آنگاه احتمالاً خنكي و احساس سوزش ناشي از مرهم روي پوست و پاك شدن سينوس ها در اثر رايحة نعناعي و معطر را به ياد خواهيد آورد. در واقع اين اثرات روغن اصيل اكاليپتوس است.

    اكاليپتوس به انواع عطر، صابون و برخي از مواد غذايي و نوشيدنيها اضافه ميشود. از اين گياه همچنين به عنوان عامل دفع حشرات نيز استفاده و به روغن شمع و افشانه هاي حشره كش نيز اضافه ميشود. اگر به هيره ها (حشرات) گرد و غبار آلرژي داريد، مي توانيد اضافه كردن چند قطره روغن اصلي اكاليپتوس به مايع شستشوي لباسهايتان را مورد توجه قرار دهيد.


    تحقيقات اخير مؤيد اين است كه اين گياه دارويي تعداد هيره ها (حشرات)ي گرد و خاك را تا حد زيادي كاهش مي دهد و راه تنفس شما را بازتر مي كند. اگر در خانة خود شاهد سوسك هستيد، اضافه كردن چندين قطره روغن اصيل اكاليپتوس بر لباسهاي مندرس و گذاشتن آنها را در كمد لباسهايتان امتحان كنيد (دقت كنيد لباسهاي مزبور را از مواد غذايي يا ظروف دور نگهداريد).

    به خاطر داشته باشيد كه روغن اكاليپتوس فوق العاده براي انسان سمي است و در مصرف آن بايد دقت كنيد. اگر فرزند داريد، اطمينان پيدا كنيد كه روغنهاي اصيل اين گياه دور از دسترس او نگهداشته شود.

    معرفي گياه

    كاليپتوس بومي استراليا است، و در اين قاره غذاي اصلي موجود در وعده غذايي خرسهاي كوآلا محسوب ميشود. امروزه اين گياه در سرتاسر جهان از جمله ايالات متحده كشت ميشود. اكاليپتوس گونه هاي بسياري دارد. برخي از گونه هاي آن به اندازه گلهاي تزئيني و برخي ديگر به اندازه درختان بزرگ است.

    اكاليپتوس لثه آبي يا درخت تب استراليا، شناخته شده ترين گونه اكاليپتوس است كه مصرف پزشكي دارد. ارتفاع اين گياه به ۲۳۰ پا مي رسد. برگهاي ۴ تا ۱۲ اينچي اين گياه سبز تند و براق است. وقتي پوستة خاكستري آبي اين گياه كنده ميشود، زير آن پوسته كرمي رنگ وجود دارد.

    تركيبات گياه چاي و عصاره اين گياه از مادة برگ خيس خورده در محلول الكل كه داراي مواد فعال است، تهيه ميشود. پاره اي از اين عناصر و تركيبات فعال “تانين” و “فلاونويد” ناميده ميشوند. روغن اصيل برگ تهيه شده از تقطير بخار عمدتاً از عنصر فعالي به نام “سينوئول” تشكيل شده است. روغن اين گياه همچنين حاوي ساير عناصر شيميايي گياهي است


    اشكال موجود

    اين گياه به صورت روغن مايع اساسي، روغن اساسي به شكل پماد تنتور برگ (محلول تهيه شده از گياه و الكل يا گياه، الكل و آب)، برگ خام و چاي قابل دسترسي است. قطره هاي ضد سرفه تجاري، انواع شربتها، مايعات تبخير كننده، روغنهاي ماليدني، انواع خميردندان و مواد شستشوي دهان حاوي روغن اكاليپتوس يا تركيب اصلي آن يعني سينئول است

    نحوه مصرف

    اين گياه براي درمان التهاب سينه، ريه ها، بيني و گلو بكار مي رود و مي تواند برخي از گونه هاي باكتري و همچنين برخي از انواع قارچها را از بين ببرد. وقتي ازاين گياه دارويي براي مصرف موضعي استفاده مي كنيد، مي تواند درد رماتيسمي را تسكين بخشد. قبل از مصرف ميزان ريز يا هر ميزان مصرف، با پزشك معالج خود مشورت و از دستورات ايشان پيروي كنيد.

    * جوشانده برگ اكاليپتوس (براي احتقاق): ۱/۲ تا ۱ ميلي ليتر روزانه.

    * روغن براي مصرف موضعي (براي مقاصل متورم يا احتقاق سينه): ۳۰ ميلي ليتر روغن اكاليپتوس را به ۵۰۰ ميلي ليتر آب ولرم اضافه كنيد.

    * اكاليپتول: روزانه ۰/۰۵ تا ۰/۲ ميلي ليتر (۱ تا ۲ قطره براي هر ليوان آب جوش).

    * روغن اكاليپتوس (براي استعمال موضعي): نصب تا يك ميلي ليتر (۱۵ تا ۳۰ قطره) روغن مزبور را به نصف ليوان روغن مايع (كنجد، زيتون و غيره) اضافه كنيد.

    * به منظور استفاده استنشاقي از اين گياه داروئي، ۵ تا ۱۰ قطره از روغن آنرا به ۲ ليوان آب جوش اضافه كنيد و سپس حوله را بالاي سر خود بكشيد و بخار آنرا استنشاق كنيد.

    نكات احتياطي

    در دوران بارداري يا شيردهي از مصرف اكاليپتوس پرهيز كنيد. روغن اين گياه اگر استعمال موضعي داشته باشد، سمي نيست. اما نبايد از اين گياه براي مصارف داخلي استفاده كرد. انجمن فرآوردهاي گياهان دارويي آمريكا برگ اكاليپتوس را از نظر بي خطري در رديف و درجه دو ارزيابي كرده است. درجه ۲ به معناي اين است كه در كاربرد اين گياه محدوديتهايي متصور است.

    در ارتباط با عصاره هاي برگ اكاليپتوس بايد گفت كه افرادي كه مبتلا به التهاب معده اي- روده اي يا التهاب مجراي صفراوي هستند، بايد از مصرف عصاره برگ اكاليپتوس اجتناب كنند. در صورت ابتلا به ناراحتي كبد نيز از مصرف آن پرهيز كنند. در صورتي كه مشمول هر كدام از اين حالات هستيد، با پزشك خود مشورت كنيد.

    از مصرف بي رويه عصارة مزبور نيز اجتناب ورزيد. “تانين” موجود در عصاره اين گياه مي تواند، در صورتي كه بي رويه مصرف شود، به انواع شكم درد يا آسيب كبدي و كليوي منجر شود. هرگونه روغن اين گياه را به صورت يا بيني كودكان زير دو سال نماليد.

    تداخل هاي احتمالي

    روغن و عصاره اكاليپتوس مي تواند اثرات داروهايي را كه براي درمان كمبود قند خون بكار مي رود، خنثي كند. اگر به بيماري افت قندخون مبتلا هستيد، مطمئن شويد كه پزشك شما قبل از آغاز درمان با اين گياه در جريان امر واقع شده است.



    تاريخ : چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۹ | 14:39 | نویسنده : قاسم |
    به نام خدایی که همین نزدیکیست

    مقدمه:

    نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند نوین، توانایی ایجاد انقلاب و تحولات عظیم را در سیستم تامین مواد غذایی و كشاورزی ایالت متحده آمریكا و در گستره جهانی دارد. نانوتكنولوژی قادر است كه ابزارهای جدیدی را برای استفاده در بیولوژی مولكولی و سلولی و همچنین تولید مواد جدیدی، برای شناسایی اجرام بیماری زا معرفی نماید و بنابراین چندین دیدگاه مختلف در نانوتكنولوژی وجود دارد كه می تواند در علوم كشاورزی و صنایع غذایی، كاربرد داشته باشد.

    به عنوان مثال امنیت زیستی تولیدات كشاورزی و مواد غذایی، سیستمهای آزاد كننده دارو بر علیه بیماریهای شایع، حفظ سلامتی و حمایت از محیط زیست از جمله كاربردهای این علم می باشد.

    علم نانوتكنولوژی چیست؟

    انجمن ملی نوبنیاد نانوتكنولوژی كه یك نهاد دولتی در كشور امریكا می باشد ، واژه نانوتكنولوژی را چنین توصیف می كند: "تحقیق و توسعه هدفمند، برای درك و دستكاری و اندازه گیریها مورد نیاز در سطح موادی با ابعاد در حد اتم"، مولكول و سوپرمولكولها را نانوتكنولوژی می گویند. این مفهوم با واحدهایی از یك تا صد نانومتر، همبستگی دارد. دراین مقیاس خصوصیات فیزیكی، بیولوژیكی و شیمیایی مواد تفاوت اساسی با یكدیگر دارند و غالبا اعمال غیر قابل انتظار از آنها مشاهده می شود. در سیستم كشاورزی امروزی، اگردامی مبتلا به یك بیماری خاص شود، می توان چند روز و حتی چند هفته یا چند ماه قبل علائم نامحسوس بیماری را شناسایی كنند و قبل از انتشار و مرگ و میر كل گله، دامدار را برای اخذ تصمیمات مدیریتی و پیشگیری كننده آگاه كند و بنابراین می توان نسبت به مقابله با آن بیماری اقدام نماید.

    نانوتكنولوژی به موضوعاتی در مقیاس هم اندازه با ویروسها و سایر عوامل بیماری زا می پردازد و بنابراین پتانسیل بالایی را برای شناسایی و ریشه كنی عوامل بیماری زا دارد. نانوتكنولوژی امكان استفاده از سیستمهای آزاد كننده داروئی را كه بتواند به طور طولانی مدت فعال باقی بماند، فراهم می كند.

    به عنوان مثال استفاده از سیستمهای آزاد كننده دارو، می توان به ایمپلنتهای ابداع شده مینیاتوری در حیوان اشاره كرد كه نمونه های بزاقی را به طور مستمر كنترل می كنند و قبل از بروز علائم بالینی و تب، از طریق سیستمهای هشدار دهنده وسنسورهای ویژه، می تواند احتمال وقوع بیماری را مشخص و سیستم خاص ازاد كننده دارو معینی را برای درمان موثر توصیه كنند. طراحی سیستمهای آزاد كننده مواد دارویی، یك آرزوی و رویای همیشگی محققان برای سیستمهای رها كننده داروها، مواد مغذی و پروبیوتیكها بوده و می باشد.

    نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند به ما اجازه می دهد كه نگرشی در سطح مولكولی و اتمی داشته و قادر باشیم كه ساختارهایی در ابعاد نانومتر را بیافرینیم.

    برای تعیین و شناسایی بسیار جزئی آلودگیهای شیمیایی، ویروسی یا باكتریایی در كشاورزی و صنایع غذایی معمولا از روشهای بیولوژیكی، فیزیكی و شیمیایی استفاده می گیرد. در روشهای اخیر نانوتكنولوژی برای استفاده توام این روشها، یك سنسور در مقیاس نانو طراحی كرده اند در این سیستم جدید، مواد حاصل از متابولیسم و رشد باكتریها با این سنسورها تعیین می گردد.

    سطوح انتخابی بیولوژیكی، محیطی هایی هستند كه عمده واكنشهای و فعل و انفعالات بیولوژیكی و شیمیایی در آن محیط انجام می شود.
    چنین سطوحی همچنین توانایی افزایش یا كاهش قدرت اتصال ارگانیزمها و ملكولهای ویژه را دارد. از جنبه های كاریردی استفاده از این سطوح، طراحی سنسورها، كاتالیستها، و توانایی جداسازی یا خالص سازی مخلوطهای بیومولكولها می باشد. نانومولكولها موادی هستند كه اخیرا از طریق نانوتكنولوژی به دست آمده اند و یا در طبیعت موجودند و بوسیله این ساختارها، امكان دستكاریهای درسطح نانو و تنظیم و كاتالیز واكنشهای شیمیایی وجود دارد. نانو مواد از اجزای با سایز بسیار ریز تشكیل شده اند و اجزا تشكیل دهنده چنین ساختارهایی بر خواص مواد حاصل در سطح ماكرو تاثیر می گذارد.

    ساختارهای كروی توخالی (buckey balls ) كه با نام دیگر فلورن هم شناخته شده اند، مجموعه از اتمهای كربن متحدالشكل به صورت كروی هستند كه در چنین ساختاری هر اتم كربن به سه اتم كربن مجاورش متصل شده. دانشمندان اكنون به خوبی می دانند كه چگونه یك چنین ساختاری را به وجود آورند و كاربردهای بیولوژیكی آن امروزه كاملا شناخته شده است. از جمله كاربردهای چنین ساختارهایی برای رها سازی دارو یا مواد رادیواكتیو در محلهای مبتلا به عوامل بیماریزا می باشد.
    ایده استفاده از۶۰ اتم كربن به جای ۸۰ اتم، ساختارهای توخالی را برای آزاد سازی دارو فراهم می كند. هدف از این كار در نهایت رسیدن به گروهای قابل انحلال پپتیدها در آب می باشد كه نتیجتا این مولكولها به جریان خون راه پیدا می كنند. نانوتیوپها ساختارهای توخالی دیگری هستند كه از دو طرف باز شده اند و گروههای اتمی دیگری به آنها اضافه شده اند و یك ساختار شش گوشه را تشكیل می دهند. نانوتیوپها می توانند به عنوان یك ورقه گرافیت در نظر گرفته شوند كه به دور یك لوله پیچیده شده اند.

    كاربرد پلی مرهای سنتزی در داروسازی پیشرفتهای چشمگیری داشته است. سبكی، نداشتن آثار جانبی و امكان شكل دهی پلی مرها، كاربرد آنها را در زمینه پزشكی و دامپزشكی افزایش داده است. در روشهای دارورسانی مدرن، فرآورده شكل دارویی موثر خود را با یك روند مشخص شده قبلی برای مدت زمان معلوم بطور سیستماتیك به عضو هدف آزاد می كند. پلیمرها نه تنها به عنوان منابع ذخیره دارو و غشا و ماتریكس های نگهدارنده عمل می كنند بلكه می توانند سرعت انحلال آزاد سازی و تعادل دفع و جذب آزاد را در بدن كنترل كنند.

    دندریمر(پلی مر) یك طبقه جدید از مولكولهای سه بعدی مصنوعی هستند كه از مسیر و راه نانوسنتزی به دست آمده اند كه این دندریمرها از توالیها و شاخه ای تكراری حاصل آمده اند. ساختار چنین تركبیباتی از یك درجه بالای تقارن برخوردار است.

    نقاط كوانتومی، كریستالهایی در مقیاس نانومتری هستند كه اساسا در اواسط ۱۹۸۰ برای كاربردهای اپتوالكترونیك به كاربرده شدند. آنها در طی سنتز شیمیایی در مقیاس نانو ایجاد می شوند و از صدها یا هزاران اتم در نهایت یك ماده نیمه هادی معدنی تشكیل شده اند كه این ماده به اتمها خاصیت فلورنس می دهد. وقتی یك نقطه كوانتومی با یك پرتو نور برانگیخته می شود آنها دوباره نور را منتشر می كنند. میزان یك طیف نشری متقارن باریك مستقیم به اندازه كریستال بستگی دارد. این بدان معنی است كه اجرام كوانتومی می توانند به خوبی برای انتشار نور در طول موجهای مختلف طراحی شوند. نانوشلها یك نوع جدید از نانوذرات كه از هسته دی الكتریك مانند سیلیكا تشكیل شده اند كه با یك لایه فلزی فوق العاده نازك(به عنوان مثال طلا) پوشش داده شده اند. نانوشلهای طلا، دارای خواص فیزیكی مشابه به آنهایی هستند كه از كلوئیدها طلا ساخته شده اند. پاسخهای نوری نانوشلهای طلا به طور قابل توجهی به اندازه نسبی هسته نانوذرات و ضخامت لایه طلا بستگی دارد. دانشمندان قادرند نانوشلهایی را بسازند كه ملكولهای آنتی ژنها بر روی آنها سوار شوند و در مجموع سلولهای سرطانی و تومورهای موجود را تحت تاثیر قرار دهند. این ویژگی مخصوصا در رابط با نانوشلها می باشد كه این ساختارها قادرند فقط تومورهای موجود را تحت تاثیر قرار دهند و سلولهای مجاور تومور دست نخورده باقی می ماند. از طریق حرارتی كه به طور انتخابی در سلولهای توموری ایجاد می كند منجر به از بین بردن این سلولها می شود.

    كاربردهای نانوتكنولوژی در علوم دامی سلامتی دامهای اهلی از جمله مسائلی است كه با اقتصاد دامداریها در ارتباط می باشد. یك دامپزشك می نویسد كه "علم نانوتكنولوژی توانایی و پتانسیل بالقوه ای بر روی رهیافتهای آتی دامپزشكی و درمان دامهای اهلی خواهد داشت". تامین اقلام غذایی برای دامهای اهلی همواره با افزایش هزینه و نیاز به مراقبتهای خاص دامپزشكی و تجویز دارو و واكسن همراه بوده است و نانوتكنولوژی توانایی ارائه راهكارهای مناسب برای حل این معضلات را دارد. سیستمهای سنتیتیك آزاد كننده مواد داروئی امروزه مصرف آنتی بیوتیكها، واكسنها، پروبیوتیكها و عمده داروها از طریق وارد كردن آنها از راه غذا یا آب دامها و یا از راه تزریق عضلانی صورت می گیرد. رها سازی یك مرحله ای دارو در برابر یك میكروارگانیزم علارغم تاثیرات درمانی و اثرات بازدارنده پیشرفت یك بیماری معمولا با بازگشت مجدد علائم بیماری وتخفیف اثرات دارویی مصرفی همراه است. روشهای موجود در سطح نانو، قابلیت تشخیص و درمان عفونت،اختلالات تغذیه ای و متابولیكی را دارا می باشد. سیستمهای سنتتیك رها سازی دارو می تواند خواص چند جانبه برای حذف موانع بیولوژیكی در افزایش بازده درمانی داروی مورد استفاده و رسیدن آن به بافت هدف داشته باشد كه از جمله این خواص می توان به موارد ذیل اشاره كرد.

    ۱) تنظیم زمانی مناسب برای آزاد سازی دارو

    ۲) قابلیت خود تنظیمی

    ۳) توانایی برنامه ریزی قبلی

    بنابراین در آینده نزدیك پیشرفتهای بیشتر تكنولوژی امكانات زیر را فراهم می كند:

    ▪ توسعه سیستمهای سنتیتیك رها سازی داروها،پروبیوتیكها، مواد مغذی
    ▪ افزایش سرعت شناسایی علائم بیماری و كاربرد روشهای درمانی سریع

    ▪ توسعه سیستمهای رها سازی اسیدهای نوكلئیك و مولكولهای DNA

    ▪ كاربرد نانومولكولها در تولید واكسنهای دامی

    تشخیص بیماری و درمان دامها

    تصور امكان تزریق نانوپارتیكها به دامها و فعال شدن تدریجی ماده موثر همراه با این نانوذرات در بدن حیوان برای از بین بردن و تخریب سلولهای سرطانی، افق تحقیقاتی جدیدی را به روی محققان بازكرده است. محققان دانشگاه رایس مراحل مقدماتی كاربرد نانوشلها را برای تزریق به جریان خون ارزیابی كردند.

    این ذرات نانو به گیرنده های غشاسلولهای سرطانی متصل می شوند و با ایجاد امواج مادون قرمز باعث بالا رفتن دمای سلولهای مذكور به ۵۵ درجه و تركیدن و از بین رفتن تومورهای موجود می گردند. همچنین نانوپارتیكهایی كه از اكسیدهای آهن ساخته می شوند، با ایجاد امواج مگنتیك در محل استقرار سلولهای سرطانی باعث از بین بردن این سلولها می شوند. یكی از اساسی ترین محورهای تحقیقاتی كنونی، توسعه سیستمهای رها سازی DNA غیرزنده، با بازدهی مناسب و با حداقل هزینه و عوارض جانبی و سمی می باشد، كه در ژن درمانی مورد استفاده قرار می گیرند. اصلاح نژاد دام مدیریت تلاقی و زمان مناسب جفتگیری دامها، از جمله مواردی است كه در مزارع پرورش گاوشیرده به هزینه و زمان طولانی نیاز دارد. از راهكارهایی كه اخیر مورد استفاده قرار گرفته است، استفاده از نانوتیوپها خاص در داخل پوست می باشد كه زمان واقعی پیك هورمون استروژن و وقوع فحلی را دار دامها نشان می دهد و لذا با علائمی كه سنسورهای موجود به دستگاه مونیتور می فرستد، زمان دقیق و واقعی تلقیح را به دامدار نشان می دهد.

    منبع : بانک مقالات کانون دانش 



    تاريخ : سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۸۹ | 22:0 | نویسنده : قاسم |
     

    مقدمه:

    کشاورزی به مفهوم راهها وروشهای بهره برداری از منابع آب وخاک و انرﮊی و ... در جهت تامین نیازهای غذایی و پوشاک انسانها همواره در طول تاریخ پایه واساس بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سرتاسر جهان بوده و هست. به طوری که امروزه کشاورزی و توسعه کشاورزی به عنوان موتور محرکه و نیروی پیش برنده توسعه به طور عام و توسعه روستایی به طور خاص می باشد،در حالیکه خود توسعه کشاورزی نیز به اهرم توانمندی به نام ترویج کشاورزی نیازمند است. هر دوی این مفاهیم امروزه دچار تغییر وتحولات شدیدی می باشند به طوریکه کشاورزی شدیدا با بحث پایداری در چالش می باشد و ترویج نیز به تبع آن تحولات ساختاری و کارکردی بسیاری را به خود دیده است. این قسمت به بررسی مفاهیم واندیشه های پایداری در کشاورزی می پردازد وبدنبال آن تغییرات ساختاری وکارکردی ترویج را در جهت حمایت از پایداری در کشاورزی مورد بررسی قرار می دهد.

    لغت پایدار برشرایط یکنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرایط یکنواخت افق های دور دست را در بر می گیرد . عدم شناخت و اطلاعات کافی و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هوای جهان و تنوع آن ، تکنولوژی آینده ، نقش مردم در کشاورزی و رابطه کشاورزی با محیط باعث شده است که پیش گویی در رابطه با آینده کشاورزی مشکل باشد .
    کشاورزی پایدار نوعی کشاورزی است که در جهت منافع انسان بوده ، کارایی بیشتری در استفاده از منابع دارد و با محیط در توازن است . به عبارتی کشاورزی پایدار باید از نظر اکولوژیکی مناسب ، از نظر اقتصادی توجیه پذیر و از نظر اجتماعی مطلوب باشد .

    ظهور کشاورزی پایدار:
    به طور کلی (Sheferd 1998) معتقد است که در زمینه توسعه روستایی چهار تحول و پیشرفت نظری عمده صورت گرفته است که عبارتند از: 1- توسعه کشاورزی پایدار 2- نهادها و موسسات پایدار محلی 3- دگرگونی بنیادی در رهیافت های مبتنی بر پروﮊه 4- دیدگاههای مربوط به جنسیت .
    همانطور که در بالا اشاره شد در بستر این تغییر پارادایم در توسعه روستایی بحث پایداری در کشاورزی حضوری جدی یافت ، بطوریکه امروزه یکی از جنبه های مهم در توسعه پایدار ، کشاورزی پایدار است . در زمینه کشاورزی علت اصلی ظهور پایداری را می توان در تاریخ اجرای برنامه های انقلاب سبز و کشاورزی مدرن و انتقادات وارد بر آن جستجو نمود . به طوریکه در اکثر قریب اتفاق مناطقی که در آنها فناوری های انقلاب سبز تولید را افزایش داده بوند ،اثرات زیست محیطی و اجتماعی معکوسی پدید آمده است.از جمله این مشکلات عبارتند از:
    آلودگی آب از طریق آفت کشها ، نیتراتها، از دست رفتن خاک و تلفات دام ، صدمه زدن به حیات وحش ،اختلال در زیست بومها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب آشامیدنی .
    آلودگی مواد غذایی و علوفه دامی با بقایای آفت کشها ، نیتراتها و آنتی بیوتیکها .
    خسارت به مزرعه و منابع طبیعی از طریق آفت کشها ،که باعث صدمه زدن به کشاورزانی که مشغول به کاراند و عموم مردم و نیز اختلال در زیست بوم ها و زیان رساندن به حیات وحش می شود .
    آلودگی جو با آمونیاک ،اکسید ازت ،متان و مواد حاصل از سوختن که در کاهش ازن نقش دارند و گرم شدن زمین .
    استفاده مفرط از منابع طبیعی که باعث کاهش آب زیرزمینی و زیان به گیاهان خوراکی وحشی و رستنگاهها و نیز موجب کاهش ظرفیت آنها در جذب مواد زاید می شود و همچنین باعث ماندابی شدن و افزایش شوری می گردد.
    تمایل به استاندارد کردن و تخصصی کردن کشاورزی با روی آوردن به رقمهای جدید بذر که موجب از دست رفتن رقمها نﮊادهای سنتی می شود .
    خطرهای بهداشتی جدید برای کارگران در صنایع شمیایی کشاورزی و عمل آوری مواد غذایی (Pretty ، 1995 ).
    Sheferd ( 1998 ) انتقادات وارد بر انقلاب سبز را که در نتیجه بستری را برای معرفی مفهوم پایداری در کشاورزی فراهم آورد به شرح زیر بر می شمارد: نا برابر یهای جغرافیایی ،نا برابری های اجتماعی - اقتصادی ،نا برابری در اشتغال و دستمزد ها،تضادها و اختلاف ،بر هم خوردن امنیت غذایی و به خطر افتادن سلامتی انسانهاو محیط زیست ..تحقیقات متعدد دیگری نیز نگرانی ها درباره نقش منفی کشاورزی سنتی و انقلاب سبز را بر محیط زیست گزارش کرده اند ( Agabaje & et al ، 2001 ) ، ( Rasull ، Tapa ، 2003 ) ، ( Leeuwise ، 2004 ) ، ( Gamon & Scofield ، 1998 ) .
    در مقاله تعریف و اجرای کشاورزی پایدار به افزایش انرﮊی مصرفی در هر بوشل محصول تولیدی از جمله (انرﮊی برای تولید مواد شیمیایی و ماشین آلات ) در مقابل کاهش ذخایر انرﮊی نیز به عنوان نگرانی حاصل از فعالیتهای تولیدی حاصل از انقلاب سبز اشاره شده است.
    در ادامه اشاره می کند که نسبت انرﮊی خروجی به ورودی به طور تصاعدی حالت نا مطلوبتری یافته است به طوری که از میزان 3 در دهه 1940 به کمتر از 8/1 تا دهه 1980 کاهش داشته است و راهبردهای کاربری اراضی با استفاده از انرﮊی های متمرکز نا محدود را در بلند مدت پایدار نمی داند (سال؟و نویسنده ) . یکی از هزینه های کاملا پنهان کشاورزی انقلاب سبز و مدرن سوختهای فسیلی است که باید برای بالا نگه داشتن سطح بازده مصرف شوند به طوریکه برای تولید هر کیلوگرم غله در شرایط انقلاب سبز پر نهاده 3تا10 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود در حالیکه این میزان در کشاورزی پایدار 5/0 تا 1 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود (Pretty ، 1995 ).
    کشاورزی پایدار چیست؟
    تلاشهای بسیاری برای تعریف پایداری به طور تجریدی صورت گرفته است. مفهوم کشاورزی پایدار از سال 1987 رایج شد ، ولی قبل از آن نیز در دهه 1940 به صورت مترادف با اصطلاحاتی چون کشاورزی ارگانیک ، طبیعی ، اکولوژیک و کم نهاده بکار برده می شد. البته مفهوم و مضمون توسعه پایدار که کشاورزی پایدار نیز بخشی از آن محسوب می شود تنها متعلق به دوران معاصر نیست . به نحوی که بعضی تاریخچه آن را به نیوتن ، جان لاک ، توماس جفرسون و چارلز داروین و حتی به آسیای قدیم نیز نسبت می دهند . اما همانطور که گفته شد واژه پایداری به دنبال پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و بالاخص زیست محیطی فعالیتهای انسان مورد استفاده قرار گرفت . از هنگام تعریف کمیسیون برونت لند (Brount Land ) از توسعه پایدار در سال 1987 حداقل بیش از 80 تعریف ابداع شده است که هریک تفاوتهای ظریفی با دیگری دارد و بر ارزشها ، اولویتها و هدفهای خاصی تاکید می کند (Pretty ، 1995 ، 1998) . واﮊه کشاورزی پایدار ، از دیدگاه افراد مختلف معانی مختلفی دارد؛ که بستگی دارد به حیطه علاقه و سابقه آنها. کشاورزان ، متخصصان محیط زیست ، حافظان منابع طبیعی و ساکنان روستایی همگی علائق و نگرانی های متفاوتی دارند و بنابراین کشاورزی پایدار را به صور مختلفی تعریف می کنند ؛ بنابراین تعریف واحدی برای کشاورزی پایدار وجود ندارد. شماها میدونید چرا ؟

    اهداف کشاورزی پایدار :اهداف کشاورزی پایدار ارتباط نزدیکی با تعاریف آن دارند و در واقع جمع بندی این تعاریف می باشند . یک برنامه کشاورزی پایدار موفق در بر گیرنده هفت هدف زیر می باشد:
    فراهم کردن امنیت غذایی همراه با افزایش کمی و کیفی آن ضمن در نظر گرفتن نیاز های نسلهای بعدی ؛
    حفاظت از منابع آب،خاک و منابع طبیعی؛
    حفاظت از منابع انرﮊی در داخل و خارج از مزرعه ؛
    حفظ و بهبود سود آوری کشاورزان ؛
    حفظ نیروی حیات جامعه روستایی ؛
    حفظ تنوع زیستی ؛
    قابلیت پذیرش از سوی جامعه ؛
    البته اهداف مشابهی را برای کشاورزی پایدار قائل شده اند ،ضمن اینکه ایجاد زیر ساخت های اجتماعی و اقتصادی پویا برای جوامع روستایی را نیز به این فهرست اضافه می نمایند.
    در کتاب با آفرینی کشاورزی ،(پرتی،1996) ، کشاورزی پایدار را عبارت از هر نوع نظام تولید مواد خوراکی یا الیاف می داند که به طور نظام یافته هدفهای زیر را دنبال می کند:
    در آمیختن کامل تر فرآیندهای طبیعی از قبیل چرخه ی مواد غذایی،تثبیت ازت و روابط آفت – دشمن طبیعی با فر آیندهای تولید کشاورزی ؛
    کاهش کاربرد آن دسته از نهاده های غیر زراعی ، بیرونی و تجدید نشدنی که قابلیت آنها برای وارد آوردن خسارت به محیط زیست یا صدمه زدن به بهداشت کشاورزان و مصرف کنندگان بسیار زاید است و استفاده هدفدار تر از نهاد های باقی مانده به منظور حد اقل رساندن هزینه های متغییر مصرف می شوند؛
    دسترسی منصفانه تر به منابع و فرصتهای تولید و پیشرفت در جهت دستیابی به شکل هایی از کشاورزی که ا ز نظر اجتماعی عادلانه تر است؛
    استفاده بسیار مولد تر از استعداد بالقوه زیست شناختی و ﮊنتیکی گونه های گیاهی و جانوری ؛
    استفاده بسیار مولد از دانش و عملیات محلی، از جمله رهیافت های نو آورانه ای که هنوز دانشمندان آنها را کاملا درک نکرده اند یا کشاورزان به طور گسترده آنها را نپذیرفته اند؛
    افزایش خود اتکایی در میان کشاورزان و روستاییان؛
    تطبیق هرچه بیشتر الگوهای کشت و استعداد تولید، معضلات زیست محیطی اقلیم و چشم اندازطبیعت برای تضمین پایدار دراز مدت سطوح کنونی تولید ؛
    تولید سود آور و کارآمد با تاکید بر مدیریت تلفیقی مزرعه و حفاظت از خاک،آب ، انرﮊی و منایع زیستی.
    هدف کشاورزی پایدار عبارت است از افزایش تنوع فعالیتها در مزرعه ، همراه با افزایش پیوندها و فر آیندهای میان آنها. در کشاورزی پایدار محصولات فرعی یا ضایعات حاصل از یک جزء یا فعالیت،نهاده ای می شوند برای جزئی دیگر . از آنجا که فرایندهای طبیعی به طور فزاینده ای ، جایگزین نهاده های بیرونی می شوند، تاثیر نهادهای بیرونی بر محیط زیست کاهش می یابد.
    هدف کشاورزی پایدار را حفظ سطوح ضروری تولید به منظور بر آورده کردن جمعیت در حال رشد جهان بدون تخریب محیط زیست می دانند که به مفهوم نگرانی برای ایجاد در آمد، ترویج سیاستهای مناسب و حفظ منابع طبیعی می باشد .
    همه اهداف کشاورزی پایدار را در قالب پنج اصل کلی زیر بیان می کند :
    همسو نمودن فعالیت های کشاورزی با فرایندهای اکولوژیکی
    بکارگیری فناوری ها مناسب و اتخاذ یک مدیریت صحیح و معقول در روند تولیدات کشاورزی
    عدم بکارگیری نهاده ها و مواد شیمیایی که برای محیط زیست وسلامت بشر و حیوانات خطرناک هستند
    افزایش تولید محصولات کشاورزی با بهره گیری از پتانسیل بیولوژیکی و ژنتیکی گونه های مختلف
    استفاده عاقلانه از منابع و حفظ واحیای منابع تجدید شونده و غیر قابل تجدید
    در مقاله توسعه پایدار کشاورزی ، مؤلفه ها و شاخص ها، اهداف کشاورزی پایدار را موارد زیر می داند :
    افزایش ارزش محصولات کشاورزی بویژه محصولات کشورهای فقیر
    کاهش آثار زیست محیطی در بخش کشاورزی .

    نتیجه گیری:
    کشاورزی پایدار یک فرایند بیولوژیکی است و سعی در تقلید کردن از خصوصیات کلیدی یک ecosystemیطبیعی دارد ولی عملکرد حداکثر از اهداف آن است . کشاورزی پایدار باعث پیچیدگیecosystemیستم زراعی می شود ، کارایی چرخش عناصر غذایی در این نوع کشاورزی افزایش می یابد و از خورشید به عنوان منبع اصلی انرژی برای به حرکت درآوردن سیستم بهره برداری مطلدب می شود



    تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۹ | 10:46 | نویسنده : قاسم |
    گلخانه   گلخانه های مدرن

     

     

    کشاورزی پایدار  

     

     

    دهشک  

     

    قاسم اسماعیلی کارشناس گیاهپزشکی 

    متخصص گلخانه ابی خاکی



    تاريخ : شنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۹ | 12:46 | نویسنده : قاسم |
    بیو تکنولوژی چیست؟
    هزاران سال است،انسان دریافته است که چگونه گیاهان مفید را به کاربرد . از گندم نان وازشیر ، لبنیات تولید نماید. درتولید ماست ازشیر، یک میکرو ارگانیسم این فرآیند را انجام می دهد. یعنی درواقع می توان از میکرو ارگانیسم های مفید برای تغییرات وتبدیلات مورد نظر درمحصولات کشاورزی اعم از گیاهی وحیوانی استفاده نمود.

    بیوتکنولوژی ، روش جدیدی برای پرداختن به تکنیک کشت وکار است.

    با دست یابی به شیوه های کاربردی فن آوری موجودات زنده ، می توان محصول بیشتر ، گیاه مقاوم تر وحتی محصول بهتر تولید نمود.

    هزاران سال است،انسان دریافته است که چگونه گیاهان مفید را به کاربرد . از گندم نان وازشیر ، لبنیات تولید نماید. درتولید ماست ازشیر، یک میکرو ارگانیسم این فرآیند را انجام می دهد. یعنی درواقع می توان از میکرو ارگانیسم های مفید برای تغییرات وتبدیلات مورد نظر درمحصولات کشاورزی اعم از گیاهی وحیوانی استفاده نمود. دردوهزار سال قبل از میلاد مسیح ، مصری ها جو را تخمیر کرده یا ازانگور سرکه تولید می کردند. آنان به اصول تخمیر ، پی برده بودند، یا درواقع به نوعی بیوتکنولوژی دست یافته بودند. نتیجه ای که گرفته می شود ، این است که بیوتکنولوژی سابقه ای دیرینه دارد.

    درواقع تا آنجا که به کشاورزی ارتباط می یابد ، واژه بیوتکنولوژی ، روش جدیدی برای پرداختن به تکنیک کشت وکار است. یعنی با دست یابی به شیوه های کاربردی فن آوری موجودات زنده ، می توان محصول بیشتر، گیاه مقاوم تروحتی محصول بهتر تولید نمود. این علم امروزه توانسته است برروی ژن موجودات زنده کاربکند وتغییراتی درجهت هدفهای پیش بینی شده درمواد بدهد، یعنی درواقع درنحوه اطلاعات وراثتی سلولهای زنده دخالت کند وموفق به تولید گونه های جدید وبهتری گردد.

    درحدود بیست سال اخیر دو کار بنیادی واصولی درتکنولوژی کشاورزی صورت گرفته است . یکی تکنیک بهره برداری های مختلف ازسلول گیاهی ودیگری استفاده از بافت گیاهی با شیوه های ترکیب جدید ژنها. به بیان دیگر با شیوه کاربردی جدید می توان ضمن جدا کردن سلول یک گیاه ، به تنهائی آن را وادار به تکثر نمودو بعدا": به خاک انتقال داد . زیرا امکان کشت سلولی برای همه گیاهان موجود برروی کره زمین عملی است.

    یکی از نتایج این شیوه ، صرفه جوئی ازنظر وقت وفضای کشت وکار است. ازطرفی این روش تکثیر گیاهی ، نتایج بهتری برای هدف تعیین شده به دست می دهد.درواقع یک سانتی مترمکعب ازبافت یا اندام که چندین میلیون سلول مانند هم دارد ، بالقوه می تواند میلیون ها بوته هم خواص با آن گیاه باشد.

    درواقع این شیوه ، کاربذر وقلمه را به نحو بهتری انجام می دهد.ضمنا" می توان به خواص وراثتی گیاه پی بردوبرای رشد ونموآن تا مرحله به ثمرآمدن ، زمان صرف نکرد. به عبارت دیگر ، این شیوه روشی است که امکان مطالعه بهتر گیاه را درکمترین زمان وبا بیشترین ضریب اطمینان به دست می دهد. حتی می توان با جدانمودن دیواره سلولی یک گیاه ، چند سلول را از نظر محتوا به هم آمیخت.

    دریک آزمایشگاه تحقیقاتی به نام ماکس پلانک درآلمان ضمن آزمایشی معلوم شدکه ازمیان چهل ودوهزار بافت سیب زمینی مورد آزمایش فقط ۱۷۳ بافت یعنی چهار درصد بافت ها دربرابر بیماری قارج سیب زمینی مقاوم بودند، این بافت تکثیر گردید تا درمرحله گیاه کامل به مزرعه انتقال داده شود.

    نتیجه ای که حاصل آمد این بود : که این گونه جدید واقعا" نسبت به قارچ مقاوم است وبه سمپاشی نیازی ندارد . این شیوه دست یابی به گونه های مقاوم فقط درمدت هشت ماه عملی گردید. درصورتیکه در سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰ ، این کار ازطریق روشهای اصلاح نباتات حد اقل ده تا پانزده سال زمان می طلبید. این کار برای گیاهان دیگر ازجمله نخل روغنی حداقل سی سال زمان نیازدارد . درحال حاضر درکشورهای صنعتی این شیوه بسیار رواج یافته وتحولات شگرفی به وجود آمده ونتایج کارهای چندین ساله محققین به تولید انبوه رسیده است.

    درشیوه کشت سلول یا بافت گیاهی درحالی که ساختار ژنتیکی دراصل بدون تغییر می ماند با دخالت درنحوه کار خواص وراثت ، ماده ارثی را تغییر می دهند. درواقع حاملهای وراثتی را جدا نموده وداخل گیاه گیرنده کرده وبه این ترتیب گیاه جدیدی به دست می آورند . برای وارد کردن اطلاعات ارثی از میکرو ارگانیسم ها استفاده می کنند . ولی باید دقت کنند از میکرو ارگانیسم هائی استفاده شود که آماده قبول ژن خارجی درساختار سلولی خودباشند، یا به تعبیر دیگر بتوانند ازنظر ژنتیکی به گیرنده قابل انتقال باشند.

    یکی دیگر از دستاوردهای بیوتکنولوژیکی ، آنزیم تکنولوژی است که به آن ((بیو کاتالیزور)) هم می گویند ، کابرد آنزیمها طوری است که واکنش شیمیائی درگیاه وجانوررا هزاربرابر سریعتر می نماید. هم اکنون کاربرد آنزیمها درتولید مواد شیرین کننده عملی شده است . درانواع پودررختشوئی ، غذای کنستانتره دامی ودر تخمیر ها کارهای متنوعی انجام گرفته وتولیدات با کیفیت بسیار بهتری به بازار عرضه می شوند . درواقع کاربرد آنزیم درتولیدات غذائی موجب ایجاد یک صنعت جدید گردیده است.

    ضمنا" به وسیله همین صنعت ، پروتئین تولید می شود. این عمل نتیجه ایجاد تغییرات ژنتیک دربعضی از باکتریها است. پروتئینی که به این ترتیب حاصل شده درمبارزه با بیماریهای دامی وانسانی به کاررفته است. یعنی با مصرف این نوع پروتئین ، بعضی بیماریها به انسان ودام حمله نمی کنند . حتی دانشمندان موفق شده اند به کمک این شیوه پروتئین مصنوعی نیز تولید نمایند. کمسیون جهانی طرفداران توسعه دانش بیوتکنولوژی براین عقیده اند: که افق دید این عمل بسیار وسیع تر ازگذشته بوده واهداف والائی چون رفع مشکلات سلامتی ، تغذیه ، محیط زیست ونیز مواد اولیه را بسیار سریع تر از شیوه های سنتی گذشته تامین خواهند نمود.

    معمولا" تولیدات سالم تر ، فشار کمتری برمحیط زیست وارد می کند . این مواد نیاز به انرژی کمتری دارند ودست آخر اینکه مواد حاصل ازبیو تکتولوژی مضربه حال طبیعت نیست. ازطرف دیگر میکرو ارگانیسم ها قادرهستند از مواد آلی با قیمانده درشهرها ومزارع وآبهای آلوده درکشاورزی مواد الکلی وپروتئین به دست دهند.

    درخاتمه برای همه محققین وپژوهشگران ، به ویژه اندیشمندان عزیز ایران که درجهت رشد و توسعه هرچه بیشتر علمی کشورمان ، تلاش می نمایند ، سلامت و پیروزی آرزو می نمایم.


    برگرفته از : مجله کشاورز
    با تشکر از: محمدرضا عادلی مسبب کودهی

     

     

    این مطالب صرفا در جهت دسترسی دوستداران به علم نوین بیو تکنولوژی میباشد

    با تشکر شرکت پایدار

    دهشک 



    تاريخ : پنجشنبه هفتم مرداد ۱۳۸۹ | 10:32 | نویسنده : قاسم |

    بیو تکنولوژی در کشاورزی

    دهشک

    بر گرفته از سایت های معتبر

     

    دید کلی

    زیست فناوری از جمله واژه‌های پر سرو صدای سالهای اخیر است.این واژه را درست یا نادرست به مفهوم همه چیز برای مردم بکار می‌برند. زیست فناوری را در یک تعریف کلی به کارگیری اندامگان یا ارگانیسم یا فرایندهای زیستی در صنایع تولیدی یا خدماتی دانسته‌اند. تعریف ساده این پدیده نوین عبارت است از دانشی که کاربرد یکپارچه زیست شیمی ، میکروب شناسی و فناوریهای تولید را در سیستمهای زیستی به دلیل استفاده‌ای که در سرشت بین رشته‌ای علوم دارند مطالعه می‌کنند.در تعریف دیگر زیست فناوری را چنین تشریح کرده‌اند:


    تصویر



    فنونی که از موجودات زنده برای ساخت یا تغییر محصولات ، ارتقا کیفی گیاهان یا حیوانات و تغییر صفات میکروارگانیسمها برای کاربردهای ویژه استفاده می‌کند.زیست فناوری به لحاظ خصوصیات ذاتی خود دانشی بین رشته‌ای است. کاربرد اینگونه دانشها در مواردی است که ترکیب ایده‌های حاصل در طی همکاری چند رشته به تبلور قلمرویی با نظام جدید می‌انجامد و زمینه‌ها و روش شناسی خاص خود را دارد و در نهایت حاصل بر هم کنش بخشهای گوناگون زیست شناسی و مهندسی است. زیست فناوری در اصل هسته‌ای مرکزی و دارای دو جزء است: یک جزء آن در پی دستیابی به بهترین کاتالیزور برای یک فرایند یا عملکرد ویژه است و جزء دیگر سیستم یا واکنشگری است که کاتالیزورها در آن عمل می‌کنند.

    پیدایش زیست فناوری

    سابقه استفاده از میکروارگانیسمها برای تولید مواد خوراکی نظیر سرکه ، ماست و پنیر به بیش از 8 هزار سال قبل برمی‌گردد. نقش میکروارگانیسمها در تولید الکل و سرکه در قرن پیش زمانی کشف شد که گروهی از بازرگانان فرانسوی در جست و جوی روشی بودند تا از ترش شدن شراب و آبجو ضمن حمل آنها با کشتی به نقاط دور جلوگیری کنند. آنان از لویی پاستور تقاضای کمک کردند.لویی پاستور پی برد که مخمرها در خلا قند را به الکل تبدیل می‌کنند. این فرایند بی هوازی تخمیر نام دارد. و نیزدریافت که ترشیدگی و آلودگی بر اثر فعالیت دسته باکتری اسید استیک که الکل را به سرکه تبدیل می‌کند روی می‌دهد.

    لویی برای از بین بردن این مشکل فرایند پاستوریزه کردن را موثر دانست که عبارت بود از گرمایش نوشیدنیها نظیر شیر یا غذاهای جامد نظیر پنیر یا گوشت حیوانات وحشی به منظور از بین بردن میکروارگانیسمهای مضر یا غیر ضروری و یا تعیین سرعت تخمیر از طریق اعمال حرارت معین. پاستور همزمان با این موضوع میکروبیولوژی کاربردی را پایه گذاری کرد و دریافت که بسیاری از میکروارگانیسمها اگر چه در انسان و سایر موجودات زنده ایجاد بیماری می‌کنند یکی از مهمترین عوامل تغییر مواد در طبیعت هستند.



    تصویر

    پنی سیلین و تولید مواد اولیه شیمیایی

    پنی‌سیلین آنتی بیوتیکی است مشتق از کپک پنی سیلیوم نوتاتوم که برای درمان عفونتهای ناشی از انواع گوناگون باکتریها بکار می‌رود. از کشت سطحی پنی سیلیوم نوتاتوم پنی سیلین بدست می‌آید. این فرایند نه تنها پر زحمت است بلکه به دلیل استعداد آلودگی کشتها میزان تولید پنی سیلین را کاهش می‌دهد. ضرورت و نیاز کار در شرایط سترون منجربه توسعه راکتورهای مخزنی همزن دار شد که تا امروز به عنوان برترین روش کشت میکروبها در مقیاس وسیع بشمار می‌رود.

    با کشف قابلیت میکروبها در تولید آنتی بیوتیکها و درک کاربرد بالینی پنی سیلین ، توجه شرکتهای داروسازی بطور جدی به تولید آنتی بیوتیکها جلب شد. به منظور افزایش پتانسیل پادزیستی آنتی بیوتیکها بر حوزه وسیعی از میکروارگانیسمها لازم است که تحقیقات گسترده‌ای بر تولید آنتی بیوتیکهای جدید صورت گیرد. بنابراین استفاده از میکروارگانیسمهای به نژاد شده دراین زمینه مفید خواهد بود.

    مهندسی ژنتیک و زیست فناوری نوین

    در دهه 1980 ، زیست فناوری پیشرفت چشمگیری داشت که از قابلیت اتصال مولکولهای جدا شده از منابع مختلف در محیط آزمایشگاه نشات می‌گرفت. این اتصال ژن را در DNA دست ورزی ژنتیکی می‌نامند و چون پژوهشگر به نوترکیبی تناوب ژنی که از قبل وجود داشته می‌پردازد تا ترکیب جدید را بوجود آورد آن را نوترکیبی DNA نیز می‌نامند.

    فناوری نوترکیبی DNA ، بیشتر در زمینه تولید پروتئینها کاربرد تجاری داشته است. این فناوری قادر است بسیاری از پروتئینهایی را که فرآورده‌های بی‌واسطه یک ژن هستند و اساسا اهمیت درمانی دارند تولید کند. امروزه قابلیت اتصال ژنها انقلابی در صنایع بر پا کرده است و ثمره آن توسعه بی‌شمار فرآورده‌های جدید و بهبود فرایندهای شناخته شده فعلی است.



    تصویر

    مواد اولیه زیست فناوری

    بیوماس (زیست توده)

    بیوماس یک منبع انرژی تجدید شونده است که از طریق سوزاندن مستقیم آن با سیستمهای هضم کننده بی‌هوازی ، تقطیر تخریبی ، تبدیل به گاز ، هیدرولیز شیمیایی و زیست شناسی می‌توان از آن به عنوان منبع مستقیم انرژی و یا ترکیبات حامل انرژی استفاده کرد.

    مواد خام طبیعی

    خاستگاه مواد طبیعی ، کشاورزی و جنگل داری است.این مواد اساسا نوعی کربوهیدرات با ترکیبات پیچیده گوناگون شامل قند ، نشاسته ، سلولز و لیگنین هستند. مواد خام حاوی قند مانند نیشکر و چغندر فراوان‌ترین نوع مواد خام برای فراورده‌های زیست فناوری به شمار می‌رود.

    دسترسی به فراورده های فرعی

    اهداف اصلی زیست فناوری ، بهبود مدیریت و استفاده از مقادیر عظیم پسماند آلی است که در سراسر جهان یافت می‌شود. استفاده از این پسماندها یکی از منابع آلودگی را از بین خواهد برد و مهمتر از آن با بکارگیری فرایندهای زیست فناوری این پسماندها به صورت فراورده های فرعی مفید قابل استفاده خواهند بود.

    مثالهایی از کاربرد زیست فناوری

    در زمینه کاربردهای بیوتکنولوژی می‌توان به دو مثال زیر اشاره کرد.
    • می‌توان به تولید هورمون پروتئینی انسولین با استفاده از سلولهای باکتری اشاره کرد. ژن کد کننده این هورمون با استفاده ار تکنیکهای جدید در داخل پلاسمیدهای ویژه‌ای به درون باکتریها انتقال یافته و بیان می‌شوند. در وهله بعد می‌توان پروتئین مورد نظر را که توسط باکتریها بطور انبوه تولید می‌شود استخراج کرد و پس از خالص سازی در اختیار بیماران دیابتی قرار داد.

    • مثال دیگر تولید گیاهان مقاوم به حشرات است. امروزه مشخص شده است که پروتئینهای خاصی که از باکتری باسیلوس توریژنسیس استخراج می‌شود به دستگاه گوارش حشرات چسبیده و مانع جذب مواد غذایی می‌شود. در واقع پروتئینهای این باکتری برای حشرات سمی هستند. ژنهای کد کننده این پروتئینها را استخراج کرده و به ژنوم گیاهان مهم کشاورزی می‌افزایند. با بیان این ژن در داخل گیاهان این پروتئین سمی برای حشرات تولید می‌شود. حشراتی که به گیاه حمله کنند توسط این پروتئین از بین خواهند رفت.


    تاريخ : پنجشنبه هفتم مرداد ۱۳۸۹ | 10:23 | نویسنده : قاسم |

    مقدمه
    به دست آوردن اطلاعات دقیق و اجرایی در زمینه كشاورزی رویكرد مهمی است كه در سال های اخیر با رشد و توسعه صنعت الكترونیك، ارتباطات و بوجود آمدن نرم افزارهای مرتبط عملی شده است. حسگرها و ریزپردازنده های ارزان قیمت به همراه منابع توان و سیستم های ماهواره ای، توانسته است بسیاری از فعالان كشاورزی دنیا را به اطلاعات و داده های با ارزشی درخصوص حرفه شان مجهز نماید. فن آوری اطلاعات (
    Information Technology) مفهومی است كه هم اكنون به موازات دیگر شاخه های علم در كشاورزی با عنوان كشاورزی دقیق (Precision Agriculture) نمود پیدا كرده است. در طی 15 سال اخیر محققان در یافته اند كه خصوصیات و پارامترهای مزرعه اعم از خصوصیات گیاه و خاك، تحت تأثیر زمانی و مكانی تغییر پذیرند كه با انجام آزمایش های گسترده قابل شهود بود. از طرفی روش های كشاورزی دقیق می توانند پایداری اقتصادی و محیطی تولید محصول را افزایش می دهند.
    در كشاورزی مرسوم، هر مزرعه به عنوان یك واحد تلقی می شود و مبنای مدیریتی، شرایط و خصوصیات متوسط مزرعه قرار می گیرد و در نتیجه نهاده ها بر اساس همین خصوصیات تعریف می شوند. اما كشاورزی دقیق با استفاده از فن آوری های اطلاعاتی مزرعه را به واحدهای كوچك تر تقسیم بندی كرده و سپس به تعیین خصوصیات هر واحد می پردازد. در نتیجه استفاده از این فن آوری، تولید كننده ها قادر خواهند بود نهاده ها را در محل دقیق اعمال كرده در نهایت از بیماری و تلفات بكاهند. اما قبل از هر چیزی با فن آوری كشاورزی دقیق آشنا می شویم:
    GPS یا سیستم مكانیابی جهانی قلب كشاورزی دقیق است. دریافت كننده GPS وسیله ای است كه موقعیت خود ار از طریق چهار سیگنال ماهواره ای و محاسبات مثلثاتی در روی زمین تعیین می كند. خطاهایی كه در این سیستم وجود دارد می تواند با نصب یك ایستگاه ثابت كه دارای موقعیت ثابت و مشخصی می باشد، كمتر شود. این ایستگاه، سیگنال های فرستاده شده چهار ماهواره را دریافت و پس از مقایسه محل محاسبه شده با محل دقیق خود، مقدار خطا را محاسبه نموده و موقعیت دقیق را به واحدهای سیار در مزرعه می فرستند. این سیستم DGPS  (Differential Global Positioning System) نام دارد.
    از آنجایی كه كشاورزی دقیق نیاز به سطح بالایی از پردازش اطلاعات دارد، نرم افزارهایی نیاز است تا بتوانند با استفاده از مقادیر اندازه گیری شده و موقعیت مكانی، اطلاعات مفید را كنترل یا تحلیل كنند. سیستم
    GIS در واقع همین نقش را ایفاء می كند و قادر است با استفاده از خصوصیاتی مثل بافت خاك، نوع محصول، وضعیت مواد مغذی خاك و لایه های مختلفی از اطلاعات را به صورت نقشه توصیف نماید. برخی از این لایه های اطلاعاتی می توانند مستقیماً و با اندازه گیری به دست آیند مثل pH خاك و برخی دیگر از طریق پردازش ریاضی سایر داده ها همان طور كه گفته شده، خصوصیات مزرعه ای تغییر پذیرند بنابراین هدف كشاورزی دقیق نیز به تناسب این دو تغییر پذیری اعمال متغیر نهاده ها است. فن آوری نسبی متغیر(Variable Rate Technology) كه در كشاورزی دقیق كاربرد فراوانی پیدا كرده است در حقیقت به تجهیزاتی اطلاق می شود كه می توانند به طور خودكار میزان استعمال مواد را با توجه به موقعیت مكانی تغییر دهند. در حال حاضر این سیستم ها در كودپاشی‌‌ها، كارنده ها و سیستم های آبیاری توسعه قابل توجهی داشته اند.

    معرفی
    واژه كشاورزی دقیق را با توضیحاتی كه در بخش قبل ذكر شد می‌توان به صورت زیر تعریف كرد:«مدیریت دقیق گیاه و خاك مطابق با شرایط متغیر یك مزرعه». البته در فرهنگ اصطلاحات علمی از واژه هایی چون كشاورزی موضعی (
    Site specific management) Spot Agriculture نیز استفاده می شود ‌‌‌‌‌‌[Mishra et al., 2003].
    قدم های اساسی در كشاورزی دقیق عبارتند از:
    الف- شناسایی و تشخیص تغییرپذیری
    ب- مدیریت تغییرات
    ج- ارزیابی عملی
    الف- شناسایی و تشخیص تغییر پذیری: این مرحله یك گام اساسی به شمار می رود. زیرا هیچ مدیریتی بدون شناخت كافی از مسأله، ممكن نیست. همان طور كه گفته شده تغییرات مزرعه ای می توانند مكانی
    Spatial variability) ) یا زمانی(Temporal variability) باشند كه عمدتاً روش های استفاده شده به تعیین تغیرات مكانی مستلزم مطالعه روند رشد محصول درطول یك فصل زراعی می باشد كه چیزی نیست جز تغییرپذیری زمانی. بنابراین كاوش هر دو تغییرپذیری در كشاورزی دقیق ضروری به نظر می رسد [Shunwad et al., 2004].
    ب- مدیریت تغییرات: زمانی كه تغییرات درمزرعه مطالعه مكان یابی شد، تولید كننده باید براساس دانش زراعی خود مدیریت مناسبی متناسب با آن تغییرات اتخاذ كند. این مدیریت اصطلاحاً مدیریت موضعی محصول (
    Site-specific crop management) نام دارد كهsscm  مشهوراست. البته هرچه قدر بعد زمانی تغییرپذیری در این شیوه مدیریتی غالب تر باشد، مشكلات بیشتر است. به عنوان مثال در بحث پتاسیم و فسفر، بعد زمانی تأثیرچندانی بر تغییرپذیری آن در مزرعه ندارد در حالی كه این مطلب درمورد كودهای نیتروژنه صادق نیست.
    ج- ارزیابی عملی: سه مؤلفه اقتصاد، محیط زیست و انتقال فن آوری در این مرحله بیشترین اهمیت را دارند. مهمترین واقعیتی كه باید در كشاورزی دقیق قبول كرد این است كه اطلاعات وداده ها در این نوع كشاورزی ارزش محسوب می شوند نه فن آوری. بنابراین این داده ها به هر شیوه ای كه به دست می آیند، در صورت داشتن دقت بالا و خطای قابل قبول، با ارزش بوده و یك ورودی برای مدیریت موضعی اند. نكته دوّم این است كه حفظ محیط زیست همواره به عنوان عامل تأثیرگذار در بوجود آمدن كشاورزی دقیق مطرح بوده است. كاهش استفاده از مواد شیمیایی، سموم، آفت كش ها، افزایش كارایی كودها و در نتیجه افزایش بازدهی نهاده ها، جلوگیری فرسایش خاك [
    Shunwad et al., 2004] از مزایای زیست محیطی این نوع كشاورزی به شمار می ‌آیند.
    واژه انتقال فن آوری، بیشتر مرتبط با انتقال اطلاعات به بخش صنعت و عملیاتی كردن طرح های تحقیقاتی و ترویج برآیند آنها در میان كشاورزان می باشد (شکل 1).

     
    شکل 1: مراحل اساسی در کشاورزی دقیق

    جمعیت نیل به اهداف فوق و كاربردی كردن قدم های اساسی كشاورزی دقیق، سیستم های محاسبه ای سیّار اعم از كامپیوتر ها ونرم افزارهای مناسب چون نرم افزارهای GIS برای ثبت داده ها و تحلیل و كنترل آنها مورد نیاز خواهند بود. كترل ادوات و نهاده ها توسط دو روش عمده صورت می گیرد: یكی روش همزمان (Real-time) است كه در این روش، خصوصیتی از گیاه یا خاك به صورت پیوسته (On-the-go) اندازه گیری شده و سیستم های كنترلی واقع در تراكتور، به طور همزمان و با استفاده از این اندازه گیری، نهاده مورد نظر را تعیین و اعمال می كنند (شکل 2). این مطلب می تواند در كنترل عمق ادوات كشاورزی نیز قابل استفاده باشد [Raper et al., 1990].
    روش بعدی كه « نقشه مبنا» (
    Map-based) نام دارد زمانی به كار می رود كه نقشه ای از خصوصیات خاك یا گیاه قبلاً توسط حسگرها یا نمونه برداری و با استفاده از تركیبی از سیستم های GPS و GIS تهیه شده باشد وهم اكنون دراختیار پردازشگر كابین تراكتور باشد (شکل 2).

     
    شکل 2: سیستم نقشه مبنا (راست) و سیستم همزمان (چپ)

    نكته مهم در این روش این است كه باید نقشه مورد نظر اطلاعات بروزی از خصوصیات را ارائه دهد در غیر این صورت كارایی لازم را نخواهد داشت.
    در حال حاضر تركیبی از این دو روش می تواند به عنوان گزینه مطلوب تری پیشنهاد گردد [
    Adamchuck et al., 2004]. شکل 3 بیانگر تئوری كاربرد حسگرهای پیوسته و ثابت درخاك است.

     
    شکل 3: تئوری کاربرد حسگرهای در حال حرکت در خاک

    همان طور كه ملاحظه می شود، حسگرهای پیوسته یا در حال حركت، برمبنای پنج اصل فیزیكی طبقه بندی شده اند. حسگرهای الكتریكی ومغناطیسی، هدایت/ مقاومت الكتریكی، ظرفیت خازنی ویا القای مغناطیسی را تحت تأثیر جنس تشكیل دهنده یك ماده اندازه گیری می كنند. حسگرهای نوری و رادیو متری نیز از امواج الكترو مغناطیسی برای كاوش سطح انرژی جذب شده، باز تابیده شده یا انتقال یافته توسط وزارت خاك یا بافت گیاه استفاده می كنند. همچنین این حسگرها می توانند از اصل دید ماشین (Machine Vision ) برای شناسایی گونه های مختلف گیاهان یا اندازه گیری تراكم گیاه به صورت « همزمان» بهره بگیرند. حسگرهای صوتی از صدای ایجاد شده توسط درگیری وسیله با خاك و اندازه گیری آن استفاده می كنند [Tekeste et al., 2002]. حسگرهای بادی با تزریق مقدار معینی باد به داخل خاك می توانند میزان فشردگی خاك را تعیین كنند [Clement and Stombaugh, 2000]. حسگرهای مكانیكی، نیروی ایجاد شده در اثر درگیری یك وسیله با خاك یا گیاه را اندازه گیری می كنند. از این حسگرها ی الكترو شیمیایی شامل غشاءهای یون انتخابی‌ ‌[ion-selective] می باشند كه دراثرفعالیت یون های مشخصی در محلول خاك، ایجاد ولتاژ می كنند. می توان با كالیبره كردن این ولتاژ، سطح فعالیت یون های انتخابی را كاوش نمود[Adamchuck et al., 2004].
    اگرچه تولید كنندگان، حسگرهایی را ترجیح می دهندكه دارای ورودی مستقیم به الگوریتم های تصمیم گیری باشند ولی واقعیت این است كه حسگرهای ساخته شده، تنها قادر به كاوش غیرمستقیم پارامترهای خاك یا گیاه می باشند. به عنوان مثال، تغییرات هدایت الكتریكی خاك كه توسط حسگرهای الكتریكی اندازه گیری می شود بیانگرتغییرات در شوری خاك، رطوبت، بافت و نیز ماده آلی خاك می باشند[
    Adamchuck et al., 2004].
    بنابراین افزایش دقت و كارایی حسگرهای مذكور، از جمله چالش های اساسی در تحقق كشاورزی دقیق است.
    بنابر توضیحات فوق حال می توان چهار مؤلفه اساسی كشاورزی دقیق را نام برد:
    1- سنجش از راه دور
    Remote Sensing
    2-
    GIS
    3-
    DGPS
    4-
    VRT
    ازطریق عكس برداری فضایی از سطح مزرعه می توان اطلاعات مفیدی در خصوص رطوبت موجود در گیاه و خاك، سطح پوشش گیاهی و.... به دست آورد[
    Mishra et al., 2003]. كه به روش سنتی از راه دور معروف است. خصوصیت غیر مخرّب آن باعث می شود كه هیچ گونه تصرفی از جهت عبور و مرور ادوات و ماشین ها و یا نمونه برداری در مزرعه صورت نپذیرد ودرنهایت خطای عكس برداری كه در چند سال اخیر به حدود چند سانتی متر كاهش یافته است نیزاز نكات قابل توجه این روش محسوب می شود [Mishra et al., 2003]. با همه توصیف هایی كه شد، بهترین حالت، تركیب روش های سنجش از راه دور با نقشه های به دست آمده از روش های دیگر است تا بتوان اطلاعات جامع و مفیدی به دست آورد.
    فن آوری نرخ متغیر(
    VRT) از سه بخش اساسی تشكیل یافته است:
    1-
     كنترل كننده
    2-
     موقعیت یاب
    3-
     فعال كننده
    كنترل كننده در واقع شامل تجهیزات دقیقی است كه می تواند با استفاده از نقشه، وضعیت مكان مورد نظر را از نظر خصوصیت خاك یا گیاه
     پردازش كند. این پردازش به كمك موقعیت یاب می تواند موقعیت یك مكان را با نقطه تعیین شده در نقشه هماهنگ كرده ودر نتیجه تصمیم لازم را برای استعمال نهاد، اتخاذ نماید. سیستم موقعیت یاب در واقع یك دریافت كننده DGPS است كه مختصات موقعیت جغرافیایی مكان مورد نظررا از لحاظ طول و عرض جغرافیایی و همچنین ارتفاع نمایش می دهد. در مرحله آخر، فعال كننده، تصمیم اتخاذ شده توسط پردازشگر را عملی می سازد.

    تجارب كشورهای مختلف در مورد كاربرد كشاورزی دقیق
    1-
     مدیریت عناصر غذایی در سیستم های كاشت ذرت و سویا، ایالات متحده آمریكا
    سیستم های كشت دیمی وآبی كمربند ذرت آمریكا با مزارع بزرگ و كاربرد فن آوری های جدید شناخته شده است. با وجود این كه طی 30 سال گذشته، افزایش عملكرد خوبی در این مزارع رخ داد امّا آلودگی آبهای زیرزمینی (به علت استفاده مداوم ازسموم و كودهای شیمیایی درروش های مرسوم ) معضل اساسی این كشاورزی بوده است. كشاورزی دقیق گرچه ابتدا با هدف ایجاد سود بیشتر متولد شد امّا هم اكنون، نیل به سود پایداروكاهش آلودگی های زیست محیطی از مهمترین نتایج آن است [
    Dobermann and Cassman, 2002].
    درابتدای به وجود آمدن كشاورزی دقیق دراین منطقه، عمدتاً سیستم های
    VRT، مزارع بزرگ را مدیریت می كرد. به خصوص در كاربرد متغیر كودهای نیتروژنه، فسفاته و پتاسیم ودیگرنهاده ها این سیستم جایگاه خاصی داشت [Pierce and Nowak, 1999].
    امّا با گذشت زمان و توسعه سیستم های مدیریت موضعی (
    sscm) مزارع به واحدهای كوچك تری از لحاظ مدیریتی تقسیم شدند. همچنین به علت هزینه بالای نمونه برداری درمزارع وسیع، رویكرد سنجش ازراه دور، حسگرهای on-the-go وتهیه نقشه های عملكردی جایگزین روش های قدیمی گشت [Ferguson et al., 2003]. بنابراین كشاورزی دقیق درآمریكا جایگاه خاصی پیدا كرد. البته درمرحله ارزیابی عملی این سیستم مشخص شد كه اگر چه با كاربرد این تكنولوژی سطح استفاده از نهاده ها كاهش پیدا كرد امّا افزایش معنی داری درعملكرد محصول مشاهده نشد (جدول 1).
    همچنین روشن نیست كه آیا كاربرد
    VRT می تواند باعث كاهش آبشویی نیترات گردد یا خیر
    [
    Ferguson et al., 2002]. به هرحال این تكنولوژی فعلا به صورت گسترده وفراگیركاربرد پیدا نكرده است امّا مطالعه وبررسی ها بویژه در بحث مواد مغذی، چالش اساسی محققان كشاورزی دقیق در آمریكا است.

    جدول 1: مثالهایی از اثر کاربرد کشاورزی موضعی بر استفاده از کود نیتروژنه در آمریکا
    [
    Dobermann et al., 2004]
    محصول، منطقه
     تیمار کود نیتروژنه کاربرد نیتروژن
     kg/ha عملکرد t/ha کارایی نیتروژن kg/kg
    ذرت ،
    ایالات متحده آمریکا
     مرسوم 142 3/10 73
     کشاورزی موضعی(1) 141 4/10 74
     کشاورزی موضعی(2) 113 2/10 90
    گندم،
    ایالات متحده آمریکا
     مرسوم 90 1/2 23
     کشاورزی موضعی(1) 109 3/2 21


    2
     مدیریت كود نیتروژنه در كاشت غلات، شمال اروپا
    عملكرد غلات زمستانه و استفاده از كود نیتروژنه در اروپا بالاست. برآوردهایی كه در انگلستان و آلمان صورت می پذیرد مبین این است كه هزینه استفاده از نیتروژن مازاد وغیرضروری بسیارزیاد می باشد [
    Dobermann et al., 2004]. اگر چه در دانمارك، استفاده از نیتروژن دارای یك حدّ بیشینه است، مطالعات درزمینه كاربرد بهینه میزان نیتروژن وافزایش كارایی آن محور اساسی تحقیقات انگلستان اشاره می شود امّا تحقیقات مشابهی نیزدركشورهایی چون آلمان ودانمارك درحال انجام است.
    برنامه كشاورزی دقیق درجنوب انگلستان درطی 5 سال انجام شد كه هدف عمده آن تعیین خط مشی هایی جهت افزایش كارایی نهاده ها و كاهش صدمات زیست محیطی بود[
    Blackmore, 2000].
    این برنامه درعمل شامل 3 مرحله بود:
    1)
     كاوش و بررسی سطح تغییرپذیری درمزارع انگلیس.
    2)
     توسعه تكنیك هایی جهت اندازه گیری تغییرات در طی فصل رشد (مدیریت تغییرات)
    3)
     ترویج وانتقال اطلاعات به كشاورز و تولید كننده و توجیه بخش كشاورزی دقیق نسبت به مزایای استفاده از كشاورزی خصوصیاتی مانند رطوبت خاك، بافت خاك، ومواد مغذی آن به صورت نقشه هایی تهیه شد. و به صورت كاربردی در اختیار برنامه های
    GIS و GPS قرار گرفت. درمرحله ارزیابی عملی این فن آوری، محققان انگلیسی دریافتند كه كاربرد متغیر نیتروژن با استفاده از كشاورزی دقیق، استفاده مازاد N را تا   كاهش می‌دهد و نیز سودی معادل 36 یورو بر هكتار درمقایسه با روشهای سنّتی عاید كشاورز می‌كند[Dobermann et al., 2004]. درمجموع یافته های بررسی كشاورزی دقیق در انگلستان وبه طور كلّی اروپا  مشابه نتایج آمریكا بود. بدین معنی كه اگرچه به عنوان مثال كاهش چشمگیری در استفاده‌ ازN وجود داشت امّا همچنان افزایش در عملكرد و میزان پروتئین دانه، مشاهده نشد(جدول 2).


    3- مدیریت عناصر غذایی در مزارع آبی برنج، آسیا
    در آسیا، مزارع خصوصی دارای ابعاد كوچكی هستند و بنابراین تنها می توان، ازتجهیزات كوچك استفاده نمود. بررسی های مزرعه ای نشان داده است كه عدم قطعیت های بسیاری دراثر تغییرپذیری منابع تغذیه ای خاك در همین مزارع موجود است [
    Dobermann et al., 2004]. بنابراین،‌ ‌كشاورزی دقیق درمناطقی چون چین، هندوستان و فیلیپین توسعه یافت وبررسی هایی كه طی سالهای 1997تا2000 در179 نقطه از مناطق برنج خیزآسیایی انجام گرفت مبین این واقعیت بود كه به طور متوسط عملكرد دانه برنج 11 درصد افزایش و استفاده از كود نیتروژنه 4 درصد درمقایسه با روش های مرسوم كاهش یافت و در نتیجه سود متوسطی معادل 46 دلار آمریكا درهر هكتار و در هر چین برداشت، عاید كشاورزان شد. بنابراین مدیریت موضعی مواد مغذی (Site  Specific  Nutrient  Management) در این مناطق با وجود كوچك بودن مزارع (كه مشكل مزارع ایران نیز می باشد) پاسخ نسبتاً خوبی ارائه كرده است.
    جدول 2: مثال هایی از اثر کاربرد کشاورزی موضعی بر استفاده از کود نیتروژنه در اروپا
     [Dobermann et al., 2004]
    محصول، منطقه
     تیمار کود نیتروژنه کاربرد نیتروژن kg/ha عملکرد
     t/ha کارایی نیتروژن kg/kg
    گندم،
    انگلستان
     مرسوم 174 4/7 43
     کشاورزی موضعی 155 2/7 46
    گندم،
    آلمان
     مرسوم 178 3/6 35
     کشاورزی موضعی 138 3/6 46
    گندم،
    هلند
     مرسوم 240 4/9 39
     کشاورزی موضعی 189 5/9 50

    4- كشاورزی دقیق در هندوستان
    با وجود این كه كشاورزی دقیق تقریباً در حال حاضر در انحصار كشورهای رشد یافته است امّا در كشورهای رشد یافته است امّا در كشورهای در حال توسعه چون هندوستان نیز تلاش هایی برای اجرای این فن‌آوری انجام شده است ‌‌‌‌‍‌[
    Shunwad et al., 2004].
    در حال حاضر، پتانسیل استفاده از كشاورزی دقیق در هند به دلیل كمبود تكنیك‌های اندازه‌‌گیری و تحلیل فاكتورهای موثر خاك و گیاه محدود شده است‌‍ اما متدولوژی زیر برای اجرای کشاورزی دقیق در هند پیشنهاد شده است [
    Mishra et al., 2003].
     الف- بوجود آمدن سیستم های مختلف علمی شامل دانشمندان كشاورزی در سنجش های مختلف آن مهندسان، سازندگان و اقتصاددانان به منظور مطالعه دورنمای كلی كشاورزی دقیق.
    ب- تشكیل تعاونی های كشاورزی جهت تهیه تجهیزات، چرا كه بسیاری از لوازم مورد نیاز این فن‌آوری گران قیمت هستند.
    ج- تلاش جهت ادغام اراضی كشاورزی با دخالت مكانسیم های درست.
    د- ترویج و آگاهی دادن به كشاورزان نسبت به مزایای استفاده از كشاورزی دقیق از جمله كاهش میزان مصرف كود، آب، حشره كش‌ها و آفت كش‌ها.
    بر همین اساس مطالعاتی با همكاری بخش فضایی (
    Department of space) و دولت هندوستان در قالب 8 طرح پژوهشی در مزارع  ICRISAT و مزارع خصوصی كشاورزان تدوین شده است. هدف این سری پژوهش ها، بررسی شكاف عملكردی در مزارع، تغییر پذیری خصوصیات مكانی در خاك و تغییرپذیری خصوصیات وابسته به زمان و فصل و نمایش آنها است كه توسط اطلاعات حاصله از حسگرهای نوری و میكرویوی انجام می شود. محصولات كاشته شده در مزارع مورد مطالعه شامل گندم، سورگوم، برنج، سویا و بقولات هستند. مشابه این تحقیقات در ابعاد كوچك تر نیز انجام شده است [Mishra et al., 2003].

    موانع توسعه كشاورزی دقیق در دنیا
    برای پرداختن به موانع سر راه توسعه و پیشرفت كشاورزی دقیق، ابتدا باید فاكتورهای موثر بر توسعه آن را بررسی كرد. این فاكتورها به دو دسته مهم طبقه بندی می شوند: فاكتورهای كلان و دوست مهرور و فاكتورهای خورد یا فاكتورهایی كه مربوط به تولیدكنندگان وكشاورزان است. متوسط مساحت اراضی كشاورزی، حرفه ای بودن كشاورزان، سودآورد بودن آن، سواد و اطلاعات نرم افزاری و داشتن امكانات و تجهیزات ماهواره ای و فضایی، از جمله عوامل كلانی هستند كه جایگزین سازی و عملی كردن كشاورزی دقیق دریك كشور به صورت قابل توجهی تحت تأثیر این عوامل می باشد.
    سود اقتصادی بیشتر، افزایش عملكرد محصول، كاهش مصرف نهاده هایی مانند كود و آب و آسانی كار نیز از دیدگاه فردی برای كشاورزان حائز اهمیت است[
    Dobermann et al., 2004]. در راستای عملیاتی كردن شیوه های كشاورزی دقیق در هر كشوری چهار سؤال مهم مطرح می شود.
    1-
     آیا اطلاعات به دست آمده از كشاورزی دقیق قابل تحقیق به بخش كشاورزی هست و اساساً چه شیوه های مدیریتی قابل تطبیق با اطلاعات بدست آمده می توان اتخاذ كرد؟
    2-
     آیا اطلاعات بروز و جدید هستند؟
    3-
     آیا اطلاعات برای شخصی كه می خواهد تصمیم گیری كند معنی دار است تا این شخص دست به تغییر و تحول بزند؟
    4-
     آیا اطلاعات را می توان در حیطه عمل پیاده كرد؟
     با پذیرفتن این كه اطلاعات مهم، قابل دسترسی، بروز و جدید و هم چنین معنی دار می باشند و می توان در عرصه عمل اجرا كرد،یك تولیدكننده نسبت به انجام و اجرای سیستم های كشاورزی دقیق متقاعدمی شود.امّابایدتوجه داشت كه كشاورزی دقیق یك امرتدریجی وقدم به قدم است وهرگزباتصمیمات عاجل وسریع قابل اجرا نخواهد بود. موانع و عوامل بازدارنده دركشورهای در حال توسعهء چون ایران را می توان از میان فاكتورهای مذكور چه در بخش كلان و چه در بعد فردی، جستجو كرد در استرالیا، ترویج و انتقال فن آوری، بیشترین اهمیت را از لحاظ بازدارندگی نسبت به عواملی چون اقتصاد و تجهیزات ایفا می كند[Cook et al., 2000].
    امّا در كشورهایی چون هندوستان، سطح كوچك اراضی، غیر یكنواختی سیستم های كاشت، كمبود دانش فنی و نرم افزاری در میان كشاورزان و تولیدكنندگان و هزینه های بالا به عنوان محدود كننده های كشاورزی دقیق مطرح هستند[
    Shunwad et al., 2004]. با این توضیح كه در هند بیش از 58 درصد مزارع كشاورزی مساحت كمتر از یك هكتار داشته و متوسط مساحت اراضی این كشور 57/1 هكتار است. تنها در ایالاتی چون پنجاب، گوجارات و هاریانا بیش از 20 درصد از اراضی مساحتی بیش از 4 هكتار دارند [Mishra et al., 2003]. البته زمین هایی با وسعت بیش از 15 هكتار نیز در بخش پاتیالای ایالت پنجاب وجود دارند كه مناسب برای اجرای طرح های كشاورزی دقیق به نظر می رسند و به همین دلیل در حال حاضر در دو ایالت پنجاب و هاریانا، مقدماتی برای اجرای كشاورزی دقیق برای محصولات محوری چون برنج و گندم تدارك دیده شده است [Mishra et al., 2003].

    نتیجه گیری و بحث
    سیستم های كشاورزی دقیق با وجود این كه محدود به كشورهای توسعه یافته شده است اما در كشورهای درحال توسعه و به ویژه هندوستان نیز در سال های اخیر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و حتی تحقیقات جامعی نیز در حال اجراست. هدف اساس این فن‌آوری، تحقق كشاورزی پایدار است كه در قالب كاهش استفاده، از نهادهایی چون كودهای شیمیایی و در نتیجه كاهش آلودگی های زیست محیطی به ویژه آلودگی های آب های زیر زمینی قابل دستیابی است. از طرفی غیر یك نواختی پارامترهای مهم خاك و گیاه در داخل یك مزرعه نیز این فن‌آوری را بیش از بیش مورد توجه قرار داده است. سیستم های سنجش از راه دور،
    GIS ،DGPS، VRT به كمك این فن‌آوری آمده اند تا بتوان با حداقل خطا، مطابق نیاز در مناسب ترین زمان و مكان، نهادها را به درستی اعمال كرد. اما موانع و مشكلاتی هم پیش رو بوده است كه هزینه های بالا، انتقال فن‌آوری و دانش فنی مورد نیاز به كشاورزان، توجیه اقتصادی و سودآوری، امكانات و تجهیزات ماهواره ای از جمله این موانع بوده اند. با تركیبی مناسب از سیستم های سنجش از راه دور و سیستم مكان یابی جهانی و نیز كاربرد حسگرهایی كه بتوانند با حداكثر دقت پارامترهای خاك را اندازه‌گیری نمایند می توان عوامل محدود كننده این فن‌آوری را به حداقل رسانده و در كشورهای در حال توسعه ای چون ایران شاهد تحقق این فن‌آوری بود. از طرفی تجربه كشورهای مختلف نشان داده است كه رسیدن به این فن‌آوری یك فرایند وقت گیر و گام به گام است كه با مطالعات و آزمایشها و انجام پروژه های كاربردی و مفصل قابل حصول است. بنابراین اولین قدم در بحث كشاورزی دقیق برای كشورمان، شناسایی توانایی ها و قابلیت های بالقوه ای است كه می تواند بسیاری از محدودیت ها را از سر راه برداشته و در نتیجه باعث محلی شدن این فن‌آوری گردد. از طرفی بررسی و مطالعه دقیق تغییر پذیری مكانی و زمانی ویژگی های مهم خاك و گیاه از جمله عناصر غذایی، بافت خاك، رطوبت، عملكرد محصول، فشردگی و سایر عوامل نیز در مرحله اول به عنوان تجربه كشورهای صاحب این فن‌آوری ضروری به نظر می رسد.
    در نتیجه می توان طی مراحل شناسایی و تشخیص سطح تغییر پذیری مزارع ایران، مدیریت تغییرات و ارزیابی عملی فن‌آوری مذكور را برای محصولات محوری چون گندم و برنج در ایران متصور بود

     

     

     

     

    کشاورزی دقیق چیست ؟
    مدیریت مزرعه به نوعی بر مبنای متوسط , یا یکنواخت انجام می شود که تمام سطح مزرعه کاربرد یکنواخت نهاده های زراعی را دریافت نماید.بهر حال , تغییرپذیری در نوع خاک , عمق خاک , ناهمواری یا شیب , یا علف های هرز می توانند موجب تغییراتی در عملکرد ها شوند. به طور نمونه دامنه عملکرد دانه می تواند از صفر تا بیش از 10 تن در هکتار در داخل یک مزرعه باشد. مفهوم کشاورزی دقیق به طور ساده مدیریت این تغییرپذیری با تطبیق دادن نهاده ها , مانند کود شیمیایی یا بذر , با پتاسیل محل می باشد.در این روش , عملکرد گیاه زراعی به حداکثر می رسد و در ضمن مصرف بیش از اندازه نهاده های زراعی به حداقل کاهش می یابد.به این فرایند مدیریت "کشاورزی محل خاص " گفته می شود.


    کشاورزی دقیق چگونه عمل می کند ؟
    کشاورزی دقیق دارای تعدادی ابزار پیشرفته می باشد که به پایش تغییر پذیری و مدیریت نهاده ها کمک می کند.این ابزار ها شامل :
    1-
    سیستم موقعیت یابی جهانی (GPS) – اشاره به شیوه ای دارد که قادر به شناسایی نقاط در داخل مزرعه می نماید.
    2-
    سنسور ها و وقا یع نگار های داده ها (Sensors and dataloggers) – اطلاعات مربوط به گیاه زراعی , خا ک و اقلیم را می توان با استفاده از این فن اوری ها به فراوانی زیاد مورد دیده بانی قرار داد.
    3-
    سیستم اطلاعات جفرافیایی (GIS) – نقشه های این ویژگی ها را می توان فراهم نمود و با استفاده از مرورگر های ساده یا مدل های پیچیده مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
    4-
    عمل تشخیص دهنده به محض شناسایی عوامل محدود کننده عملکرد, اقدامی می توان برای غلبه یا به حداقل رساندن این محدود یت ها انجام داد.
    GPS –
    موتور کشاورزی دقیق
    کشاورزی محل خاص با استفاده از سیستم موقعیت یابی جهانی (GPS) امکان پذیر می گردد. (GPS) محل کاربر (طول , عرض جغرافیایی , ارتفاع ) را از طریق دریافت سیگنال پخش شده توسط 24 ناوبری ماهواره ای با دقت های کم و زیاد محاسبه می کند.
    سنسورها ( حسگر ها ) و وقایع نگار های داده ها
    داده های جمع اوری شده بر مبنای محل خاص اطلاعاتی را برای تصمیمات مدیریت کوتاه مدت و بلندمدت فراهم می سازد. مجموعه داده ها میتواند سنسور های درون خطی , سنسور های از راه دور یا سنسور های برون خطی را به کار گیرند.
    سنسور های دورن خطی On-line sensors , هنگام ارتباط با GPS و وقایع نگار داده ها , در ضمن حرکت در محدود مزرعه مورد نظر اطلاعات محل خاص را دریافت می کنند. متداول ترین کاربرد سنسور درون خطی جریان سنجی دانه است , که قادر به تهیه نقشه عملکرد در طی عملیات برداشت می نماید.
    سایر سنسور های مفید شامل سنسور های القای الکترومغناطیسی که قادر به اندازه گیری بافت خاک و نواری های شوری می باشند ,سیستم های کشف علف هرز با استفاده از حرکت دائم دوربین مادون قرمز یا نوری هستند .
    سنسور های از راه دور : داده های محل خاص را از محل دور دریافت می کنند. تصویربرداری ماهواره ای یا عکس های هوایی می توانند انواع عوامل موثر بر عملکرد مانند نوع خاک , ناهمواری , آلودگی ها به علف های هرز, جوانه زنی بذر , و سلامت گیاه زراعی را شناسایی نمایند.
    سنسور های برون خطی Off-line sensors
    این سنسور ها قادر به اندازه گیری عوامل موثر بر عملکرد در زمان های غیر از هنگام کار در محل می نمایند.به عنوا ن مثال , از ارزیابی های حاصلخیزی خاک , شمارش حشرات , اندازگیری های شیره گیاهی , یا شناسایی تهاجم های علف هرز می توان تصویری ساخت که ممکن است بر عملکرد های اواخر فصل تاثیر می گذارند.
    سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS : نقشه برداری و تجزیه و تحلیل داده ها
    به محض جمع آوری داده ها ,مجموعه ای از نرم افزار کامپیوتری داده های وقایع نگاری شده را به عملکرد , توپوگرافی, خاک , عناصر غذایی یا نقشه علف هرز تبدیل می کنند.بهر حال , این نقشه ها فقط تغییر پذیری را توصیف می کنند , علت تغییر پذیری را توضیح نمی دهند , نقشه هایی برای درستی عرصه با بررسی در طی فصل رویش با شناسایی صحیح علل احتمالی تغییرات عملکرد لازم می باشد.
    تعدادی از مجموعه ای از نرم افزاری های کامپیوتری می توانند به این تجزیه و تحلیل کمک نمایند.
    عمل نهایی : اجرا
    به محض شناسایی عوامل محدود کننده عملکرد , در مورد اینکه آیا این تغییر پذیری ارزش سرو کار داشتن دارد یا نه باید تصمیم گیری نمود , ایا عامل یا عوامل این تغییر پذیر ی را می توان مدیریت نمود , و آیا هزینه های مدیریت محل خاص بیش از سود مورد انتظار می باشد.
    هزینه ها و فواید
    در استرالیا , اطلاعات در مورد هزینه ها و فواید کشاورزی دقیق کمیاب می باشد. گزارش های کشاورزان عمده مناطق شمالی , بهر حال پیشنهاد می کنند که صرفه جویی های قابل ملاحظه را می توان با کاربرد سیستم های هدایت دستگاه بدست آورد. نقشه برداری عملکرد می تواند صرفه جویی های اساسی به دو طریق فراهم نمایند.
    1-
    با به حداقل رساندن نهاده ها و اثر نامطلوب بر زیست محیطی , از طریق کاربرد موثر تر .
    2-
    به حداکثر رساندن عملکرد ها , با غلبه بر محدودیت های محل خاص نسبت به عملکرد
    تولید نقشه های عملکرد به تنهایی بدون پایش ضروری گیاه زراعی , خا ک و علف های هرز ارزش کمی دارند. داده های جمع آوری شده باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند و اقدامات اصلاحی برای نیل به سوددهی از طریق سرمایه گذاری اجرا گردد.فواید بالقوه شناسایی شده توسط کاربران این فن آوری عبارت است از :
    1-
    افزایش عملکرد
    2-
    کاهش هزینه ها
    3-
    بهبور محیط زیست

     

     

     

     

     

     

     

     



    تاريخ : دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۹ | 12:16 | نویسنده : قاسم |
    مترجم سایت
  • پول فا
  • وکیل
  •